اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در اوج تهدیدهای آمریکا به ترامپ هشدار داد که هرگونه حمله نظامی آمریکا به ایران به «جنگ منطقهای» منجر خواهد شد. او گفت: «آمریکاییها بدانند اگر جنگی راه بیندازند، این بار جنگ منطقهای خواهد بود.» این اظهارات درحالی بیان شد که نیروهای نظامی آمریکا در خلیج فارس و دریای عرب حضور گستردهتری پیدا کردهاند و دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، بارها تهدید به اقدام نظامی کرده است.
حال این پرسش مطرح میشود که این تهدیدها واقعی است و یا دوباره مسئولان جمهوری اسلامی متوهمانه جهانیان را تهدید کردهاند؟ این هشدار بیشتر جنبه بازدارندگی دارد و در شرایطی مطرح شده که مذاکرات میان تهران و واشنگتن در جریان است وایران تحت فشار شدید اقتصادی و اعتراضات داخلی قرار دارد.
تحلیلگران معتقدند این سخنان هم برای مخاطب داخلی (تقویت روحیه حامیان نظام) و هم برای طرف خارجی (هزینهساز کردن هرگونه اقدام نظامی) بیان شده است.
در صورت تلاش برای گسترش درگیری به سطح منطقهای، اهداف احتمالی کدامند؟
اگر جمهوری اسلامی تصمیم بگیرد یا مجبور شود درگیری را ازمرزهای خود فراتر ببرد، بر اساس ارزیابیهای نظامی و الگوهای قبلی، اهداف اصلی زیر محتملترین گزینهها هستند:
– پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه
پایگاه هوایی العدید در قطر (بزرگترین پایگاه هوایی آمریکا درخاورمیانه)، پایگاه نیروی دریایی بحرین (مقر ناوگان پنجم)، پایگاه الظفره در امارات، پایگاههای کویت، عمان و باقیمانده مواضع آمریکا در عراق و سوریه. این پایگاهها بارها در تهدیدهای رسمی سپاه و رسانههای حکومتی «در تیررس» خوانده شدهاند.
– تاسیسات انرژی کشورهای حاشیه خلیج فارس
تاسیسات آرامکو عربستان (مانند نمونه حمله ۲۰۱۹)، بنادر وپایانههای نفتی امارات و عربستان. حتی اختلال موقت میتواند قیمت جهانی نفت را به شدت افزایش دهد.
– اهداف اسرائیلی
پایگاههای هوایی (نواتیم، هاتزریم، عوودا)، تاسیسات اطلاعاتی و زیرساختهای انرژی. این حملات میتواند مستقیم یا از طریق تروریستهای حزبالله لبنان انجام شود.
– تنگه هرمز و کشتیرانی تجاری
مینگذاری، حملات قایقهای تندرو یا پهپادها به کشتیها در تنگه هرمز (محل عبور حدود ۲۰ درصد نفت جهان) و دریای سرخ (ازطریق تروریستهای حوثیها).
– عملیات نیابتی
فعالسازی همزمان گروههای وابسته: تروریستهای حزبالله (لبنان) برای باران موشکی شمال اسرائیل، تروریستهای حوثیها (یمن) برای هدفگیری کشتیرانی و عربستان، گروههای تروریستی شیعه عراقی برای حمله به نیروهای آمریکایی در عراق و سوریه.
این استراتژی «دفاع رو به جلو» یا «افزایش هزینه» است؛ یعنیایجاد درد و اختلال گسترده برای بازدارندگی، بدون ورود به جنگتمامعیار متعارف.
توانمندیهای واقعی جمهوری اسلامی در حال حاضر
ایران دارای یکی از بزرگترین زرادخانههای موشکی و پهپادی منطقه است، اما محدودیتهای جدی دارد:
نقاط قوت
– موشکهای بالستیک میانبرد و دوربرد (خرمشهر، خیبرشکن و …) با برد ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ کیلومتر و توانایی شلیک همزمان برای اشباع پدافند.
– پهپادهای ارزانقیمت (شاهد و مدلهای مشابه) که توسط نیروهای نیابتی هم استفاده میشود.
– شبکه نیابتی گسترده (دهها هزار نیرو در سوریه، لبنان، عراق، یمن).
– ابزارهای نامتقارن: سایبری، مینگذاری دریایی، قایقهای تندرو.
محدودیتها و نقاط ضعف کلیدی
بسیاری از نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی، پس از حملات تروریستی هفتم اکتبر متلاشی شدهاند، حماس به طور کامل نابود شده و حزبالله لبنان نیز در عمل توانایی و کارآمدی چندانی ندارد. حشدالشعبی عراق نیز روز بیستم بهمن اعلام کرد که قصد ورود و درگیری در جنگ احتمالی ایران و آمریکا را ندارد.
– دقت موشکها در بسیاری موارد متوسط است (خطای دایرهای ۳۰ تا ۱۰۰ متر).
– پدافند هوایی ایران در جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل به شدت آسیبدید؛ بخش بزرگی از سامانههای پدافندی نابود شد.
– ذخایر موشکهای پیشرفته به شدت کاهش یافته و تامین مجدد به دلیل تحریمها و تمرکز روسیه بر جنگ اوکراین دشوار است.
درس جنگ ۱۲ روزه (فروردین ۱۴۰۴)
در آن درگیری مستقیم، ایران بیش از صدها پهپاد، موشک کروز و بالستیک شلیک کرد، اما:
– در دو روز نخست، پدافند هوایی ایران عملاً فلج شد و جنگندههای اسرائیلی با خسارت کم، رادارها و پرتابگرها را زدند.
– بیش از ۹۹ درصد پرتابهها رهگیری شد و خسارت استراتژیک جدیبه اسرائیل وارد نشد.
– ایران نتوانست ضربه مهمی بزند و در روزهای بعد هم تنها خسارت محدود ایجاد کرد.
اگر ایران توان واقعی گسترش جنگ به سطح منطقهای را در آن لحظه داشت، احتمالاً انجام میداد؛ چون موضوع مستقیم حیثیت نظام بود. عدم اقدام گسترده نشان میدهد محدودیتها واقعی و جدی هستند.
آیا هشدار جنگ منطقهای واقعی است؟
هشدار «جنگ منطقهای» بیشتر ابزار بازدارندگی و تبلیغات داخلی است تا برنامه عملی قطعی. ایران میتواند درد و اختلال قابل توجهی(بهویژه در حوزه انرژی و کشتیرانی) ایجاد کند و هزینه سیاسی -اقتصادی بالایی به آمریکا و متحدانش تحمیل کند، اما توانایی ادامه یک جنگ گسترده و پایدار علیه ائتلاف آمریکا – اسرائیل (با برتری هوایی، پدافندی و اطلاعاتی مطلق) بسیار محدود است.
در شرایط فعلی (فشار اقتصادی شدید، اعتراضات سرکوبشده،آسیبدیدگی از درگیری ۱۴۰۴)، گسترش درگیری به سطح منطقهای میتواند برای بقای نظام بسیار پرخطرتر از تهدید کلامی باشد. بنابراین احتمالاً تلاش اصلی روی مذاکره، خرید زمان و حفظ حداقل بازدارندگی متمرکز خواهد بود، نه شعلهور کردن جنگی تمامعیار.