خانه بین المللآمریکا آمریکا به دنبال چیست؟

هموطن صف‌آرایی ناوهای هواپیمابر آمریکا در منطقه را بررسی می‌کند

آمریکا به دنبال چیست؟

امروز دیگر در میان ایرانیان و حتی کسانی که تحولات خاورمیانه را پیگیری می‌کنند، پرسش اصلی این نیست که «آیا آمریکا به ایران حمله می‌کند یا نه»، بلکه این است که حمله چه زمانی، با چه شدتی و با چه هدف نهایی انجام خواهد شد.  مجموعه تحرکات نظامی، تصمیمات سیاسی، آرایش نیروها وپیام‌های آشکار و پنهان واشنگتن در یک هفته اخیر نشان می‌دهد که ایالات متحده از مرحله بازدارندگی عبور کرده و وارد فاز آماده‌سازی نهایی برای اقدام نظامی شده است.

اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی

امروز دیگر در میان ایرانیان و حتی کسانی که تحولات خاورمیانه را پیگیری می‌کنند، پرسش اصلی این نیست که «آیا آمریکا به ایران حمله می‌کند یا نه»، بلکه این است که حمله چه زمانی، با چه شدتی و با چه هدف نهایی انجام خواهد شد. 

مجموعه تحرکات نظامی، تصمیمات سیاسی، آرایش نیروها وپیام‌های آشکار و پنهان واشنگتن در یک هفته اخیر نشان می‌دهد که ایالات متحده از مرحله بازدارندگی عبور کرده و وارد فاز آماده‌سازی نهایی برای اقدام نظامی شده است.

تجربه‌های تاریخی (عراق ۲۰۰۳ تا حملات محدود به سوریه و یا ربایش نیکلاس مادورو) نشان می‌دهد که آمریکا پیش از آغاز عملیات، یک الگوی تقریباً ثابت را طی می‌کند:

افزایش ناگهانی حضور نظامی، ارسال پیام‌های دوگانه دیپلماتیک،مدیریت افکار عمومی و سپس ضربه اولیه و آنچه که امروز در منطقه دیده می‌شود، با این الگو هم‌خوانی کامل دارد.

بخش نخست؛ تغییر استقرار نظامی از «فشار» به «آماده‌باش جنگی»

در بازه زمانی اول تا هفتم بهمن ۱۴۰۴، چند تحول هم‌زمان رخ داده که مجموع آن‌ها دیگر با مفهوم «نمایش قدرت» قابل توضیح نیست:

۱. آرایش تهاجمی، نه دفاعی

استقرار ناوهای هواپیمابر، افزایش پروازهای شناسایی، جابه‌جایی بمب‌افکن‌های دوربرد و تقویت پایگاه‌های آمریکا در خلیج فارس،همگی نشان‌دهنده آماده‌سازی برای عملیات ضربتی است. این نوع آرایش، پرهزینه و زمان‌مند است و معمولاً بدون تصمیم سیاسی نهایی انجام نمی‌شود.

۲. هم‌زمانی نظامی و دیپلماتیک

در حالی که مقامات آمریکایی به‌صورت ظاهری از «آمادگی برای مذاکره» سخن می‌گویند، همین پیام دقیقاً در تمام جنگ‌های پیش‌دستانه آمریکا تکرار شده است. 

این تاکتیک با هدف “مقصر جلوه دادن طرف مقابل” ،  “مدیریت افکار عمومی جهانی” و “کاهش شوک اولیه پس از حمله” به‌کارمی‌رود.

۳. سکوت معنادار متحدان

در هفته اخیر، کشورهای اروپایی برخلاف گذشته تلاش جدی برای میانجی‌گری نکرده‌اند. این سکوت معمولاً نشانه اطلاع قبلی از تصمیم واشنگتن و کنار کشیدن از صحنه پیش از درگیری است.

بخش دوم: چرا آمریکا تصمیم به حمله گرفته است؟

۱. شکست استراتژی؛ مهار جمهوری اسلامی و سیاست تلاش برای دست کشیدن ایران از تنش‌آفرینی در منطقه (چه از مسیر تحریم، چه مذاکره و چه بازدارندگی) به بن‌بست رسیده است. از نگاه واشنگتن نفوذ منطقه‌ای ایران کاهش نیافته و برنامه‌های نظامی بلندپروازنه ایران متوقف نشده و فشار اقتصادی منجر به تغییر رفتار سیاسی نشده است.

در چنین شرایطی، دکترین امنیت ملی آمریکا معمولاً به سمت اقدام نظامی محدود یا گسترده می‌چرخد.

۲. منطق «ضربه پیش‌دستانه»

آمریکا به‌طور سنتی زمانی دست به حمله می‌زند که تصور کند “هزینه حمله امروز کمتر از فرداست”  و همچنین  “تأخیر، قدرت طرف مقابل را افزایش می‌دهد” تحلیل‌های امنیتی در واشنگتن به این جمع‌بندی رسیده‌اند که پنجره زمانی مطلوب برای اقدام علیه جمهوری اسلامی در حال بسته شدن است.

۳. سیاست داخلی آمریکا

نمی‌توان نقش سیاست داخلی آمریکا را در شرایط فعلی نادیده گرفت. در دوره‌های حساس سیاسی، نمایش قدرت خارجی همواره یکی از ابزارهای تثبیت موقعیت دولت‌ها در آمریکا بوده است. ایران،به‌عنوان یک «دشمن شناخته‌شده»، در این چارچوب گزینه‌ای آمادهاست.

بخش سوم: اهداف حمله، آیا هدف تغییر رژیم است؟

اگر چه آمریکایی‌ها تاکنون به صراحت هدف خود را مبنی بر تغییر جمهوری اسلامی اعلام نکرده‌اند، اما در عمل نشان داده‌اند که به دنبال تغییر رژیم از مسیر فرسایش هستند.

اگرچه «تغییر رژیم» به‌صورت رسمی اعلام نخواهد شد، اما بررسی الگوهای عملیاتی نشان می‌دهد که هدف نهایی می‌تواند تضعیف ساختاری حکومت تا مرز فروپاشی باشد.

اهداف احتمالی حمله آمریکا به ایران می‌توان شامل این موارد باشد: 

۱. فلج‌سازی توان نظامی

مراکز فرماندهی، پایگاه‌های موشکی، سامانه‌های پدافندی و  زیرساخت‌های لجستیکی در مرحله نخست قرار خواهند داشت و این مرحله برای گرفتن توان پاسخ مؤثر از ایران طراحی می‌شود.

۲. ضربه به زیرساخت‌های حیاتی

در سناریوهای تغییر رژیم، حمله صرفاً نظامی نیست. زیرساخت‌های انرژی، ارتباطات و حمل‌ونقل می‌توانند هدف قرار گیرند تا فشاراجتماعی افزایش یابد.

۳. تشدید شکاف داخلی

حمله نظامی هم‌زمان با جنگ روانی، عملیات سایبری و حمایت رسانه‌ای از اعتراضات می‌تواند به بی‌ثباتی داخلی دامن بزند؛ مدلی که پیش‌تر در کشورهای دیگر آزموده شده است.

بخش چهارم: سناریوهای حمله – آمریکا چگونه حمله می‌کند؟

سناریوی اول: حمله ضربتی چندمرحله‌ای

بر اساس این سناریو، ممکن است که حملات هوایی و موشکی گسترده در ۷۲ ساعت اول با تمرکز بر اهداف از پیش شناسایی‌شده و بدون ورود نیروی زمینی انجام شود.

سناریوی دوم: جنگ فرسایشی کنترل‌شده

در این حالت، حمله محدود آغاز می‌شود اما در صورت پاسخ ایران،دامنه درگیری گسترش می‌یابد. آمریکا تلاش می‌کند کنترل را دردست داشته باشد، اما ریسک خروج از کنترل وجود دارد.

سناریوی سوم: ترکیب حمله نظامی و محاصره

مسدودسازی عملی مسیرهای اقتصادی و انرژی، هم‌زمان با حملات انتخابی، با هدف خسته‌سازی ساختار حاکمیت نیز ممکن است یکی از سناریوهای آمریکا باشد.

بخش پنجم: چرا عقب‌نشینی محتمل نیست؟

برخلاف بحران‌های پیشین، این‌بار هزینه عقب‌نشینی برای آمریکابیشتر از هزینه حمله ارزیابی می‌شود. عقب‌نشینی پس از این سطح از آماده‌سازی، به معنای “تضعیف اعتبار جهانی” ، “ارسال پیام ضعف به رقبا” و “افزایش جسارت ایران” خواهد بود.

به هر حال مجموعه شواهد نشان می‌دهد که تصمیم سیاسی برای حمله به ایران در واشنگتن گرفته شده است و تحرکات نظامی وارد فاز عملیاتی شده‌اند. بحث اصلی در سطح تصمیم‌گیران آمریکایی«چگونگی» حمله است، نه اصل آن. هدف نهایی، اگر چه رسماً اعلام نخواهد شد، می‌تواند تغییر موازنه قدرت داخلی در ایران باشد.بنابراین حمله آمریکا به ایران دیگر یک احتمال نیست؛ یک روند درحال اجراست.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن