اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی
در حالی که سایه تهدید حمله نظامی آمریکا بر فراز خلیج فارس سنگینی میکند، مقامات ارشد جمهوری اسلامی در اظهارات تازه ایفاش کردند که برای دستیابی به توافقی پایدار با واشنگتن، آماده ارائه امتیازات اقتصادی گستردهای در حوزههای نفت، گاز، معادن وحتی خرید هواپیما به ترامپ هستند.
حمید قنبری، معاون دیپلماسی وزارت امور خارجه، تأکید کرد که “برای پایداری توافق، ضروری است که آمریکا بتواند از حوزههایی با بازده اقتصادی بالا و سریع بهرهمند شود”، در حالی که مجید تختروانچی، معاون سیاسی وزارت خارجه، در مصاحبه با بیبیسی اعلام کرد که ایران برای رفع تحریمها، ارائه امتیازاتی به ایالات متحده را بررسی میکند.
این رویکرد، که ریشه در اظهارات پیشین علی لاریجانی دارد،نشاندهنده عزم تهران برای “حراج” منابع ملی در ازای جلوگیری از سقوط رژیم است.
اما اظهارات اخیر دونالد ترامپ مبنی بر لزوم “توافق سریع در یکماه”، سؤالبرانگیز است: آیا واشنگتن به امتیازات اقتصادی بسنده میکند یا شروط سختتری برای خلع سلاح هستهای و موشکی ایران تحمیل خواهد کرد که به جنگ تمامعیار ختم شود؟
مذاکرات به ورطه اقتصاد کشیده شد: نفت و گاز، ابزار بقا
مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا که در هفتههای اخیر و پس از اعتراضات خونین دی ماه برگزار شد، به روزهای سرنوشتساز نزدیک میشود.
بر اساس گزارشهای رسمی، تهران برای تضمین “پایداری توافق”،حوزههای اقتصادی را به عنوان اهرم اصلی وارد معادله کرده است. حمید قنبری، عضو تیم مذاکرهکننده ایران و معاون دیپلماسی وزارت امور خارجه، در جلسهای با اتاق بازرگانی ایران در تهران، جزئیات تکاندهندهای را فاش کرد.
او گفت: “در گفتوگوهای جاری، منافع مشترک در حوزههای نفت و گاز، میادین مشترک، سرمایهگذاریهای معدنی و حتی خرید هواپیما در متن مذاکرات گنجانده شده است.”
این اظهارات، که بلافاصله توسط رسانهها بازتاب یافت، نشان میدهد تهران نه تنها به دنبال رفع تحریمها، بلکه آماده واگذاری سهم عمدهای از منابع طبیعی خود به شرکتهای آمریکایی است.
قنبری، که سابقه دیپلماتیک طولانی در مذاکرات برجام دارد، تأکیدکرد: “برای پایداری هرگونه توافق، ضروری است که آمریکا نیز بتواند در حوزههایی با بازده اقتصادی بالا و سریع، بهرهمند شود.
این رویکرد، که ریشه در استراتژی “اقتصاد مقاومتی معکوس” دارد،به معنای باز کردن درهای ایران به روی غولهای اقتصادی و به ویژه شرکتهای حوزه انرژی آمریکایی است. منابع مسدودشده ایران – حدود دهها میلیارد دلار در بانکهای خارجی – نیز بخشی از بسته پیشنهادی است.
قنبری افزود: “آزادسازی این منابع باید واقعی و قابل استفاده باشد،نه صرفاً نمادین یا مقطعی.”
این سخنان، در حالی بیان میشود که اقتصاد ایران تحت فشار تحریمها، تورم ۵۰ درصدی و بیکاری ۲۵ درصدی جوانان را تجربه میکند و حاکمیت برای بقای سیاسی خود به تزریق سریع نقدینگی نیاز دارد.
از سوی دیگر، مجید تختروانچی، معاون سیاسی وزارت خارجه، در مصاحبهای با بیبیسی توپ را به زمین آمریکا انداخت. او گفت: “اگر آمریکاییها برای بحث درباره لغو تحریمها آمادگی نشان دهند،ایران آماده است ارائه امتیازات (اقتصادی) برای دستیابی به یک توافق هستهای با ایالات متحده را بررسی کند.”
تختروانچی، که از معماران برجام ۲۰۱۵ است، تأکید کرد که غنیسازی صفر “مطرح نیست” و ایران بر حقوق NPT پافشاری میکند، اما برای رفع تحریمها، حاضر به گفتوگو درباره ذخایر ۴۰۰ کیلوگرمی اورانیوم ۶۰ درصدی و برخی از امتیازات است.
این مصاحبه که در شبکههای اجتماعی بازدید فراوانی داشته،سیگنال روشنی به واشنگتن میفرستد مبنی بر اینکه “تهران امتیازمیدهد، اما در ازای بقا.”
ریشههای تاریخی: از لاریجانی تا ترامپ
این رویکرد اقتصادی به مذاکرات سابقهای یکساله دارد. حدود یکسال پیش و در فروردین 1404، علی لاریجانی که هم اکنون مدیریت مذاکرات را در اختیار دارد، در پستی در شبکه اکس (توییتر سابق) نوشت: “ترامپ فرد با استعدادی است که توانسته در تجارت خوداینقدر پولدار شود. آمریکا میتواند منافع اقتصادی با ایران تعریف کند.”
این اظهارات پاسخی به تهدیدهای ترامپ پس از بازگشت به کاخ سفید در نوامبر ۲۰۲۴ بود. لاریجانی آن زمان پیشنهاد کرده بود که “به جای تهدید، ترامپ میتواند همکاری عادلانهای در مسائل اقتصادی با ایران داشته باشد.”
به نظر میرسد که دیدگاه یک سال قبل لاریجانی، امروز تبدیل به یک سیاست جدی از سوی تهران تبدیل شده است.
ترامپ و بازه زمانی فشرده: “یک ماه یا جنگ”
حالا، نوبت به واشنگتن میرسد.
دونالد ترامپ در آخرین سخنان خود در خصوص مذاکره با جمهوری اسلامی اعلام کرد: “تا هر زمانی که بخواهم، به مذاکره با ایرانیان ادامه خواهم داد.”
او در پاسخ به خبرنگاران، بازه زمانی توافق را “طی یک ماه آینده … یک همچین چیزی. باید سریع رخ دهد. آنها باید بسیار سریع موافقت کنند” توصیف کرد.
این اظهارات، همزمان با اعزام ناو جدید ایالات متحده به خلیج فارس اعلام شد.
در مقابل مشاوران او، استیو ویتکوف و جرد کوشنر، به ترامپ هشدار دادهاند که “تاریخ نشان میدهد دستیابی به توافق خوب با ایران دشوار، اگر نگوییم غیرممکن است.”
مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا نیز در مصاحبه با بلومبرگ گفته است: “ایران هرگز نمیتواند سلاح هستهای داشته باشد… ترامپ ترجیح میدهد توافق کند، اما سخت است.”
رضایت به اقتصاد یا شروط بیشتر؟ مسیر ترامپ به سوی جنگ است
از منظر تحلیلی، ترامپ – تاجر سابق – به امتیازات اقتصادی علاقهمند است، اما نه به قیمت چشمپوشی از شروط امنیتی. او بارها تاکید کرده که “توافق خوب یعنی بدون سلاح هستهای و بدون موشک.”
اما جمهوری اسلامی که مدعی است سیاستهای موشکهای تهران جنبه “دفاعی” دارند، حاضر به مذاکره درباره آنها نیست.
از سوی دیگر، نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نیز با ترامپ بر سر”فشار بر اقتصاد ایران” توافق کرده، که میتواند صادرات نفت تهران را بیش از گذشته هدف قرار دهد.
حال این سوال مطرح میشود که آیا ترامپ حاضر به امضای توافقی در چارچوب منافع اقتصادی و بدون در نظر گرفتن موارد امنیتی مانند سیاستهای موشکی تهران و یا حمایت از تروریستهای منطقهای است؟ شواهد موجود خلاف این امر را نشان میدهد: اعزام ناوها،اعمال تحریمهای جدید و هشدارهای مشاوران، حاکی از شروط بیشتر است.
در نهایت، اگر تهران شروط را نپذیرد، مسیر به جنگ باز میشود.
شاید به همین دلیل است که محسن جلیلوند، تحلیلگر سیاست خارجی، معتقد است: آمریکا در حال وقتکشی است و برخلاف همیشه که ایران در مذاکرات وقتکشی میکرد، این بار آمریکاست که مشغول وقتکشی شده است. هدف از این وقتکشی استقرار گسترده نیروهای آمریکایی در منطقه و اجماع نظر درباره نوع و زمان حمله است.
وی میگوید: مسئله از دید من این است که طرف مقابل ما آمریکا نیست، بلکه مقابله اصلی ما با اسرائیل است. درواقع نتانیاهو استکه در مقابل ما قرار گرفته نه ترامپ. دیدار اخیر نتانیاهو و ترامپ دیداری نیست که بتوان به سادگی از آن عبور کرد. صحبتهای طرفین بعد از این دیدار به وضوح نشان میدهد که اسرائیل و آمریکا درباره کارهای اجرایی پیش رو با یکدیگر به توافق رسیدهاند.
این تحلیلگر معتقد است: به نظر میرسد بخشی از مذاکره این بودهکه ماه رمضان طی شود و بعد از ماه رمضان، حملات آغاز شود. درواقع منتظرند که ناو جرالد فورد نیز به منطقه برسد. از دید من وقوع جنگ اجتنابناپذیر است. اما زمان جنگ را نمیتوان با دقت و به شکل دقیق تعیین کرد.
حراج کشور برای بقا
به نظر میرسد که جمهوری اسلامی، برای ماندن در قدرت و دفع حمله قریبالوقوع آمریکا، حاضر است هرگونه امتیاز اقتصادی به واشنگتن بدهد و کشور را به حراج بگذارد. از نفت و معادن تا دیگر حوزههای اقتصادی. تهران منابع ملی را قربانی استراتژی بقا کرده است. اما ترامپ، با اشتهای تاجرگونهاش، به این بسنده نخواهد کرد؛شروط امنیتی سختتر، در نهایت رویارویی نظامی را اجتنابناپذیر میکند.