خانه بین الملل از راولپندی تا تهران؛ ژنرال پاکستانی برای چه ماموریتی آمد؟

از راولپندی تا تهران؛ ژنرال پاکستانی برای چه ماموریتی آمد؟

اختصاصی گروه سیاسی/آوا مهرگانی – ایران و آمریکا بعد از 47 سال بحران و یک جنگ چهل روزه، اکنون در چهل و ششمین روز از یک آتش‌بس فوق‌العاده شکننده و نفس‌گیر قرار دارند؛ روزهایی که با پالس‌های متناقضی از صلح و جنگ در منطقه می‌گذرد. در این شرایط ویژه و حساس، تهران میزبان یک مهمان کلیدی و تعیین‌کننده از همسایگی شرق بود. فیلد مارشال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، پس از یک تاخیر بیست‌وچهار ساعته، در راس یک هیئت بلندپایه نظامی و امنیتی وارد پایتخت ایران شد تا در دیدارهایی فشرده و سرنوشت‌ساز، با مقامات ارشد جمهوری اسلامی رایزنی کند.

اهمیت این سفر زمانی دوچندان می‌شود که بدانیم این حضور، بلافاصله پس از دو سفر پیاپی و مقدماتی محسن نقوی، وزیر کشور پاکستان به تهران انجام شده است؛ رویدادی که نشان می‌دهد اسلام‌آباد عملاً به عنوان اصلی‌ترین و پویاترین کانال دیپلماتیک و میانجی ارشد میان تهران و واشنگتن، در حال جوشکاری یک توافق پشت‌پرده برای جلوگیری از تصاعد مجدد شعله‌های جنگ است. ماراتن دیپلماتیک در پایتخت و سیگنال‌های مثبت پایتخت‌های جهان فرمانده مقتدر ارتش پاکستان در بدو ورود به تهران مورد استقبال اسکندر مومنی، وزیر کشور قرار گرفت و بلافاصله ماراتن رایزنی‌های خود را آغاز کرد. نخستین و شاید جدی‌ترین بخش این ماموریت، به دیدار دوجانبه و به درازا کشیده شده او با عباس عراقچی، وزیر امور خارجه اختصاص داشت؛ دیداری که در نخستین ساعات شب آغاز شد و دور دوم آن نیز به بعدازظهر شنبه موکول گردید تا جزئیات فنی و متون اولیه توافق با دقت بررسی شود. عاصم منیر در ادامه با مسعود پزشکیان نیز پشت درهای بسته به گفتگو نشست تا ابعاد حاکمیتی این میانجی‌گری را تثبیت کند.

اما در سوی دیگر، دیدار او با محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس – که حالا در دوره رهبری مجتبی خامنه‌ای به عنوان چهره امین بیت رهبری و سپاه نقش کلیدی در روند مذاکرهت پیدا کرده است – لحن متفاوتی به خود گرفت؛ به خصوص که قالیباف با ادبیاتی محکم و تهاجمی هشدار داد که ایران از حقوق خود عقب‌نشینی نخواهد کرد و در صورت نقض آتش‌بس از سوی آمریکا، پاسخی ویرانگرتر در انتظار خواهد بود. این تحرکات فشرده در تهران، بازتاب وسیعی در رسانه‌های معتبر بین‌المللی داشت. اکثر این رسانه‌ها با اشاره به اظهارات اخیر مارکو روبیو، وزیر خارجه ایالات متحده در نشست ناتو مبنی بر پیشرفت مذاکرات از طریق میانجی‌ها، و همچنین گمانه‌زنی‌های دنیس راس درباره وجود یک پیش‌نویس پنج‌ماده‌ای شامل لغو تدریجی تحریم‌ها و بازگشایی مشروط تنگه هرمز، سفر عاصم منیر را نشانه‌ای آشکار از نزدیک شدن به یک خط پایان دیپلماتیک ارزیابی کردند.

رمزگشایی از وزن راولپندی؛ چرا فرمانده ارتش شخصاً آمد؟ تحلیل واقع‌بینانه این سفر نیازمند عبور از پوسته بیانیه‌های تشریفاتی و نفوذ به لایه‌های پنهان ساختار قدرت در پاکستان است. در جغرافیای سیاسی پاکستان، تصمیمات کلان امنیتی و سیاست خارجی نه در دولت، بلکه در مقر فرماندهی ارتش در راولپندی گرفته می‌شود. حضور همزمان وزیر کشور و سپس ورود شخص فیلد مارشال عاصم منیر ثابت می‌کند که این بار واشنگتن و تهران برای عبور از بن‌بست، کانال سنتی دیپلماسی را ناکافی دانسته و به سراغ کانال نظامی-امنیتی رفته‌اند. عاصم منیر در واقع به عنوان نماینده تام‌الاختیار حاکمیت پاکستان و حامل پیام مستقیم و دارای ضمانت اجرایی از سوی ایالات متحده به تهران آمده است تا تعهدات دو طرف را روی ترازوی سنجش قرار دهد. اهرم شاهرگ اقتصادی و فرمول بازگشایی تنگه هرمز بزرگ‌ترین گره کور در وضعیت فعلی، مسئله امنیت دریانوردی و بن‌بست ایجاد شده در تنگه هرمز است. حاکمیت در ایران پس از ضربات اقتصادی سنگین، از انسداد این آبراه به عنوان آخرین پناهگاه و ابزار فشار خود استفاده می‌کند، در حالی که فشار بین‌المللی – از جمله تحریم‌های جدید اتحادیه اروپا – برای بازگشایی آن به اوج رسیده است. در این میان، تعلیق موقت حملات نظامی توسط دونالد ترامپ، که گفته می‌شود به درخواست رهبران عرب خلیج فارس صورت گرفته، فرجه‌ای کوتاه به دیپلماسی داده است.

ماموریت اصلی عاصم منیر در این مرحله، فرموله‌کردن یک معامله پایاپای است؛ فرمولی که بر اساس آن ایران در ازای امتیازات ملموس و فوری اقتصادی مانند آزادسازی بخشی از درآمدهای بلوکه‌شده نفتی، از اهرم نظامی خود در تنگه هرمز عقب‌نشینی کند و مدیریت این شاهرگ به یک پروتکل نظارتی میانجی‌گری سپرده شود. بازی دوگانه در تهران؛ توازن میان سپر دیپلماسی و شمشیر تهدید نوع مواجهه و تقسیم نقش‌ها میان مقامات جمهوری اسلامی در برخورد با فرستاده ارشد پاکستان، استراتژی هوشمندانه اما پیش‌بینی‌پذیر تهران را عیان می‌کند. در این آرایش سیاسی، مسعود پزشکیان در نقش «تعدیل‌کننده» و پذیرا ظاهر می‌شود تا چهره‌ای متمایل به تعامل از خود نشان دهد، و عباس عراقچی وظیفه فرسایشی چانه‌زنی بر سر کلمات پیش‌نویس را پیش می‌برد. در مقابل، محمدباقر قالیباف با اتکا به ادبیات تند نظامی، نقش «شمشیر تهدید» را بازی می‌کند. این تکنیک پلیس خوب و پلیس بد، پیامی واضح به عاصم منیر و آمریکایی هاست؛ پیامی مبنی بر اینکه تهران ابایی از بازگشت به وضعیت جنگی ندارد. چشم‌انداز شکننده؛ ساعت صفر در انتظار تصمیم نهایی سفر فیلد مارشال عاصم منیر به تهران را باید به مثابه «ساعت صفر» یا مرحله نهایی از یک روند دیپلماتیک دانست.

اگرچه رسانه‌ها و تحلیلگران بین‌المللی از کاهش شکاف‌ها بر سر متن پیش‌نویس سخن می‌گویند، اما شیطان همواره در جزئیات نهفته است؛ به ویژه در بندهای مربوط به مکانیزم تضمین رفع تحریم‌ها و نحوه راستی‌آزمایی امنیت هرمز. ترافیک دیپلماتیک میان اسلام‌آباد و تهران نشان می‌دهد که چهل و ششمین روز آتش‌بس، یا به یک توافق پایدار اما اضطراری ختم خواهد شد و یا آخرین ایستگاه مصلحت‌آمیز پیش از فروپاشی کامل دیپلماسی و آغاز دور جدیدی از نبردهای ویرانگر مستقیم خواهد بود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن