گروه سیاسی / ماهور ایرانی
در پی اوجگیری اعتراضات سراسری در ایران در دیماه ۱۴۰۴، تنشها میان واشنگتن و تهران به سطح بیسابقهای رسید. دونالد ترامپ با اتخاذ رویکردی متفاوت از گذشته، تهدیدات مستقیم نظامی را با دیپلماسی عمومی در شبکه اجتماعی تروث سوشال ترکیب کرد.
با شروع اعتراضات خیابانی و انتشار گزارشهای سرکوب خونین مردم معترض ایران، دونالد ترامپ سلسله پیامهایی را در “تروث سوشال” منتشر کرد که لحنی بسیار تندتر از دوران ریاستجمهوری اولش داشت.
به طور مثال او در اولین روزهای اعتراضات مردمی گفت: «به رهبران جمهوری اسلامی هشدار میدهم؛ اگر دست به کشتار مردم خود بزنید، آمریکا ساکت نخواهد نشست. مستقیماً مداخله خواهیم کرد. مردم ایران تنها نیستند».
در نمونه دیگر او در مصاحبهای که بیبیسی فارسی بخشهایی از آن را پوشش داد، درباره منظور خود از “دخالت” شفافسازی کرد: «ما گزینههایی روی میز داریم که آنها حتی خوابش را هم نمیبینند. اگر کشتار ادامه دارشود، ما زیرساختهای سرکوب آنها را هدف قرار میدهیم. من اجازه همچین کاری را نمیدهم».
اما در مقابل بعد از دو روز تجمع اعتراضی مردم در ۱۸ و ۱۹ دی ماه و کشتار وحشیانه مردم معترض، نقطه عطف این تقابل در بهمنماه رخ داد. در حالی که سازمانهای حقوق بشری نسبت به اعدام قریبالوقوع حدود ۸۰۰ نفر از بازداشتشدگان هشدار میدادند، قوه قضاییه جمهوری اسلامی در اقدامی ناگهانی اجرای این احکام را متوقف کرد. دونالد ترامپ در واکنش به این اقدام گفت: «خبرهای خوبی از ایران میرسد. شنیدم که رژیم تصمیم گرفته جان ۸۰۰ جوان ایرانی را نگیرد و اعدامها را متوقف کند. من از مقامات جمهوری اسلامی تشکر میکنم که بالاخره عقلانیت به خرج دادند و صدای ما و صدای مردم خودشان را شنیدند. این نشان میدهد که وقتی آمریکا قدرتمند باشد و زبان زور را به کار ببرد، جان انسانها نجات مییابد. این ۸۰۰ خانواده امشب راحت میخوابند چون ما در مرزها ایستادیم».
با این شرایط، جمهوری اسلامی سالهاست که بر طبل توخالی «اقتدار» میکوبد. سالهاست که با گروگانگیری، موشکپرانی و سرکوب خونین داخلی، سعی دارد به جهان بقبولاند که قدرتی شکستناپذیر است. اما زمستان ۱۴۰۴ پردهها را کنار زد و واقعیتی عریان را جلوی چشم همگان گذاشت: این نظام، تنها یک زبان را میفهمد و آن زبان «زور» است.
دونالد ترامپ در دی و بهمن امسال درس بزرگی به دیپلماتهای اتوکشیده غربی داد. در حالی که اروپا هنوز درگیر صدور بیانیههای بیخاصیت و «ابراز نگرانی عمیق» بود، ترامپ با ادبیاتی که شایسته خودِ سران جمهوری اسلامی است، با آنها سخن گفت. پایان دوران «مماشات»؛ آغاز دوران «وحشت» برای تهرانزمانی که در دیماه، خیابانهای ایران دوباره رنگ خون گرفت و ماشین کشتار ولایت فقیه برای قلع و قمع معترضان روشن شد، تهران انتظار همان سناریوی همیشگی را داشت؛ محکومیتهای لفظی و چند تحریم بیاثر. اما توییتر و تروث سوشالِ ترامپ، اینبار نه محلِ شعار، که به اتاق فرمان جنگ روانی و واقعی تبدیل شد.
تهدید صریح ترامپ مبنی بر «مداخله مستقیم» در صورت کشتار مردم، لرزه بر اندام بیت رهبری انداخت. چرا؟ چون برخلاف سیاستمداران کلاسیک، جمهوری اسلامی میداند که ترامپ غیرقابل پیشبینی است.
اوج این ماجرا در پرونده ۸۰۰ جوانی بود که حکم اعدامشان صادر شده و طنابها آماده بود. تا قبل از ۵ بهمن، دستگاه قضایی مدعی بود که «حکم خدا» باید اجرا شود و هیچ فشاری را نمیپذیرد. اما به محض اینکه سایه جنگندههای آمریکایی روی رادارهای پدافند هوایی سپاه افتاد و اولتیماتوم ترامپ صادر شد، ناگهان «رأفت اسلامی» گل کرد!
پیام تشکر آمیخته با تحقیر ترامپ در ۵ بهمن، تیر خلاصی بر حیثیت سیاسی رژیم بود. او صراحتاً گفت که تهران از ترس قدرت نظامی عقب نشسته است. تشکر او از جمهوری اسلامی بابت لغو اعدامها، در واقع تشکر ارباب از رعیتی بود که بالاخره یاد گرفته اطاعت کند. این عقبنشینی نشان داد که خط قرمزهای نظام، نه شرعی هستند و نه قانونی؛ بلکه خطوطی هستند که با میزان ترسِ آقایان در تهران جابجا میشوند.
وقایع ۱۴۰۴ ثابت کرد که جمهوری اسلامی، تنها در برابر مردم بیدفاعِ دستخالی، چنگ و دندان نشان میدهد. اما زمانی که با یک تهدید وجودی واقعی و یک اراده سیاسی محکم (فارغ از اینکه این اراده از سوی چه شخصی باشد) روبرو میشود، تمام شعارهای «هیهات منا الذله» را فراموش میکند و برای بقای خود، تن به هر ذلتی میدهد.
ترامپ با استراتژی «فشار حداکثری نظامی» و ادبیات تهاجمی خود، نه تنها جان ۸۰۰ انسان را (موقتاً) نجات داد، بلکه ناخواسته بزرگترین خدمت را به اپوزیسیون کرد: او به مردم ایران نشان داد که حکمرانانشان چقدر سستعنصر و ترسوهستند.
حالا همه میدانند که کلید توقف ماشین اعدام و سرکوب، در «خواهش و تمنا» نیست، بلکه در «قدرت و تهدید معتبر» است.
آمارهای وحشتناکی که از ایران مخابره میشود، دیگر با واژههایی مثل «سرکوب» یا «برخورد امنیتی» قابل توصیف نیست. گزارشهای مستند از کشته شدن بیش از ۳۰ هزار نفر در خیابانهای شهرهای مختلف ایران طی هفتههای اخیر، تنها یک نام دارد: «جنایت علیه بشریت».
جمهوری اسلامی در حالی دست به این «خودکشی سیاسی» زده است که دونالد ترامپ، نه در واشنگتن، بلکه عملاً در چند کیلومتری مرزهای ایران خیمه زده و با ادبیاتی بیسابقه، تهران را زیر «رصد دقیق» خود دارد. سوال اینجاست: چرا جمهوری اسلامی در حالی که لولههای تانکهای آبرامز و جنگندههای اف-۳۵ آمریکایی را به سمت خود میبیند، دست به چنین کشتار جنونآمیزی زده است؟
کشتار مردم نشان میدهد که اتاق فکر بیت رهبری را به یک نتیجهگیری هولناک رسیدهاند؛ خطر مردم دستخالی، از خطر ارتش آمریکا بیشتر است
نظام جمهوری اسلامی با علم به اینکه دونالد ترامپ برخلاف دموکراتها اهل مماشات نیست و انبوهی از تجهیزات نظامی را به مرزها منتقل کرده، دست به قماری زد که راه بازگشتی ندارد. آنها تصمیم گرفتند داخل را با خون بشویند، حتی به قیمت اینکه بهانه لازم را برای مداخله نظامی خارجی فراهم کنند. این سطح از خشونت نشان میدهد که شیرازه امور از دست سیستم خارج شده و آنها برای بقایِ حتی یک روز بیشتر، حاضرند ایران را به یک قبرستان بزرگ تبدیل کنند.
دونالد ترامپ صراحتاً اعلام کرده بود که در حال «رصد دقیق» اوضاع است و تجهیزات گستردهای را به منطقه گسیل داشت. اما وقوع این کشتار عظیم در زیر نگاه ماهوارههای جاسوسی و پهپادهای آمریکایی، معنای خطرناکی دارد.
دوران «هشدار» به پایان رسیده است. وقتی هزاران نفر قتلعام میشوند، دیگر جایی برای دیپلماسی، پیغامهای محرمانه عمان یا توییتهای تهدیدآمیز باقی نمیماند. انتقال این حجم از تجهیزات نظامی به مرزهای ایران، دیگر برای نمایش قدرت نیست؛ بلکه برای «اقدام» است. ترامپ اکنون با یک واقعیت غیرقابل انکار روبروست؛ رژیمی که هزاران نفر از مردم خودش را سلاخی میکند، تهدیدی است که دیگر مهارشدنی نیست، بلکه باید حذف شود.
جمهوری اسلامی با این کشتار، آخرین رشتههای اتصال خود با جامعه جهانی را قطع کرد. اگر در آبان ۹۸ یا ۱۴۰۱ کورسویی از امید برای بقای دیپلماتیک وجود داشت، در بهمن ۱۴۰۴ آن امید به خاک سپرده شد.
تصاویر جنازه های روی زمین افتاده در غسالخانه کهریزک و گزارشهای میدانی از شلیک تیربار به سوی معترضان، پرونده جمهوری اسلامی را از روی میز دیپلماتها به میز ژنرالهای پنتاگون منتقل کرده است. جمهوری اسلامی در تلهای افتاده که خودش آن را حفر کرده است. آنها تصور میکردند با نمایش قساوت و کشتن هزاران نفر و قطعی اینترنت، «ترس» را به جامعه تزریق میکنند و همزمان به آمریکا نشان میدهند که دیوانهتر از آن هستند که کسی با آنها درگیر شود. اما این محاسبه غلط از آب درآمده است.
حضور سنگین نظامی ترامپ در مرزها و تاکید او بر اینکه «میبیند چه میگذرد»، حالا دیگر یک اهرم فشار نیست، بلکه یک «ضامن کشیده شده» است. جمهوری اسلامی با عبور از دریای خون مردم ایران، عملاً دعوتنامهای رسمی برای جنگ صادر کرده است. به نظر میرسد زمستان ۱۴۰۴، آخرین زمستانی است که جمهوری اسلامی در قامت یک حکومت مستقر تجربه میکند؛ حکومتی که مشروعیتش را در خیابانها کشت و حالا در انتظار برخورد سخت با دیوار واقعیتِ جهانی است.