خانه بین الملل آیا ایران توان مقابله با حملات آمریکا را دارد؟

هموطن سناریوهای جمهوری اسلامی برای مقابله با حمله احتمالی آمریکا را بررسی می‌کند

آیا ایران توان مقابله با حملات آمریکا را دارد؟

در حالی که تنش‌های میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی به اوج خود رسیده، بررسی‌های اخیر نشان‌دهنده افزایش قابل توجه حضورنظامی آمریکا در نزدیکی مرزهای ایران است. بر اساس گزارش‌های منتشر شده از سوی منابع نظامی غربی، طی هفته گذشته – از اول تا هفتم بهمن ۱۴۰۴ – ایالات متحده اقدام به جابه‌جایی تجهیزات نظامی گسترده‌ای کرده که شامل ناو هواپیمابر، هواپیماهای جنگنده،سیستم‌های دفاع موشکی و نیروهای پشتیبانی می‌شود. 

اختصاصی گروه سیاسی/ نیکان توحیدی

در حالی که تنش‌های میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی به اوج خود رسیده، بررسی‌های اخیر نشان‌دهنده افزایش قابل توجه حضورنظامی آمریکا در نزدیکی مرزهای ایران است. بر اساس گزارش‌های منتشر شده از سوی منابع نظامی غربی، طی هفته گذشته – از اول تا هفتم بهمن ۱۴۰۴ – ایالات متحده اقدام به جابه‌جایی تجهیزات نظامی گسترده‌ای کرده که شامل ناو هواپیمابر، هواپیماهای جنگنده،سیستم‌های دفاع موشکی و نیروهای پشتیبانی می‌شود. 

این تحرکات، که به عنوان بخشی از عملیات بازدارنده توصیف شده‌اند، در زمینه اعتراضات داخلی ایران و تهدیدهای مکرر مقامات آمریکایی برای اعمال فشار بیشتر بر تهران رخ داده‌اند. 

طی هفت روز گذشته، ایالات متحده تحرکات نظامی خود را درخاورمیانه تشدید کرده است. ناو هواپیمابر یواس‌اس آبراهام لینکلن،همراه با گروه ضربت آن شامل ناوشکن‌های مجهز به موشک‌های تاماهاک، زیردریایی‌ها و حدود ۹۰ هواپیمای جنگنده، از اقیانوس آرام به اقیانوس هند منتقل شده و سپس به نزدیکی ایران رسیده‌اند. این ناوگروه که قادر به اجرای عملیات هوایی مداوم است، فاصله زمانی واکنش آمریکا به هر تهدیدی را به طور قابل توجهی کاهش می‌دهد. علاوه بر این، حداقل ۱۲ فروند هواپیمای جنگنده از پایگاه‌های انگلیس به اردن منتقل شده‌اند و در این کشور مستقر گردیده‌اند. این هواپیماها، مجهز به سیستم‌های ضدپهپاد و موشک‌های دقیق، برای عملیات عمیق در خاک دشمن طراحی شده‌اند.

بمب‌افکن‌های استراتژیک آمریکایی نیز در قطر و دیگر پایگاه‌های خلیج فارس تقویت شده‌اند، همراه با تانکرهای سوخت‌رسان هوایی که امکان عملیات طولانی‌مدت را فراهم می‌کنند. سیستم‌های دفاع موشکی نیز پیشتر به عربستان سعودی، امارات متحده عربی و حتی ترکیه ارسال شده تا در برابر پاسخ احتمالی موشکی ایران از این مناطق محافظت کنند. 

فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام) اعلام کرده که این تحرکات بخشی از تمرین‌های هوایی چندروزه برای افزایش آمادگی است، اماتحلیل‌گران نظامی آن را مقدمه‌ای برای عملیات احتمالی می‌دانند. 

تعداد نیروهای آمریکایی در منطقه به شکل چشم‌گیری افزایش یافته است. این حضور، در حالی که به عنوان بازدارنده معرفی می‌شود،قابلیت اجرای یک حمله گسترده با هدف تضعیف ساختار رژیم ایران را دارد.

این تحرکات در پاسخ به اعتراضات خونین گسترده در ایران رخ داده که از دی ۱۴۰۴ آغاز شده و منجر به کشته شدن هزاران نفر شده است. مقامات آمریکایی، از جمله ترامپ، این اعتراضات را فرصتی برای اعمال فشار بیشتر دانسته و گزینه نظامی را باز نگاه داشته‌اند. 

با این حال، تمرکز بر تغییر رژیم، که شامل هدف‌گیری مراکز فرماندهی، سایت‌های هسته‌ای و رهبران کلیدی می‌شود، ریسک‌های بالایی دارد و می‌تواند به یک درگیری منطقه‌ای تبدیل شود.

درس‌های جنگ ۱۲ روزه

برای درک سناریوهای پاسخ جمهوری اسلامی، باید به عملکرد ایران در جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل نگاهی بیندازیم. این درگیری، که میان ایران و ائتلاف اسرائیل-آمریکا رخ داد، بر سر برنامه هسته‌ای ایران بود و منجر به نابودی بخش قابل توجهی از تاسیسات هسته‌ای ایران شد. مقامات ایرانی پیش از جنگ، ادعا می‌کردند که دارای سامانه‌های دفاعی پیشرفته مانند اس-۳۰۰ و اس-۴۰۰، موشک‌های بالستیک دقیق و پهپادهای تهاجمی هستند که می‌توانند هر حمله‌ای راخنثی کرده و بلافاصله با شدیدترین شکل ممکن آن را پاسخ دهند. اما واقعیت میدانی چیز دیگری را نشان داد.

در آن جنگ، بیش از ۴۰ درصد از ذخایر موشکی ایران نابود شد،بدون اینکه ضربه‌ای جدی به نیروهای مهاجم وارد شود. سامانه‌های دفاعی ایران نتوانستند هواپیماهای آمریکایی و اسرائیلی را رهگیری کنند و بسیاری از موشک‌های شلیک‌شده توسط ایران، به دلیل نقص فنی یا تداخل الکترونیکی منحرف شدند. پهپادهای تهاجمی نیز که به عنوان سلاح ارزان و موثر تبلیغ می‌شدند، عمدتاً توسط سیستم‌های ضدپهپاد خنثی شدند. 

همچنین، شبکه نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی (مانند حزب‌الله لبنان و حوثی‌های یمن) نتوانستند حمایت موثری ارائه دهند، زیرا خود تحت فشار نظامی بودند.

این جنگ، که تنها ۱۲ روز طول کشید، منجر به خسارات اقتصادی عظیم برای ایران شد. گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که ایران بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار خسارت دید، در حالی که ادعاهای اولیه مقامات ایرانی مبنی بر نابودی ناوهای آمریکایی یاپایگاه‌های اسرائیلی، هیچ پایه واقعی نداشت. این تجربه نشان‌دهنده شکاف عمیق میان پروپاگاندا و واقعیت است. 

جمهوری اسلامی در عمل با محدودیت‌های تکنولوژیکی، تحریم‌ها و فساد داخلی روبرو است.

نیروی هوایی ایران عمدتاً متکی به هواپیماهای قدیمی روسی و آمریکایی پیش از انقلاب است، و نیروی دریایی‌اش فاقد قابلیت رقابت با ناوهای آمریکایی است. این ضعف‌ها، سناریوهای پاسخ ایران را محدود می‌کنند و احتمال موفقیت آن‌ها را کاهش می‌دهند.

تحلیل حمله احتمالی آمریکا با هدف تغییر رژیم

یک حمله برق‌آسا با هدف تغییر رژیم، متفاوت از عملیات محدود گذشته خواهد بود. چنین حمله‌ای احتمالاً شامل مراحل زیر است:  ابتدا، حملات هوایی دقیق به مراکز فرماندهی در تهران، سایت‌های هسته‌ای باقی‌مانده و پایگاه‌های سپاه پاسداران. سپس، عملیات سایبری برای اختلال در شبکه‌های ارتباطی و اقتصادی ایران. در نهایت، حمایت از نیروهای مخالف داخلی برای تسریع سقوط رژیم. 

با توجه به حضور فعلی نظامی آمریکا، این حمله با استفاده از هواپیماهای مستقر در اردن و قطر برای پوشش هوایی و ناو آبراهام لینکلن برای پشتیبانی دریایی، می‌توان در مدت بسیار کوتاهی آغاز شود.

با این حال، تغییر رژیم ریسک‌های بالایی دارد. تجربه‌های آمریکا درعراق (۱۳۸۲) و لیبی (۱۳۹۰) نشان می‌دهد که چنین عملیات‌هایی اغلب به هرج‌ومرج داخلی منجر می‌شوند. 

در ایران، با جمعیت حدود 90 میلیون نفر و تنوع قومی، احتمال جنگ داخلی پس از حمله وجود دارد. علاوه بر این، تحریم‌های موجوداقتصاد ایران را ضعیف کرده، اما حکومت همچنان کنترل نیروهای امنیتی را حفظ کرده است. 

تحلیل‌گران نظامی معتقدند که آمریکا می‌تواند رژیم را تضعیف کند،اما تغییر کامل آن نیازمند حمایت داخلی گسترده است (چیزی که اعتراضات فعلی نشان‌دهنده آن است، اما به اندازه کافی و موثر سازمان‌یافته نیست)

سناریوهای پاسخ جمهوری اسلامی

با توجه به ضعف‌های نشان‌داده‌شده در جنگ ۱۲ روزه، پاسخ ایران احتمالاً ترکیبی از عملیات مستقیم و نامتقارن خواهد بود، اما بامحدودیت‌های جدی. 

چهار سناریو اصلی می‌تواند موارد زیر باشد:

۱. پاسخ مستقیم موشکی و هوایی: جمهوری اسلامی می‌تواند از موشک‌های بالستیک خود برای هدف‌گیری پایگاه‌های آمریکایی درعراق، سوریه، قطر و امارات استفاده کند. ذخایر موشکی ایران، که پیش از جنگ ۱۲ روزه حدود ۲۰۰۰ موشک تخمین زده می‌شد، اکنون به دلیل خسارات قبلی کاهش چشم‌گیری یافته است. 

در جنگ قبلی، دقت این موشک‌ها پایین بود و بسیاری توسط سیستم‌های دفاعی خنثی شدند. اگر حمله آمریکا آغاز شود، ایران ممکن است ۲۰۰-۳۰۰ موشک شلیک کند، اما با توجه به تقویت دفاع موشکی آمریکا، خسارات محدود خواهد بود.

نیروی هوایی ایران، با هواپیماهای قدیمی مانند اف-۱۴ و میگ-۲۹،قادر به رقابت نیست و احتمالاً سریع نابود می‌شود. این سناریو می‌تواند منجر به تلفات غیرنظامی در کشورهای میزبان شود، اماتاثیر استراتژیک کمی دارد.

۲. استفاده از نیروهای نیابتی و شبه‌نظامیان: ایران می‌تواند به گروه‌هایی مانند حزب‌الله لبنان، حوثی‌های یمن و شبه‌نظامیان شیعه در عراق دستور حمله دهد. حزب‌الله، با چند هزار موشک کوتاه برد خود می‌تواند اسرائیل را هدف قرار دهد، اما در جنگ ۱۲ روزه، این گروه نتوانست حمایت موثری ارائه دهد، زیرا خود تحت فشار بود. 

حوثی‌ها می‌توانند کشتی‌های تجاری در دریای سرخ را هدف قراردهند، اما نیروی دریایی آمریکا قبلاً حملات آن‌ها را خنثی کرده است. 

شبه‌نظامیان عراقی مانند کتائب حزب‌الله می‌توانند به پایگاه‌های آمریکایی در عراق حمله کنند، اما با توجه به تقویت نیروهای آمریکایی، این حملات محدود به بمب‌گذاری‌ها و یا پرتاتب راکت‌ خواهند بود که بی‌اثر است.

این سناریو، که به عنوان “محور مقاومت” شناخته می‌شود، می‌تواند تنش منطقه‌ای را افزایش دهد، اما ضعف هماهنگی و منابع، موفقیت آن را کاهش می‌دهد.

۳. عملیات نامتقارن: سایبری، دریایی و اقتصادی: ایران می‌تواند از قابلیت‌های سایبری خود برای حمله به زیرساخت‌های آمریکایی استفاده کند، مانند اختلال در شبکه‌های برق یا مالی. گروه‌های هکری قبلاً حملاتی به عربستان و آمریکا انجام داده‌اند، اما دفاع سایبری آمریکا پیشرفته است و می‌تواند پاسخ دهد.

در دریا نیز مقامات جمهوری اسلامی همواره دم از بستن تنگه هرمززده و می‌زنند، اما با توجه به حضور گسترده نیروهای نظامی آمریکا در خلیج فارس، دریای عمان و آب‌راه‌های همجوار، این تئوری نیز بیشتر به توهم شبیه است تا یک سناریوی واقع‌بینانه. 

البته، در صورت اخلال در رفت و آمد کشتی‌های تجاری در تنگه هرمز، این اقدام می‌تواند قیمت نفت را به صورت مقطعی افزایش دهد، اما نیروی دریایی ایران – با زیردریایی‌های کلاس غدیر – دربرابر ناوهای آمریکایی آسیب‌پذیر است. در جنگ ۱۲ روزه، تلاش‌های مشابه شکست خورد. این سناریو می‌تواند تاثیر اقتصادی جهانی داشته باشد، اما ایران خود بیشتر آسیب می‌بیند زیرا وابسته به صادرات نفت است.

۴. رویکرد دیپلماتیک و هسته‌ای: در صورت حمله، ایران ممکن است به سمت تسریع برنامه هسته‌ای حرکت کند، مانند غنی‌سازی اورانیوم به سطوح بالاتر. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گزارش داده که ایران می‌تواند در عرض ماه‌ها به بمب هسته‌ای برسد، اما جنگ ۱۲ روزه سایت‌های کلیدی را نابود کرد. دیپلماسی، مانند مذاکره با روسیه یاچین برای حمایت، گزینه دیگری است، اما این روابط هم محدود است. بنابراین این سناریو، که کمتر نظامی است، می‌تواند زمان بخرد اما تغییر رژیم را متوقف نمی‌کند.

چه خواهد شد؟

سناریوهای پاسخ جمهوری اسلامی به حمله احتمالی آمریکا، عمدتاًمحدود به عملیات نامتقارن و بر پایه تحرکات نیروهای موسوم به محور مقاومت و همچنین عملیات‌های موشکی خواهد بود، اما با توجه به درس‌های جنگ ۱۲ روزه، احتمال موفقیت پایین است. ایران می‌تواندخسارات محلی وارد کند، اما نمی‌تواند یک حمله گسترده را دفع کند.

به هر حال، با ادامه حضور نظامی آمریکا، منطقه در آستانه یک تحول بزرگ قرار دارد، اما نتیجه نهایی به تصمیمات سیاسی بستگی دارد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن