خانه بین الملل هموطن نخستین مذاکره تهران و واشنگتن به میزبانی پاکستان را بررسی می‌کند: توافق دائمی یا تنفس مصنوعی برای رژیم؟

هموطن نخستین مذاکره تهران و واشنگتن به میزبانی پاکستان را بررسی می‌کند: توافق دائمی یا تنفس مصنوعی برای رژیم؟

اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی: داخل کشور نیز، فعالان کارگری و زنان باید از فضای نسبی آرام آتش‌بس برای سازماندهی اعتراضات مسالمت‌آمیز استفاده کنند. تجربه جنبش «زن، زندگی، آزادی» و قیام خونین دی ماه 1404، نشان داده که رژیم در برابر فشار همزمان داخلی و خارجی آسیب‌پذیر است. در نهایت، تاریخ ثابت کرده که جمهوری اسلامی هرگز تغییر ماهوی نداده است. هر توافقی که بدون شرط تغییر رفتار – توقف اعدام‌ها، آزادی زندانیان، توقف حمایت از نیابتی‌ها، و شفافیت کامل هسته‌ای – امضا شود، تنها عمر رژیم را طولانی خواهد کرد. بسیاری از مردم معتقدند که آتش‌بس دو هفته‌ای نه آغاز صلح، بلکه تنفس مصنوعی برای بیمار لاعلاج است. اگر جامعه جهانی و مردم ایران این واقعیت را نادیده بگیرند، فردا باید هزینه بیشتری در برابر جمهوری اسلامی پرداخت کنند. آینده نشان خواهد داد که آیا این مذاکرات آغاز پایان انزوا خواهد بود یا فقط فصلی جدید از فریب و بقا. مردم ایران، اما، دیگر فریب شعارهای «اقتصاد مقاومتی» و «پیروزی دیپلماتیک» را نمی‌خورند. آن‌ها تنها یک چیز می‌خواهند: آزادی از بند استبداد جمهوری اسلامی.

در حالی که مردم ایران همچنان با شرایط جنگی، تورم بالای ۴۰ درصد، سرکوب خیابانی و انزوای بین‌المللی دست و پنجه نرم می‌کنند، قرار است نمایندگان جمهوری اسلامی و ایالات متحده آمریکا پشت میز مذاکره بنشینند. این نشست، نخستین گفت‌وگوی مستقیم دو طرف پس از توافق بر سر آتش‌بس دو هفته‌ای است که با میانجی‌گری پاکستان برگزاری می‌شود. اما برای مخالفان جمهوری اسلامی، این رویداد نه «پیروزی دیپلماتیک» بلکه نشانه‌ای آشکار از ضعف ساختاری رژیم است؛ ضعفی که سال‌ها سیاست خارجی ماجراجویانه، اقتصاد رانتی و سرکوب داخلی آن را به وجود آورده و حال رژیمی که روزی می‌گفت «نه جنگ می‌شود و نه مذاکره می‌کنیم» مجبور است بر سر میز مذاکره بنشیند. جمهوری اسلامی در ماه‌های اخیر با بحرانی چندلایه روبه‌رو شده، جنگ 40 روزه و فروپاشی نسبی اقتصاد داخلی که حتی بودجه نظامی را تحت فشار قرار داده، تهران را وادار به پذیرش آتش‌بس کرد.

آتش‌بسی که تنها دو هفته طول می‌کشد و ظاهراً قرار است زمینه را برای توافق نهایی احتمالی فراهم کند. اما چرا پاکستان؟ اسلام‌آباد، به عنوان متحد سنتی تهران و همزمان شریک اقتصادی واشنگتن، انتخابی هوشمندانه برای رژیم است تا تصویر «میانجی بی‌طرف» بسازد. با این حال، عده‌ای این میزبانی را نه یک فرصت، بلکه تله‌ای در انتظار جمهوری اسلامی می‌دانند. به طور قطع پذیرش آتش‌بس توسط جمهوری اسلامی، اعترافی ضمنی به شکست استراتژی «مقاومت» است که سال‌ها توسط علی خامنه‌ای و حلقه‌های تندرو تبلیغ می‌شد. اقتصاد کشور تحت شدیدترین تحریم‌های تاریخ قرار دارد. ارزش ریال به پایین‌ترین سطح خود رسیده، نرخ بیکاری جوانان بالای ۲۵ درصد است و اعتراضات مردمی هنوز به طور کامل سرکوب نشده است. در چنین شرایطی، رژیم چاره‌ای جز عقب‌نشینی نداشت. اما این عقب‌نشینی موقت است.

تجربه برجام ۱۳۹۴ نشان داده که جمهوری اسلامی هرگز به تعهدات بلندمدت پایبند نبوده و از هر توافقی برای پیشبرد برنامه هسته‌ای و موشکی خود استفاده کرده است. آتش‌بس دو هفته‌ای نیز احتمالا ابزاری است برای بازسازی ذخایر موشکی، انتقال تجهیزات به نیروهای نیابتی در عراق، لبنان و یمن، و مهم‌تر از همه، آرام کردن بازار ارز و جلوگیری از اعتراضات مردمی. پیش‌بینی در مورد سناریوهای پیش‌رو واقع‌بینانه اما تلخ است. سناریوی نخست: تمدید آتش‌بس و دستیابی به توافقی موقت. در این حالت، آمریکا ممکن است در ازای کاهش غنی‌سازی به ۳.۶۷ درصد و پذیرش بازرسی‌های بیشتر، بخشی از تحریم‌های نفتی را به طور موقت تعلیق کند. رژیم بلافاصله این را «پیروزی تاریخی» جلوه خواهد داد و با تزریق ارز خارجی به بازار، قیمت دلار را برای چند ماه کنترل خواهد کرد. اما هزینه آن برای مردم ایران سنگین خواهد بود: تداوم سرکوب، عدم آزادی زندانیان سیاسی، و ادامه حمایت از گروه‌های تروریستی منطقه‌ای. در واقع، هر دلار وارد شده به خزانه رژیم، احتمالا صرف تقویت سپاه و نیروهای نیابتی و بلندپروازی‌های موشکی جمهوری اسلامی خواهد شد، نه بهبود زندگی مردم. سناریوی دوم: شکست مذاکرات یا توافق حداقلی بدون تضمین‌های واقعی. دو هفته آتش‌بس بسیار کوتاه است و فرصت کافی برای حل اختلافات عمیق – برنامه موشکی، حمایت از حماس و حزب‌الله، و نقض حقوق بشر – را نمی‌دهد.

در این صورت، پس از انقضای مهلت، تنش‌ها به سرعت باز خواهد گشت. اما رژیم در این مدت کوتاه توانسته است بخشی از ذخایر ارزی خود را بازسازی کند، نیروهای نیابتی‌اش را تجهیز نماید و تصویر «مذاکره‌کننده مسئول» بسازد. نتیجه؟ تشدید سرکوب داخلی تحت عنوان «دفاع از دستاوردهای دیپلماتیک». گزارش‌های متعدد از فعالان سیاسی حاکی است که در روزهای اخیر، نیروهای امنیتی در تهران و کلانشهرها، تعداد بازداشت‌ها را افزایش داده‌اند تا صدای مخالفان را خاموش کنند. سناریوی سوم: استفاده رژیم از مذاکرات به عنوان پوشش برای اقدامات پنهان. در این سناریو، سپاه پاسداران ممکن است در همین دو هفته، با استفاده از کانال‌های قاچاق و شرکت‌های صوری، فناوری‌های حساس وارد کند یا برنامه هسته‌ای را در تأسیسات زیرزمینی پیش ببرد. پاکستان به عنوان میزبان، به دلیل روابط نزدیک با تهران، ممکن است عملا مانع نظارت مؤثر شود. در این میان، مردم ایران – بخش مهمی از آنها زیر خط فقر زندگی می‌کنند – همچنان قربانی اصلی خواهند ماند. تورم، بیکاری و مهاجرت اجباری ادامه خواهد یافت و تنها برندگان، حلقه‌های قدرت در بیت مجتبی خامنه‌ای (اگر زنده باشد) و سپاه خواهند بود. به هر حال، این مذاکرات فرصتی برای جامعه مدنی و اپوزیسیون خارج‌نشین است تا صدای خود را بلندتر کند. دیاسپورای ایرانی در اروپا و آمریکا باید با لابی‌گری فشرده، خواستار فشارهای بین‌اللملی برای سرنگونی جمهوری اسلامی شوند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن