علی اکبر ایمانی- با آغاز جنگ 12 روزه و غافلگیری که لیست بلندبالایی از فرماندهان نظامی کشته شده در شب نخست را به همراه داشت، رسانههای رسمی جمهوری اسلامی روایتی ساختند که حالا حتی مقامات خود نظام آن را «دروغ و اغراق» میخوانند. صداوسیما، تسنیم، و شبکهای از رسانههای وابسته به جریان اصولگرا، با خبرهایی از «سقوط اف-۳۵ اسرائیل»، «اسارت خلبان زن صهیونیست» و «کشف کارخانهی پهپادسازی دشمن در ایران»، سعی کردند از دل جنگ، قهرمانسازی کنند. اما هیچکدام از آن روایتها تأیید نشد، هیچ تصویری از پیروزیها پخش نشد و هیچ توضیحی درباره منبع این اخبار داده نشد. آنچه باقی ماند، بحران اعتماد بود؛ بحرانی که بار دیگر نشان داد رسانه رسمی جمهوری اسلامی بیش از آنکه بازتابدهندهی واقعیت باشد، بازتولیدکننده توهم است. در میانه التهاب جنگ ۱۲روزه میان ایران و اسرائیل، روایت رسانه رسمی کشور از صحنهی نبرد، به جای بازسازی واقعیت به مهندسی احساسات عمومی نزدیک شد. در روزهایی که افکار عمومی نگران آینده جنگ و پیامدهای امنیتی آن بود، صداوسیما با انتشار سلسلهای از خبرهای تأییدنشده درباره «ساقط شدن جنگندههای اف-۳۵ اسرائیلی»، «اسارت خلبانان»، و حتی «کشف کارخانه پهپادسازی اسرائیل در ایران» صحنهای از پیروزیهای نمادین را ساخت که امروز هیچ نشانی از آن باقی نیست و اکنون، با گذشت نزدیک به پنج ماه از آن بحران، نه تنها هیچ سندی از آن پیروزیهای تبلیغی ارائه نشده بلکه مقامهای رسمی کشور نیز به صراحت از «انتشار اخبار دروغ» سخن میگویند؛ اخباری که نهتنها به افزایش اعتماد عمومی کمکی نکرد، بلکه به تعبیر تحلیلگران، «سرمایه اجتماعی رسانه ملی را در بحرانیترین مقطع سیاسی کشور فرسودهتر کرد.
اف-۳۵ در آسمان روایت سازیها
ماجرا از ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ آغاز شد؛ روزی که برخی رسانهها، از جمله شبکه خبر صداوسیما، در گزارش نیمروزی خود اعلام کردند «دو فروند جنگنده اف-۳۵ رژیم صهیونیستی توسط پدافند هوایی ایران هدف قرار گرفته و منهدم شدهاند». این خبر که ابتدا در قالب «شنیدهها» منتشر شد، ساعاتی بعد به نقل از روابط عمومی ارتش نیز بازنشر شد؛ اما همان زمان، کارشناسان نظامی و تحلیلگران مستقل دربارهی «غیرممکن بودن چنین اتفاقی» هشدار دادند. جنگنده اف-۳۵، محصول نسل پنجم فناوری هوایی، یکی از پیچیدهترین و رادارگریزترین جنگافزارهای جهان است. توانایی راداری ایران در رهگیری و هدفگیری این پرنده در شرایط واقعی جنگ، دستکم از منظر فنی، به شدت مورد تردید بود. با این حال، صداوسیما نه تنها در برابر این تردیدها سکوت کرد، بلکه یک روز بعد خبر دیگری از «ساقط شدن سومین اف-۳۵ در غرب کشور» منتشر کرد.در ۲۶ خرداد نیز رسانههای نزدیک به نهادهای امنیتی از قول معاون امنیتی استاندار آذربایجان شرقی مدعی شدند «چهارمین جنگنده اف-۳۵ اسرائیل در آسمان تبریز منهدم شده است». به فاصلهای کوتاه، خبرگزاری تسنیم خبر «اسارت یک خلبان زن اسرائیلی» را منتشر کرد؛ خبری که با لحنی هیجانی و تصویرسازی از «شکوه انتقام ایران» بازتاب یافت. اما هیچیک از این روایتها هرگز با سند یا تصویر مستند همراه نشد. نه لاشه جنگندهای نشان داده شد و نه «اعترافات خلبان» وعده دادهشده پخش شد.
از «پیروزی سازی رسانهای» تا «بحران واقعیت»
چند هفته بعد، با فروکش کردن فضای جنگی، نخستین شکافها در روایت رسمی آشکار شد. علیاکبر رائفیپور، یکی از چهرههای شناختهشده جریان اصولگرا که در روزهای نخست خود از تأییدکنندگان این ادعاها بود، در شبکه ایکس (توییتر سابق) نوشت:« شما را به خدا دروغ پخش نکنید. کدام اف-۳۵؟ اگر سند متقنی وجود دارد، بسمالله، وگرنه همان بهتر که سکوت کنید».اظهارات او، که از دل همان طیف حامی رسانه رسمی بیرون آمده بود، عملاً به اعلام شکست یک پروژهی تبلیغاتی تعبیر شد. یک روز بعد، صداوسیما در چرخشی آشکار اعلام کرد که «اخبار مربوط به جنگندههای اف-۳۵ رسمی نبوده و در جنگ شناختی از سوی دشمن منتشر شده است».اما آرشیو صداوسیما چیز دیگری میگوید زیرا گزارشهای تصویری و خبرهای رسمی با لوگوی شبکه خبر هنوز در دسترساند و در آنها گویندگان با لحن اطمینان از «انهدام جنگندههای اف-۳۵» سخن میگویند. حذف و تکذیب بعدی، آن هم بدون توضیح یا عذرخواهی، تنها به گسترش بیاعتمادی دامن زد. *دروغ پراکنی؛ از اسارت خلبان تا کارخانه پهپاد افکار عمومی در همان روزها تنها با خبر جنگندهها مواجه نبود.
رسانه ملی و برخی خبرگزاریهای نزدیک به جریانهای خاص، همزمان از «کشف کارخانه پهپادسازی اسرائیل در ایران» و «دستگیری صدها جاسوس» نیز سخن گفتند اما حالا، یکی از اعضای مجلس خود آن روایتها را صراحتاً رد کرده است. محمد باقری، نماینده مجلس، در گفتوگو با وبسایت «آوش» گفت :«گفته شد ۶۰۰ یا هزار نفر دستگیر شدهاند در حالی که واقعیت نداشت. چنین حجمی از جاسوسی وجود نداشت. اینکه گفته شد تعداد زیادی پهپاد گرفته شده یا کارخانه یا جاسوسی کشف شده، واقعیت ندارد.»
او افزود:«صدا و سیما نباید خبرهای دروغ و شایعه پخش کند. باید بعد از تأیید رسمی خبرها را منتشر کند. هیچگونه کارخانه پهپادسازی در کشور وجود ندارد. مجموعههایی که این اخبار را منتشر کردند باید پاسخگو باشند». باقری همچنین ساقط شدن اف 35 را نیز تکذیب کرد. این اظهارات، نه از زبان مخالفان که از دل ساختار رسمی کشور بیان شد و این یعنی دروغها چنان بیپایه بودند که دیگر حتی در اردوگاه حامیان دولت نیز قابل دفاع نیستند.
«اعتماد» قربانی توهم روایتگری
انتشار خبرهای کذب در زمان بحرانهای امنیتی تنها یک خطای حرفهای نیست؛ اثری مستقیم بر امنیت ملی دارد. در جنگهای مدرن، جایی که «روایت» به اندازهی «موشک» تعیینکننده است، بیاعتمادی به رسانه رسمی میتواند بزرگترین آسیب باشد.در ماجرای جنگ ۱۲روزه، شهروندان ایرانی ابتدا با شور و احساس غرور خبر «سقوط اف-۳۵» را باور کردند، اما چند هفته بعد با موجی از تکذیبها و تناقضها روبهرو شدند. نتیجه روشن است: کاهش اعتماد عمومی، افزایش اتکا به رسانههای غیررسمی، و تشدید شکاف میان حاکمیت و جامعه.تحلیلگران ارتباطات بر این باورند که صداوسیما در این ماجرا بهجای ایفای نقش در «جنگ شناختی»، خود قربانی آن شد. چرا که در انتشار اخبار بدون منبع، نه تنها مرز میان واقعیت و عملیات روانی دشمن را تشخیص نداد، بلکه ناخواسته به بازتولید همان بیاعتمادی کمک کرد که دشمن در پی آن بود.
هواپیمای اوکراینی و تکرار الگوی آشنا
ماجرای اف-۳۵ یادآور الگوی مشابهی در پرونده هواپیمای اوکراینی است؛ جایی که نهادهای رسمی سه روز واقعیت را انکار کردند و تنها پس از فشار افکار عمومی حقیقت را پذیرفتند. شباهت این دو پرونده در «تأخیر در صداقت» است و این تأخیر، بیش از هر چیز، اعتماد را میسوزاند. در هر دو مورد، افکار عمومی شاهد فاصله عمیق میان روایت رسمی و واقعیت میدانی بود. تجربه آن سقوط هنوز در حافظه جامعه زنده است و هر دروغ تازهای، زخمی قدیمی را باز میکند.
دروغهای پرهزینه و سرمایهای که میسوزد
نکته مهمتر در این میان، فرسایش «سرمایه اجتماعی» است. صداوسیما، که میتواند در بزنگاههای بحرانی نقش تکیهگاه افکار عمومی را ایفا کند، با این گونه رفتارها عملاً از دایره اعتماد خارج میشود. وقتی مردم باور نکنند که آنچه از تلویزیون میشنوند واقعی است، حتی در مواقع تهدید واقعی نیز پیامهای رسمی بیاثر میشوند.در همین چارچوب است که برخی کارشناسان سیاست رسانهای تأکید میکنند که بازسازی اعتماد، نیازمند شفافیت، پاسخگویی و عذرخواهی رسمی است. نه انکار تکراری، زیرا با نسبت دادن همهچیز به «جنگ روانی دشمن» نمیتوان خلأ راویتگری صادقانه را پر کرد. پرونده جنگ ۱۲روزه و دروغهای رسانهای پیرامون آن، اکنون به گفته ناظران، باید در شورای عالی امنیت ملی بررسی شود. این شورا که پیشتر در ماجرای سقوط هواپیمای اوکراینی نقش تعیینکنندهای در اعلام حقیقت داشت، میتواند با بازنگری در سازوکار اطلاعرسانی بحران، از تکرار چنین خطاهایی جلوگیری کند.واقعیت آن است که جنگهای امروز، بیش از هر زمان، در میدان روایتها رخ میدهند. رسانهای که واقعیت را قربانی مصلحتهای کوتاهمدت کند، در نهایت هم مصلحت را میبازد و هم اعتماد را.ماجرای اف-۳۵ تنها یک خطای خبری نبود؛ نشانهای بود از بحران عمیق در نظام اطلاعرسانی رسمی جمهوری اسلامی. صداوسیما به جای حقیقت بازتاب دهنده توهم بود. دروغهایی که شاید برای چند ساعت احساس پیروزی آفریدند، در نهایت به شکست بزرگتری انجامیدند که همان شکست اعتماد عمومی بود، امروز، آنچه باقی مانده، نه تصاویر افتخارآمیز از جنگندههای دشمن، که پرسشی تلخ است که بالاخره چه شد که رسانهای با این سابقه و امکانات، خود به بلندگوی روایتهای ساختگی بدل شد؟ پاسخ به این پرسش، نه فقط برای نجات صداوسیمای جمهوری اسلامی، که برای حفظ سرمایه اجتماعی کل نظام ضروری است.