اختصاصی هموطن؛ گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
در روزهایی که مستند «ترانه» به کارگردانی پگاه آهنگرانی از شبکههای بینالمللی پخش شد و صدای مظلومیت ترانه علیدوستی پس از سالها سکوت سنگین،دوباره در فضای عمومی ایران پیچید، زمان مناسبی است تا به عمق تاریخ مبارزه زنان ایرانی نفوذ کنیم. این مستند، که روایتی شجاعانه و صریح از تجربیات”ترانه هنر ایران” در زندان اوین، مقابله با بیماری مهلک وتصمیم قاطع او برای کنار گذاشتن حجاب اجباری ارائه میدهد، نه تنها داستان یک فرد، بلکه نمادی از ادامه زنجیرهای طولانی از مقاومت زنان ایرانی علیه تبعیض،ظلم و سنتهای سرکوبگر است. زنان ایران، از شاعران جسوری چون رابعه بلخی، مهستی گنجوی، طاهره قرةالعین و مستوره اردلان گرفته تا فعالان حقوق بشر و هنرمندان شجاع امروز، همواره در به چالش کشیدن ساختارهای مردسالار و استبدادی جامعه ایران پیشتاز و پیشگام بودهاند. جوان امروز نیاز دارد تا سفری تاریخی داشته باشد از ریشههای این مبارزه تا نقطه اوج آن در جنبش «زن، زندگی، آزادی»، و بررسی عمیق تاثیر تلاش این زنان بر آگاهی جامعه و آینده ایران.
ریشههای مدرن مبارزه؛ نسل پیشگامان ادبی و سیاسی در ایران معاصر
در تاریخ معاصر ایران، فروغ فرخزاد یکی از زنان پیشگام و پیشرو است. او یکی از برجستهترین نمادهای این نسل، با شعرهای جسورانهاش تابوهای اجتماعی را درهم شکست. او در مجموعههایی مانند «اسیر»، «دیوار» و به ویژه «تولدی دیگر»، از عشق آزاد، بدن زنانه و هویت فردی سخن گفت. موضوعاتی که در جامعه سنتی ایران آن دوران، کاملاً ممنوع بودند.
فروغ نه تنها شاعری آزادیخواه بود، بلکه از لحظه لحظه زندگی و هنرش برای فریاد اعتراض استفاده کرد؛ طلاق از همسر، نگهداری از فرزند در دورانی که زنان چنین حقی نداشتند و ساخت فیلم مستند جسورانه «خانه سیاه است» درباره بیماران جذام، هر کدام گامی در جهت اثبات توانمندی زنان است. مرگ دلخراش او در تصادف رانندگی، پایان یک زندگی پرتلاطم بود، اما میراثش زنده ماند و الهامبخش نسلهای بعدی شد.
در کنار فروغ، سیمین دانشور، به عنوان نخستین زن ایرانی که حرفهای داستان نوشت، جایگاه ویژهای دارد.
رمان «سووشون» او که یکی از پرفروشترین آثار ادبیات معاصر ایران است، تصویری قدرتمند از مقاومت یک زن در برابر اشغال و استبداد ترسیم میکند. دانشور، که دکترای ادبیات از دانشگاه تهران داشت و همسر جلال آلاحمد بود، در ترجمه آثار نویسندگان بزرگ جهان و آموزش دانشگاهی نیز پیشرو بود. او اولین زنی بود که ریاست کانون نویسندگان ایران را بر عهده گرفت و همواره از آزادی بیان دفاع کرد، حتی در برابر سانسور در دوران پهلوی و سپس جمهوری اسلامی.
فرخرو پارسا، اما قصهای پر غصه دارد. او نخستین زن وزیر در ایران بود که به نماد ورود زنان به عرصه قدرت تبدیل شد. اگر زنان قبل از او در حرمسراها نقش آفرینی میکردند، اما او به میدان سیاست آمد تا جزو اولینها باشد.
او پزشک، معلم و فعال حقوق زنان بود و برای آموزش دختران و گسترش سواد مبارزه کرد. اما پس از وقایع۱۳۵۷، به اتهامات ساختگی مانند «فساد فیالارض»اعدام شد. او قربانی مستقیم سیاست ضد زنی شد که زنان را از مناصب قدرت کنار زده و می زند. اعدام پارسا،زنگ خطری بود برای نسل بعدی زنان که نشان داد مبارزهشان نه تنها علیه سنتهای کهن، بلکه علیه استبدادنوین نیز هست.
سیمین بهبهانی، بانوی غزل ایران نیز با نوآوری در فرمغزل سنتی، مسائل اجتماعی مانند فقر، جنگ ایران وعراق، و حقوق زنان را به شعر کشید.
او در سالهای آخر عمر، علیرغم کهولت سن، دراعتراضات جنبش سبز ۱۳۸۸ شرکت کرد و حتی مورد ضرب و شتم نیروهای امنیتی قرار گرفت. بهبهانی باشعرهایی مانند «دوباره میسازمت وطن»، صدای امید و مقاومت را زنده نگه داشت.
این چهار زن که تنها نمونهای از خیل زنان مبارز ایران معاصر هستند، با قلم، عمل و شجاعت، پایههای فکری واجتماعی مبارزه زنان را بنا نهادند. آنها نشان دادند که زنان میتوانند فراتر از نقشهای سنتی مانند همسرفداکار و مادر نمونه! خلاق، مستقل و تأثیرگذار باشند.
دوران معاصر؛ از حقوق بشر تا اعتراضات مدنی
میراث تلاش یک صد ساله زنان ایران را امروز و در خیابانها میتوان مشاهده کرد؛ اما این میراث با تلاش بیوقفه دو دهه اخیر زنان و دختران به ثمر نشسته است.
نرگس محمدی، برنده جایزه نوبل صلح یکی از این زنان است. او ادامهدهنده مستقیم راه زنان پیشرو و پیشگام است. او که از فعالان برجسته دفاع از حقوق بشر بوده،سالها علیه مجازات اعدام، شکنجه و تبعیض جنسیتی مبارزه کرده است. محمدی بارها زندانی شد، مجموعاًبیش از ۲۰ سال حکم دریافت کرد و حتی از زندان اوین،پیامهایش را به بیرون فرستاد.
در جنبش «زن، زندگی،آزادی»، صدای او از پشت میلههای زندان، الهامبخش میلیونها نفر بود. اهدای نوبل به او، نه تنها تقدیر از یک فرد، بلکه به رسمیت شناختن مبارزه زنان ایرانی در سطح جهانی است.
در کنار نرگس محمدی میتوان به دهها زن پیشرو و پیشگام اشاره کرد که در حوزههای مختلف علیه سنتها ایستادگی کردند و توانستند حق خود را از جامعه مردسالار و زنستیز بگیرند و جامعه را به مسیری جدید هدایت کنند. از مریم میرزاخانی گرفته که امروز الگوی بسیاری از دختران ایرانی است تا منیژه حکمت که در حوزه فیلمسازی تلاش میکند و تا کیمیا علیزاده که در حوزه ورزش توانست حق خود را بستاند و حتی انوشه انصاری که شاید حتی نام ایران را هم به خاطر نداشته باشد، هر کدام به عنوان نمادی مطرح شدند. تمام این زنان، فارغ از گرایشهای سیاسی و فکری مختلف و گاه متضادی که دارند، همگی در یک مسیر تلاش کردند و آنهم احقاق حقوق زنان است.
هنرمندان در خط مقدم؛ هزینه سنگین آزادی بیان
در دهههای اخیر، سینما و هنر به صحنه اصلی اعتراض زنان تبدیل شده است.
ترانه علیدوستی، ستاره فیلمهایی مانند «شهر زیبا»،«درباره الی» و «فروشنده»، در اعتراضات ۱۴۰۱ باانتشار عکس بدون حجاب اجباری و حمایت صریح ازمعترضان، بازداشت شد. او ماهها در زندان انفرادی گذراند، با بیماری سهمگین دست و پنجه نرم کرد، و پس از آزادی، اعلام کرد که دیگر هرگز با حجاب اجباری، به سینما باز نمیگردد. مستند «ترانه»، ساخته پگاهآهنگرانی، این تجربیات را به تصویر کشید و نشان دادچگونه یک هنرمند مشهور، شهرت را فدای آزادی زنان هم نسل خود میکند.
کتایون ریاحی، یکی دیگر از نخستین بازیگرانی بود که درآغاز جنبش ۱۴۰۱ حجاب را برداشت و هزینه سنگینی پرداخت کرد و ممنوعالکار شد، احضار و فشارهای امنیتی را به جان خرید و تبدیل به الگو و نماد شد.
هنگامه قاضیانی با ویدئویی بدون حجاب و شعارهای اعتراضی، بازداشت شد و پگاه آهنگرانی، علاوه بر بازیگری، با ساخت مستندهایی مانند «ترانه»، صدای زنان زندانی و معترض را به جهان رساند.
البته این فقط زنان هنرمند نبودند که در برابر ظلم و تبعیضها مبارزه کردند. افرادی چون فاطمه سپهری،گوهر عشقی و مادران دادخواه، هر کدام در این مسیر پر غصه، باری را بر دوش کشیدند و علیرغم فشارها، تسلیم نشدند و جامعه را به یاد مسئولیت تاریخیاش انداختند.
جنبش «زن، زندگی، آزادی»؛ نقطه عطف تاریخی
در میان تمام زنان و دختران شجاع و اثرگذار یک صد سال اخیر، به طور قطع نام یک نفر بیش از دیگران میدرخشد و آن هم نام “مهسا امینی” است. همان دختر جوانی که در هنگام دستگیری، برادرش فریاد زد “ما در این شهر غریب هستیم!”
جنبش ۱۴۰۱، که با مرگ ناجوانمردانه مهسا امینی دربازداشت گشت ارشاد آغاز شد، بزرگترین خیزش زنمحور تاریخ ایران است. با انتشار خبر مرگ تلخ او، زنان در خیابانها حضور یافتند، حجاب را به نشانه اعتراض سوزاندند، و شعار «زن، زندگی، آزادی» را به نماد جهانی تبدیل کردند. این جنبش، ادامه مستقیم مبارزه پیشینیان است. از اعتراض فروغ به کنترل بدن زن تا مخالفت علیدوستی و ریاحی با حجاب اجباری. زنان نه تنها قربانیان اصلی سرکوب بودند، بلکه موتور محرک آگاهی جامعه شدند.
آنها نشان دادند که تبعیض، ریشه بسیاری از مشکلات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران است و بدون آزادی زنان، آزادی کل جامعه ممکن نیست.
این زنان با پرداخت هزینههای سنگین – زندانهای طولانی، شکنجه، بیماری، تبعید و حتی مرگ – جامعه ایران را از خواب غفلت بیدار کردند. آنها مرزهای ترس راجابهجا کردند و نسل جوان را به سمت مطالبه حقوق اساسی سوق دادند.
تاریخ معاصر ایران بارها ثابت کرده که تغییرات بنیادین،اغلب با پیشتازی زنان همراه بوده است. از جنبش مشروطه که زنان در آن نقش داشتند تا جنبش زن، زندگی آزادی، زنان ایرانی با آگاهی عمیق از ریشههای سرکوب،نه تنها حقوق خود را مطالبه میکنند، بلکه آزادی،دموکراسی و عدالت برای همه را فریاد میزنند. همانطور که بسیاری از فعالان میگویند، انقلاب آینده ایران زنانه خواهد بود؛ نه به معنای جنسیتی، بلکه به معنای رهبری توسط کسانی که بیشترین هزینه را پرداختهاند و عمیقترین درک از ظلم را دارند. به طور قطع زنان پیشگام،از فروغ تا نرگس و ترانه، آیندهای برابر و آزاد را برای ایران خواهند ساخت.