اختصاصی هموطن؛ گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
در تابستان 1403، هنگامی که سایه مرگ مشکوک و ناگهانی ابراهیم رئیسی بر سیاست ایران افتاد، انتخابات ریاستجمهوری زودهنگام به مثابه فرصتی برای بازسازی اعتماد عمومی برای جمهوری اسلامی ظاهر شد. مسعود پزشکیان، پزشک تبریزی و با سابقه نمایندگی و وزارت بهداشت، به عنوان نامزدی خارج از حلقههای سنتی اصولگرایی، پا به میدان گذاشت. او نه با شعارهای پرزرقوبرق مانند خاتمی و حسن روحانی و نه شعارهای پوپولیستی مانند احمدینژاد و رئیسی، بلکه با نوعی رفتار خاص که در جامعه القای صداقت ظاهری میکرد، پای به عرصه رقابتهای انتخاباتی گذاشت.
پزشکیان وعدههای ملموسی – از رفع فیلترینگ گرفته تا بهبود معیشت مردم – مطرح میکرد و به همین دلیل توانست بخشی از هواداران جریان اصلاحات را به خود جذب کند و در شرایطی که حدود 60 درصد مردم با یک نه بزرگ به جمهوری اسلامی در انتخابات شرکت نکردند، به قدرت رسید.
اما امروز، در آذر 1404 و یک سال و نیم پس از آن هیجان زودگذر، تصویری متفاوت رقم خورده است. وعدههای انتخاباتی، همچون حبابهایی در باد، ترکیدهاند و جایشان را به ناکامی و ناامیدی دادهاند. پزشکیان که با شعار “دروغ نمیگویم” و “با مردم مطرح میکنم” به قدرت رسید، اما خیلی زود حرف خود را تغییر داد و گفت “بدون رضایت و هماهنگی رهبری کاری نمیکنم، گیر ندهید!”
رفع فیلترینگ چه شد؟
یکی از مهمترین وعدههای مسعود پزشکیان در زمان برگزاری رقابتهای انتخاباتی، رفع فیلترینگ اینترنت بود. وی در زمان برگزاری مناظرات انتخاباتی، بارها تاکید کرد که مردم از فیلترینگ اینترنت ناراضی هستند و خود را موظف میدانم که برای رفع فیلترینگ اقدام کنم. اما تنها سه ماه پس از رسیدن به قدرت و در تاریخ دهم مهر ماه 1403 به خبرنگاران گفت که “برای رفع فیلترینگ فضای مجازی تلاش میکند، اما با توجه به شرایط فعلی نمیتواند زمان مشخصی را اعلام کند.”
از آن زمان تا به امروز، بارها مسئولان دولت پزشکیان تاکید کردهاند که به زودی خبرهای خوبی در حوزه رفع فیلتر اینترنت منتشر خواهد شد و در این مدت تنها واتساپ و گوگلپلی رفع فیلتر شدند.
در تمام مدتی که مسئولان دولت وعده رفع فیلتر اینترنت را میدانند و در فضای مجازی، مدافعان سرسخت جمهوری اسلامی با چهرههای مختلف، از اصولگرا گرفته تا اصلاحطلب به دفاع از فیلتر فضای مجازی میپرداختند، ناگهان با بروزرسانی جدید پلتفرم ایکس، رازهای مگوی بسیاری را بر ملا شد.
ماجرا از این قرار بود که با بروزرسانی جدید شبکه ایکس یا همان توییتر سابق، موقعیت مکانی کاربران افشا و مشخص شد که بسیاری از مدافعان جمهوری اسلامی در فضای مجازی، مسئولان، چهرههای سیاسی، خبرنگاران و حتی هنرمندان نزدیک به حکومت، دارای خط اینترنت سفید هستند و بدون نیاز به فیلترشکن از اینترنت استفاده میکنند. از همه عجیبتر، لیدر باشگاه پرسپولیس بود که خط سفید او هم لو رفت!
حتی با کنکاش کاربران در شبکههای مجازی مشخص شد که بسیاری از اکانتهای به ظاهر منتقد جمهوری اسلامی که تصور میشد از آلبانی و آمریکا علیه سیاستهای جمهوری اسلامی اظهار نظر میکنند، در حقیقت در تهران حضور داشته و عضو تیمهای سایبری نهادهای اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی هستند.
آب پاکی پزشکیان روی دست مردم
با افشای این راز مگوی و فاش شدن رانت و تبعیض آشکار در نحوه استفاده از اینترنت و بهرهمندی عدهای خاص و نورچشمی از “خط سفید”، انتقادهای بسیاری به دولت پزشکیان مطرح شد و مردم پرسیدند که چرا شرایط را برای اینگونه رفتارهای تبعیضآمیز محیا و آماده کرده است؟ و یا دیگر چه موارد سفید دیگری وجود دارد که فقط نورچشمیها از آن بهره میبرند؟
واکنش پزشکیان در نوع خود جالب توجه بود. وی در مراسم نمادین و ظاهری روز دانشجوی امسال آب پاکی را روی دست مردم ریخت و اعتراف کرد: “نمیتوانم با یک امضا فیلترینگ را بردارم” به عبارتی پزشکیان پوچ بودن وعدههای انتخاباتی که برای آنها حاضر شده بود رگ گردن خود را هم بدهد، بیش از پیش نمایان کرد.
اما اقدام دوم وی بیش از اعترافش برای مردم سوال برانگیز شد. وی در سخنان خود در جمع دانشجویان تاکید کرد: “دستور دادم سیمکارتهای سفید، سیاه شود تا حال آنهایی که سیمکارت سفید ندارند، درک کنند!”
بنابراین پزشیکان به جای اینکه دستور رفع فیلترینگ را صادر کند، کلا صورت مسئله را پاک کرد.
وعدههای پزشکیان از کجا تا کجا؟
انتخابات 1403، عرصهای برای وعدههای توخالی و صد البته بیپشتوانه نامزدها بود. پزشکیان، در مناظرههای تلویزیونی و سفرهای استانی، با ادبیات متفاوتی که به کار میبرد، خود را از رقبا متمایز کرد. او وعده داد: “اگر نتوانستم، کنار میروم” و “دروغ نمیگویم”. این ادبیات متفاوت در میان جوانی که از خفقان دیجیتال و تورم نفسگیر رنج میبرد، مورد اقبال قرار گرفت.
یکی از برجستهترین وعدهها، رفع فیلترینگ بود. در تیر 1403، پزشکیان در جمع حامیان خود در تبریز گفت: “اینترنت را باید آزاد کنیم. فیلترینگ را برمیداریم، چون مردم خواهان آن هستند.”
وی حتی تأکید کرده بود که “برای رفع مشکل فیلترینگ، گردنم را میگذارم”
پزشکیان همچنین وعده داده بود که “شورای عالی فضای مجازی را بازسازی کند” و با “نظارت مناسب بر حریم خانوادهها”، فیلترینگ را به تدریج بردارد.
از سوی دیگر پزشکیان بارها تاکید کرده بود که ” دسترسی به اطلاعات آزاد حق همه مردم است، نه یک طبقه خاص. دولت موظف و مصمم است اینترنت آزاد، باکیفیت و فراگیر فراهم کند.”
این کلمات، برای نسلی که در اعتراضات ۱۴۰۱، فیلترینگ را عامل سرکوب میدانست، همچون نوری در تاریکی بود. کاربران شبکههای اجتماعی، با هشتگهایی مانند “رفع فیلترینگ” از پزشکیان حمایت کردند، اما امروز شاهد هستند که پزشکیان رسما میگوید توانایی صدور دستور رفع فیلترینگ را ندارد و از سوی دیگر بدون رضایت و هماهنگی با رهبر جمهوری اسلامی هم اقدامی انجام نخواهد داد.
معیشت مردم؛ عدالت اقتصادی یا توزیع رانت
در حوزه معیشت، وعدهها حتی جسورانهتر بودند. پزشکیان اقتصاد را “بیمار” توصیف کرد و قول داد: “تورم را کنترل میکنم، یارانهها را عادلانه توزیع میکنم و ارز را تکنرخی میکنم”
او وعدههای دیگری هم داده بود مانند اینکه “ارز ترجیحی رانت است؛ ارز باید تکنرخی شود، جز برای دارو و نهادههای دامی”، “همسانسازی حقوق با تورم”، “رایگان کردن درمان برای همه”، “کاهش بیکاری با سرمایهگذاری داخلی” و “عدالت در توزیع یارانهها”
او حتی به مردم قول داد: “اگر یارانهای هست، به همه برسد. وضعیت فعلی بنزین عادلانه نیست و به ضرر محرومان است” و یا اینکه “نمیخواهم بنزین را گران کنم”
اما در عمل چه شد؟ تا امروز که حدود یک سال و نیم از به قدرت رسیدن مسعود پزشکیان گذشته است، نه تنها فیلترنیگ اینترنت رفع نشده، بلکه معیشت مردم هم بدتر شده، هزینههای درمان افزایش پیدا کرده، بنزین گرانتر شده و بالاخره اینکه یارانه بخشهای بسیاری از مردم قطع شده است. به عبارتی او تاکنون به هیچ یک از وعدههای انتخاباتی خود نه تنها عمل نکرده، بلکه در بسیاری از موارد، عکس آن را انجام داده است.
از وعده تا عمل؛ ناکامیهای ساختاری یا ارادی؟
دولت چهاردهم در مرداد 1403 کارش را آغاز کرد، اما به جای عمل، فقط توجیه کرده است. پزشکیان در اولین جلسه شورای عالی فضای مجازی (مهر ۱۴۰۳)، به جای رفع فیلتر، بر “اجرای سیاستهای ابلاغی رهبری” تأکید کرد و دستور پیگیری موضوع فیلترشکنها را داد. این چرخش، زنگ خطری برای وعدهها بود.
در روز دانشجو پزشکیان اعتراف کرد:”بدترین کاری که گرفتار آن هستیم، فیلترینگ است. اما نمیتوانم با یک امضا آن را بردارم”.
چرا وعدهها به یأس بدل شد؟
مسعود پزشکیان با وعدههایش، اندک امیدی را در دل مردم کاشته بود؛ “امید به اینترنت آزاد، امید به سفرهای پررونقتر، امید به عدالتی واقعی.” اما عدم عمل به وعدهها، این امید را به یأس بدل کرده است. فیلترینگ، از نماد محدودیت به ابزار سرکوب گسترده تبدیل شد؛ معیشت، از وعده عدالت به تورم ۴۰ درصدی رسید. رفتار او در روز دانشجو، اوج این ناکامی بود: اعتراف به ناتوانی، بدون اقدام شجاعانه.
مردمی که با اکراه به پای صندوقها رفته بودند، حالا میپرسند:“اگر نمیتوانستی چرا قول دادی؟” این یأس، نه تنها به دولت، بلکه به کل نظام ضربه زده و میزند. پزشکیان، که قول “کنار رفتن” داده بود، حالا باید پاسخگو باشد. شاید وقت آن رسیده که به قولش عمل کند، نه با وعدههای توخالی، بلکه با کنارهگیری از راس ساختار فاسدی که نمیتواند آن تغییر دهد.