سردبیر/ یارا خاتمی
شنبه نهم اسفندماه ساعت ۹/۳۵ دقیقه زمانی که مردم داشتن تلاش میکردند روزهاش کش آمده اسفند را به پایان برسانند و حتی شده برای دقایقی با آغاز سال نو کمی از رخوت فاصله بگیرند و شادی را سر سفرههایشان بیاورند، ناگهان صداهایی که برایشان غریبه نبود، آنها را شوکه کرد؛ آن صدا، صدای موشکهایی بود که یکی یکی در تهران منفجر شدند و …
سناریو اول: تهران ، خیابان کارگر
اتوبوس داشت با هر جان کندنی که بود راه خودش را میرفت و از صدای بوق موتور بغلی تا ماشین پشت سری معلوم بود که دارد زور میزند و تن خسته خود را چنان روی آسفالت میکشد گویی همین آلان است که زپرتش غمصور شود و جا بماند وسط خیابان؛ همزمان عدهای داشتند تلاش میکردند با گفتن ببخشید ببخشید خود را به در جلوی اتوبوس برسانند و پیاده شوند و با قدمهای تند تند به سمت محل کارشان بروند تا مهر دیر رسیدن بخاطر اتوبوس فرسوده در کارنامه روزهای پایانی سال نخورد که ناگهان چند صدای مهیب آنها را سرجای خود میخکوب کرد. چند ثانیه ای به دنبال منبع صدا گشتند و یکی در میان جمعیت داد زد، جنگ شد، زد زد و دوید سمت خانهاش، یکی داد زد آقا نگه دار بچه م مدرسه س بچه م.. در چند دقیقه ولوله ای برپا شد و عده ای هم کمی دور و بر خود را نگاه کردند و سر را دوباره در گوشی بردند که ببینند چه خبر است.
سناریو دوم، خیابانهای پایتخت
فضای شهر هر لحظه تغییر میکرد اما اینبار یک فرقی با حال و هوای جنگ ۱۲ روزه داشت، چند ساعت پس از حمله فیلمهایی در فضای مجازی منتشر شد که حامل یک پیام مشخص بود؛ مردم دیگر جمهوری اسلامی را نمیخواهند. فیلمهای منتشره نشان میداد که عدهای از مردم نه تنها از موشک و حضور جنگندههای آمریکایی اسراییلی ناراحت نشدند بلکه برخی رقص شادی کردند و این روزها را روزهای پایان جمهوری اسلامی تلقی کردند.
عده ای هم فریاد میزدند که عمو ترامپ تشکر تشکر!
سناریو پایانی یا پیام اصلی:
شادی مردم از حملات علیه سران جمهوری اسلامی چند معنا داشت
شادی در خیابانها فقط به خاطر مرگ یا احتمال مرگ رهبر نیست، بلکه نشانهای از سقوط کلیت نظام دارد.
روایت حکومتی که اعتراضات را «اقدامات تروریستی» مینامید، همراه با خود جمهوری اسلامی فرو ریخته است؛
حتی در بحبوحه جنگ نیز شعارها علیه رهبر و در حمایت از پهلوی است و
تلاش جمهوری اسلامی برای یکپارچهسازی جامعه با روی آوردن دوباره به ملی گرایی ناکام مانده است؛
آنچه عیان و نزدیک است اینکه ایران به سوی رهبری تازه و پرچمی نو حرکت خواهد کرد.
این همان ساعاتی است که میتوان آن را آغاز پایان جمهوری اسلامی دانست.
جمهوری اسلامی مردم را از دست داده و گواه این ادعا هم فیلمهایی است که در شبکههای اجتماعی منتشر شده که نشان میدهد حتی در نزدیکی محلهای بمبارانشده نیز شعارهایی علیه حکومت سر داده شده است.
و سخن پایانی این است که جمهوری اسلامی دیگر قادر به بسیج و همبستگی مردم نیست؛ آن « ملی گرایی و دویدن به سوی پرچم دیگر وجود ندارد و باید گفت، به پایان سلام کنید.