اختصاصی، گروه سیاسی/نیکان توحیدی
طی هفته های گذشته، رسانه رسمی قوه قضاییه جمهوری اسلامی دو خبر را مخابره کرد. نخست اعلام کرد که ضابطان قضایی براساس قانون، یک محکوم امنیتی (مصطفی تاجزاده) که پس از پایان مرخصی (سه روز و آنهم به دلیل شرکت در مراسم تدفین برادر)، خود را به زندان معرفی نکرده بود، بازداشت و به زندان منتقل کردند. چند روز بعد نیز اعلام کرد که یک محکوم مالی (شبنم نعمتزاده، دختر وزیر اسبق صنعت که متهم به اختلاس و اخلال در نظام دارویی کشور با احتکار دارو است) پس از جنگ 12 روزه به زندان بازنگشته و ضابطان تلاش دارند تا وثیقه وی را ارزشگذاری کرده و به فروش برسانند!
تنها بررسی این دو خبر کوتاه نشان از تفاوت چشمگیر در نوع برخورد نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی با زندانیان و حتی فعالان سیاسی و مدنی دارد.
در یک سو زندانیان سیاسی و فعالان مدنی و دانشجویان و محققان و روزنامهنگاران هستند که تحت شدیدترین فشارهای روحی و روانی و جسمی قرار دارند و در سوی دیگر اختلاسگران و رانتخوارانی هستند که زندان را هم به چشم فرصتی میبینند تا از سفره انقلاب بیش از گذشته بهرهمند گردند. آنها هرگاه بخواهند به زندان بازمیگردند و هر زمانی که اراده کنند، در بیرون از زندان به رتق و فتق امور تجاری خود میپردازند.
تشدید فشار بر زندانیان سیاسی و مدنی
زندانهای جمهوری اسلامی، به ویژه زندان اوین و قرچک، در ماههای اخیر به نمادی از بحران حقوق بشر تبدیل شدهاند. بر اساس گزارشهای سازمانهای حقوق بشری و رسانههای مستقل، سرکوب سیستماتیک زندانیان سیاسی و فعالان مدنی تشدید شده است.
از سوی دیگر طی دو ماه اخیر شاهد موج جدیدی از دستگیریها، اعتصابهای غذای گسترده، انتقالهای اجباری با خشونت و اعدامهای بیسابقه بودهایم.
این در حالی است که زندانهای ایران، با شرایط غیرانسانی روبرو هستند؛ کمبود امکانات پزشکی و بهداشتی، گرسنگی، سرما، و آزارهای گسترده زندانیان. تنها چند زن زندانی در ماههای اخیر به دلیل عدم دسترسی به مراقبتهای پزشکی جان باختند.
سودابه اسدی، سمیه رشیدی، جمیله عزیزی و مریم شهرکی تنها نمونهای از زنان زندانی در قرچک هستند که طی شهریور تا آبان ماه به دلیل عدم دسترسی به امکانات پزشکی و عدم انتقال به موقع به مراکز درمانی جان خود را از دست دادهاند. شاید باورش سخت باشد که اتهام افرادی چون سمیه رشیدی، تنها “شعارنویسی” بوده است.
این فشارها، تنها زنان زندانی را در بر نمیگیرد و وضعیت زندانیان سیاسی مرد بحرانیتر است.
هفته گذشته بود که بیش از ۲۰۰ زندانی سیاسی به انتقال خشونتآمیز احسان افرشته (زندانی سیاسی محکوم به اعدام) به انفرادی، اعتراض کرده و دست به اعتصاب غذای محدود زدند.
مهدی محمودیان، زندانی سیاسی پیشین در شبکه ایکس نوشت “ماموران زندان با حمله به بند محل نگهداری احسان افراشته، زندانی سیاسی محکوم به اعدام، او را پس از ضرب و شتم شدید و در حالیکه غرق خون از دیگران کمک میخواست، به مکان نامعلومی منتقل کردند.
زندانبانان پیش از حمله درهای دیگر سالنها را بسته بودند و زندانیان با شعار علیه رهبر جمهوری اسلامی اعتراض کردند.
بهزاد پناهی و مهدی فرید، دو زندانی سیاسی دیگر نیز به مکان نامعلومی منتقل شدهاند.”
در کنار این فجایع، سازمانهای حقوق بشری اعلام کردند که هشت زندانی سیاسی به نامهای محمدجواد وفایی ثانی، احسان فریدی، منوچهر فلاح، حسین شاهوزهی، زهرا شهباز طبری، حامد ولیدی، نیما شاهی و پژمان فتاحیدر خطر اعدام فوری قرار دارند. به این افراد، باید نام رضا عبدالی (۳۵ ساله از اهواز) را نیز اضافه کرد که حکم اعدام وی صادر شده است.
افزایش سرکوب فعالان مدنی در ایران
سرکوبها تنها محدود به زندانیان نبوده و سرکوب فعالان مدنی در ماههای اخیر به اوج رسیده و شامل دستگیریهای گسترده پژوهشگران، دانشگاهیان، اقتصاددانان، روزنامهنگاران و حتی فعالان صنفی مانند معلمان شده است. فعالیت این افراد محدود به حوزههای مدنی و صنفی میشود، اما اتهامات سنگین امنیتی مانند اقدام علیه امنیت ملی در پرونده آنها ثبت شده است.
حداقل در هفته های اخیر میتوان از پنج فعال مدنی و دانشگاهی نام برد که با بازرسی منزل، توقیف و ضبط وسائل الکترونیکی و انتقال به مکانهای نامعلوم روبرو بودهاند. مهسا اسداللهنژاد (جامعهشناس و پژوهشگر)، پرویز صداقت (اقتصاددان و پژوهشگر منتقد)، شیرین کریمی (نویسنده و مترجم ادبی)، محمد مالجو (اقتصاددان)، رسول قنبری (پژوهشگر) افرادی بودند که طی یک روز دستگیر و به مکان نامعلومی منتقل شدند.
به این افراد میتوان نام افشین هیراتیان (زندانی سابق، مدافع حقوق کودکان)، محمد علی ویسی (فعال محیط زیست از سقز)، جهانگیر رستمی (معلم بازنشسته و عضو انجمن صنفی فرهنگیان)، آزاده حاجی میرزایی و چیاکو رضایی (فعالان مدنی از سنندج) و دهها نفر دیگر را نیز اضافه کرد. این در حالی است که در گزارش فوق نام افرادی که به دلیل اعتقادات مذهبی طی هفتههای اخیر دستگیر شدهاند، ذکر نشده است.
تلاش برای بازگرداندن اقتدار از دست رفته
شاید پرسش اصلی این باشد که افزایش برخوردها با فعالان مدنی و سیاسی و حتی دانشگاهی و پژوهشگران با چه هدف صورت میگیرد؟ پاسخ یک چیز بیشتر نیست و آنهم تلاش حاکمیت برای بازگرداندن اقتدار از دست رفته است.
برای اثبات این ادعا میتوان به اظهارات سردار منتظرالمهدی، سخنگوی پلیس در مردادماه و پس از جنگ 12 روزه اشاره کرد که گفته بود: با مشارکت مردمی!!!! حدود 21 هزار مظنون به همکاری با اسرائیل را دستگیر کردیم!!!!دستگیری فلهای 21 هزار نفر و آنهم پس از ضربه سخت اطلاعاتی و امنیتی و نظامی جنگ 12 روزه، همه چیز را مشخص میکند.
دستگیریهای فلهای به همینجا ختم نشد و روز چهارشنبه 20 آبان ماه، صدا و سیمای جمهوری اسلامی طی گزارشی از شناسایی حدود ۴۰۰ نفر از اعضای اصلی مؤسسه “ایران آکادمیا” در داخل و خارج از ایران و همچنین بازداشت برخی از افراد مرتبط با آن خبر داد.
در گزارش صدا و سیما به نقل از اطلاعات سپاه، ایران آکادمیا که یک موسسه علمی است، به تلاش برای براندازی نرم متهم شده است!
این در حالی است که موسسه علمی ایران آکادمیا یک مرکز آموزشی آنلاین است که خود را “نخستین دانشگاه رایگان علوم انسانی و اجتماعی به زبان فارسی و با مدرک کارشناسی ارشد در جهان” معرفی میکند.
تلاش برای شناسایی و دستگیری 400 نفر از اعضای هیات علمی این دانشگاه آنلاین، نمونه دیگری از تلاش برای کنترل و سرکوب فعالان مدنی و دانشگاهی با هدف بازگرداندن اقتدار از دست رفته است.