خانه بین الملل چک سفید امضای ترامپ روی میز بی‌بی علیه تهران 

هم وطن گزارش می‌دهد

چک سفید امضای ترامپ روی میز بی‌بی علیه تهران 

پس از دیدار  نخست‌وزیر اسرائیل با رئیس جمهور آمریکا در پاسخ به پرسشی درباره حمایت از حمله نظامی اسرائیل به ایران گفت: «اگر برنامه موشکی ایران ادامه یابد، قطعا بله و اگر برنامه هسته‌ای باشد، فورا.» دونالد ترامپ گفت در صورتیکه ایران برنامه هسته‌ای خود را بازسازی کند، فورا آن را «محو» خواهد کرد. او هشدار داد که نمی‌خواهد سوخت بمب‌افکن‌های ب۲ را هدر کند و به ایران توصیه کرد مذاکره کند.

اختصاصی گروه سیاسی/ ماهور ایرانی

پس از دیدار  نخست‌وزیر اسرائیل با رئیس جمهور آمریکا در پاسخ به پرسشی درباره حمایت از حمله نظامی اسرائیل به ایران گفت: «اگر برنامه موشکی ایران ادامه یابد، قطعا بله و اگر برنامه هسته‌ای باشد، فورا.»

دونالد ترامپ گفت در صورتیکه ایران برنامه هسته‌ای خود را بازسازی کند، فورا آن را «محو» خواهد کرد. او هشدار داد که نمی‌خواهد سوخت بمب‌افکن‌های ب۲ را هدر کند و به ایران توصیه کرد مذاکره کند.

ترامپ همچنين با اشاره به دور جديد اعتراضات در تهران و برخی شهرهای ديگر ايران گفت: «هر بار که اعتراضی رخ می‌ دهد يا گروهی، کوچک يا بزرگ، شکل می‌ گيرد، شروع به تيراندازی به مردم می‌ کنند.» او افزود که در ديدار با نتانياهو «قرار نيست درباره سرنگونی يک حکومت صحبت» کند و در توصيف وضعيت ايران گفت: «آن‌ها مشکلات زيادی دارند؛ تورم شديد و اقتصاد فروپاشيده. می‌ دانم مردم راضی نيستند.»

در ادامه مسعود پزشکیان در شبکه‌های اجتماعی ایکس نوشت: «پاسخ جمهوری اسلامی ایران به هر تجاوز ستمکارانه‌ای، سخت و پشیمان کننده خواهد بود.» روسیه پس از اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا درباره حمله احتمالی به ایران،خواستار «خویشتن داری» شد.

در تازه‌ترین واکنش، دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین گفت: «ما معتقدیم باید از هر اقدامی که ممکن است به تشدید تنش‌ در منطقه منجر شود، خودداری کرد و بر این باوریم که پیش از هر چیز، گفت‌وگو با ایران ضروری است.»

علی شمخانی، مشاور ارشد سیاسی سیدعلی خامنه‌ای هم به اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا واکنش نشان داد و در شبکه اجتماعی ایکس به زبان عبری نوشت: «طبق دکترین دفاعی ایران، بخشی از پاسخ‌ها پیش از آنکه تهدیدها وارد مرحله اجرا شوند، تعیین می‌شوند.»

شمخانی هشدار داد که «توان موشکی و دفاعی ایران قابل کنترل نیست و نیازی به کسب اجازه ندارد. هرگونه تجاوز با پاسخی شدید، فوری و غیرقابل پیش‌بینی روبه‌رو خواهد شد.»

محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، هم هشدار داد که «تصمیمات و اقدامات ایران برای تأمین منافع و دفاع مشروع و بحق از خود، لزوماً قابل‌پیش‌بینی و یامشابه گذشته نخواهد بود.»

او در نطق پیش‌ از دستور گفت: «ایران برای دفاع از خود از کسی اجازه نمی‌گیرد و پاسخ مردم ایران به هر ماجراجویی و شرارتی، گسترده، بدون اغماض و حتی غیرمنتظره است.»

اظهارات صریح و بی‌سابقه دونالد ترامپ پس از دیدار با بنیامین نتانیاهو،فصل جدیدی از تنش‌ها را در خاورمیانه رقم زده است. رئیس‌جمهور آمریکا اینبار نه با زبان دیپلماتیک، بلکه با ادبیاتی تهدیدآمیز از احتمال «محو» برنامه هسته‌ای ایران سخن گفت؛ هشداری که با اشاره معنادار او به «هدر ندادن سوخت بمب‌افکن‌های رادارگریز بی-۲»، پیامی روشن برای رهبران جمهوری اسلامی دارد: زمان برای بازی با کارت هسته‌ای به پایان رسیده است.

در حالی که اقتصاد ایران زیر فشار تحریم‌ها و سوءمدیریت داخلی در حال فروپاشی است و خیابان‌های شهرهای ایران صحنه سرکوب خونین معترضان شده، واکنش مقامات تهران به این تهدیدات، ترکیبی از «انکار واقعیت» و «تهدید به جنگ نامتقارن» بوده است.

دونالد ترامپ در پاسخ به خبرنگاران، خط قرمزهای جدیدی را ترسیم کرد. تفکیک او میان برنامه موشکی و هسته‌ای نشان می‌دهد که واشنگتن برای هر سناریویی ماشه را چکانده است. عبارت «اگر هسته‌ای باشد، فوراً»، نشان‌دهنده تغییر دکترینآمریکا از «مهار» به «اقدام پیش‌دستانه» است.

ترامپ با ادبیاتی تحقیرآمیز نسبت به ساختار سیاسی حاکم بر ایران، تاکیدکرد که قصد تغییر رژیم را ندارد، اما توصیف او از وضعیت داخلی ایران به‌عنوان کشوری با «اقتصاد فروپاشیده» و حکومتی که تنها پاسخ‌اش به نارضایتی مردم «تیراندازی» است، مشروعیت سیاسی جمهوری اسلامی را در عرصه بین‌المللی بیش از پیش به چالش می‌کشد. اشاره او به اعتراضات اخیر،انگشت را بر نقطه ضعف اصلی نظام می‌گذارد: شکاف عمیق و پرنشدنی میان حکومت و ملت.

در تهران، واکنش‌ها به این تهدیدات نشان‌دهنده نوعی سراسیمگی در لایه‌های بالای قدرت است. 

پزشکیان با استفاده از ادبیاتی که بیشتر از فرماندهان سپاه پاسداران انتظار می‌رود تا یک رئیس‌جمهور که با شعار تعامل روی کار آمده، نوشت: «پاسخ جمهوری اسلامی ایران به هر تجاوز ستمکارانه‌ای، سخت و پشیمان کننده خواهد بود.» این موضع‌گیری نشان می‌دهد که در لحظات بحرانی، فاصله میان پاستور و قرارگاه‌های نظامی در جمهوری اسلامی به صفر می‌رسد.

مسعود پزشکیان که در دوران انتخابات وعده می‌داد صدای عقلانیت و بازگشت به میز مذاکره باشد، اکنون با به کار بردن کلیدواژه‌های کلاسیک ادبیات امنیتی جمهوری اسلامی نظیر «پاسخ پشیمان‌کننده»، عملاً نشان داد که در ساختار قدرت ایران، رئیس‌جمهور در پرونده‌های کلان امنیتی و سیاست خارجی، مجری و نه تصمیم‌گیرنده است.

همسویی کامل ادبیات او با علی شمخانی و محمدباقر قالیباف، پیامی واضح به غرب مخابره می‌کند: در تهران صدای واحدی شنیده می‌شود و آن صدای «میدان»است. به نظر می‌رسد فشار هسته سخت قدرت و نهادهای زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی، رئیس‌جمهور را وادار کرده تا ردای دیپلماتیک را کنار گذاشته و لباس رزم بپوشد. این تغییر لحن، فضای تنفس را برای هرگونه ابتکار عمل دیپلماتیک احتمالی مسدود می‌کند.

علی شمخانی، مشاور ارشد رهبر جمهوری اسلامی، با پناه بردن به شبکه اجتماعی ایکس و نوشتن پیامی به زبان عبری، تلاش کرد تا جنگ روانی را جایگزین توازن قوای نظامی کند.

استفاده شمخانی از عبارت «پاسخ‌ها پیش از اجرا شدن تهدیدها تعیین می‌شوند»، اشاره‌ای خطرناک به احتمال حملات پیش‌دستانه توسط جمهوری اسلامی یا نیروهای نیابتی‌اش است؛ استراتژی‌ای که می‌تواند منطقه را به انبار باروت تبدیل کند. تاکید او بر اینکه توان موشکی «قابل کنترل نیست»، عملاً آب پاکی را روی دست کسانی ریخت که هنوز به دیپلماسی امید داشتند.

همزمان، محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، با ادبیاتی که یادآور دوران جنگ‌های نامنظم است، از پاسخ‌های «غیرمنتظره» و «بدون اغماض» سخن گفت. کلیدواژه «غیرقابل پیش‌بینی» در سخنان قالیباف و شمخانی، کدی برای عملیات‌های خرابکارانه، ناامن‌سازی خطوط کشتیرانی و یا فعال‌سازی هسته‌های نیابتی در منطقه است؛ اقداماتی که جمهوری اسلامی همواره برای فرار از رویارویی مستقیم نظامی به آن‌ها متوسل شده است.

در میان این تبادل آتش کلامی، واکنش کرملین قابل تامل است. دیمیتری پسکوف تنها به بیان جملات کلیشه‌ای درباره «لزوم خویشتن داری» و «گفت‌وگو» بسنده کرد. این موضع‌گیری سرد نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی در رویارویی احتمالی با ائتلاف آمریکا و اسرائیل، تنهاتر از همیشه است. روسیه که خود درگیر بحران‌های بین‌المللی است، تمایلی ندارد سپر بلای جاه‌طلبی‌های هسته‌ای و منطقه‌ای تهران شود.

با عبور تنش‌ها از مرحله «جنگ لفظی» به مرحله «تهدید وجودی»، خاورمیانه در یکی از خطرناک‌ترین پیچ‌های تاریخی خود قرار گرفته است. از یک سو دونالد ترامپ با ادبیاتی صریح از «محو» برنامه هسته‌ای و استفاده از بمب‌افکن‌های استراتژیک سخن می‌گوید و از سوی دیگر، تمام ارکان جمهوری اسلامی از مشاور رهبر تا رئیس‌جمهور به ظاهر میانه‌رو بر طبل «پاسخ‌های غیرقابل پیش‌بینی»می‌کوبند.

در این میان چراغ سبز دونالد ترامپ به بنیامین نتانیاهو برای حمله به تاسیسات هسته‌ای و موشکی ایران نشان می‌دهد که دکترین صبر استراتژیک واشنگتن جایخود را به حمایت تمام‌عیار از راهبرد تهاجمی تل‌آویو داده است و این توافق محرمانه عملا به معنای پایان جنگ‌های نیابتی و آغاز عصر رویارویی مستقیم با هدف خلع سلاح راهبردی جمهوری اسلامی است که در آن اسرائیل با چک سفیدامضای کاخ سفید قصد دارد به جای درگیری با بازوهای منطقه‌ای تهران مستقیما سر اختاپوس را در داخل خاک ایران هدف قرار دهد. 

تغییر فاز عملیاتی ارتش اسرائیل از اقدامات خرابکارانه پنهان به حملات هواییویرانگر علیه زیرساخت‌های حیاتی نظام حاکی از آن است که تهدیدهای اخیرمقامات ایرانی از جمله مسعود پزشکیان برای بازدارندگی دیگر خریدار ندارد و تهران در تله محاسباتی خطرناکی گرفتار شده است زیرا آینده رفتار اسرائیل بر اساس این مجوز جدید شامل حملات پیش‌دستانه و عادی‌سازی بمباران اهداف در خاک ایران خواهد بود که می‌تواند هیمنه نظامی ساخته‌شده توسط جمهوری اسلامیرا یک‌شبه فرو بریزد و نظام را بر سر دوراهی تسلیم یا نابودی کامل توان دفاعی‌اش قرار دهد چرا که برخلاف تصور رهبران تهران ایالات متحده این بار نه تنها ترمز اسرائیل را نخواهد کشید بلکه خود نیز بخشی از این پروژه حذف تهدید است.

در اتاق‌های فکر غرب و منطقه، اکنون سه سناریوی اصلی برای هفته‌ها و ماه‌هایآینده ترسیم می‌شود؛ سناریوهایی که هر کدام می‌تواند سرنوشت متفاوتی را برایایران و منطقه رقم بزند.

سناریوی اول: «گزینه بی-۲» و حمله جراحی‌شده خواهد بود و این محتمل‌ترین و در عین حال خطرناک‌ترین سناریو بر اساس اظهارات اخیر ترامپ است.

محرک آن تلاش احتمالی تهران برای بازسازی سریع زیرساخت‌های هسته‌ای یاخروج از ان‌پی‌تی به عنوان یک اهرم فشار و آمریکا با همراهی اطلاعاتی اسرائیل، حملات هوایی سنگین و متمرکزی را علیه تاسیسات هسته‌ای (نظیرفردو و نطنز) و مراکز فرماندهی سپاه پاسداران انجام می‌دهد. اشاره ترامپ به «عدم هدر دادن سوخت بمب‌افکن‌های بی-۲» کدی روشن برای این عملیات است.

در مقابل واکنش تهران، بر اساس تهدیدات شمخانی و قالیباف، جمهوری اسلامی ممکن است به جای شلیک مستقیم موشک (که رهگیری می‌شود)، به استراتژی«زمین سوخته» روی بیاورد. فعال کردن هسته‌های خاموش در منطقه، حمله به زیرساخت‌های انرژی همسایگان یا ناامن‌سازی تنگه هرمز در دستور کار قرار می‌گیرد.

که نتیجه آن فلج شدن اقتصاد ایران، انزوای کامل بین‌المللی و احتمال کشیده شدن پای آمریکا به یک جنگ تمام‌عیار هوایی که هدفش نه اشغال، بلکه نابودی کامل توان نظامی ایران است.

سناریوی دوم: جنگ فرسایشی و تشدید «منطقه خاکستری» خواهد بود. در اینسناریو، جمهوری اسلامی تلاش می‌کند از رویارویی مستقیم که در آن بازنده قطعی است پرهیز کند و تهدیدات «غیرقابل پیش‌بینی» خود را در لایه‌هایپنهان اجرایی کند.

محرک آن افزایش فشار تحریم‌ها و تهدیدات نظامی بدون حمله مستقیم اولیهخواهد بود و اقدامات به این صورت می‌شود که تهران دکترین «پاسخ پیش از اجرا»را از طریق نیروهای نیابتی کلید می‌زند. حملات پهپادی ناشناس به کشتی‌هایتجاری، حملات راکتی به پایگاه‌های آمریکا در عراق و سوریه، و تحریک مرزهایاسرائیل.

اما واکنش واشنگتن مهم است. ترامپ نشان داده تمایلی به جنگ‌های طولانی ندارد، ممکن است دکترین «سر مار» را اجرا کند؛ یعنی به جای پاسخ دادن به نیابتی‌ها، مستقیماً آمران در تهران را هدف قرار دهد و نتیجه آن یک چرخه خشونت غیرقابل کنترل که در آن جمهوری اسلامی روی صبر استراتژیک آمریکاقمار می‌کند؛ قماری که با حضور ترامپ در کاخ سفید، شانس پیروزی در آن نزدیک به صفر است.

اما سناریوی سوم فروپاشی از درون؛ تاثیر بومرنگی تهدیدات است. این سناریوبر پاشنه آشیل جمهوری اسلامی، یعنی اقتصاد و نارضایتی عمومی تمرکز دارد. ترامپ در سخنانش دقیقاً به این نکته اشاره کرد: «اقتصاد فروپاشیده و مردمی که راضی نیستند.»

محرک آن سایه سنگین جنگ و تهدیدات نظامی، بازار شکننده ایران را دچار شوک می‌کند. نرخ ارز جهشی تاریخی می‌یابد و تورم از کنترل خارج می‌شود. جامعه ایران که دیگر توان تحمل فشار اقتصادی بیشتر را ندارد و نگران وقوع جنگیویرانگر است، نسبت به آن واکنش نشان می‌دهد. شکاف میان ادبیات جنگ‌طلبانه مسئولان (حتی پزشکیان) و خواست مردم برای زندگی عادی، به اعتراضات سراسری منجر می‌شود.

در نتیجه جمهوری اسلامی در منگنه‌ای سخت گرفتار می‌شود؛ از یک سو باید با تهدید خارجی مقابله کند و از سوی دیگر توان امنیتی خود را صرف سرکوب داخلی نماید. در این سناریو، ممکن است سیستم برای بقای خود ناچار به نوشیدن «جام زهر» جدید و پذیرش شروط آمریکا شود، یا در غیر این صورت با خطر فروپاشی ساختاری مواجه شود.

در نهایت جمهوری اسلامی در یکی از دشوارترین مقاطع تاریخ خود قرار دارد. از یک سو، دونالد ترامپ با تهدید به استفاده از بمب‌افکن‌های بی-۲، سایه جنگ را بر سر تاسیسات زیربنایی ایران گسترانده و از سوی دیگر، جامعه ایران که زیر بار تورم کمرشکن و سرکوب شدید خسته شده است، دیگر گوش شنوایی برای شعارهای«مقاومت» ندارد.

اصرار مقامات جمهوری اسلامی بر ادامه سیاست‌های تنش‌زا و پاسخ‌هایتهدیدآمیز به جای بازگشت به میز مذاکره، شبیه به قماربازی است که تمام سرمایه‌اش را باخته اما همچنان بر سر میز نشسته و امیدوار است با بلوف‌هایسنگین، ورق را برگرداند. اما این بار، طرف مقابل نه تنها دست تهران را خوانده، بلکه انگشتش را روی ماشه گذاشته است. سیاست «فرار رو به جلو» و تهدید به جنگ نامتقارن، ممکن است این بار هزینه‌ای فراتر از تحمل نظام حاکم بر ایران به همراه داشته باشد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن