خانه سیاست حد یقف پذیرایی از مهاجرین غیرقانونی کجاست؟/ از تهدیدات امنیتی در شرق و مرکز تا تاسیس حزب سیاسی افاغنه در ایران! 

از جیک جیک مستان نظام تا زمستان سختی که چندان دور نیست!

حد یقف پذیرایی از مهاجرین غیرقانونی کجاست؟/ از تهدیدات امنیتی در شرق و مرکز تا تاسیس حزب سیاسی افاغنه در ایران! 

«وقتی در یک بیمارستان تا ۵۵ درصد تخت‌های زایمانی در اشغال اتباع است و سه نسل از آن‌ها در کشور ما متولد شده‌اند، یعنی باید برای آینده فکری اساسی کرد. این وضعیت باید تعیین تکلیف شود.» این سخنان اخیر محمد صالح جوکار، رئیس کمیسیون مشترک بررسی لایحه سازمان ملی مهاجرت بوده که با اشاره به تجربیات میدانی از استان یزد گفته است. 

اختصاصی هم‌وطن/ سید امیر موسوی

«وقتی در یک بیمارستان تا ۵۵ درصد تخت‌های زایمانی در اشغال اتباع است و سه نسل از آن‌ها در کشور ما متولد شده‌اند، یعنی باید برای آینده فکری اساسی کرد. این وضعیت باید تعیین تکلیف شود.» این سخنان اخیر محمد صالح جوکار، رئیس کمیسیون مشترک بررسی لایحه سازمان ملی مهاجرت بوده که با اشاره به تجربیات میدانی از استان یزد گفته است. 

سخنانی مهم و البته هشداری دیرهنگام که در این وانفسای بی‌صاحب بودن منافع ملی در سپهر کنونی سیاست در ایران، بیشتر به صدای یک دست شبیه است تا هشدار واجد الزام و بستری برای تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری! 

همین چندی قبل و در ششم خرداد سال گذشته بود که روزنامه جوان(وابسته به سپاه پاسداران) در مقاله‌ای با عنوان «چرا رئیسی  در قلوب مردم افغانستان جا گرفت؟» به نقش دولت ابراهیم رئیسی در تقویت حضور مهاجران افغان در کشور داشت و نوشت؛ «رئیسی به دلیل اینکه اهل خراسان رضوی و شهر مشهد بودند و این شهر هم، یکی از بزرگ‌ترین شهر‌های مهاجرپذیر است که ارتباط بسیار نزدیکی نیز بین جامعه میزبان و جامعه مهاجر در آن وجود دارد، آشنایی خوبی با مهاجران افغانستانی و وضعیت آن‌ها داشت، به همین خاطر، پس از تشکیل دولت ایشان، ساماندهی وضعیت مهاجران و هوشمندسازی ارائه خدمات به آنها، در محوریت تشکیل سازمان ملی مهاجرت، که در دولت قبل از ایشان عملاً به آرشیو سپرده شده بود، به صورت جهادی آغاز شد.»

این مقاله با افتخار به سازمان‌مندتر کردن حضور مهاجران در کشور اشاره کرده و تصریح کرد: «رئیسی به صورت ویژه بر ثبت احوال شخصیه مهاجران، حذف ادارات موازی در ارائه خدمات به آن‌ها و منسجم و هوشمند کردن آن، تحت رهبری یک نهاد، به عنوان سازمان ملی مهاجرت تأکید داشت و با حمایت‌های ایشان بود که به خصوص در طول یک سال گذشته، این تلاش‌ها در حال نتیجه دادن است. از سوی دیگر، دولت او به دنبال تحولات جدید در افغانستان با موج بزرگی از مهاجرت دوباره شهروندان افغانستان روبه‌رو شد؛ موجی که در واقع ده‌ها برابر دیگر کشورها، حتی دیگر کشور‌های همسایه مثل پاکستان بود، اما دولت ایران با آغوش باز به استقبال این مهاجران رفت و حتی در یک عملیات عظیم، با سرشماری این مهاجران، به نزدیک به دو و نیم میلیون مهاجر غیرقانونی مدارک اقامتی داد تا به راحتی بتوانند در کشور زندگی کنند؛ هرچند این تصمیم فشار زیاد مالی و اقتصادی بر ایران به شدت تحت تحریم‌های ظالمانه امریکا و غرب وارد کرد، اما این در حالیکه جامعه جهانی و سازمان‌های بین‌المللی هیچ حمایتی از این کشور نکردند.»

این روزنامه نظامی! همچنین در پایان نیز به نگاه بنیادین حجه‌الاسلام رئیسی پرداخته و یادآور شده؛ «همین نگاه بنیادی و عمیق آیت‌الله رئیسی و دولت مردمی به سر و سامان دادن به وضعیت مهاجران افغانستانی در ایران و آغوش باز آن برای مهاجران تازه‌ وارد است که سبب شده محبوبیتی مثال زدنی در قلوب این مهاجران داشته باشند.»

این در حالی است که بسیاری از جامعه‌شناسان و صاحبنظران درباره شمار حضور مهاجران افغان در کشور از اعداد و ارقامی نزدیک به پنج میلیون نفر سخن می‌گویند. مهاجرانی که-سوای جنبه اخلاقی و پیوست اجتماعی دیرپای ماجرا نظر به ارتباطات دیرینه دو ملت ایران و افغانستان-عمدتا از قشر فرودست جامعه افغانستان و از طبقه کارگر آن بوده و عموما از دانش، تخصص و البته سرمایه قابل اعتنایی برخوردار نیستند. مهاجرینی که عموما به قصد کسب درآمد و ارسال ارز به کشور مبدا در ایران حضور پیدا کرده و قشر مرفه، متخصص و تحصیل کرده‌شان به جای کشورمان، سر از کشورهای اروپایی، عربی و نهایتا ترکیه در می‌آورند. 

باز این در حالی است که به گفته همین صاحبنظران و کارشناسان، شمار ایرانیان مقیم خارج از کشور تا ۱۲ میلیون نفر تخمین زده می‌شود و این طیف از هموطنان، عمدتا از میان ایرانیان تحصیلکرده، صاحب دانش و ثروت بوده و در میان جوامع میزبان خود به تولید علم و ثروت پرداخته و در خدمت توسعه آن‌هابه فعالیت می‌پردازند. 

به عبارت دیگر، ما با یک حساب سر انگشتی به برکت نگاه رئیسی و امثال او در طول سالیان اخیر به صدور میلیون‌ها نفر هموطن متخصص، صاحب دانش و ثروت به کشورهای مختلف پرداخته و در عوض، میزبان میلیون‌ها مهاجری شده‌ایم که عمدتا نه از دانش خاص بهره می‌برند و از ثروت قابل توجهی برخوردارند. 

به عبارت دیگر، سخنان اخیر این نماینده مجلس از جیک جیک مستان نظامی حکایت دارد که امروز به زمستان سخت و وقت مواجهه با تبعات آن نزدیک شده است.

نظامی که تا همین دیروز، درهای مرزهای خود را چهارطاق به روی مهاجران غیرقانونی باز کرده و بدون کوچکترین گزینش امنیتی، پذیرای میلیون‌ها تبعه همسایه شده بود، امروز چنان با پیامدهای این رویکرد نسنجیده روبروست که آن سرش ناپیدا! حالا؛ هزینه‌اش را چه کسانی می‌دهند؟ مردم محروم، محجور و مظلوم ایران که به خودی خود با نابرابری و فقری به وسعت ۸۵ میلیون انسان دست و پنجه نرم می‌کنند! 

اگر همین حالا، سری به مناطقی چون؛ پیشوا، قرچک یا ورامین در استان تهران زد و یا وضعیت حضور مهاجرین در کلانشهری به مانند مشهد را ورانداز کنید به تلخی خواهید دید که چطور در برخی از محلات و مناطق این مملکت، ترکیب جمعیتی به نفع مهاجرین غیرقانونی می‌چربد و چگونه توازن جمعیتی در آن بر هم خورده است. 

این، تازه یک بعد ماجراست. بعد مهم‌تر و جدی‌تر البته؛ پیوست امنیتی مرتبط با آن است که ظاهرا تصمیم‌سازان و تصمیم‌گیرانی که در خواب ناز محب‌القلوب شدن شهید جمهور به سر می‌بردند از آن غافل هستند. نباید جشن و پایکوبی و شیرینی پخش کردن بسیاری از این مهاجرین غیرقانونی در بحبوحه بر سر کار آمدن مجدد گروه تروریستی طالبان در افغانستان را کوچه پس کوچه‌های نقاط مختلف این مملکت را از خاطر ببریم. جمعیتی متمرکز، سازمان‌مند و بعضا دارای وجوه ایدئولوژیک مشترک که می‌توانند در بزنگاه‌های مختلف به مانند یک بمب ساعتی یا عامل انتحاری عمل کرده و بنیان‌های امنیت عمومی جامعه ایرانی را با چالش‌های جدی مواجه کنند. جامعه‌ای که همین اخیرا، خبر از تاسیس حزب سیاسی‌شان در ایران سخن به میان آمده و بعید نیست که در آینده‌ای نه چندان دور، مدعی لزوم تخصیص کرسی‌های پارلمان برای کنشگری سیاسی خود شوند! البته که آنچه گفته شد، ناظر بر حضور مهاجرین قانونی که از دیرباز در ایران به عنوان وطن دوم خود، منشا خدمات گسترده و برکات فراوان بوده‌ و هستند، نیست. 

هنوز به خاطر داریم که مرحوم پیرمحمد ملازهی، تحیلگر ارشد فقید مسائل شبه‌قاره و افغانستان در واپسین ایام عمر خود از احتمال خطرات و تهدیدات امنیتی در شرق کشور سخن گفته بود و با این دست فرمانی که امروز از سوی تصمیم‌گیران کشور شاهد آنیم، بعید نیست که در آینده نزدیک در بزنگاهی و به بهانه جرقه‌ای پیش‌بینی نشده، نئاندرتال‌های طالب در مناطق مختلف شرق از خراسان شمالی و جنوبی، مشهد و زاهدان تا زابل و کرمان به جولان و سوداگری پرداخته و هواخواهان‌شان در تهران و دیگر مناطق به بر هم زدن امن و امانی بپردازند که همین حالا هم به برکت بی‌عرضگی آقایان پرمدعای امنیتی از جنگ ۱۲ روزه به این سو با اما و اگرهای عمده‌ای روبروست!

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن