خانه بین الملل اعتراضات دی‌ماه و سناریوهای پیش رو؛ جنگ یا سرکوب؟

هموطن گزارش می دهد:

اعتراضات دی‌ماه و سناریوهای پیش رو؛ جنگ یا سرکوب؟

فضای سیاسی ایران در دی‌ماه ۱۴۰۴، تحت تأثیر تلاقی بی‌سابقه فشار خیابان و آرایش جنگی در مرزها، به نقطه‌ی جوش رسیده است. صدور بیانیه اخیر شورای دفاع که با صراحتی کم‌نظیر اعلام کرد تهران خود را «محدود به واکنش پس از اقدام نمی‌داند»، نشان‌دهنده یک چرخش راهبردی از دکترین صبر استراتژیک به سمت «دفاع پیش‌دستانه» است.

اختصاصی گروه سیاسی/آوا مهرگانی

فضای سیاسی ایران در دی‌ماه ۱۴۰۴، تحت تأثیر تلاقی بی‌سابقه فشار خیابان و آرایش جنگی در مرزها، به نقطه‌ی جوش رسیده است. صدور بیانیه اخیر شورای دفاع که با صراحتی کم‌نظیر اعلام کرد تهران خود را «محدود به واکنش پس از اقدام نمی‌داند»، نشان‌دهنده یک چرخش راهبردی از دکترین صبر استراتژیک به سمت «دفاع پیش‌دستانه» است. این تغییر لحن نظامی وقتی معنای دقیق‌تری پیدا می‌کند که در کنار بن‌بست کامل دیپلماسی قرار گیرد؛ جایی که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در نشست اخیر کمیسیون امنیت ملی صراحتاً هرگونه مذاکره با واشنگتن را در شرایط فعلی بی‌فایده دانسته و آن را تنها منوط به «تصمیم حاکمیتی» کرده است. این وضعیت، ایران را در موقعیتی قرار داده که در آن میدان جنگ و خیابان‌های شهر به شکلی تفکیک‌ناپذیر به هم گره خورده‌اند. 

در جبهه مقابل، بنیامین نتانیاهو در سخنرانی روز گذشته خود در کنست، با ادبیاتی تهاجمی‌تر از همیشه، اعتراضات جاری در ایران را فرصتی برای تغییر موازنه استراتژیک توصیف کرد. او صراحتاً اعلام کرد که اسرائیل در هماهنگی کامل با دولت جدید ترامپ، اجازه احیای توانمندی‌های موشکی و هسته‌ای را به تهران نخواهد داد. این موضع‌گیری سیاسی با فکت‌های میدانی نگران‌کننده‌ای تقویت می‌شود؛ استقرار سامانه‌های پدافندی «تاد» در منطقه و حضور اسکادران‌های F-35 در پایگاه‌های همجوار ایران، نشان‌دهنده لایه‌بندی یک عملیات نظامی احتمالی است که هدف آن نه اشغال خاک، بلکه «جراحی زیرساخت‌های استراتژیک»برای سلب قدرت مانور نظام در برابر فشارهای داخلی است.

در چنین شرایطی، نخستین سناریوی محتمل، وقوع یک «درگیری محدود اما ویرانگر»است. در این فرضیه، اسرائیل با چراغ سبز واشنگتن، به دنبال وارد کردن ضربه‌ای برق‌آسا به زرادخانه‌های موشکی و مراکز فرماندهی است تا ابهت نظامی حاکمیت را در برابر معترضان درهم بشکند. بیانیه شورای دفاع در واقع واکنشی به همین احتمال است؛ تهران با تهدید به حمله پیش‌دستانه، سعی دارد محاسبات هزینه-فایده تل‌آویو را برهم بزند.

اما خطر بزرگ اینجاست که وقوع هرگونه درگیری نظامی، می‌تواند به مثابه یک کاتالیزور،اعتراضات داخلی را وارد فاز رادیکال‌تری کند، چرا که در صورت تضعیف سازمان رزم، لایه‌های حفاظتی داخلی نیز دچار فرسودگی و تزلزل خواهند شد.

سناریوی دوم که به همان اندازه جدی است، بر «تثبیت وضعیت فوق‌العاده و مهار داخلی»تمرکز دارد. در این سناریو، ممکن است حمله نظامی گسترده‌ای رخ ندهد، اما حاکمیت با بزرگ‌نمایی خطر جنگ و استناد به بیانیه‌هایی نظیر بیانیه شورای دفاع، فضای کشور را کاملاً امنیتی کرده و از این مسیر، سرکوب اعتراضات را به عنوان ضرورتی برای «حفظ تمامیت ارضی» توجیه کند. در این چارچوب، بن‌بست دیپلماتیکی که عراقچی از آن سخن می‌گوید، ابزاری است برای بستن تمامی روزنه‌های نفوذ و متمرکز کردن تمامی قوا برای بازپس‌گیری کنترل خیابان. در این حالت، ایران وارد یک دوره طولانی از انسداد سیاسی و فرسایش اقتصادی می‌شود که در آن نه جنگی رخ می‌دهد و نه صلحی، بلکه جامعه در میان چرخ‌دنده‌های تحریم خارجی و سرکوب داخلی گرفتار می‌ماند.

در نهایت، ایران امروز در آستانه یکی از مخاطره‌آمیزترین قمار‌های تاریخ خود ایستاده است. اگر دکترین «دفاع پیش‌دستانه» به فاز اجرایی برسد، منطقه در شعله‌های جنگی فرو خواهد رفت که خروجی آن برای هیچ‌کس، از جمله معترضان داخلی، قابل پیش‌بینی نیست. اما اگر این ادبیات تند تنها یک بلوف برای بازگرداندن توازن قدرت باشد، باز هم واقعیتِ خیابان و مطالبات انباشته شده مردم، متغیری است که با هیچ موشک یا بیانیه‌ای به سادگی قابل حذف نیست. آنچه مسلم است، ایرانِ پس از دی‌ماه ۱۴۰۴، دیگر نمی‌تواند با ابزارهای قدیمی به تعادل برسد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن