خانه بین الملل قمار اسلام‌آباد؛ دیپلماسی در سایه اولتیماتوم‌ها

قمار اسلام‌آباد؛ دیپلماسی در سایه اولتیماتوم‌ها

اختصاصی هم‌وطن/ گروه سیاسی- فرهاد جم: در حالی که عقربه‌های ساعت به وقت اسلام‌آباد به لحظه آغاز یکی از سرنوشت‌سازترین نشست‌های دیپلماتیک قرن نزدیک می‌شود، فضای حاکم بر هتل‌های مجلل محل استقرار هیئت‌ها بیش از آنکه نشانی از صلح داشته باشد، بوی باروتی پنهان در پس لبخندهای دیپلماتیک را می‌دهد. این مذاکرات که قرار است میان ایران و ایالات متحده با میانجی‌گری فشرده پاکستان برگزار شود، در شرایطی کلید می‌خورد که ۳۸ روز نبرد سنگین، زیرساخت‌های اعتماد را به کلی ویران کرده است. گزارش‌های رسیده از منابع نزدیک به تیم میانجی‌گر حکایت از آن دارد که این نشست تنها چند ساعت با فروپاشی کامل فاصله داشت؛ چرا که حمله موشکی اخیر به مجتمع پتروشیمی جبیل در عربستان سعودی، ریاض را به مرز انفجار خشم رساند و واشینگتن را واداشت تا با لحنی بی‌سابقه، تهران را به نابودی یک تمدن تهدید کند. با این حال، دیپلماسی شبانه فیلدمارشال عاصم منیر و تماس‌های مستقیم با دونالد ترامپ و فرماندهان ارشد سپاه، توانست در آخرین دقایق، یک آتش‌بس موقت دوهفته‌ای را به عنوان پیش‌شرط نشست اسلام‌آباد تثبیت کند، هرچند که پایداری این توافق به مویی بند است و اظهارات ضد و نقیض از هر دو سو، سایه‌ای سنگین بر میز مذاکره انداخته است. جابجایی قدرت در تهران؛ قالیباف در قامت مرد اول میدان در جبهه داخلی ایران، آرایش سیاسی به شکلی بی‌سابقه تغییر کرده و به نظر می‌رسد مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور، به طور کامل از چرخه تصمیم‌گیری‌های کلان حذف شده است. اکنون محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، که روزگاری هرگونه مذاکره با دولت ترامپ را تکذیب و تقبیح می‌کرد، سکان مدیریت بحران و ریاست تیم مذاکره‌کننده را به دست گرفته است. او در پیام‌های اخیر خود با لحنی پیروزمندانه از «عقب‌نشینی تاریخی رئیس‌جمهور متکبر آمریکا» سخن می‌گوید و مدعی است که واشینگتن کلیات طرح ده ماده‌ای ایران را پذیرفته است. قالیباف این تحول را یک پیروزی در جنگ تمدنی توصیف می‌کند که جایگاه ایران را در نظم نوین جهانی ارتقا می‌بخشد. اما این حضور پررنگ قالیباف، با واکنش‌های تندی در داخل روبرو شده است؛ تندروهایی که او را بابت نشستن پای میز مذاکره با «قاتل رهبرشان» مورد فحاشی قرار می‌دهند، او را به خیانت متهم می‌کنند. قالیباف برای فرار از این فشارها، مدعی است که این نه یک مذاکره، بلکه صرفاً تبادل متن برای اتمام حجت است و اگر آمریکا نقض تعهد کند، آتش دوباره شروع خواهد شد. در این میان، سکوت مطلق پزشکیان نشان‌دهنده آن است که او عملاً هیچ‌کاره شده و قالیباف با چراغ سبز سطوح عالی نظام، عنان دیپلماسی جنگ را به دست گرفته است. جنگ روایت‌ها؛ طرح ده ماده‌ای یا سطل زباله ترامپ؟ تضاد میان اظهارات طرفین تنها به حضور فیزیکی محدود نمی‌شود، بلکه در عمق استراتژی‌های نوشتاری نیز ریشه دارد. جی‌دی ونس، معاون ترامپ، با لحنی گزنده و تحقیرآمیز، ادعاهای قالیباف را ناشی از ضعف درک زبان انگلیسی و مفاهیم دیپلماتیک دانسته و صراحتاً اعلام کرده است که نسخه‌های منتشر شده توسط تهران از طرح ده ماده‌ای، بی‌ارزش بوده و برخی از آن‌ها چنان ضعیف نگارش شده‌اند که گویی خروجی هوش مصنوعی هستند و جایشان در سطل زباله است. ونس تأکید دارد که تنها یک نسخه ده ماده‌ای معتبر وجود دارد که از طریق پاکستان تدوین شده و ترامپ به آن اشاره کرده است. این در حالی است که در تهران، عباس عراقچی با بازنشر پیام‌های نخست‌وزیر پاکستان، سعی دارد القا کند که آتش‌بس شامل تمامی جبهه‌ها از جمله لبنان است. اما واقعیت میدانی و مواضع واشینگتن خلاف این را ثابت می‌کند. ونس و مقامات کاخ سفید صراحتاً اعلام کرده‌اند که لبنان بخشی از این توافق نیست و اسرائیل حق دارد به عملیات خود علیه حزب‌الله ادامه دهد. این تضاد آشکار در تفسیر متن توافق، نشان‌دهنده آن است که مذاکرات اسلام‌آباد پیش از آغاز، با بحران مشروعیت متن روبرو است و طرفین حتی بر سر موضوع مذاکره نیز توافق ندارند.

لبنان و نیابتی‌ها؛ وجه‌المصالحه در قمار بزرگ تهران یکی از رمزآلودترین مباحث مذاکرات جاری آمریکا و ایران، سرنوشت گروه‌های نیابتی ایران در منطقه است. به نظر می‌رسد تهران در یک چرخش استراتژیک و برای نجات مرکزیت نظام از فروپاشی اقتصادی و نظامی، چراغ سبزی پنهانی برای کنار گذاشتن نیابتی‌ها از چتر حمایتی آتش‌بس نشان داده است. اگرچه در تبلیغات رسمی و پیام‌های دستگاه حاکمیتی ایران، بر ضرورت توقف حملات اسرائیل به لبنان تأکید می‌شود، اما پذیرش آتش‌بسی که عملاً دست اسرائیل را در جنوب لبنان باز گذاشته، نشان‌دهنده آن است که شاید تهران نیابتی‌ها را وجه‌المصالحه قرار داده است. اسرائیل با نادیده گرفتن فضای کاهش تنش، استراتژی «زمین سوخته» را در جنوب لبنان دنبال می‌کند و با تخریب سیستماتیک روستاها، به دنبال ایجاد منطقه حائل است. نتانیاهو صراحتاً اعلام کرده که انگشتش روی ماشه است و آتش‌بس با ایران شامل حزب‌الله نمی‌شود. این وضعیت، تهران را در موضع ضعف قرار داده است؛ چرا که از یک سو نمی‌خواهد هزینه‌های جنگ مستقیم را بپردازد و از سوی دیگر، نمی‌تواند در برابر افکار عمومی داخلی و بدنه تندرو، رها کردن متحدان خود را بپذیرد. ادعاهای مقامات تهران مبنی بر اینکه رهبر جدید پشت این داستان است، تلاشی برای مشروعیت‌بخشی به این عقب‌نشینی‌های دردناک در برابر ترامپ محسوب می‌شود. تنگه هرمز؛ رژیم حقوقی جدید یا باج‌گیری دریایی؟ مسئله تنگه هرمز به گره کوری در این کلاف سردرگم تبدیل شده و به نظر می‌رسد به اصلی‌ترین ابزار فشار ایران تبدیل شده است. پیام‌های مکتوب منتسب به مجتبی خامنه‌ای که به عنوان رهبر جدید در فضای رسانه‌ای مطرح شده، حکایت از برقراری یک «رژیم حقوقی جدید» در این آبراه حیاتی دارد. تهران مدعی است که از این پس برای عبور کشتی‌ها عوارض دریافت خواهد کرد و حتی صحبت از پذیرش این مبالغ به صورت یوان و ارزهای دیجیتال به میان آمده است تا تحریم‌های دلاری دور زده شود. این رویکرد، خشم شدید بریتانیا، ایتالیا و فرانسه را برانگیخته است. ایوت کوپر، وزیر خارجه بریتانیا، صراحتاً اعلام کرده که آزادی کشتیرانی نباید به مزایده گذاشته شود و هیچ جایی برای دریافت عوارض در یک آبراه بین‌المللی وجود ندارد. از سوی دیگر، دونالد ترامپ در پیامی تهدیدآمیز اعلام کرده که ایران در صدور مجوز عبور نفت عملکردی «غیرشرافتمندانه» داشته و این توافقی نیست که آن‌ها داشتند. او هشدار داده که اگر تنگه هرمز باز و امن نماند، ارتش آمریکا که اکنون در حال استراحت و تجهیز است، حملاتی را آغاز خواهد کرد که «بزرگ‌تر و قدرتمندتر از هر آنچه تا به حال دیده شده» خواهد بود. همسایگان شاکی و فشار حداکثری منطقه‌ای در حالی که پیام‌های رسمی منتسب به مجتبی خامنه‌ای سخن از «برادری و خیرخواهی» با کشورهای منطقه می‌گوید و آن‌ها را به دوری از «شیاطین» فرا می‌خواند، اقدامات میدانی نیابتی‌ها و تهدیدات سپاه، کشورهای حاشیه خلیج فارس را به شدت نگران کرده است. کویت و امارات متحده عربی که هدف حملات پهپادی و موشکی قرار گرفته‌اند، از سیاست‌های دوگانه تهران به شدت شاکی هستند. وزارت خارجه کویت این حملات را «پلید و بزدلانه» خوانده و تأکید کرده که این اقدامات تلاش‌ها برای صلح را تضعیف می‌کند. به نظر می‌رسد این کشورها اکنون بیش از هر زمان دیگری بر روی ترامپ حساب باز کرده‌اند تا با اعمال فشار حداکثری در معامله با ایران، امنیت آن‌ها را تضمین کند. آن‌ها به وعده‌های دوستی تهران با دیده تردید می‌نگرند، به ویژه زمانی که فرماندهان سپاه همزمان از مین‌گذاری احتمالی در مسیرهای اصلی تنگه هرمز و لزوم هماهنگی کشتی‌ها با نیروی دریایی سپاه سخن می‌گویند. این تضاد میان دیپلماسی لبخند در اسلام‌آباد و تهدید نظامی در خلیج فارس، کشورهای منطقه را به سمت ائتلافی سخت‌گیرانه‌تر علیه ایران سوق داده است.

غنی‌سازی اورانیوم؛ خط قرمزی که پاک نمی‌شود در حالی که تیم مذاکره‌کننده در پاکستان به دنبال راهی برای تثبیت آتش‌بس است، محمد اسلامی، رئیس سازمان انرژی اتمی ایران، با لحنی تند هرگونه محدودیت در برنامه غنی‌سازی را رد کرده است. او مدعی است که محدود کردن غنی‌سازی آرزویی است که دشمنان به گور خواهند برد. این اظهارات در تقابل مستقیم با خواسته‌های اصلی دولت ترامپ قرار دارد که خواستار تحویل مواد هسته‌ای، توقف کامل غنی‌سازی و رفع تهدید برنامه موشکی است. جی‌دی ونس صراحتاً گفته است که موضع آمریکا درباره غنی‌سازی کاملاً روشن است و هیچ توافقی بدون حل این مسئله پایدار نخواهد بود. این بن‌بست فنی و سیاسی نشان می‌دهد که حتی اگر در اسلام‌آباد بر سر کلیات توافق شود، جزئیات مربوط به برنامه هسته‌ای می‌تواند کل فرآیند را در عرض چند ساعت به نابودی بکشاند. ایران از یک سو به دنبال رفع تحریم‌ها و دریافت غرامت است و از سوی دیگر حاضر به عقب‌نشینی از دستاوردهای هسته‌ای خود نیست؛ تناقضی که برت مک‌گورک، هماهنگ‌کننده سابق شورای امنیت ملی آمریکا آن را دلیلی بر «صفر» بودن احتمال موفقیت مذاکرات در کوتاه مدت می‌داند. صلح شکننده یا آرامش پیش از طوفان؟ آنچه در اسلام‌آباد در جریان است، فراتر از یک گفتگوی دیپلماتیک ساده، نبردی برای بقا و بازتعریف نظم نوین در خاورمیانه است. آتش‌بسی که اکنون برقرار شده، به تعبیر بسیاری از تحلیلگران، بیش از آنکه فرصتی برای صلح باشد، تنفسی کوتاه برای طرفین است تا برای مرحله بعدی نبرد آماده شوند. قالیباف که اکنون خود را در میانه میدان مین دیپلماسی و سیاست داخلی می‌بیند، باید میان مطالبات تندروهای تهران، تهدیدهای مرگبار ترامپ و واقعیت‌های تلخ متحدان منطقه‌ای‌اش، راهی برای بقا بیابد. حضور مجتبی خامنه‌ای در سایه و ارسال پیام‌های مکتوب، نشان‌دهنده آن است که نظام در حال گذار به یک دوران جدید است و می‌خواهد با تثبیت قدرت در داخل، با دست پرتری با ترامپ معامله کند. اما ترامپ نشان داده که اهل معامله‌های نیم‌بند نیست و تنها به «توافق واقعی» تن خواهد داد؛ توافقی که ممکن است به قیمت خلع سلاح کامل منطقه‌ای و هسته‌ای ایران تمام شود. گزارش‌ها از اسلام‌آباد بیانگر آن است که هیئت‌ها با کوله‌باری از اختلافات عمیق وارد اتاق‌های مذاکره شده‌اند. در حالی که پاکستان تمام توان دیپلماتیک خود را برای جلوگیری از شکست این نشست به کار بسته، سایه سنگین جنگ در لبنان و بحران در تنگه هرمز، میز مذاکره را لرزان کرده است. اگر قالیباف نتواند میان ادعاهای پیروزمندانه داخلی و واقعیت‌های سخت بین‌المللی پلی بزند، اسلام‌آباد نه ایستگاه صلح، بلکه نقطه آغاز بزرگ‌ترین تقابل نظامی تاریخ معاصر میان ایران و آمریکا خواهد بود. جهان اکنون با نفس‌های حبس شده نظاره‌گر است تا ببیند آیا دیپلماسی می‌تواند بر منطق «شلیک‌های بزرگ‌تر» ترامپ غلبه کند یا اینکه خاورمیانه در آستانه فروپاشی نهایی قرار گرفته است. آنچه مسلم است، ایران در وضعیتی قرار گرفته که هر تصمیمی در اسلام‌آباد، سرنوشت دهه‌های آینده این سرزمین و کل منطقه را رقم خواهد زد؛ در حالی که صدای طبل جنگ از مرزهای لبنان تا آب‌های نیلگون خلیج فارس، بلندتر از هر زمان دیگری به گوش می‌رسد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن