اختصاصی گروه سیاسی / آوا مهرگانی
در هنگامه انسداد سیاسی در تهران و در حالی که پژواک مطالبات ملت، ارکان قدرت را به لرزه درآورده است، سیاست خارجی ایالات متحده در قبال ایران وارد فاز «عبور از بنبست» شده است. دیدار اخیر شاهزاده رضا پهلوی با استیو ویتکاف، فرستاده ویژه و معتمد تامالاختیار دونالد ترامپ، فراتر از یک ملاقات پروتکلمحور، در واقع ترسیمگر نقشهی راهی است که در آن پیوستگی تاریخی با ضرورتهای ژئوپلیتیک گره میخورد.
تکامل استراتژی واشنگتن: از فشار بر رژیم تا اعتباربخشی به جایگزین
دولت ترامپ با عبور از الگوی فرسایندهی «تغییر رفتار»، به سمت «تغییر پارادایم» حرکت کرده است. آرایش نظامی در منطقه و فشار حداکثری اقتصادی، تنها دو ضلع از این مثلث هستند؛ ضلع سوم و حیاتی، «دیپلماسی موازی» است. واشنگتن با رسمیت بخشیدن به جایگاه رضا پهلوی، عملاً به تهران فهمانده است که دوران خلاء آلترناتیو به پایان رسیده و غرب آماده است تا بر روی گزینهای سرمایهگذاری کند که ریشه در اصالت تاریخی و مقبولیت فزایندهی میدانی دارد.
رسمیت بخشیدن به اپوزیسیون خارجنشین
انجام این دیدار در زمانهای که جمهوری اسلامی با اتکا به نداشتن آلترناتیو بر کرسی قدرت تکیه زده و هر طور که میخواهد، میتازد؛ نشان میدهد نگاه جامعه جهانی و مشخصا ایالات متحده به اپوزیسیون خارج نشین تغییر کرده است. ملاقات ویتکاف با رضا پهلوی به خصوص بعد از حضور وی در اجلاس مونیخ ثابت میکند که دنیا هر روز بیشتر از دیروز خیزش مردم ایران را به رسمیت شناخته و رضا پهلوی را نیز به عنوان رهبر دوران گذار پذیرفته است. افزایش تعاملات جهانی با این چهره اپوزیسیون نشان میدهد که تلاشهای جمهوری اسلامی برای تخریب جایگاه او بینتیجه مانده و واشنتگن همانطور که حمله نظامی را به عنوان برنامه جایگزین – در صورت عدم توافق از مسیر مذاکره – در نظر دارد ، گزینه جایگزین برای فردای سرنگونی رژیم را نیز در نظر دارد.
ویتکاف؛ معمار نظم نوین و پیام به جامعه جهانی
انتخاب استیو ویتکاف، معمار پیمانهای صلح آبراهام که مسئول پیشبرد مذاکرات هستهای با جمهوری اسلامی نیز هست، برای این گفتوگو حامل پیام روشنی است. ایالات متحده، مسئله ایران را نه صرفاً یک بحران امنیتی، بلکه به عنوان کلید نهایی صلح و توسعه در خاورمیانه میبیند. حضور رضا پهلوی در این معادله نیز به معنای بازگشت ایران به دکترین ثباتآفرینی است. دیدار اخیر این پیام را به جامعه جهانی مخابره میکند که جایگزین ملی، نه تنها امنیت آبراهها و انرژی را تضمین میکند، بلکه ایران را از یک «عنصر مزاحم» به «ستون صلح منطقهای» بدل خواهد کرد.
دمیدن روح امید در کالبد جامعه و شکستن سد هراس
بزرگترین پیام این دیدار اما به جامعه و مردم ایران است. همان مردمی که جمهوری اسلامی سالها با ترویج کابوس «سوریهای شدن» و «فقدان جایگزین»، بذر ناامیدی را در دل آنها کاشته است. اکنون دیدن پیشاهنگ جریان ملی در عالیترین سطوح تصمیمگیری جهانی، به جامعه ایرانی این پیام روشن را داد که «شما تنها نیستید». این رخداد، حس تعلق به جهان آزاد را در مردم بیدار کرده و انگیزه برای کنشگری میدانی را دوچندان میکند.
همنشینی رضا پهلوی با تصمیم گیرندگان در جهان، تصویری ملموس از «ایران ثروتمند و معتبر» در فردای گذار ارائه میدهد. این تصویر، تردیدها را به یقین بدل کرده و نیروی محرکهای عظیم برای همبستگی ملی ایجاد میکند.
لرزه بر بدنه اجرایی و نیروهای تردیدکرده
این دیدار همچنین پیامی سهمگین برای بدنه میانی قدرت در ایران دارد. تکنوکراتها، نیروهای انتظامی و حتی بخشهایی از نیروهای نظامی که آیندهی خود و خانوادهشان را در گرو ثبات ایران میبینند، اکنون با یک واقعیت گریزناپذیر روبرو هستند که کشتی جمهوری اسلامی در حال غرق شدن است و ساحل نجات مشخص شده است. مواضع و سخنان رضا پهلوی به عنوان رهبر انقلاب مردم ایران و دوره گذار نیز به این نیروها اطمینان میدهد که در ایران آینده، «عدالت» جایگزین «انتقام» خواهد شد و تخصص آنها در خدمت بازسازی میهن قرار خواهد گرفت. این آگاهی، سرعت ریزش در بدنه قدرت را تسریع میکند.
واکنش تهران؛ هراس از رسمیت یافتن رقیب تاریخی
حال باید دید که تصمیمگیرندگان و دستگاههای امنیتی در تهران این نشانهها را تا چه حد جدی میگیرند. آنها میدانند که جدی گرفتن ویتکاف به معنای پذیرش این واقعیت است که غرب دیگر به دنبال معامله با جمهوری اسلامی نیست، بلکه در حال مهندسی دوران پساجمهوریاسلامی است. انتقال تدریجی مشروعیت بینالمللی از دفاتر دیپلماتیک رژیم به نهادهای ملی در تبعید، تیر خلاصی بر پروژهی بقای رژیم است. نگاهی به مواضع و اظهارات حامیان جمهوری اسلامی نیز نشان میدهد که پیام به خوبی دریافت شده است. شاهد این مدعا واکنش توییتر عبدالله گنجی چهره شاخص و رسانهای اصولگرا است که دوراهی مرگ یا ذلت را پیش روی نظام میبیند.
عبور از آستانه بازگشت
خلاصه کلام اینکه دیدار رضا پهلوی و استیو ویتکاف، فراتر از یک مانور سیاسی، نشانهی بلوغ دیپلماسی ملی و آمادگی جهان برای پذیرش تغییر در ایران است. امروز، همگرایی میان قدرت سخت ایالات متحده، هوشمندی دیپلماتیک اپوزیسیون به رهبری رضا پهلوی و اراده راسخ مردم ایران در خیابان، بنبست چهل و هفت ساله را به چالش کشیده است.
ایران نه در آستانه فروپاشی، بلکه در آستانه یک رنسانس ملی قرار دارد؛ جایی که شکوه گذشته با عقلانیت آینده دست میدهد تا حماسهای دیگر را رقم بزند.