اختصاصی گروه سیاسی/ آوا مهرگانی
تاریخ سیاسی معاصر ایران ثابت کرده است که در بزنگاههای مهم، ادبیات رسمی نظام، پیشقراول تغییراتی بنیادین در لایههای پنهان تصمیمگیری است. امروز هم در حالی که ناوگانهای بینالمللی در نزدیکی مرزهای آبی ایران مستقر شدهاند و فشار واشنگتن برای «تحدید توان موشکی» جمهوری اسلامی به حداکثر رسیده است؛ آیتالله خامنهای در آستانه مراسم بیست و دوم بهمن همچنان که برای رساندن پیامی خاص، ایستاده سخن میگفت؛ با بیانی متفاوت نسبت به همیشه سنگبنای جدیدی را گذاشت.
او با صراحت گفت که «دشمنان بر روی ابزارهای نظامی ما تمرکز کردهاند، اما بدانند آنچه از قدرت موشکها کارآمدتر و برای دشمن هراسانگیزتر است، اراده، ایستادگی و حضور مردم در صحنه است؛ این همان قدرتی است که محاسبات آنها را به هم میریزد.»
فارغ از بخش رجزخوانی جملات او، باید گفت که این گزاره نه یک شعار تهی، بلکه رمزگشایی از دکترین جدیدی است که به نظر میرسد قصد دارد وزن بازدارندگی را از سختافزار به نرمافزار منتقل کند.
مانور لاریجانی در مسقط؛ دالانی میان جنگ و صلح
در ساعاتی که طنین این سخنان در فضای رسانهای ایران پیچید، سفر علی لاریجانی به عمان، به عنوان سنتیترین میانجی میان تهران و واشنگتن، معنایی دوچندان یافت. حضور لاریجانی – که در ساختار قدرت، همواره مرد پروندههای خاکستری بوده – در مسقط، آن هم تحت فشار سنگین اسرائیل و آمریکا برای اعمال محدودیت بر برد موشکهای جمهوری اسلامی، حاوی پیام خاص و مهمی است. سپردن این ماموریت به دبیر شورای عالی امنیت ملی به جای عباس عراقچی که همین چند روز قبل در عمان به صورت غیر مستقیم مذاکره با تیم آمریکایی را کلید زده بود، به خودی خود این گمانه را تقویت میکند که جمهوری اسلامی در تلاش است تا سطح شرکتکنندگان در مذاکره را ارتقا داده یا اینکه با عبور از مسائل فنی و هستهای به مرحله تصمیمات امنیتی برسد. میدانیم که جابهجا کردن خط قرمزی مثل مذاکره درباره موشکها نیز کار چهرهای مثل عباس عراقچی نیست لذا شاید بتوان سفر قابل تامل لاریجانی به عمان را با این فرضیه تحلیل کرد که جمهوری اسلامی در آستانه یک عقب نشینی تاریخی است.
به نظر میرسد تهران در حال بررسی این موضوع است آیا میتوان با فریز تاکتیکی در آزمایشهای موشکی، از سد تحریمهای فلجکننده عبور کرد بدون آنکه رسماً سندی مبنی بر خلع سلاح امضا شود؟
سخنان اخیر خامنهای در واقع پیوست فرهنگی این حرکت دیپلماتیک است؛ یعنی آمادهسازی ذهنی برای این ایده که اگر هم قرار باشد در میدان موشکی انعطافی نشان دهیم، قدرت واقعی (اراده مردم) همچنان دستنخورده باقی میماند.
دوقطبی بقا و ابزار؛ جمهوری اسلامی عقبنشینی میکند؟
پاسخ به این پرسش که آیا رژیم از خط قرمز «برد موشکها» عقبنشینی خواهد کرد یا خیر، در گرو تحلیل «توازن وحشت» است. تقریبا روشن است که اگر تهران بر مواضع کنونی پافشاری کند، تاوان آن چیزی جز انسداد کامل رگهای اقتصادی باقیمانده و حتی ورود به درگیری نظامی با آمریکا و تسری آن به منطقه – چنانچه خود جمهوری اسلامی تهدید میکند – نخواهد بود. این همان وضعیتی که میتواند پایداری اجتماعی را به مخاطره بیندازد.
در مقابل، عقبنشینی رسمی از توان موشکی که برای حلقه سخت هواداران جمهوری اسلامی حکم «ناموس نظام» را دارد، به معنای فروریختن دیوار بازدارندگی است، همان بازدارندگی که طی سه دهه برای آن هزینه شده است.
از این رو، محتملترین سناریو نه «عقبنشینی» بلکه یک «جابجایی استراتژیک» است. به این معنی که جمهوری اسلامی احتمالاً به سمت نوعی توافق نانوشته پیش خواهد رفت که در آن توسعه برد موشکها متوقف میشود، اما دانش و زیرساخت آن به عنوان «ذخیره استراتژیک» حفظ خواهد شد.
چالش مشروعیت در بدنه وفادار
بزرگترین بحران هرگونه انعطاف در پرونده موشکی اما واکنش «هسته سخت» یا همان بدنه وفادار و ایدئولوژیک حامی رژیم است. برای این طیف، موشک نماد اقتدار و بسیار حیاتی است. هرگونه عقبنشینی در این حوزه میتواند به سرخوردگی عمیق در میان نیروهایی منجر شود که امنیت کشور را صرفاً در گرو توسعه نظامی میبینند.
به نظر میرسد که دستگاه تبلیغاتی جمهوری اسلامی برای حل این تضاد، بر همان کلیدواژه «اراده ملت» تمرکز خواهد کرد. روایت حاکم این خواهد بود که ما با هوشمندی، ابزار نظامی را به وجهالمصالحه برای حفظ کلیت نظام تبدیل کردیم، چرا که قدرت واقعی ما در ایمان و اراده شماست، نه در برد کیلومتری موشکها. این استراتژی، عقبنشینی را نه به عنوان یک شکست، بلکه به عنوان یک «مانور قهرمانانه» بازنمایی میکند تا انسجام داخلی – در همان بدنه حامیان رژیم – حفظ شود.
سرنوشت محتوم در افق ۱۴۰۴
در نهایت، جمهوری اسلامی در موقعیت «انتخاب میان بد و بدتر» ایستاده است. تاوان ایستادگی، انزوای کامل و احتمال درگیری نظامی است و تاوان عقبنشینی، بحران هویت در لایههای وفادار. سخنان اخیر سیدعلی خامنهای نشان داد که جمهوری اسلامی تصمیم گرفته است وزن بازی را از «سختافزار آسیبپذیر» به «نرمافزار غیرقابل تحریم» یعنی اراده ملی منتقل کند تا از این دالان پرخطر عبور نماید.
در این مسیر نیز مسقط، آخرین ایستگاه برای آزمون این دکترین جدید است؛ جایی که علی لاریجانی باید ثابت کند آیا میتوان بدون شلیک یک موشک، برد تاثیرگذاری ایران را در منطقه حفظ کرد یا خیر.