خانه سیاست زیرکوه، پشت تونل، دور از آژانس/ صدای «تیشه» را می شنوید؟ 

هم وطن درباره فعالیت های هسته ای ایران پس از جنگ گزارش می‌دهد

زیرکوه، پشت تونل، دور از آژانس/ صدای «تیشه» را می شنوید؟ 

پنج ماه پس از پایان جنگ دوازده‌روزه، اکنون زمان مناسبی است تا وضعیت تأسیسات هسته‌ای ایران به‌ویژه سایت‌های غنی‌سازی و تسلیحاتی که هدف حمله موشکی آمریکا و اسرائیل قرار گرفتن مورد بازبینی قرار گیرد. پرسش‌های کلیدی همچنان پابرجاست، آیا این سایت‌ها در حال بازسازی هستند، پاک‌سازی وضدآثار شده‌اند، یا به همان وضعیتی که در روز بمباران بودند رها شده‌اند؟ وضعیت سایت‌هایی که میزبان اورانیوم غنی‌شده با غنای ۶۰ درصد، بودند چگونه است؟ در نهایت، چه سرنوشتی در انتظار دو سایت مجموعه کوه کلنگ در نزدیکی نطنز که برای فعالیت‌های مرتبط با سانتریفیوژ یا احتمالاً نگهداری اورانیوم غنی‌شده در نظر گرفته شده و سایت طالقان ۲ که به‌دلیل ارتباط بالقوه با توسعه سلاح هسته‌ای در ماه ژوئن هدف حمله قرار نگرفتند وجود دارد.

گروه سیاسی / ماهور ایرانی

پنج ماه پس از پایان جنگ دوازده‌روزه، اکنون زمان مناسبی است تا وضعیت تأسیسات هسته‌ای ایران به‌ویژه سایت‌های غنی‌سازی و تسلیحاتی که هدف حمله موشکی آمریکا و اسرائیل قرار گرفتن مورد بازبینی قرار گیرد. پرسش‌های کلیدی همچنان پابرجاست، آیا این سایت‌ها در حال بازسازی هستند، پاک‌سازی وضدآثار شده‌اند، یا به همان وضعیتی که در روز بمباران بودند رها شده‌اند؟ وضعیت سایت‌هایی که میزبان اورانیوم غنی‌شده با غنای ۶۰ درصد، بودند چگونه است؟ در نهایت، چه سرنوشتی در انتظار دو سایت مجموعه کوه کلنگ در نزدیکی نطنز که برای فعالیت‌های مرتبط با سانتریفیوژ یا احتمالاً نگهداری اورانیوم غنی‌شده در نظر گرفته شده و سایت طالقان ۲ که به‌دلیل ارتباط بالقوه با توسعه سلاح هسته‌ای در ماه ژوئن هدف حمله قرار نگرفتند وجود دارد.

جمع‌بندی کلی نشان می‌دهد که خسارات ناشی از حملات هوایی به تأسیسات هسته‌ای ایران گسترده و در بسیاری موارد فاجعه‌بار بوده است. پس از آن، ایران در برخی سایت‌ها اقدام به ارزیابی خسارت، پاک‌سازی محدود و تقویت دفاعی کرده، اما شدت و دامنه این اقدامات یکسان نبوده است.

سه سایت اصلی هسته‌ای فردو، نطنز و اصفهان تا حد زیادی نابود شده‌اند و از زمان جنگ، فعالیت معناداری در آن‌ها مشاهده نشده؛ میزان خسارت در بخش تونلی مجموعه کوهستانی اصفهان هنوز به‌طور دقیق روشن نیست، اما می‌تواندشدید باشد. آنچه در فردو دیده می‌شود، عمدتاً به ارزیابی خسارت و پاک‌سازی حداقلی محدود است. در نطنز نیز فعالیت‌ها بیشتر ناظر بر حفاظت از زیرساخت‌های باقی‌مانده، به‌ویژه تأسیسات خدماتی، در برابر حملات احتمالی آینده است.

با این حال، یک استثنای مهم وجود دارد: مجموعه کوهستانی اصفهان. در این سایت، ایران اقداماتی برای تسهیل دسترسی و افزایش حفاظت از دست‌کم یکی از سه ورودی تونل منتهی به داخل کوه انجام داده و شواهد حاکی از آن است که این ورودی اخیراً مورد استفاده قرار گرفته و در تصویری ماهواره‌ای به تاریخ ۲۰ نوامبر، یکی از دهانه‌های تونل به‌نظر باز می‌آید. افزون بر این، نشانه‌هایی از نصب سازه‌هایی دیده می‌شود که عملاً می‌توان آن‌ها را «موانع انحرافی موشک‌های کروز» نامید. دو سد حفاظتی ضخیم که به‌صورت ترکیبی، مسیر مستقیم ورود یک موشک به دهانه تونل را مسدود می‌کنند.

در مجموع، تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که برنامه غنی‌سازی اورانیوم ایران به‌شدت عقب رانده شده است. در وضعیت کنونی، ایران ظاهراً قادر نیست غنی‌سازی اورانیوم را در مقیاسی قابل توجه انجام دهد یا سانتریفیوژها را به تعداد معنادار تولید کند. تأسیسات کلیدی غنی‌سازی، کارخانه تولید هگزا فلوراید اورانیوم (UF۶) و مراکز ساخت، تحقیق و توسعه سانتریفیوژها یابه‌شدت آسیب دیده‌اند یا به‌کلی نابود شده‌اند.

در مقابل، برخی از سایت‌های مرتبط با «تسلیحاتی‌سازی هسته‌ای» که هدف حمله قرار گرفتند، شاهد تلاش‌های گسترده برای پاک‌سازی بوده‌اند. بر اساس تصاویرماهواره‌ای، دست‌کم سه سایت تسلیحاتی مورد حمله، فعالیت‌هایی را تجربه کرده‌اند که شامل جمع‌آوری و نجات تجهیزات باقی‌مانده است؛ اقدامی که می‌تواندمقدمه‌ای برای بازسازی یا بخشی از فرآیند «ضدعفونی اطلاعاتی» سایت‌هاباشد.

همچنین، سایت تسلیحاتی «طالقان ۲» که در جنگ اخیر هدف حمله قرار نگرفت اما در پاییز ۲۰۲۴ تخریب شده بود در طول یک سال گذشته شاهد فعالیت‌هایساختمانی گسترده بوده است. این سایت اکنون به مرحله‌ای نزدیک به تکمیلرسیده و شامل یک محفظه بزرگ استوانه‌ای است که می‌تواند یک محفظه مهار انفجارهای شدید باشد؛ سازه‌ای که برای فعالیت‌های مرتبط با توسعه سلاح هسته‌ایمناسب ارزیابی می‌شود.

در جنوب سایت غنی‌سازی نطنز، در منطقه‌ای کوهستانی که به‌دلیل بلندترین قله‌اش «کوه تیشه» نامیده می‌شود، فعالیت‌های عمرانی ادامه دارد. این سایت که در ژوئن مورد حمله قرار نگرفت، شامل دو مجموعه تونلی زیرزمینی است. یکی هنوز در حال ساخت، موسوم به «مجموعه تونلی کوه تیشه»، و دیگری ساخته‌شده در سال ۲۰۰۷ که با عنوان «مجموعه تونلی ۲۰۰۷» شناخته می‌شود. ایران در سال ۲۰۲۰ اعلام کرد که هدف از مجموعه تونلی کوه تیشه، استقرار یک کارخانه پیشرفته مونتاژ سانتریفیوژ با ظرفیت تولید چند هزار دستگاه در سال است. علاوه بر این، بر اساس برآورد ابعاد سالن‌های زیرزمینی، ارزیابی‌ها حاکی از آن است که این سایت می‌تواند قابلیت میزبانی از یک واحد غنی‌سازی با سانتریفیوژ را نیز داشته باشد.

مجموعه تونلی کوه تیشه هنوز عملیاتی نشده، اما روند ساخت آن طی چند سال گذشته پیوسته ادامه داشته و اکنون به‌نظر می‌رسد دست‌کم بخش تونلی آن به مراحل پایانی نزدیک شده است.

دیوار امنیتی پیرامونی هر دو مجموعه تونلی که ساخت آن پیش از جنگ و در اوایل ۲۰۲۵ آغاز شده بود تکمیل شده، هرچند تدابیر امنیتی تکمیلی همچنان در حال اجراست.

ایران هرگز توضیحی درباره هدف مجموعه تونلی ۲۰۰۷ ارائه نکرده است. این سایت بیش از یک دهه عملاً غیرفعال به‌نظر می‌رسید، اما حدود پنج سال پیشبه‌آرامی فعال شد و از سپتامبر ۲۰۲۳ تغییرات چشمگیری در لایه‌های امنیتی داخلی ورودی‌های تونل آن مشاهده شده است. در جریان جنگ، این احتمال مطرح شد که ذخایر اورانیوم غنی‌شده از سایت اصلی نطنز خارج شده باشند؛ فرضی که با تقویت، مسدودسازی و دفن بخشی از ورودی‌های تونل تقویت می‌شود. در تصاویر جدید، ورودی‌های تونل ۲۰۰۷ به‌گونه‌ای تغییر یافته‌اند که دسترسی به آن‌ها دشوارتر شده است شاید برای مقاوم‌سازی در برابر حمله، و شاید برای پیچیده‌تر کردن بازرسی‌های آژانس، در صورتی که ایران در نهایت اجازه دسترسی به ذخایر اورانیوم غنی‌شده را بدهد.

با توجه به نابودی گسترده سایر تأسیسات مرتبط با سانتریفیوژ، مجموعه کوه تیشه اکنون به یکی از محتمل‌ترین گزینه‌ها برای بازسازی برنامه سانتریفیوژایران بدل شده است؛ از تولید قطعات و مونتاژ سانتریفیوژ گرفته تا غنی‌سازی اورانیوم.

توجه ویژه‌ای باید به وضعیت کارخانه جدید غنی‌سازی معطوف شود که ایران درست پیش از آغاز جنگ، در ژوئن، آن را به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی اعلام کرد. ارزیابی حاکی از آن است که این واحد قرار بود در داخل مجموعه تونلی کوهستانی اصفهان مستقر شود مکانی که در جریان جنگ به‌شدت آسیب دید. بر اساس گزارش ۱۲ نوامبر ۲۰۲۵ ذیل توافق‌نامه پادمان NPT با ایران، آژانس اعلام کرده است: «آژانس محل دقیق IFEP، وضعیت آن از نظر پادمان‌ها از جمله اینکه آیا حاوی مواد هسته‌ای بوده یا نه و اینکه آیا در حملات نظامی آسیب دیده است یا خیر، را نمی‌داند.»

سرنوشت و وضعیت ذخایر اورانیوم غنی‌شده به‌ویژه اورانیوم با غنای ۶۰ درصد ایزوتوپ U-۲۳۵ همچنان تأیید نشده باقی مانده است. ایران از اجازه دادن به آژانس برای راستی‌آزمایی این ذخایر خودداری کرده و این مواد، به‌خصوص حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد، تهدیدی جدی و مستمر محسوب می‌شوند. پیش از جنگ، فردو، نطنز و اصفهان میزبان این ذخایر در سطوح مختلف غنی‌سازی بودند. در اواخر اکتبر ۲۰۲۵، رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، اعلام کرد که بازرسان تحرکاتی را در اطراف سایت‌های محل نگهداری اورانیوم غنی‌شده مشاهده کرده‌اند. با این حال، تا ۱۹ نوامبر، ارزیابی رسمی آژانس همچنان این بود که ذخایر از این سایت‌ها خارج نشده‌اند هرچند این امر احتمال جابه‌جایی داخلی در درون همان سایت‌ها را منتفی نمی‌کند.

در غیاب دسترسی مستقیم و اطلاعات به‌روز از سوی ایران، آژانس ناگزیر به اتکا به تصاویر ماهواره‌ای بوده است ابزاری که توان آن محدود است. پرسش‌های اساسیبی‌پاسخ مانده‌اند؛ از جمله محل دقیق و وضعیت ذخایر اورانیوم با غنای پایینو بالا و نیز تعداد سانتریفیوژهایی که ایران پیش از جنگ تولید کرده اما نصب نکرده بود. بازرسان بین‌المللی باید به تأسیسات هسته‌ای ایران دسترسیپیدا کنند تا ارزیابی کاملی از میزان خسارت انجام دهند و مشخص شود در زیرآوار چه چیزی از برنامه هسته‌ای ایران باقی مانده است. همان‌گونه که پیش از جنگ نیز صادق بود، مسائل پادمانی ایران فراتر از صرفاً نظارت بر ذخایراورانیوم و توان غنی‌سازی است و شامل ضرورت اطمینان آژانس از فقدان ابعاد تسلیحاتی در کل برنامه هسته‌ای ایران می‌شود. شواهد پنج ماه گذشته نشان می‌دهد که ایران قصدی برای تسهیل حل‌وفصل این مسائل ندارد.

ایران به‌طور علنی اعلام کرده که برنامه «صلح‌آمیز» هسته‌ای خود را بازسازیخواهد کرد. با این حال، این بازسازی مستلزم صرف زمان، منابع و هزینه‌هایهنگفت است. تحقق آن نیازمند واردات مقادیر زیادی از اقلام تحریم‌شده خواهد بود در شرایطی که با فعال شدن مکانیسم ماشه تحریم‌های شورای امنیت و احیای ممنوعیت بین‌المللی غنی‌سازی ایران، شانس موفقیت در تأمین ایناقلام به‌شدت کاهش یافته است. شش ماه پس از جنگ، نشانه‌ها حاکی از آن است که ایران پیشرفت قابل توجهی در احیای توانمندی‌های نابودشده خود نداشته است.

بررسی تصاویر ماهواره‌ای سایت فردو در تاریخ ۲ نوامبر ۲۰۲۵ نشان می‌دهد که در این تأسیسات، عملاً هیچ فعالیت جدید و قابل‌توجهی مشاهده نمی‌شود. فردو از اواخر ماه ژوئیه زمانی که ایران به احتمال زیاد اقدام به ارزیابی خسارات ناشی از نفوذ بمب‌های سنگرشکن GBU‑۵۷ MOP در محل دو شَفت تهویه کرد وارددوره‌ای از رکود نسبی شده است.

در جریان آن ارزیابی‌ها، مسیرهای دسترسی موقتی به سمت محل اصابت ایجاد شد و برای مدت کوتاهی، یک جرثقیل در نزدیکی یکی از شَفت‌ها مستقر و ماشین‌آلات سنگین برای جابه‌جایی خاک به کار گرفته شدند.

با این حال، اینفعالیت‌ها پایدار نبود: حفره‌های ناشی از اصابت بمب‌ها متعاقباً پر شده‌اند و جرثقیل و سایر تجهیزات سنگین نیز از محل خارج شده‌اند.

ورودی‌های تونلی سایت همچنان با خاک پر شده و هیچ نشانه‌ای از بازگشایی یاپاک‌سازی آن‌ها دیده نمی‌شود. علاوه بر این، یک جاده جدید در محدوده پیرامونی امنیتی بیرونی سایت قابل مشاهده است، اما به نظر نمی‌رسد اینمسیر به تأسیسات یا فعالیت مشخص و معناداری منتهی شود.

در صورت آنکه ایران قصد احیای تأسیسات فردو را داشته باشد، ناچار خواهد بود سامانه تهویه این سایت را که برای بهره‌برداری عملیاتی آن نقشی حیاتی داردبه‌طور کامل بازسازی یا دست‌کم تعمیر اساسی کند زیرا میزان آسیب به اینمجموعه قابل‌توجه بوده است؛ ارزیابی که آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیز در گزارش راستی‌آزمایی و نظارتی خود در سپتامبر ۲۰۲۵ آن را تأیید و تصریح کردهاست: «انتظار می‌رود تأسیسات غنی‌سازی سوخت فردو (FFEP) در نتیجه حملات نظامی ۱۳ تا ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵ دچار خسارات بسیار جدی شده باشد.

سایت هسته‌ای اصفهان یکی از بزرگ‌ترین و مهم‌ترین مراکز هسته‌ای ایران است که مجموعه‌ای گسترده از تأسیسات حیاتی را در بر می‌گیرد؛ از جمله «تأسیسات تبدیل اورانیوم»، چندین واحد دیگر مرتبط با تبدیل اورانیوم و ساخت سوخت هسته‌ای، انبارهای اورانیوم طبیعی و غنی‌شده و همچنینتأسیسات تولید فلز اورانیوم. این سایت، مهم‌ترین بخش‌های چرخه تولید هگزا فلوراید اورانیوم (UF۶)، انواع اکسیدهای اورانیوم، فلز اورانیوم و سوخت رآکتوری را در خود جای داده است.

در چارچوب فعالیت‌های ساخت سوخت، ایران کارخانه‌ای موسوم به «واحد تولیدزیرکونیوم» احداث کرده است که کارکرد آن تولید غلاف میله‌های سوخت برایرآکتورهایی با سوخت اکسید اورانیوم با غنای پایین است. افزون بر این، در بخش شمالی سایت هسته‌ای اصفهان، یک مجموعه تونلی زیرزمینی قرار دارد که حدود سال ۲۰۰۵ ساخته شده و آثار تغییرات و ارتقا در آن در سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱مشاهده شده است. این مجموعه تونلی در ابتدا به آژانس بین‌المللی انرژی اتمیاعلام شده بود تا در صورت حمله، محل نگهداری مواد و تجهیزات حساس باشد و همچنین امکان انجام فعالیت‌های محدود تبدیل اورانیوم را فراهم کند.

با این حال، ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که این تونل احتمالاً محل نگهداری بخش بزرگی از ذخایر اورانیوم با غنای ۶۰ درصد ایران بوده است؛ ذخایری که آژانس میزان آن را در ژوئن ۲۰۲۵ در مجموع حدود ۴۴۰ کیلوگرم برآورد کرده بود. افزون بر این، این مؤسسه ارزیابی کرده است که مجموعه تونلی اصفهان همان مکانیاست که قرار بود «کارخانه غنی‌سازی جدید» ایران که به‌صورت مخفیانه در حال ساخت بود در آن مستقر شود؛ تأسیساتی که ایران تنها اندکی پیش از آغاز جنگ، آن را بدون ارائه هیچ‌گونه جزئیاتی به آژانس اعلام کرد.

بخش اصلی و روباز تأسیسات هسته‌ای اصفهان از زمان حمله اسرائیل و ایالاتمتحده عملاً فاقد هرگونه فعالیت معنادار بوده است. تنها نشانه‌های مشاهده‌شده، به پاک‌سازی حداقلی جاده‌ها و نصب حصار پیرامونی در اطراف برخی ساختمان‌هایکاملاً ویران‌شده محدود می‌شود.

تصاویر ماهواره‌ای مورخ ۲۴ اکتبر ۲۰۲۵ نشان می‌دهد که تأسیسات تبدیلاورانیوم و ساختمان‌های اطراف آن همچنان به‌شدت تخریب شده‌اند و آوار در سراسر محوطه پراکنده است. نه تلاشی برای پاک‌سازی اساسی صورت گرفته و نه نشانه‌ای از بازسازی یا احیای این واحدها دیده می‌شود. با این حال، اگر ایرانقصد داشته باشد در آینده فعالیت‌های غنی‌سازی را از سر بگیرد، ناچار خواهد بود UCF را مجدداً بازسازی کند تا بتواند هگزا فلوراید اورانیوم مورد نیازسانتریفیوژها را تولید کند. بازسازی این سایت، که به مجموعه گسترده‌ای از تجهیزات وارداتی و اکنون تحریم‌شده متکی بود، چالشی بزرگ و زمان‌بر خواهد بود.

مجموعه تونلی اصفهان در دل کوهی در مجاورت سایت اصلی قرار دارد و سه ورودیقابل شناسایی دارد که به‌ترتیب «دهانه شمالی»، «دهانه میانی» و «دهانه جنوبی» نامیده می‌شوند. هرچند بلافاصله پس از حمله آمریکا، آسیب‌هایی در دهانه‌های ورودی قابل مشاهده بود، اما میزان خسارت در داخل تونل‌ها همچنان نامشخص است.

این احتمال مطرح است که در حمله به این مجموعه، از کلاهک‌های جدید موشک‌هایکروز تاماهاوک موسوم به «سامانه کلاهک با اثرات چندگانه» استفاده شده باشد؛ کلاهک‌هایی با توان نفوذ بالاتر و قابلیت انفجار ترکش‌زایی، که در مقایسه با مواد منفجره متعارف، قدرت بسیار بیشتری در انهدام اهداف سخت و مستحکم زیرزمینی دارند. افزون بر این، آزمایشگاه ملی لوس‌آلاموس در گذشته بر رویتبدیل سوخت استفاده‌نشده موشک تاماهاوک به انفجارهای ترموباریک کار کرده استانفجارهایی که می‌توانند خسارت بیشتری را در فضای بسته تونل‌ها ایجاد کنند. تلاش‌ها برای دریافت توضیح رسمی از پنتاگون درباره نوع کلاهک به‌کاررفته علیهتونل‌های اصفهان بی‌پاسخ مانده است.

تصاویر ماهواره‌ای مربوط به اواخر سپتامبر و اکتبر نشان می‌دهد که ایراناقداماتی را برای بازطراحی محوطه ورودی دهانه شمالی و پاک‌سازی ورودی دهانه میانی که پیش‌تر با خاک پر شده بود انجام داده است. این فعالیت‌ها به‌احتمال زیاد اقدامات مقدماتی برای ایجاد دسترسی ایمن و حفاظت‌شده به دهانه‌هایتونلی بوده‌اند. بعید نیست که به داخل تونل‌ها دسترسی پیدا شده باشد؛ به‌ویژهدر مورد دهانه شمالی که درِ آن باز به نظر می‌رسد. هرچند تشخیص باز یا بسته بودن دهانه شمالی در تمامی تصاویر دشوار است، اما در تصویری به تاریخ ۲۰نوامبر ۲۰۲۵، این ورودی آشکارا باز و قابل دسترسی به نظر می‌رسد.

در مقابل، تاکنون تصویری که باز بودن دهانه میانی را نشان دهد منتشر نشده است و به نظر می‌رسد شیئی ناشناس طی یک ماه گذشته درست در مقابل این دهانه بدون جابه‌جایی باقی مانده باشد. دهانه جنوبی همچنان با خاک پُر شده است. 

دسترسی اولیه به دهانه شمالی احتمالاً در اواخر ژوئن ۲۰۲۵ برقرار شده بود، اما پس از آن ایران تصمیم گرفت محوطه ورودی را بازسازی کند. در این دوره، دسترسی خودروها برای چند هفته مسدود شد و تغییراتی از جمله ساخت دو دیوارهتقویتی عمود بر دهانه اصلی به‌منظور افزایش استحکام ورودی انجام گرفت. سازه فولادی معلق بالای ورودی برداشته شد و بار دیگر خاک در جلوی دهانه ریخته شد. سپس، دو دیواره جانبی با ساختاری مشابه پشت‌بند بازسازی گردید و بخش بالایورودی با شاتکریت پوشانده شد تا از فرسایش جلوگیری کند.

مواد خاکی که تا حدود ۲۲ ژوئیه مسیر دهانه شمالی را مسدود کرده بودند، تا حد زیادی برداشته شدند و شواهد رد لاستیک خودرو نشان می‌دهد که دسترسی منظم وسایل نقلیه از سر گرفته شده است. رفت‌وآمد خودروها به‌صورت مکرر مشاهده می‌شود و حتی خودروهای سواری نیز در بیرون ورودی دیده شده‌اند.

فعالیت‌های عمرانی در اطراف دهانه شمالی طی ماه‌های اخیر ادامه یافته و اکنون شواهدی وجود دارد که ایران اقدام به نصب سازه‌هایی کرده که عملاً می‌توان آن‌ها را «موانع انحرافی موشک‌های کروز» نامید. در حال حاضر، دو سد حفاظتی ضخیممشاهده می‌شود: یکی سازه‌ای گوه‌ای‌شکل که پهنای آن از حدود ۱٫۵ متر به ۴ متر افزایش می‌یابد و با زاویه از یکی از دیواره‌های تقویتی امتداد پیدا می‌کند، و دیگری دیواره‌ای حدوداً ۴ متری که در بخش بالاتر مسیر جاده قرار دارد. اینسازه‌ها ظاهراً برای اخلال در امکان اصابت مستقیم موشک‌های کروز یا سایرموشک‌ها به دهانه تونل طراحی شده‌اند.

این نوع دفاع غیرفعال، در عین حال دسترسی زمینی مستقیم به دهانه شمالیرا نیز پیچیده‌تر کرده است. تا ماه نوامبر، مسیر ورود خودروها به‌روشنی تغییریافته و اکنون از یک مسیر منحنی در اطراف ساختمان پشتیبانی عبور می‌کند. چنین تغییراتی نشان می‌دهد که این بخش از سایت یا هم‌اکنون عملیاتیاست، یا به‌زودی عملیاتی خواهد شد و به احتمال زیاد، بهترین نامزد برایاستقرار اهدافی با ارزش بسیار بالا به شمار می‌رود؛ اهدافی که ممکن است شامل کارخانه جدید سانتریفیوژ، ذخایر اورانیوم با غنای بالا، یا هر دو باشد.

سایت تولید سانتریفیوژ تابا یا تسا در کرج همچنان به‌طور کامل ویران باقیمانده است. از زمان حمله نظامی به این تأسیسات در ژوئن ۲۰۲۵، هیچ‌گونهعملیات پاک‌سازی، ترمیم یا بازسازی در این مجموعه مشاهده نشده است. آوار ناشی از تخریب همچنان سراسر سایت را پوشانده و چندین ساختمان آن به‌طور کامل نابود شده‌اند.

این سایت یکی از اجزای کلیدی زیرساخت هسته‌ای ایران به شمار می‌رفت و نقش محوری در تولید قطعات سانتریفیوژ به‌ویژه اجزای غیرچرخان داشت. تابا/تسا نخستین‌بار در ژوئن ۲۰۲۱ هدف یک حمله پهپادی قرار گرفت؛ حمله‌ای که بخشی از کارزار اسرائیل برای مختل‌سازی زنجیره تولید و مونتاژ سانتریفیوژهای ایران محسوب می‌شد. پیش از آن نیز، در ژوئیه ۲۰۲۰، «مرکز مونتاژ سانتریفیوژ ایران» در سایت نطنز در پی یک عملیات خرابکارانه منتسب به اسرائیل دچار انفجار شده بود.

پس از حمله سال ۲۰۲۱ به کرج، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در گزارش خود در اواخر ژانویه ۲۰۲۲ اعلام کرد که ظرفیت‌های تولید سانتریفیوژ از این سایتبه مکانی نامشخص در مجموعه هسته‌ای اصفهان منتقل شده‌اند؛ مجموعه‌ای که خود در شب ۲۰ به ۲۱ ژوئن ۲۰۲۵ هدف حمله هوایی قرار گرفت.

با وجود خسارات سنگین در سال ۲۰۲۱، سایت تابا/تسا بعدها ترمیم شد و بنا بر گزارش‌ها، تولید قطعات غیرچرخان سانتریفیوژها در آن از سر گرفته شده بود. این کارخانه پیش از آغاز جنگ ژوئن ۲۰۲۵، ذیل چارچوب «برجام» تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار داشت. با این حال، برای چندین سال، ایران به آژانس اجازه نمی‌داد به تصاویر ضبط‌شده دوربین‌های نظارتی مرتبط با فعالیت‌های تولید سانتریفیوژ در این سایت دسترسی داشته باشد.

سنجریان، سایتی که تاکنون هرگز مورد بازدید آژانس بین‌المللی انرژی اتمیقرار نگرفته است، یکی از مراکز کلیدی «طرح آماد» در حوزه آزمون و تولیدتجهیزات مرتبط با تسلیحات هسته‌ای به شمار می‌رفت. این سایت به‌طور مشخص با توسعه و آزمایش «مولد موج شوک» یک سامانه پیشرفته آغازگری چندنقطه‌ایدر ارتباط بود. افزون بر این، فعالیت‌هایی همچون ساخت و آزمایش «پل‌هایانفجاری» و تجهیزات تشخیصی مورد استفاده در آزمون مولدهای موج شوک نیزدر این مجموعه انجام می‌شد.

سنجریان همچنین محل تولید ماده منفجره بسیار خالص PETN بود؛ ماده‌ای از نوع انفجاری پلاستیکی با کاربرد حیاتی در کانال‌های مولد موج شوک که نقشیمحوری در هم‌زمان‌سازی دقیق انفجارها در سامانه‌های تسلیحاتی پیشرفته ایفامی‌کند.

تصاویر ماهواره‌ای اخذشده در تاریخ ۲ نوامبر ۲۰۲۵ نشان می‌دهد که فعالیتبسیار محدودی در این سایت صورت گرفته است. چندین ساختمان همچنان در وضعیت تخریب کامل قرار دارند و آوار در سطح مجموعه پراکنده است. با این حال، حضور دو خودروی سواری در داخل دیوارهای محوطه نشان می‌دهد که نیروهایایرانی حداقل به‌صورت محدود از سایت بازدید کرده‌اند.

تا این مقطع، هیچ نشانه‌ای از تلاش برای «پاک‌سازی» یا بازسازی و احیای اینسایت که یکی از مراکز سابق طرح آماد محسوب می‌شود مشاهده نشده است. اینوضعیت نشان می‌دهد که سنجریان، برخلاف برخی دیگر از سایت‌های مرتبط با فعالیت‌های تسلیحاتی، نه وارد چرخه بازسازی شده و نه نشانه‌ای از تلاش برایحذف آثار فعالیت‌های گذشته در آن دیده می‌شود.

پردیس «لویزان ۲» که با نام «سایت مژده» نیز شناخته می‌شود سایتی است که تاکنون هرگز مورد بازدید آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار نگرفته و در نزدیکی دانشگاه صنعتی مالک‌اشتر واقع شده است. این مجموعه به‌عنوان سازمان جانشین «طرح آماد» تلقی می‌شد؛ طرحی که در سال ۲۰۰۳ به‌طور رسمی تعطیلشد و متعاقب آن، یک برنامه کوچک‌تر، پنهان‌تر و با ساختاری استتارشده برایفعالیت‌های مرتبط با تسلیحات هسته‌ای شکل گرفت. هدایت این برنامه جدید در ابتدا از لویزان ۲ انجام می‌شد و ریاست آن را محسن فخری‌زاده که بعدها ترور شدبر عهده داشت؛ شخصی که پیش‌تر نیز رهبر طرح آماد بود.

این ساختار به‌تدریج تکامل یافت و در حدود سال ۲۰۱۱ در سازمان «سپند» ادغام شد؛ نهادی پیشرفته در حوزه پژوهش و توسعه نظامی که مستقیماً به بالاترینسطوح نظامی ایران و رهبر جمهوری اسلامی گزارش می‌دهد. سپند پس از اینادغام، پردیس لویزان ۲ را به‌عنوان نخستین مقر اصلی خود در اختیار گرفت و فعالیت‌ها در حوزه تسلیحات هسته‌ای را در آن ادامه داد.

پردیس مژده همچنین میزبان چند نهاد کلیدی دیگر بود، از جمله «مرکز آزمون آمادگی دفاعی مدرن»، «مؤسسه فیزیک کاربردی» و «گروه شهید کریمی»وابسته به سپند. گروه شهید کریمی از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا به‌عنوان نهادیشناسایی شده که بر پروژه‌های موشکی و مواد منفجره مرتبط با سپند فعالیت داشته است.

در ماه‌های گذشته، ایران تلاش گسترده‌ای را برای «پاک‌سازی» سایت مژده آغاز کرده است؛ تلاشی که شامل تخریب ساختمان‌ها و جمع‌آوری کامل آوار بوده است. تصاویر ماهواره‌ای متعلق به ۲۳ اکتبر ۲۰۲۵ نشان می‌دهد که این روند پاک‌سازیهمچنان ادامه دارد.

بر اساس این تصاویر، آوار باقی‌مانده از ساختمان منهدم‌شده «مؤسسه فیزیککاربردی» و ساختمان امنیتی مجاور آن به‌طور کامل جمع‌آوری شده است. همچنین یک ساختمان اداری نزدیک نیز بعداً تخریب شده و تنها توده‌ای از نخاله‌های ساختمانی در محل باقی مانده است.

سرعت بالای ایران در تخریب کامل این ساختمان‌ها و پاک‌سازی آوار آن‌ها می‌تواندنشانه‌ای از مقدمه‌چینی برای بازسازی توانمندی‌های کلیدی سپند در این سایتیا در مکانی دیگر باشد. هم‌زمان، این اقدامات به‌منزله پاک‌سازی هدفمند شواهد نیز تلقی می‌شود؛ اقدامی که دسترسی هرگونه بازرسی احتمالی آینده را به مدارک مربوط به فعالیت‌های اعلام‌نشده هسته‌ای و پژوهش‌های مرتبط با تسلیحاتهسته‌ای به‌شدت محدود می‌کند.

ایران در گذشته نیز از تاکتیک پاک‌سازی فیزیکی سایت‌ها برای سنگ‌اندازیدر مسیر بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و پنهان‌سازی ابعاد واقعی برنامه پیشین تسلیحات هسته‌ای خود استفاده کرده است. آنچه اکنون در لویزان ۲مشاهده می‌شود، به‌وضوح در امتداد همین الگوی رفتاری قرار می‌گیرد.

سازمان سپند در سال ۲۰۱۳ مقر اصلی خود را به ساختمانی جدید منتقل کرد، هرچند فعالیت‌های مهم خود را هم‌زمان در پردیس لویزان ۲ ادامه داد. مقر جدیددر فاصله‌ای حدود یک‌ونیم کیلومتری از محل پیشین سپند در لویزان ۲ قرار داشت و در خیابانی که بعدها «فخری‌زاده» نام گرفت، واقع شده بود. این ساختمان نیز همانند لاویزان ۲هرگز مورد بازدید یا بازرسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمیقرار نگرفت.

بر اساس ارزیابی‌ها، این ساختمان در چند نوبت هدف حملات هوایی قرار گرفته است.

با وجود این، سازه به‌طور کامل فرونریخت، اما به‌احتمال زیاد دچار آسیب‌های داخلی شدید شد و در نهایت کاربری عملیاتی خود را از دست داد و بلااستفاده باقی ماند.

تصاویر ماهواره‌ای شرکت وانتور در بازه زمانی ۱۹ اوت تا ۲۳ اکتبر ۲۰۲۵ ثبت شده‌اند، نشان می‌دهد ایران وارد مرحله تخریب این ساختمان شده است. در اینتصاویر، سقف و طبقات فوقانی ساختمان به‌طور کامل برداشته شده‌اند و توده‌هایبزرگ نخاله و آوار در اطراف بنا دیده می‌شود. با این حال، مشخص نیست تکمیلکامل روند تخریب چه مدت به طول خواهد انجامید. در همین فاصله، شواهد حاکیاز آن است که ایران در حال نجات و انتقال تجهیزات باقی‌مانده از ساختمان است. به‌عنوان نمونه، سه واحد خنک‌کننده که در تصاویر ۱۹ اوت ۲۰۲۵ همچنان رویساختمان قابل مشاهده بودند، تا ۲۳ اکتبر به‌طور کامل از محل خارج شده‌اند.

تخریب تدریجی این مقر در کنار انتقال تجهیزات پیش از نابودی کامل سازه باردیگر الگوی آشنای ایران در پاک‌سازی هدفمند سایت‌های مرتبط با فعالیت‌هایحساس سپند را برجسته می‌کند؛ الگویی که هم‌زمان می‌تواند به حذف شواهد احتمالیفعالیت‌های گذشته و نیز آماده‌سازی بستر برای بازآرایی یا جابه‌جاییتوانمندی‌های کلیدی پژوهشی–نظامی در مکانی دیگر تعبیر شود.

مرکز تحقیقاتی «شهید میثمی» که گاه با نام «میثامی» نیز شناخته می‌شود درغرب تهران و در نزدیکی کرج واقع شده و بنا بر ارزیابی‌های ارتش اسرائیلبخشی از مجموعه تسلیحاتی هسته‌ای ایران محسوب می‌شود. این تأسیساتزیرمجموعه «گروه شهید میثمی» است؛ نهادی که به‌عنوان یکی از بازوهای وابسته به سازمان سپند (سازمان پژوهش و نوآوری دفاعی) شناخته می‌شود. گروه شهیدمیثمی در سال ۲۰۲۰ از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا تحریم شد؛ تحریمی که به‌دلیل مشارکت این گروه در پروژه‌هایی از جمله آزمایش و تولید عوامل شیمیایی و بهینه‌سازی آن‌ها از نظر کارایی و سمیت برای کاربرد به‌عنوان عوامل ناتوان‌کننده اعمال شد. ارتش اسرائیل نیز این سایت را مکانی معرفی کرده است که «برای تولید مواد اولیه مورد استفاده در توسعه تسلیحات هسته‌ای» به کار گرفته می‌شده است.

روزنامه تایمز اسرائیل پیش‌تر گزارش داده بود که این سایت احتمالاً محل نگهداری مواد منفجره پلاستیکی و مواد پیشرفته مورد استفاده در آزمون‌هایچاشنی هسته‌ای بوده است. سامانه‌های انفجاری ایران که با عنوان «آغازگرهایچندنقطه‌ای» یا مولدهای موج شوک شناخته می‌شوند برای عملکرد خود به مواد منفجره پلاستیکی با خلوص بسیار بالا در کانال‌های انفجاری نیاز دارند؛ موضوعی که اهمیت این سایت را در چرخه تسلیحاتی هسته‌ای دوچندان می‌کند.

تصاویر ماهواره‌ای ثبت‌شده در تاریخ ۲۱ اکتبر ۲۰۲۵ توسط شرکت ایرباس و ۲نوامبر ۲۰۲۵ توسط وانتور نشان می‌دهد عملیات گسترده پاک‌سازی و جمع‌آوری آوار در چندین ساختمان تخریب‌شده یا آسیب‌دیده این مجموعه در جریان است؛ اقدامی که بیشتر به بازیابی تجهیزات و مواد قابل استفاده شباهت دارد و می‌تواندمقدمه‌ای برای بازسازی در آینده تلقی شود. با این حال، تا این مقطع، هیچنشانه‌ای از آغاز بازسازی ساختمان‌ها یا احیای فوری توانمندی‌های از‌دست‌رفته در تصاویر مشاهده نشده است.

در بخش‌های مختلف مجموعه، ساختمان‌های تخریب‌شده به‌طور کامل تسطیحشده‌اند و توده‌های بزرگ نخاله ساختمانی شکل گرفته است. تصاویر ۲ نوامبر ۲۰۲۵از بخش شمال‌غربی مجموعه که مستقیماً هدف حمله قرار گرفته بود نشان می‌دهد سه کامیون کمپرسی بزرگ در حال پاک‌سازی آوار هستند. در نزدیکی این محل، چندین توده تفکیک‌شده از موادی که احتمالاً قابل بازیابی یا استفاده مجدد هستند، دیده می‌شود.

یکی از ساختمان‌های منهدم‌شده تا ۲ نوامبر به‌طور کامل تخریب و حتیفونداسیون آن مجدداً هموار شده است. تصاویر نزدیک‌برد ۲۱ اکتبر، میزانپاک‌سازی انجام‌شده را در مقایسه با وضعیت بلافاصله پس از حمله قابل مشاهدهدر تصاویر ۱ ژوئیه به‌خوبی نشان می‌دهد. این ساختمان کاملاً جمع‌آوری شده و تنها یک محوطه خالی و توده بزرگی از نخاله در نزدیکی آن باقی مانده است.

در ساختمان مجاور که ساختاری شبیه سوله یا آشیانه داشته، اسکلت فلزی مرتفع همچنان پابرجاست، اما بخش عمده آوار آن جمع‌آوری و در محل‌هایی انباشته شده است. یک جرثقیل بزرگ در کنار یک کامیون کمپرسی پارک‌شده دیده می‌شود که به‌احتمال زیاد برای جابه‌جایی و انتقال آوار مورد استفاده قرار گرفته است. همچنینیک ناحیه مجاور پاک‌سازی شده و یک سایه‌بان آسیب‌دیده نیز ترمیم شده است.

در گوشه شرقی مجموعه، نزدیک ورودی سایت و در میان چندین ساختمان اداری و دفتری چند طبقه، بقایای ساختمانی چند طبقه که در جریان حمله به‌طور کامل منهدم شده بود، به‌طور کامل تخریب شده و تنها یک توده آوار از آن باقی مانده است. در نزدیکی آن، یک توده کوچک نخاله دیگر نیز شکل گرفته است.

در جنوبی‌ترین بخش مجموعه، ساختمانی که به‌احتمال زیاد کاربری آزمایشگاهیداشته، از یک سمت به‌شدت آسیب دیده است. به نظر می‌رسد میزان خسارت به‌حدی بوده که کل ساختمان غیرقابل استفاده تشخیص داده شده و به همین دلیل،ایران اقدام به تخریب کامل آن کرده است. تا تاریخ ۲ نوامبر، یک بیل مکانیکیدر حال تخریب این ساختمان مشاهده شده است. سقف کاذب و بقایای تجهیزاتتهویه‌ای که روی سقف اصلی نصب بودند، پیش‌تر برداشته شده‌اند. یک کامیونکمپرسی در نزدیکی محل مستقر است و توده‌ای از نخاله درست در بیروندیوارهای پیرامونی امنیتی مجموعه دیده می‌شود. در کنار آن، توده دیگری از مواد با نظم بیشتر وجود دارد که به‌احتمال زیاد شامل مواد و تجهیزات قابل بازیافت است.

الگوی مشاهده‌شده در سایت شهید میثمیشامل تخریب کامل برخی ساختمان‌ها، پاک‌سازی سریع آوار و تفکیک مواد قابل بازیابی با آنچه در لاویزان ۲ و مقر خیابان فخری‌زاده سپند دیده شده، هم‌خوانی دارد. این روند می‌تواند هم‌زمان دو هدف را دنبال کند: حذف شواهد فعالیت‌های حساس گذشته و حفظ امکان بازسازیگزینشی توانمندی‌های کلیدی در آینده.

کارگاه‌های تحقیق و توسعه سانتریفیوژ «کالای الکتریک» که در جاده دماوند در شرق تهران واقع شده‌اند، از سال ۲۰۱۶ تا حدود ۲۰۲۱ تحت نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ذیل «برجام» و «پروتکل الحاقی» قرار داشتند. در سپتامبر ۲۰۲۵، در یک ارزیابی تفصیلی، برای نخستین‌بار به‌طور علنی جزئیاتحملات هوایی اسرائیل به این سایت فاش شد؛ حملاتی که هرگز به‌طور رسمی از سوی اسرائیل به‌عنوان هدف اعلام نشده بودند.

در چارچوب برجام، آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نظارت گسترده‌ای بر فعالیت‌هایکالای الکتریک داشت؛ به‌ویژه بر آزمون مجموعه‌های روتور پیشرفته سانتریفیوژ،از جمله روتورهای IR‑۸. این سایت در دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰، کانون اصلی فعالیت‌های اعلام‌نشده ایران در حوزه تحقیق و توسعه سانتریفیوژ بود؛ فعالیت‌هایی که بعدها توسط آژانس افشا شدند و نقش مهمی در شکل‌گیری پرونده هسته‌ای ایران ایفا کردند.

پس از افشای این فعالیت‌ها، سایت برای مدتی تغییر کاربری یافت، اما در ادامه بازطراحی شد تا در قالب فعلی خود یعنی مرکز تحقیق، توسعه و آزمون سانتریفیوژهای پیشرفته به فعالیت ادامه دهد. همین پیشینه، کالایالکتریک را به یکی از حساس‌ترین و نظارت‌شده‌ترین مراکز فنی برنامه غنی‌سازیایران تبدیل کرده بود.

با این حال، اسرائیل در فاصله زمانی ۱۶ تا ۱۸ ژوئن ۲۰۲۵ این سایت را در دو نوبت هدف حمله قرار داد؛ حملاتی که به‌طور مؤثر به نابودی کامل این مجموعه انجامید. تصاویر ماهواره‌ای تفاوت وضعیت سایت پیش و پس از حمله را به‌وضوح نشان می‌دهد.

تصاویر ماهواره‌ای شرکت وانتور مورخ ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵ نشان می‌دهد که سایتکالای الکتریک همچنان در وضعیت تخریب‌شده باقی مانده است. تنها مقدار بسیار محدودی از آوار جمع‌آوری شده که صرفاً امکان ایجاد یک مسیر باریک در میان مجموعه را فراهم کرده است؛ مسیری که در انتهای آن یک خودرو پارک‌شده مشاهده می‌شود.

فراتر از این پاک‌سازی حداقلی، ساختمان‌های ویران یا آسیب‌دیده همچنان زیرانبوهی از نخاله و آوار مدفون هستند و هیچ نشانه‌ای از آغاز عملیات ترمیم،بازسازی یا احیای توانمندی‌های فنی سایت مشاهده نمی‌شود. به‌طور کلی، شواهد موجود نشان می‌دهد که کالای الکتریک برخلاف برخی سایت‌های وابسته به سپند نهوارد فاز بازسازی شده و نه حتی در اولویت پاک‌سازی سازمان‌یافته قرار گرفته است.

تداوم وضعیت ویران کالای الکتریک، در کنار تخریب سایت‌های تولیدسانتریفیوژ در کرج و رکود مراکز مونتاژ، نشان می‌دهد که زنجیره تحقیق و توسعه سانتریفیوژهای پیشرفته ایران دچار گسست جدی شده است. این شکاف، توان ایران برای طراحی، آزمون و بهینه‌سازی نسل‌های جدید سانتریفیوژ را حتی در صورت بازیابی ظرفیت‌های غنی‌سازی به‌طور معناداری محدود می‌کند.

در کنار سایت‌های یادشده، اشاره به دو مکان مهم دیگر برای تکمیل تصویروضعیت کنونی برنامه هسته‌ای ایران ضروری است؛ نخست، مجموعه تونل‌های «کوه تیشه» در نطنز و دوم، سایت «طالقان‑۲» در مجتمع نظامی پارچین.

مجموعه تونلی کوه تیشه به این دلیل اهمیت دارد که یک سایت اعلام‌شده و مرتبط با سانتریفیوژ است که در عمق زیاد زمین ساخته شده و عملیاتساخت‌وساز در آن همچنان ادامه دارد. تداوم فعالیت عمرانی در این مجموعه درشرایطی که بسیاری از سایت‌های اصلی غنی‌سازی عملاً متوقف یا ویرانشده‌اند نشان می‌دهد این سایت یکی از نامزدهای اصلی برای احیای بخشی از زیرساخت سانتریفیوژ ایران در آینده محسوب می‌شود.

در مقابل، سایت طلگان‑۲ که در محدوده مجتمع نظامی پارچین قرار دارد، پیشینه‌ای متفاوت اما به‌همان اندازه حساس دارد. این سایت در سال ۲۰۲۴هدف حمله هوایی قرار گرفت، اما شواهد موجود نشان می‌دهد که اکنون در حال بازسازی و توسعه مجدد است.

ماهیت ساخت‌وسازهای جدید، به‌ویژه مقیاس و نوع برخی سازه‌ها، این نگرانی را ایجاد کرده که طلگان‑۲ در حال تبدیل شدن به تأسیساتی با کاربرد بالقوه در حوزه تسلیحات هسته‌ای است.

مجموعه زیرزمینی کوه تیشه که با نام «کوه کولَنگ‌گزلا» نیز شناخته می‌شود درجنوب مجتمع هسته‌ای نطنز واقع شده و از اواخر سال ۲۰۲۰ تاکنون شاهد روندیمستمر از ساخت‌وساز و توسعه زیرزمینی بوده است. در نزدیکی این سایت، یکمجموعه تونلی قدیمی‌تر نیز قرار دارد که در گزارش‌های مؤسسه از آن با عنوان «مجموعه تونلی ۲۰۰۷» یاد می‌شود.

اهمیت مجموعه کوه تیشه تا حد زیادی به عمق بالای استقرار زیرزمینی آن بازمی‌گردد؛ عمقی که بنا بر برخی ارزیابی‌ها حتی می‌تواند بیش از تأسیساتغنی‌سازی سوخت فردو باشد. همین ویژگی، نگرانی‌های جدی ایجاد کرده است، به‌ویژه از آن‌رو که ایران به‌طور رسمی اعلام کرده این سایت قرار است میزبان یکمرکز پیشرفته مونتاژ سانتریفیوژ باشد؛ مرکزی که در صورت احیای توان تولیدقطعات سانتریفیوژ، قادر خواهد بود سالانه چند هزار دستگاه سانتریفیوژتولید کند.

افزون بر این، با توجه به ابعاد برآوردشده سالن‌های زیرزمینی، مؤسسه چند سال پیش ارزیابی کرده بود که این سایت می‌تواند ظرفیت لازم برای استقرار یکواحد کامل غنی‌سازی سانتریفیوژ را نیز داشته باشد. تاکنون هیچ نشانه‌ایمبنی بر تغییر این برنامه‌ها پس از جنگ مشاهده نشده و تصاویر ماهواره‌ای نشان می‌دهد که تا نوامبر ۲۰۲۵، سایت کوه تیشه وارد مراحل پایانی ساخت شده است.

با توجه به ارتباط اعلام‌شده این مجموعه با برنامه غنی‌سازی ایران، ادامه فعالیت‌های عمرانی در آن مستلزم نظارت و رصد دقیق است. در شرایطی که بخش عمده تأسیسات مرتبط با سانتریفیوژ از تولید قطعه گرفته تا تحقیق و توسعه درسایر نقاط تخریب شده‌اند، کوه تیشه به‌عنوان یکی از جدی‌ترین گزینه‌ها برایبازسازی برنامه سانتریفیوژ ایران مطرح می‌شود؛ بازسازی‌ای که می‌تواندزنجیره‌ای کامل از تولید قطعات، مونتاژ و حتی غنی‌سازی را دربر گیرد.

تا نوامبر ۲۰۲۵، ایران یک دیوار امنیتی کامل پیرامون کل دامنه کوه کولَنگ‌گزلا و مناطق اطراف آن ایجاد کرده است؛ محدوده‌ای که نه‌تنها مجموعه اصلی کوه تیشه، بلکه سایت تونلی ۲۰۰۷ در زیر یک قله کوچک مجاور را نیز دربر می‌گیرد.

به‌طور هم‌زمان، ایران اقدامات خود را برای مستحکم‌سازی ورودی تونل‌ها در مجموعه کوه تیشه ادامه داده است. آخرین نشانه‌ها حاکی از آن است که یکی از الحاقات ورودی تونل در بخش غربی با لایه‌هایی از سنگ پوشانده شده اقدامی که پیش‌تر در مورد یک ورودی در بخش شرقی نیز انجام شده بود. همچنین ساخت موانع امنیتی جدید در امتداد دیوار پیرامونی همچنان ادامه دارد.

فعالیت‌ها در مجموعه تونلی ۲۰۰۷ اما الگوی متفاوت و در عین حال ابهام‌برانگیزتری را نشان می‌دهد. اگرچه تلاش‌ها برای مستحکم‌سازی ورودی‌هایتونل در این سایت نیز ادامه دارد، شدت این اقدامات به سطحی رسیده که ممکن است دسترسی عملی به تونل‌ها را به‌طور کامل از میان ببرد؛ وضعیتی که بیش از هر چیز به قفل کردن دائمی یا دفن دارایی‌های ذخیره‌شده در محل شباهت دارد.

این فعالیت‌ها بار دیگر توجه‌ها را به یک پرسش حل‌نشده معطوف می‌کند که آیاایران در جریان جنگ دوازده ‌روزه و پیش از ورود مستقیم آمریکا، بخشی از ذخایر اورانیوم غنی‌شده خود را از نطنز به این سایت منتقل کرده است؟ در همینچارچوب، یک تصویر ماهواره‌ای مورخ ۱۸ ژوئن ۲۰۲۵، خروج یک کامیون از محدوده مجموعه تونلی ۲۰۰۷ را حوالی ساعت ۹ صبح به وقت محلی نشان می‌دهد.

تا نوامبر ۲۰۲۵، دال‌های بتنی که پیش‌تر بر روی ورودی‌های تونل ۲۰۰۷ قرار داده شده بودند، با لایه‌های بیشتری از سیمان، خاک و سنگ پوشانده شده‌اند. حضور ماشین‌آلات سنگین و ورق‌های تیره‌رنگ مصالح نشان می‌دهد که این فرایندلایه‌گذاری هنوز ادامه دارد.

هر دو ورودی تونل ورودی بالایی که پس از عبور از سه فضای جانبی به زیر کوه امتداد می‌یابد و ورودی پایینی به نظر می‌رسد که اکنون به‌طور کامل با خاک مسدود شده‌اند. بررسی تصاویر قدیمی‌تر نشان می‌دهد که دست‌کم ورودی پایینی تا اواسط ماه اوت قابل دسترسی بوده است. در ۲۹ اوت، یک کامیون کمپرسی در مقابل این ورودی مشاهده شد و تا ۳۰ اوت، دهانه تونل به‌ویژه در تصاویر زاویه‌دارمانند تصویر ۱۴ نوامبر به‌وضوح با خاک مسدود شده بود.

در مورد ورودی بالایی نیز شواهد حاکی از انسداد آن است، هرچند میزاندسترسی آن در ماه‌های اخیر با قطعیت کمتری قابل ارزیابی است.

الگوی اقدامات ایران در کوه تیشه و به‌ویژه در سایت تونلی ۲۰۰۷ شامل تحکیمشدید حفاظتی، انسداد فیزیکی ورودی‌ها و احتمال دفن دارایی‌ها در محل فراتراز صرف حفاظت تأسیساتی به نظر می‌رسد.

این رفتار می‌تواند نشانه‌ای از اهمیتفوق‌العاده آنچه در این سایت‌ها قرار دارد یا قرار بوده قرار گیرد باشد و جایگاهکوه تیشه را به‌عنوان کانون بالقوه بازسازی برنامه سانتریفیوژ ایران پس از ویرانی گسترده سایر مراکز برجسته‌تر می‌کند.

سایت طالقان‑۲ در داخل مجتمع نظامی پارچین قرار دارد و در اوایل دهه ۲۰۰۰، در چارچوب طرح آماد برای توسعه تسلیحات هسته‌ای مورد استفاده قرار می‌گرفت. نام این سایت برگرفته از محفظه آزمایش انفجار قوی است که در ساختمان اصلیآن قرار داشت و در بسیاری از اسناد به‌دست‌آمده از «آرشیو هسته‌ای ایران» که توسط اسرائیل ضبط شد، با عنوان «Taleghan ۲» شناخته می‌شود.

اگرچه شواهد موجود نشان می‌دهد که محفظه انفجار قوی و سامانه فلش ایکس‌ریِمرتبط با آن، در جریان یک فرایند چندساله پاک‌سازی از این ساختمان خارج شده‌اند فرایندی که شامل ساختمان مجاور موسوم به طالقان‑۱ نیز می‌شد با اینحال، اسرائیل اعلام کرده است که طالقان‑۲ در سال‌های اخیر بار دیگر با فعالیت‌های مرتبط با تسلیحات هسته‌ای پیوند داشته است.

این سایت در اواخر اکتبر ۲۰۲۴ هدف حمله هوایی اسرائیل قرار گرفت و به‌شدت آسیب دید. با این حال، در جریان جنگ دوازده‌روزه، طالقان‑۲ مورد حمله مجدد قرار نگرفت.

بازسازی سایت از حدود اواسط مه ۲۰۲۵ یعنی پیش از آغاز جنگ دوازده‌روزهآغاز شده و از آن زمان تاکنون، روند پیشرفت ساخت‌وساز پیوسته و بدون وقفه ادامه یافته است تصاویر ماهواره‌ای بین اوت تا نوامبر ۲۰۲۵ حاکی از ساخت یکساختمان مرکزی کشیده میان دامنه‌های تپه‌ای است که حدود ۴۰ متر طول و ۱۷ متر عرض دارد. در داخل این ساختمان، سازه‌ای دیده می‌شود که به‌نظر می‌رسد یکمحفظه استوانه‌ای مهار انفجار قوی به طول تقریبی ۳۶ متر و قطر حدود ۱۲ متر را در خود جای داده باشد.

طراحی کلی این مجموعه به‌شدت این فرض را تقویت می‌کند که کار با مواد منفجره در این سایت پیش‌بینی شده است. تمامی ساختمان‌ها دارای قاب‌های فلزیقوسی‌شکل تقویت‌شده و سقف‌های فلزی هستند؛ ساختاری که محافظت مضاعفیدر برابر انفجار داخلی یا حمله هوایی فراهم می‌کند.

در چند نمای ماهواره‌ای از محفظه احتمالی، آنچه به‌نظر می‌رسد نقطه دسترسی به داخل محفظه باشد، قابل مشاهده است عنصری حیاتی برای عملکرد چنینسامانه‌ای.

ساختمان مرکزی از طریق یک سازه میانی به دو دهانه (پرتال) خارجی متصل می‌شود. همچنین این احتمال وجود دارد که ساختمان اصلی در مرحله نهایی با خاک مدفون شود؛ چراکه توده‌های بزرگ خاک در دامنه تپه بالادست ساختمان دیدهمی‌شود که ظاهراً برای بولدوزر شدن و پوشاندن سازه آماده شده‌اند. دفن سایت زیرخاک، سطح حفاظت آن را به‌طور چشمگیری افزایش خواهد داد.

چیدمان دو ساختمان جانبی کوچک‌تر نیز به‌گونه‌ای است که اگر با خاک پوشانده شوند، هر یک در بخش پشتی خود دارای یک ویژگی کاهنده موج انفجار موسوم به «تله انفجار» خواهند بود. در نزدیکی این مجموعه، یک ساختمان پشتیبانیاحتمالی نیز احداث شده است. تصاویر ماهواره‌ای مورخ ۱۴ نوامبر ۲۰۲۵همچنین وجود سه شکاف مستطیلی روی سقف فلزی ساختمان اصلی را نشان می‌دهد؛ شکاف‌هایی که ممکن است برای تهویه محفظه انفجاری داخلی طراحی شده باشند.

این فعالیت‌ها، با توجه به سابقه طالقان‑۲ به‌عنوان یکی از مراکز کلیدی طرح آماد برای آزمایش‌های مرتبط با انفجارهای قوی، بسیار معنادار و نگران‌کننده تلقیمی‌شوند. در حال حاضر، هیچ مدرک مستقیمی وجود ندارد که نشان دهد اینسایت به‌طور فعال در حال انجام فعالیت‌های مرتبط با تسلیحات هسته‌ای است؛ با این حال، حجم، نوع و مهندسی ساخت‌وسازها ایجاب می‌کند که تلاش جدی برایتشخیص هدف واقعی این بازسازی صورت گیرد.

یک احتمال این است که ایران در صدد بازسازی توانمندی‌های آزمایش انفجار قوی مرتبط با سلاح هسته‌ای که پیش‌تر بخشی از برنامه آماد بود برآمده باشد. احتمال دیگر آن است که این مجموعه برای کاربری‌های دیگری با ماهیت انفجاریپیشرفته طراحی شده باشد. در این چارچوب، ساختمان بزرگ مرکزی می‌تواند محل انجام فعالیت‌های اصلی آزمایشی یا تولیدی باشد، در حالی که دو ساختمان کوچک‌تر برای کنترل فرایند، ابزارهای تشخیصی و پایش آزمایش‌ها یا تولیدمورد استفاده قرار گیرند.

در نهایت با بررسی کلی این گزارش، در تمام این مدت، جمهوری اسلامی همکاریمؤثر با آژانس را از دسترسی بازرسان محدود یا لغو شده، پرسش‌های فنیبی‌پاسخ مانده، مکان ذخایر اورانیوم مبهم است و نظارت پیوسته عملاً از کار افتاده به حداقل رسانده است. این رفتار، نه بی‌برنامگی، بلکه استراتژی آگاهانه گریز از پاسخ‌گویی است استراتژی‌ای که بهای آن می‌تواند جنگ دوباره با تخریب‌های بسیار باشد.

مسیر کنونی ایران پیامدهایی روشن دارد از جمله، بازگشت کامل تحریم‌هایچندجانبه، افزایش مشروعیت حملات هدفمند اسرائیل، قرار گرفتن ایران در وضعیت «کشور آستانه‌ایِ پنهان‌کار» و فروپاشی کامل مسیر دیپلماسی هسته‌ای.

 در چنین شرایطی، هر سایت مدفون، هر تونل مسدود و هر سانتریفیوژ مخفی،نه عامل بازدارندگی، بلکه ماشه‌ای بالقوه برای جنگ است.

در چنین شرایطی سناریوهای محتمل و قابل پیش بینی درباره وضعیت هسته‌ای ایران شامل تشدید تدریجی حملات اسرائیل، از جمله تدارک حمله به سایت‌هایزیرزمینی مانند کوه تیشه و تونل اصفهان، با یا بدون مشارکت مستقیم آمریکا، درگیری چندمرحله‌ای کنترل‌نشده خواهد بود. 

جمهوری اسلامی بار دیگر ثابت کرده که مسئله هسته‌ای را نه به‌عنوان پروژه‌ای ملی،بلکه به‌مثابه ابزار بقا و گروگان‌گیری سیاسی می‌بیند. ویرانی فردو و نطنز شاید برنامه را عقب انداخته باشد، اما رفتار پس از جنگ نشان می‌دهد که حاکمیتحاضر است کشور را تا لبه جنگ پیش ببرد، اما یک گام به سمت شفافیت برندارد.پرونده هسته‌ای ایران زیر خاک مدفون نمی‌شود و هرچه عمیق‌تر دفن شود، انفجار آن ویرانگرتر خواهد بود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن