اختصاصی هموطن؛ گروه سیاسی/ نیکان توحیدی
امروز ششمین سالگرد یکی از تاریکترین رویدادهای تاریخ معاصر ایران است، سرنگونی پرواز شماره ۷۵۲ هواپیمایی بینالمللی اوکراین توسط موشکهای سپاه که تا به امروز داغ آن هنوز تازه است. این حادثه که منجربه کشته شدن همه ۱۷۶ سرنشین هواپیما شد، نه تنها یک اشتباه فنی یا انسانی ساده نبود، بلکه نمادی از پنهانکاری، انکار سیستماتیک و عدم مسئولیتپذیری مقامات جمهوری اسلامی به شمار میرود.
این فاجعه در ۱۸ دی ۱۳۹۸ رخ داد، زمانی که هواپیمای اوکراین اینترنشنال ایرلاینز، تنها چند دقیقه پس از برخاستن از فرودگاه بینالمللی تهران، با دو موشک سپاه پاسداران هدف قرار گرفت. قربانیان شامل ۸۲ ایرانی، ۶۳کانادایی، ۱۱ اوکراینی، ۱۰ سوئدی، چهار افغان، چهار بریتانیایی و سه آلمانی بودند. بسیاری از آنها دانشجویان، متخصصان و خانوادههایی بودندکه برای تعطیلات به ایران سفر کرده بودند. این رویداد نه تنها خانوادهها را داغدار کرد، بلکه اعتماد جهانی به امنیت هوایی ایران را نابود ساخت واعتراضات گستردهای را در داخل کشور برانگیخت.
از ترور سلیمانی تا تنشهای هوایی
برای درک کامل این جنایت، باید به زمینههای سیاسی و نظامی بازگشت. در۱۳ دی ۱۳۹۸، قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه، در حمله پهپادی آمریکا در نزدیکی فرودگاه بغداد کشته شد. این اقدام آمریکا، که به دستور دونالد ترامپ انجام شد، پاسخی به حملات شبهنظامیان مورد حمایت ایران علیه منافع آمریکا در عراق بود. جمهوری اسلامی این ترور را “شهادت” سلیمانی نامید و وعده انتقام سخت داد.
در پاسخ، در ساعات اولیه ۱۸ دی ۱۳۹۸، سپاه پاسداران با شلیک بیش از ده موشک بالستیک به پایگاههای نظامی آمریکا در عراق حمله کرد. این عملیات، در حالی انجام شد که آسمان ایران پر از تنش بود. مقامات ایرانی،از جمله علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی، اعلام کردند که این حمله تنها “سیلی اول” است و انتقام واقعی در راه است. در این میان،سیستم دفاع هوایی سپاه در حالت آمادهباش کامل قرار گرفت، امافرودگاههای غیرنظامی همچنان باز ماندند. این تصمیم، که بعدها به عنوانیکی از اشتباهات کلیدی شناخته شد، زمینهساز فاجعه شد.
حامیان جمهوری اسلامی، مانند حسین شریعتمداری مدیر روزنامه کیهان،در روزهای اولیه پس از ترور سلیمانی، از “انتقام سخت” سخن گفتند و جو عمومی را به سمت تقابل با غرب سوق دادند. فرماندهان سپاه، از جمله امیرعلی حاجیزاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه، در مصاحبهها و بیانیهها بر آمادگی کامل نیروهای مسلح تأکید کردند. اما هیچکدام به فکر بستن آسمان برای پروازهای غیرنظامی نیفتادند و یا شاید هم عمدا این کار را انجام نداند، که این خود نشاندهنده اولویت دادن به نمایش قدرت نظامی برایمنی شهروندان بود.
شلیک موشکها و سقوط هواپیما
پرواز PS752 قرار بود در ساعت ۵:۱۵ صبح ۱۸ دی ۱۳۹۸ از تهران به کییف پرواز کند، اما با تأخیر یک ساعته، در ساعت ۶:۱۲ صبح برخاست. هواپیما با ۱۶۷ مسافر و ۹ خدمه، عمدتاً ایرانیان مقیم کانادا و دانشجویان،در حال صعود بود. طبق ادعای فرماندهان سپاه، سیستم دفاع هوایی سپاه که در نزدیکی تهران مستقر بود، هواپیما را به عنوان “هدف متخاصم” شناسایی کرد. مقامات جمهوری اسلامی و فرماندهان سپاه در ادعایی عجیب که باور آن حتی برای کودکان هم سخت و ناممکن است، مدعی شدند که اپراتور بدون هماهنگی با ستاد، دو موشک شلیک کرد: اولی در ساعت۶:۱۴ و دومی ۳۰ ثانیه بعد.
هواپیما بلافاصله ارتباط خود را از دست داد و در نزدیکی شاهدشهر تهران سقوط کرد، جایی که آتشسوزی گستردهای رخداد و هیچ بازماندهای باقی نماند.
شاهدان عینی گزارش دادند که هواپیما مانند “توپ آتش” به زمین خورد. اجساد قربانیان پراکنده شده و لاشه هواپیما نشاندهنده انفجار خارجی بود.
در ساعات اولیه، رسانههای دولتی ایران، مانند خبرگزاری فارس وصداوسیما، سقوط را به “نقص فنی” نسبت دادند. آنها مدعی بودند که”هواپیما به دلیل مشکل موتور سقوط کرده و هیچ نشانهای از حمله خارجی وجود ندارد.” این ادعا، که بعدها دروغ بودن آن ثابت شد، بخشی ازاستراتژی انکار اولیه بود.
انکار اولیه: دروغهای سیستماتیک مقامات
در سه روز اول پس از حادثه، مقامات جمهوری اسلامی با قاطعیت هرگونه دخالت نظامی را انکار کردند. این انکار نه تنها از سوی فرماندهان سپاه،بلکه از سوی سران دولت و حامیان جمهوری اسلامی نیز تکرار شد. حسن روحانی، رئیسجمهور وقت، در ۱۸ دی ۱۳۹۸ در تماسی تلفنی با رئیسجمهور اوکراین، بدون اینکه از شلیک موشک توسط سپاه سخن بگوید، سقوط هواپیما را “حادثهای تلخ” نامید و قول داد تحقیقات فنی انجام شود.
علی عابدزاده، رئیس سازمان هواپیمایی کشوری، در مصاحبهای در ۱۹ دی۱۳۹۸ گفت: ” اگر طرح ادعای اصابت موشک واقعیت داشت هواپیما در هوامنفجر میشد، در حالی که این بوئینگ هنگام سقوط دو بار به زمین خوردهاست.” این اظهارات، که با شواهد فنی مغایرت داشت، بخشی از تلاش برای منحرف کردن افکار عمومی بود.
فرماندهان سپاه نیز در انکار پیشتاز بودند. امیرعلی حاجیزاده در روزهایاولیه سکوت کرد، اما حسین سلامی، فرمانده کل سپاه، در سخنرانیای در۱۹ دی ۱۳۹۸، بر “آمادگی دفاعی” تأکید کرد و هیچ اشارهای به حادثه نکرد. حامیان جمهوری اسلامی، مانند محمدجواد ظریف وقت وزیر خارجه، در همان دوران مدعی بود که “ایران قربانی ماجراجویی آمریکا است.”
در همان زمان که سران جمهوری اسلامی و فرماندهان سپاه و رسانههای وابسته تاکید داشتند که هواپیمای اوکراینی به دلیل نقص فنی سقوط کرده است، مردم از اطراف محل سقوط هواپیما گزارش میداند که چندین لودر و بلدوزر در حال جمعآوری لاشه هواپیما و صاف کردن محل برخورد با زمین هستند تا هیچ نشانهای باقی نماند.
در همان حین نیز صدا و سیما با دعوت از کارشناسان متعدد مدعی بودند که تمام شواهد نشان میدهد که هواپیما به دلیل نقص فنی سقوط کرده است.
افشاگریهای جهانی: فشار بینالمللی و شواهد غیرقابل انکار
در حالی که مقامات ایرانی انکار میکردند، جهان بیرون شواهد را جمعآوری میکرد. در ۱۹ دی ۱۳۹۸، جاستین ترودو نخستوزیر کانادا اعلام کرد: “اطلاعات ما نشان میدهد هواپیما توسط موشک ایرانی زده شده.” ویدیوهایی نیز از شلیک موشک در شبکههای اجتماعی منتشر شد، که نشاندهنده انفجار در آسمان بود.
اوکراین و کانادا تیمهای کارشناسی اعزام کردند، اما ایران ابتدا دسترسی را محدود کرد. گزارشهای اطلاعاتی آمریکا و بریتانیا تأیید کردند که دو موشک در لحظات پیش از سقوط هواپیمای اوکراینی از سوی پدافندهای جمهوری اسلامی شلیک شده است. این فشارها، همراه با اعتراضات داخلی در تهران و دیگر شهرها، انکارکنندگان واقعیت را در تنگنا قرار داد.
اعتراف اجباری: پذیرش مسئولیت تحت فشار
در نهایت، در ۲۱ دی ۱۳۹۸، ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی دربیانیهای رسمی اعتراف کرد، اما مدعی شد: “پرواز شماره ۷۵۲ خطوط هوایی اوکراین از فرودگاه امام خمینی(ره) حرکت نموده و هنگام چرخش،کاملاً در حالت نزدیک شونده به یک مرکز حساس نظامی سپاه و در ارتفاع وشکل پروازی یک هدف متخاصم قرار میگیرد که در این شرایط بر اثر بروزخطای انسانی و به صورت غیر عمد، هواپیمای مذکور مورد اصابت قرارگرفته که متأسفانه موجب به شهادت رسیدن جمعی از هموطنان عزیز و جانباختن تعدادی از اتباع خارجی میگردد.”
امیرعلی حاجیزاده فرمانده وقت نیروی هوافضای سپاه در کنفرانس خبری همان روز گفت: “من مسئولیت کامل را میپذیرم. وقتی شنیدم، آرزو کردم کاش مرده بودم.” او توضیح داد که اپراتور بدون مجوز شلیک کرده، اما مدعی شد که این “اشتباه انسانی” است نه عمدی. حاجیزاده افزود: “در شرایط جنگی، چنین اشتباهاتی رخ میدهد.” این اعتراف، که پس از سه روز دروغگویی مطرح شد، با عذرخواهی همراه بود، اما بسیاری آن را ناکافی دانستند.
حسن روحانی، رئیس جمهور وقت نیز در ۲۱ دی گفت: “این یک اشتباه فاجعهبار است و باید عاملان مجازات شوند.” او قول داد دادگاه ویژه تشکیل شود، اما بعدها گزارش شد که تنها اپراتور پایینرتبه محاکمه شد. روحانی افزود: “دولت از ابتدا بیاطلاع بود و سپاه دیر به مسئولان دولت اطلاع داده است.” این ادعا، که نشاندهنده شکاف بین دولت و سپاه بود، بعدها توسط جواد ظریف تأیید شد، اما چند ماه قبل علی شمخانی به صراحت اعلام کرد که بلافاصله پس از اطلاع از شلیک به هواپیمای اوکراینی، تلفنی موضوع را به حسن روحانی اطلاع داده و رئیس جمهور وقت از همان لحظات ابتدایی از ماجرا با خبر بوده است.
واکنشهای داخلی و بینالمللی: اعتراضات و تقاضای عدالت
در داخل ایران، اعتراف جمهوری اسلامی به ارتکاب این جنایت منجر به موج اعتراضات شد. دانشجویان در دانشگاههای تهران، امیرکبیر و شریف تجمع کردند و شعارهایی ضد حکومتی سر دادند، اما نیروهای امنیتی با گازاشکآور و تیراندازی پاسخ دادند.
در سطح بینالمللی، کانادا، اوکراین، سوئد، افغانستان و بریتانیا گروه هماهنگی تشکیل دادند. کانادا گزارش مستقل منتشر کرد که ایران را به”بیپروایی” متهم کرد و گفت بستن آسمان ضروری بود. دادگاه عالی انتاریودر کانادا در ۱۴۰۰حکم داد که سرنگونی هواپیما اقدامی عمدی و تروریستی بوده و ایران را به پرداخت ۱۰۷ میلیون دلار غرامت محکوم کرد.
اوکراین نیز ایران را به دادگاه بینالمللی کشاند. سازمان ملل گزارش داد که ایران شواهد را نابود کرده است. خانوادههای قربانیان، مانند انجمنخانوادههای PS752، تأکید کردند که “اپراتور پایینرتبه مقصر نیست، بلکه جمهوری اسلامی و فرماندهان سپاه آمران واقعی هستند.”
تحقیقات و پیامدها: گزارشهای متناقض و عدم عدالت
گزارش نهایی ایران در اسفند ۱۳۹۹ منتشر شد و ادعا شد که “خطای اپراتور در شناسایی” علت این فاجعه بوده است، اما کانادا آن را “ناکافی وگمراهکننده” نامید. گزارش کانادا در ۱۴۰۰ اعلام کرد که ایران “اقداماتبیپروا” انجام داده و آسمان را نبسته تا از هواپیماها به عنوان “سپرانسانی” استفاده کند.
پیامدهای این فاجعه نیز شامل تحریمهای جدید علیه سپاه، لغو پروازهای بینالمللی به ایران و پرداخت غرامت توسط ایران بود. اما خانوادهها میگویند عدالت واقعی با محاکمه عوامل اصلی محقق میشود.
یاد قربانیان و تقاضا برای پاسخگویی
این جنایت، که از انکار به اعتراف رسید، نشاندهنده سیستم پنهانکاری جمهوری اسلامی است. سخنان مقاماتی مانند روحانی، ظریف، حاجیزاده و … ، که ابتدا انکار و سپس توجیه کردند، بخشی از الگویی است که اولویترا به حفظ قدرت میدهد نه حقیقت. شش سال پس از ۱۸ دی ۱۳۹۸،خانوادهها همچنان عدالت میخواهند، اما دیگر همگان مطمئن شدهاند که در سیستم فعلی، عدالت تحقق نخواهد یافت.