اختصاصی هموطن/ گروه سیاسی-سید امیر موسوی
دور جدید مذاکرات تهران و واشنگتن در حالی امروز با وساطت مسقط در ژنو برگزار خواهد شد که وضعیت مقامات جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری با انسداد روبرو شده و فرصتهای پدید آمده پیشین بیش از پیش دور از دسترس به نظر میرسد. فرصتهای از سرگذشتهای در حوزه سیاست خارجی که میتوانست هر بار تهران را از مسئله بودن به راه حل مسئله بودن در عرصه منطقهای بدل کند و هر بار با امتناع دگم و لجوجانه سیدعلی خامنهای به طاق خورد! حالا اما مدتها از نه مذاکره میکنیم و نه مذاکره میشود رهبر جمهوری اسلامی گذشته و شخص اول فعلی مملکت در حالی به صورت پنهانی به رتق و فتق امور شخصی خود مشغول است که توافق برجامی که او و حواریونش روزگاری از هیچ شامورتی بازی برای بر زمین انداختنش دریغ نورزیدند، بیش از هر زمان به سراب و رویایی دور از دست میماند.
حالا همانگونه که در ابتدای این نگاره مطرح شد، مذاکرات جدید ایران و آمریکا با وساطت عمان در ژنو برگزار میشود که گذارههای مختلفی درباره ابعاد و جزئیات پیرامون این دور از گفتوگوها مطرح شده است. اما وجه برجسته این دور از گفتوگوها به سیاق سابق «غیرمستقیم» بودن آن است. شکلی از مذاکره که به جز در مواردی معدود-منظور؛ مذاکرات حضوری است-به صورت غیرمستقیم و با حضور بازیگر یا بازیگران منطقهای و بینالمللی دنبال شده و البته خروجی آن نیز، وضعیتی است که اکنون مشاهده میکنید!
مذاکراتی که قدمتی به اندازه عمر نظام مستقر کنونی در تهران داشته و همواره با روندی غیرمستقیم دنبال شده است. البته، چنانکه تا همین چندی پیش نیز در خبرها داشتیم، گفتوگوهایی به صورت مستقیم و البته مجازی بین عراقچی و ویتکاف دنبال شده اما در بزنگاه مذاکرات برای حل و فصل مشکلات دوجانبه بین تهران و واشنگتن، باز درهای مذاکره بر همان پاشنه غیرمستقیم خود چرخیده و مجال یک گفتوگوی موثر و معطوف به نتیجه را از آن سلب کرده است. حالا در کنار این، مذاکرات هستهای را هم ضمیمه کنید که پیشینه نخستین دور آن به 29 مهرماه 1382 در سعدآباد تهران برمیگردد. مذاکراتی که متولدین آن سال، اکنون 22 سالهاند و همچنان نظارهگر تحریم و مذاکره!
اما با همه این اشارات و تفاسیر، سوال مهم در این بین، این است که دستاورد مذاکرات غیرمستقیم در همه این سالیان سال، چه بوده و چه آوردهای برای تهران به دنبال داشته است؟ آیا این نمایش مبتذل پستونشینی و خبر آوردن و خبر بردن از این اتاق به آن اتاق و از این هیئت مذاکرهکننده به آن هیئت مذاکرهکننده در اتاق مجاور با ایفای نقش همواره یک بازیگر ثالت، کی و چه زمانی به تیتراژ پایانی خود خواهد رسید؟ آیا جز این است که در همه این ادوار مذاکراتی، هر بازیگر میانجی و واسطهای، جز برای منافع خود کیسه دوخته و این منافع ملی ایرانیان بوده که به مذبح رفته است؟
اساسا مگر گفتوگو و مذاکره به این صورت غیرمستقیم، چه تابوی ناشکستنی و اسمش را مبری است که تهران، چنین به دید یک اهرم بازی یا پرستیژ دیپلماتیک به آن نگاه میکند؟ مگر نه اینکه بازیگران بینالمللی حتی در زمان جنگ نیز با یکدیگر به گفتوگو و مذاکره نشسته و عطف به یک آتش بس، محورهای مذاکراتی را دنبال میکنند؟ مگر حتی ایران نیز در برخی بزنگاههای تاریخی از این قاعده مستثنی بوده؟
حال که حضرات تصمیمگیر در تهران به سیاق همیشگی، توفیق در دسترس پیش روی مذاکرات را در اواخر دولت روحانی به انگیزه و هدف انداختن حلقه گل توافق بر گردن رئیسی هوا کرده و مشتی تحریم سریالی جدید بر گردن نحیف و لاجان ملت بینوای ایران تحمیل کردهاند، اقلا در مذاکرات پیش رو بر سر عقل آمده و یک بار برای همیشه این نمایش سخیف مذاکرات در پستو را به دست فراموشی بسپارند. مذاکراتی که در همان زمان هم اگر به نتیجه میرسید، حتی یک روز تحریم کمتر نیز بر سفره نحیف مردم راه نفسی ولو اندک پیش روی جامعه ایران قرار میداد. نهایتا آقایان نیز اگر آن مذاکرات به توفیق میرسید به مانند برجام فریاد میزدند که با تدابیر داهیانه مقام معظم رهبری و فلان و بهمان، آمریکا به زانو درآمد و اگر هم شکست میخورد که دست کیهانیون باز بود که بنویسند؛ مشتی وطنفروش غربزده در دولت قبل(روحانی) این فرصت را از دولت شهید جمهور سلب کردند و اراجیف کهنه و نخنمایی از این دست!
با همه آنچه گفته شد؛ مذاکرات مستقیم، ضمن کوتاه کردن دست هر بازیگر دیگری جز طرفین گفتوگو، میتواند محاسنی داشته باشد که در ادامه به صورت تیتروار به آن اشاره میشود.
کاهش سوءبرداشت و ابهام
مذاکرات به شیوه مستقیم به جهت امکان ارتباط انسانی مستقیم بین دیپلماتهای مذاکره کننده، میتواند منتقل کننده بیواسطه مواضع صریح طرفین، آمیخته با همه مناسبات رفتاری، اعم از خشم، خشنودی، نارضایتی، اتمام حجت و دیگر مواردی از این دست باشد. در این باره، همواره در خاطرات مکتوب برجستهترین دیپلماتهای جهان موجود است که چگونه با استفاده از مناسبات رفتاری شخصی خود، ارتباط متقابل با دیپلماتهای طرف مقابل برقرار کرده و در بزنگاههایی مهم، حتی بزرگترین مشکلات منطقهای و فرامنطقهای را حل و فصل کردهاند. این قول برای سیاسیون برجسته جهانی نیز به استناد همان روایتهای دست اول، صادق است. از این روست که در مذاکرات مستقیم؛ کنترل چارچوب، زمانبندی و اولویتهابیشتر در دست دو طرف بوده و از میزان ریسک اعمال ترجیحاتواسطهها دیگر بازیگران کاسته خواهد شد.
انتقال پیام بیواسطه و کاهش احتمال تحریف یا تأخیر
در مذاکرات بینالمللی باید این مهم را نیز در نظر داشت که برگزاری مذاکره به صورت مستقیم و بدون واسطه، اولا نقش بعضا غیرسازنده و مبتنی بر منافع را از بازیگران میانجی سلب کرده و همه نفع یا عدمالنفع خروجی مذاکرات را متوجه طرفین آن میکند. ضمن اینکه، همانگونه که در میانتیتر بالا آمده، مذاکره مستقیم، احتمال تحریف یا تاخیر در انتقال پیامها میان طرفین را کاهش داده و به انتقال سریع، صریح و معطوف به نتیجه در دستور مذاکرات کمک میکند.
امکان پرسش و پاسخ فوری و روشنسازی نقاط مبهم
به محض طرح یک سوال تعیینکننده از سوی هر یک از طرفین مذاکره در مذاکرات مستقیم، طرف مقابل این مجال را پیدا خواهد کرد که بدون لکنت و با سرعت به این سوال پاسخ گفته و هرگونه ابهام و فضای غبارآلود را از اتمسفر مذاکرات دور کند.
رفتوبرگشت کوتاه پیامها
پیامهای طرفین مذاکره که اصطلاحا بر سر یک میز نشستهاند؛ در مذاکرات مستقیم این فرصت را خواهند داشت که به جای رد و بدل کردن مکتوب و تبادل پیپرهای پرسش و پاسخ، صریحا و با سرعت به سوالات متقابل پاسخ گفته و مسیر حصول به هرگونه نتیجه در مذاکرات را فراهم کنند.
اتخاذ سریع تصمیمهای تاکتیکی
تصمیمات تاکتیکی و تاثیرگذار یا تعیینکننده-به ویژه در بحرانها و مشخصا نظیر آنچه در حال حاضر در ژنو میان تهران و واشنگتن در جریان است-در مذاکرات مستقیم به سرعت اتخاذ شده و میتواند با کاستن از ادوار مذاکره، نتیجه مبتنی بر منافع ملی طرفین را به دنبال داشته باشد.
اعتمادسازی تدریجی
ارتباط انسانی و تداوم تماسها میتواند از شدت بیاعتمادی تاریخیکاسته و همانگونه که در میانتیتر « کاهش سوءبرداشت و ابهام» آمده، نظر به برقرار ارتباطات دوسویه انسانی، اعتمادسازی را بین طرفین در مرور زمان ایجاد کند.
امکان معاملههای بستهای (Package Deals)
در گفتوگوی مستقیم میتوان چند پرونده را همزمان چانهزنی کرد و به «بده–بستان» متوازن با اصطلاحا «برد-برد» رسید. کما اینکه در مذاکرات کنونی ایالات متحده و ایران نیز به صورت سرفصلی، مواردی نظیر مسئله هستهای، نیروهای نیابتی ایران، برد موشکی و مواردی از این دست محل مذاکره و بحث بوده و در مذاکرات مستقیم است که میتوان، بدون اتلاف زمان و در سرعت قابل ملاحظه، رئوس مورد بحث و در دستور کار مذاکره را به سمت دستیابی به نتایج ملموس و عملی هدایت کند.
با همه این اشارات و تفاسیر، عجالتا که این مرقومه را میخوانید، مسقط در ژنو، نقش واسطه را بین تهران و واشنگتن ایفا کرده و احتمالا؛ بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان از اتاقی به اتاق دیگر، نقش انتقال پیام بین عراقچی و ویتکاف را ایفا میکند! این است که در طول 47 سال گذشته، همواره بحث مذاکره بین ایران و آمریکا با فراز و نشیبهایی در جریان بوده و این، عمر ماست که در حال پایان بوده، نه مذاکرات چند دههای بین ایران و آمریکا یا مذاکرات هستهای که از 29 مهرماه 1382 کلید خورده و هنوز در جریان است..
به قول حسین جنتی، شاعر معاصر که به درستی نوشت؛
«که وی مذاکره میکرد و عمر ما میرفت»