طاهر نقوی، وکیل محبوس در زندان اوین که در اعتراض به عدم توجه به شماری از مطالبات قانونی خود از پنجم آبانماه دست به اعتصاب غذای خشک زده بود در جوابیهای که در اختیار هموطن قرار گرفته، خطاب به جمعی از فعالان مدنی که خواستار پایان دادن به این اعتصاب شده بودند، تصریح کرده؛
از تمام عزیزانی که محبت داشتند و از ما خواستند که برای حفظ سلامت خویش دست از اعتصاب غذا بکشیم بینهایت سپاسگزارم و قدردان توجه و محبت ایشان هستم.
قطعاً قصد جان کردن و دست شستن از زندگی و فراموشی عزیزان و ترک حیات کاری بس دشوار است، اما زمانی که کل وجودت و زبان گویایت و کلام و قلم و منطقت نمیتواند «دردت و دادت» را بیان کند و کل خواستههای قانونی و انسانیت به دیوار سنگی و غیر قابل عبوری از بی توجهی بر میخورد ؛ دیواری که به بلندای چند نسل کشیده شده است؛ آن زمان است که انسان با جسم بی جانش با صاحبان قدرت سخن میگوید.
چنانکه در چند هفته اخیر چندین جوان این وطن از جمله احمد بالدی در اهواز ، فواد شمس در کرج، و شاهو صفری آتشنشان سنندجی، در میان شعلهها فریاد زدند تا شاید وجدانهایی را که عمری خفته است بیدار کنند.
خودسوزی و دست از جان شستن یک شهروند یعنی قطع امید از عملکرد و شعار دولت و حکومت و بسته دیدن راههایی که یک شهروند برای زیستن باید داشته باشد؛ و مسدود بودن مسیرهایی که برای ستاندن حق ، میشد رفت؛ و همچنین ناامیدی از نظام قضایی و دادستانی که «داد» شهروندان در آنجا «ستانده» نمیشود و به جای شنیدن صدای دادخواهی مظلوم، سخن صاحبان قدرت و ثروت و و اراده نیروهای امنیتی بر آن حاکم میگردد.
زمانی که چکش عدالت قاضی محکمه ، برای ساکت کردن و خفه نمودن انسانها بر میز قضاوت کوبیده میشود؛ نه فقط جان که روح انسان نیز به آتش کشیده میشود.
تنها راه نجات این سرزمین و فرزندان آن پایان دادن به ظلمها و تبعیض پیدا و پنهان از هر شکل و جنس و اعطای حقوق برابر جنسیتی، دینی، مذهبی، قومی نژادی و زبانی و حذف نگاه امنیتی از زندگی عادی شهروندان و پایان دادن به پرونده سازیهای ساختگی و صوری و در نهایت گسترش چتر عدالت سیاسی اقتصادی اجتماعی در سراسر کشور است.
با عرض پوزش از عزیزانی که نگران ما هستند من این اعتصاب غذا را تا پای جان ادامه خواهم داد، باشد که سخنان حقی که از زبانم شنیده نشد از جسم بیجانم شنیده شود.
طاهر نقوی
اسارتگاه اوین
نوزدهمین روز اعتصاب غذا