اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
در حالی که دور نخست مذاکرات جدید ایران و آمریکا در عمان به تازگی پایان یافته و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از دیدار با یک «مقام عالی رتبه» ایرانی سخن گفته، اظهارات جیدی ونس، معاون ترامپ، نشاندهنده پیچیدگیهای دیپلماسی با تهران است.
ونس در مصاحبهای با مگان کلی از شبکه سیروس ایکسام تأکیدکرده که عدم ارتباط مستقیم با «رهبری واقعی» ایران – یعنی علی خامنهای – دیپلماسی را «فوقالعاده دشوار» میکند.
در حالی که ونس از عدم دسترسی به رهبر واقعی ایران سخن میگوید، ترامپ پس از مذاکرات ۱۷ بهمن در عمان، از پیشرفت«بسیار خوب» صحبت کرده است. همین امر موجب شده که برخی تحلیلگران معتقد باشند که مذاکرات اصلی ممکن است پشت پرده وبا گروههای صاحبنفوذ مرتبط با رهبر جمهوری اسلامی در جریان باشد، در حالی که نشست عمان بیشتر جنبه ظاهری دارد.
جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، در مصاحبهای که روز ۱۶ بهمن ۱۴۰۴ منتشر شد، به صراحت از ساختار قدرت در ایران انتقادکرده و میگوید: شخصی که تصمیمگیرنده اصلی در ایران است،رهبر جمهوری اسلامی است. رئیسجمهور عملاً اهمیت چندانی ندارد! … وقتی حتی نمیتوان با کسی که واقعاً کشور را اداره میکند، صحبت کرد، دیپلماسی با چنین کشوری بسیار عجیب و فوقالعاده دشوار میشود.
ونس این وضعیت را با روابط آمریکا با روسیه و چین مقایسه و اشاره کرده که ترامپ میتواند مستقیماً با ولادیمیر پوتین و شی جینپینگتماس تلفنی برقرار کند، اما در مورد ایران اینچنین نیست. این که نمیتوانیم مستقیماً با رهبری واقعی ایران صحبت کنیم، واقعاًغیرعادی است و دیپلماسی را به شدت دشوار میکند.
این اظهارات در حالی بیان شده که تنشها بین دو کشور بر سربرنامه هستهای ایران، سرکوب اعتراضات داخلی و حمایت تهران ازگروههای تروریستی نیابتی در خاورمیانه به اوج رسیده است.
این مصاحبه بخشی از تلاشهای دولت ترامپ برای توجیه رویکردسختگیرانهاش نسبت به ایران است. ونس تأکید کرده که ساختارقدرت در ایران، جایی که رهبر تصمیمات کلیدی را اتخاذ میکند، مانع اصلی در مسیر مذاکرات مستقیم است. این دیدگاه با سیاست خارجی ترامپ همخوانی دارد که بر مذاکرات شخصی و مستقیم با رهبران تمرکز دارد.
اگر چه “ونس” به صراحت میگوید که رئیس جمهوری در ایران چندان اهمیتی ندارد و تمام تصمیمات با نظر مستقیم رهبر جمهوری اسلامی اتخاذ میشود، ناگهان ترامپ پس از پایان مذاکرات عمان، اعلام میکند که آمریکا با یک «مقام عالی رتبه» ایرانی در حال مذاکرهاست و عنوان “مقام عالی رتبه” را با خوشحالی و تاکید ویژه بیان میدارد.
مذاکرات عمان: ظاهری یا واقعی؟
در مذاکراتی که به تازگی در عمان و با میانجیگری بدر البوسعیدی،وزیر خارجه این کشور برگزار شد، استیو ویتکوف، فرستاده ویژه ترامپ و جرد کوشنر، داماد رئیسجمهور آمریکا و تیم ایرانی به ریاست عباس عراقچی حضور داشتند. پس از پایان مذاکرات ترامپ در اظهاراتی به خبرنگاران گفت: ایران «بسیار مشتاق» به توافق است و ما نیز با یک مقام عالیرتبه این کشور مذاکره کردیم!
از سوی دیگر عراقچی پس از پایان مذاکرات گفته بود که باید برای جمعبندی نهایی نظر تهران را بدانیم و در جلسات بعدی نظرات تهران را به تیم آمریکایی منتقل خواهیم کرد.
حال و با توجه به اینکه از دید دولت آمریکا، رئیس جمهور ایران اهمیت چندانی ندارد و به همین دلیل وزیر خارجه دولت نیز نمیتواند چندان دارای اهمیت باشد، منظور ترامپ از مذاکره با یک مقام عالیرتبه جمهوری اسلامی کیست؟ آیا مذاکرات عمان تنها پوششی برای گفتوگوهای اصلی پشت پرده است؟ اظهارات ونس مبنی بر بیاهمیت بودن رئیسجمهور و وزیر خارجه ایران (مانند عراقچی)، و تأکید ترامپ بر «مقام عالی رتبه»، نشان میدهد که آمریکا ممکن است کانالهای موازی با گروههای صاحبنفوذ مرتبط با رهبر جمهوری اسلامی برقرار کرده باشد.
تحلیلگرانی که فضای سیاسی ایران را در حداقل سه دهه اخیر رصد کردهاند، میدانند که رهبر جمهوری اسلامی، قدرت اصلی را در دست دارد و تصمیمات کلیدی در حوزه خارجی، هستهای و امنیتی راشخصا اتخاذ میکند و تصمیمگیران اصلی کشور، در حلقه نخست نزدیکان وی به شمار میآیند. آنها معتقدند که ترامپ، با تجربه مذاکرات شخصی با رهبران اقتدارگرا مانند پوتین و همچنین عالیترین مقام کشور چین، به دنبال دسترسی مستقیم به حلقه اصلی تصمیمگیری در ایران و شخص رهبر جمهوری اسلامی است.
در عمان، ریاست تیم مذاکره کننده ایرانی بر عهده عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی بود که ونس او را «واسطه» میداند.
این میتواند نشاندهنده آن باشد که مذاکرات عمان ظاهری است تافشار عمومی را کاهش دهد، در حالی که کانالهای پنهان – شاید ازطریق میانجیگران اصلی منطقهای و جهانی – با نزدیکان رهبر درارتباط هستند است.
دلایل این فرضیه عبارت است از:
1 – عدم پیشرفت در عمان: مذاکرات عمان محدود به هستهای ماند و هیچ توافقی حاصل نشد. عراقچی گفتوگوها را «خوب» خواند، اما ترامپ تهدید به اقدام نظامی کرد. این نشان میدهد که شاید عمان صحنهای برای نمایش است.
2 – رویکرد ترامپ:
ترامپ سابقه استفاده از کانالهای غیر رسمی را دارد، مانندمذاکرات با کره شمالی. حضور کوشنر در عمان میتواند پوششی برای ارتباطات پنهان باشد.
3 – فشارهای داخلی در ایران:
رهبر جمهوری اسلامی ممکن است به مذاکرات پنهان تمایل داشته باشد تا چهرهای که از خود به عنوان فردی مخالف مذاکره با دشمن ساخته، همچنان در میان حامیانش حفظ شود.
4 – نقش میانجیها:
عمان سابقه میانجیگری میان ایران و آمریکا را دارد، اما گزارشها از پیامهای «مقامات عالیرتبه» کشورهای منطقهای برای ادامه مذاکرات خبر میدهند، که میتواند به کانالهای موازی اشاره کند.
در نهایت، اظهارات ونس و ترامپ نشاندهنده استراتژی دوگانه آمریکا است؛ فشار عمومی از طریق مذاکرات ظاهری مانند عمان، وتلاش برای دسترسی به رهبری واقعی ایران از طریق کانالهای پنهان. این رویکرد میتواند به توافق منجر شود و خطر رویارویی نظامی را به حداقل برساند.