خانه بین الملل ملاقات هفتم ترامپ با نتانیاهو؛ دام نامرئی در اتاق بیضی؛ مذاکره اسم رمزِ تسلیم تهران

هم وطن گزارش می‌دهد؛

ملاقات هفتم ترامپ با نتانیاهو؛ دام نامرئی در اتاق بیضی؛ مذاکره اسم رمزِ تسلیم تهران

هفتمین دیدار دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل در کاخ سفید، در حالی پایان یافت که اگرچه دو طرف بر سر «اتحاد آهنین» خود تاکید کردند، اما اختلاف‌نظر تاکتیکی درباره نحوه برخورد نهایی با جمهوری اسلامی همچنان پابرجاست. با این حال، پیام خروجی از اتاق بیضی برای تهران روشن‌تر و ترسناک‌تر از همیشه بود: یا تسلیم کامل در میز مذاکره، یا مواجهه با ویرانی فراتر از عملیات «چکش نیمه‌شب».

گروه سیاسی / ماهور ایرانی 

هفتمین دیدار دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل در کاخ سفید، در حالی پایان یافت که اگرچه دو طرف بر سر «اتحاد آهنین» خود تاکید کردند، اما اختلاف‌نظر تاکتیکی درباره نحوه برخورد نهایی با جمهوری اسلامی همچنان پابرجاست. با این حال، پیام خروجی از اتاق بیضی برای تهران روشن‌تر و ترسناک‌تر از همیشه بود: یا تسلیم کامل در میز مذاکره، یا مواجهه با ویرانی فراتر از عملیات «چکش نیمه‌شب».

دونالد ترامپ پس از این دیدار، با ادبیاتی که یادآور دوران پرتنش پیش از عملیات نظامی قبلی بود، دیپلمات‌های جمهوری اسلامی را به باد انتقاد گرفت و رفتار آن‌ها در دور پیشین مذاکرات را «احمقانه» خواند. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که حکومت ایران، تضعیف شده از سرکوب خونین اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴، با اکراه و از موضع ضعف، سیگنال‌هایی برای بازگشت به میز مذاکره ارسال کرده است.

بنیامین نتانیاهو که همواره منتقد سرسخت هرگونه توافق با جمهوری اسلامی بوده، ظاهراً این بار نیز با پرونده‌ای قطور از اطلاعات محرمانه به واشنگتن رفته بود تا ترامپ را متقاعد کند که زمان دیپلماسی به پایان رسیده است. ترامپ اما در شبکه اجتماعی Truth خود گفت: «روابط ما با اسرائیل عالی است، اما هنوز درباره ایران به توافق نهایی نرسیده‌ایم.

این جمله کلیدی نشان می‌دهد که ترامپ، برخلاف میل نتانیاهو برای حمله فوری، همچنان مایل است شانس خود را برای دیکته کردن یک «توافق بزرگ» امتحان کند. ترامپ تاجری است که می‌خواهد نام خود را به عنوان کسی که جمهوری اسلامی را بدون شلیک آخرین گلوله به زانو درآورد، ثبت کند. اما او بلافاصله هشدار داد: «ما مایل به مذاکره و توافقیم، اما اگر به توافق نرسیم،عملیات دیگری انجام خواهد شد. اشاره مستقیم ترامپ به عملیات «چکش نیمه‌شب» و توصیف رفتار گذشته ایرانی‌ها به عنوان «حماقت»، لرزه بر اندام مقامات در تهران خواهد انداخت. در آن عملیات،زیرساخت‌های کلیدی اتمی ایران در یک شب هدف قرار گرفت و عملاً برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی را به تلی از خاکستر تبدیل کرد.

ترامپ با یادآوری آن رویداد گفت: «آن‌ها احمقانه رفتار کردند و باعث شدند چکش نیمه‌شب فرود بیاید. اگر این بار توافق نکنند، عملیاتی بدتر از آن انجام خواهد شد.» عملیات بدتر در قاموس ترامپ و تیم امنیت ملی او، می‌تواند به معنای هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی انرژی، بنادر نفتی و حتی مراکز فرماندهی سپاه پاسداران باشد؛ اقدامی که می‌تواند اقتصاد نیمه‌جان ایران را به فروپاشی کامل برساند.

دیدار اخیر بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ در واشنگتن، بیش از آنکه یک نشست دیپلماتیک معمول باشد، شبیه به تنظیم ساعت بمبی بود که صدای تیک‌تاک آن اکنون در راهروهای بیت رهبری و پاستور شنیده می‌شود. خروجی این نشست برای جمهوری اسلامی ایران، نه یک پیشنهاد مذاکره، بلکه یک دوراهی مرگبار است: «نوشیدن جام زهر منطقه‌ای و موشکی» یا روبرو شدن با آنچه رئیس‌جمهور آمریکا«فاز دوم» و «اتفاقات وحشتناک» نامیده است.

بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، پیش از ترک واشنگتن پیامی واضح مخابره کرد که نشان‌دهنده هماهنگی کامل تل‌آویو با کاخ سفید است. تاکید او بر اینکه «هرگونه توافقی باید شامل موشک‌های بالستیک و نیروهای نیابتی باشد» و ابراز تردید آشکارش نسبت به امکان توافق با تهران، نشان می‌دهد که اسرائیل توانسته است اولویت‌های امنیتی خود را به پیش‌شرط‌های آمریکا برای هرگونه تعامل با جمهوری اسلامی تبدیل کند.

نتانیاهو با زیرکی دیپلماتیک، شرایط سخت‌گیرانه ترامپ را «بستری لازم برای توافق خوب» خواند. در ادبیات سیاسی خاورمیانه، این جمله تنها یک معنا دارد؛ توافق خوب برای غرب و اسرائیل، یعنی خلع سلاح کامل استراتژیک جمهوری اسلامی. چیزی که در تهران به مثابه «برهنه شدن در میدان جنگ» تعبیرمی‌شود.

اما بخش هولناک ماجرا برای مقامات تهران، صراحت لهجه‌ بی‌سابقه دونالد ترامپ است. رئیس‌جمهور آمریکا با تعیین یک ضرب‌الاجل زمانی کوتاه (حدود یک ماه)، عملاً فرصت «خرید زمان» و «بازی با کارت‌های سوخته» را از دیپلمات‌های جمهوری اسلامی گرفته است.

ترامپ صراحتاً هشدار داده است که اگر توافقی «خیلی سریع» حاصل نشود، «اتفاقات وحشتناکی» رخ خواهد داد و آمریکا وارد «فاز دوم» خواهد شد. «فاز دوم» مورد اشاره ترامپ، فراتر از بازگشت به کارزار فشار حداکثری اقتصادی است. با توجه به شرایط منطقه و تضعیف شدید نیروهای نیابتی ایران، این فاز می‌تواند شامل ترکیبی از «حملات نظامی فلج‌کننده به زیرساخت‌های حیاتی»، «محاصره کامل دریایی» و «چراغ سبز برای تغییر معادلات سیاسی در داخل ایران» باشد.

عبارت «برای آن‌ها سخت تمام خواهد شد»، هشداری است که موجودیت نظام سیاسی ایران را هدف گرفته است.

جمهوری اسلامی اکنون در ضعیف‌ترین موقعیت تاریخی خود قرار دارد. برخلاف سال‌های گذشته، نیروهای نیابتی در منطقه (از حماس تا حزب‌الله) زیر ضربات سنگین اسرائیل تضعیف شده‌اند و کارت بازی تهران در منطقه سوخته است. درخواست نتانیاهو برای گنجاندن موشک‌های بالستیک در توافق، یعنی هدف قرار دادن آخرین ستون دکترین دفاعی جمهوری اسلامی. پذیرش این شرط یعنی خودکشی نظامی، و رد آن یعنی پذیرش ریسک جنگ مستقیم.

شکاف عمیق ملت و دولت در داخل ایران، به ترامپ و نتانیاهو این اطمینان را داده است که هرگونه فشار خارجی، نه تنها باعث انسجام داخلی در ایران نمی‌شود، بلکه می‌تواند جرقه فروپاشی از درون را روشن کند.

جمهوری اسلامی در شرایطی به سمت میز مذاکره می‌خزد که پایه‌های قدرتش در داخل لرزان‌تر از هر زمان دیگری است. اعتراضات سراسری دی‌ماه ۱۴۰۴ که با خشونت کم‌سابقه‌ای سرکوب شد و آمار قربانیان آن هنوز در هاله‌ای از ابهام است، مشروعیت نظام را حتی در میان لایه‌هایی از طرفداران سنتی‌اش از بین برده است. علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، اکنون در تنگنای تاریخی قرار دارد. از یک سو، جامعه خشمگین و داغدار ایران منتظر کوچکترین جرقه‌ای برای بازگشت به خیابان‌هاست و از سوی دیگر، خزانه خالی حکومت توان اداره کشور را ندارد.

تلاش‌های اخیر علی لاریجانی و عباس عراقچی در عمان، قطر و ترکیه برای به نتیجه رسیدن مذاکره، نه از سر تغییر استراتژیک، بلکه تلاشی برای «خرید زمان» و جلوگیری از حمله نظامی است. اما ترامپ با آگاهی از این ضعف داخلی، دست بالا را دارد. او می‌داندحکومتی که مشغول جنگ با مردم خود در خیابان‌های تهران، اصفهان و مشهد است، توان چانه‌زنی در واشنگتن را ندارد.

در این میان در حالی که دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی می‌کوشد اختلاف‌نظر ظاهری میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو در کاخ سفید را به عنوان «شکاف در جبهه دشمن» و فرصتی برای تنفس تفسیرکند، تحلیل دقیق‌ترِ وقایع نشان می‌دهد که تهران احتمالاً در حال قدم گذاشتن به درون یک تله پیچیده دیپلماتیک است.

پیشنهاد ترامپ برای «توافق» به جای جنگ فوری، نه از سر خیرخواهی یا تغییر رویکرد در قبال رژیمی است که او رفتار آن را «احمقانه» می‌خواند، بلکه به نظر می‌رسد یک «عملیات فریب استراتژیک» برای مشروعیت‌زدایی نهایی از جمهوری اسلامی پیش از ضربه آخر و یا اجبار آن به تسلیمی خفت‌بار است.

تصور اینکه نتانیاهو می‌تواند یا می‌خواهد بدون «چراغ سبز» واشنگتن جنگی تمام‌عیار را علیه جمهوری اسلامی آغاز کند، با واقعیت‌های میدانی و لجستیکی در تضاد است. اسرائیل اگرچه توانایی وارد کردن ضربات دردناک به باقی‌مانده زیرساخت‌های ایران را دارد، اما برای «تغییر رژیم» یا مدیریت تبعات یک جنگ منطقه‌ای، به چتر حمایتی کامل ایالات متحده نیاز دارد.

نمایش اختلاف در کاخ سفید، یک بازی هماهنگ‌شده است. نتانیاهو نقش «سگ دیوانه‌ای» را بازی می‌کند که هر لحظه ممکن است زنجیر پاره کند و ترامپ نقش کسی را ایفا می‌کند که تنها مانعِ رها شدن این زنجیر است. نکته ظریفی که مقامات تهران باید نگران آن باشند، این است که اگر اسرائیل بدون اجازه صریح ترامپ جنگی را آغاز کند تا آمریکا را در عمل انجام شده قرار دهد، ممکن است نتیجه معکوس حاصل شود.

در سناریوی «جنگ تحمیلی اسرائیل به آمریکا»،دونالد ترامپ ممکن است برای حفظ پرستیژ خود و جلوگیری از کشیده شدن آمریکا به جنگی که زمان آن را خود تعیین نکرده، حمایت خود را محدود به دفاع از آسمان اسرائیل کند و از وارد کردن ضربه نهایی برای سرنگونی جمهوری اسلامی خودداری ورزد.

در چنین حالتی، جمهوری اسلامی ضربه می‌خورد اما سقوط نمی‌کند؛ سناریویی شبیه به عراقِ صدام حسین پس از جنگ اول خلیج فارس. یک حکومت زخمی، رادیکال‌تر و منزوی‌تر که تنها هنرش سرکوب بیشتر مردم در داخل است. این دقیقاً همان نتیجه«غیرحداکثری» است که نه ترامپ تاجرپیشه خواهان آن است و نه اپوزیسیون برانداز. ترامپ به دنبال «حل کامل» مسئله ایران است، نه مدیریت یک بحران ابدی. بنابراین، او افسار نتانیاهو را محکم نگه داشته تا یا«تسلیم کامل» (از طریق توافق ترامپی) حاصل شود یا «فروپاشی کامل» از طریق جنگی که آمریکا فرماندهی آن را بر عهده دارد.

ترامپ با بیان اینکه «مایل به توافق است»، عملاً جمهوری اسلامی را خلع سلاح اخلاقی می‌کند. اگر تهران پای میز نیاید، مسئولیت هرگونه «عملیات بدتر از چکش نیمه‌شب» مستقیماً بر عهده حماقت رهبران جمهوری اسلامی خواهد بود. اما محتوای این «توافق» احتمالی چیست؟ با توجه به نابودی برنامه اتمی در عملیات قبلی، ترامپ اکنون به دنبال ستاندنِ مؤلفه‌های باقی‌مانده قدرت نظام است: موشک‌ها، نفوذ منطقه‌ای و مکانیزم‌های سرکوب داخلی.

پذیرش چنین توافقی برای نظامی که همین ماه گذشته (دی ۱۴۰۴) هزاران نفر از شهروندان معترض خود را به گلوله بست تا بقای خود را تضمین کند، به معنای خودکشی است. حکومتی که مشروعیت مردمی ندارد و تنها با لوله تفنگ سرپا ایستاده، نمی‌تواند تفنگش را به ترامپ تحویل دهد.

آنچه در اتاق بیضی گذشت، نه اختلاف استراتژیک،بلکه تنظیم دقیقِ زمان‌بندیِ مرگ یا تسلیم بود. ترامپ با پیش کشیدن بحث مذاکره، در حال خریدن مشروعیت بین‌المللی برای ضربه بعدی است. جمهوری اسلامی اکنون در وضعیت «کیش و مات» قرار دارد. تن دادن به توافق ترامپ، به مثابه نوشیدن جام زهری است که این بار نه تنها ایدئولوژی، بلکه ساختار فیزیکی نظام را از درون تهی می‌کند و آن را در برابر جامعه خشمگین ایران بی‌دفاع می‌سازد. از سوی دیگر، رد توافق، ماشه عملیاتی را می‌چکاند که اینبار با اجماع کامل واشنگتن و تل‌آویو و با هدفی فراتر از تاسیسات هسته‌ای طراحی شده است.

سخنان ترامپ و نتانیاهو نشان می‌دهد که دوران «کج دار و مریز» به پایان رسیده است. غرب به رهبری ترامپ و با هدایت امنیتی نتانیاهو، دیگر به دنبال مهار برنامه هسته‌ای به تنهایی نیست؛ آن‌ها کل ساختار تهدید جمهوری اسلامی (موشک و منطقه) را هدف گرفته‌اند.

حاکمان تهران اکنون تنها ۳۰ روز فرصت دارند تا تصمیم بگیرند. آیا تن به توافقی خواهند داد که عملاً ماهیت انقلابی و نفوذ منطقه‌ای نظام را از بین می‌برد و آن‌ها را به یک حکومت عادی و منزوی تبدیل می‌کند؟ یا با رد اولتیماتوم ترامپ، کشور را وارد تونل وحشت «فاز دوم»می‌کنند که انتهای آن می‌تواند پایان جمهوری اسلامی باشد؟

آنچه مسلم است، زمستان ۱۴۰۴ برای جمهوری اسلامی،سردترین و خطرناک‌ترین فصل در چهار دهه گذشته خواهد بود و به نظر می‌رسد ترامپ در حال پهن کردن فرش قرمزی است که انتهای آن به دره ختم می‌شود؛ و جمهوری اسلامی، مستأصل از فشارهای داخلی و خارجی،چاره‌ای جز قدم زدن روی آن نمی‌بیند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن