خانه اقتصاد وقتی سفره‌ها کوچک می‌شوند

هموطن بررسی می‌کند؛

وقتی سفره‌ها کوچک می‌شوند

صبح هنوز کامل روشن نشده است که صف نانوایی در یکی از محله‌های مرکزی تهران شکل می‌گیرد. مردی میانسال با لباس کار خاک‌گرفته، زیر لب حساب‌وکتاب می‌کند؛ اجاره‌خانه، قسط وام، هزینه مدرسه بچه‌ها، قبض‌ها. زن جوانی که پشت سر او ایستاده، آهسته می‌گوید این ماه گوشت نخریده‌اند و تخم‌مرغ را هم «دانه‌ای» می‌خرند تا خرج کنترل شود. این تصویر، دیگر روایتی از حاشیه شهر یا روستاهای دورافتاده نیست؛ به خیابان‌های اصلی کلان‌شهرها رسیده است.

اختصاصی گروه اجتماعی / رها صدیق

صبح هنوز کامل روشن نشده است که صف نانوایی در یکی از محله‌های مرکزی تهران شکل می‌گیرد. مردی میانسال با لباس کار خاک‌گرفته، زیر لب حساب‌وکتاب می‌کند؛ اجاره‌خانه، قسط وام، هزینه مدرسه بچه‌ها، قبض‌ها. زن جوانی که پشت سر او ایستاده، آهسته می‌گوید این ماه گوشت نخریده‌اند و تخم‌مرغ را هم «دانه‌ای» می‌خرند تا خرج کنترل شود. این تصویر، دیگر روایتی از حاشیه شهر یا روستاهای دورافتاده نیست؛ به خیابان‌های اصلی کلان‌شهرها رسیده است. آنچه زمانی «فقر پنهان» نامیده می‌شد، اکنون در مرکز شهر ایستاده و خودش را نشان می‌دهد. آمارهای رسمی و پژوهشی می‌گویند حدود ۷ میلیون نفر در ایران در وضعیت فقر یا گرسنگی مطلق قرار دارند؛ یعنی حتی توان تأمین حداقل نیازهای غذایی روزانه را ندارند. گزارش‌های منتشرشده از سوی نهادهایی مانند نیز از گسترش فقر نسبی در میان دهک‌های وسیعی از جامعه حکایت دارد؛ وضعیتی که در آن درآمد خانوارها حتی برای تأمین یک زندگی حداقلی و آبرومند کافی نیست.

فقر، وقتی به زبان اقتصاد ترجمه می‌شود، در قالب شاخص‌هایی چون «خط فقر»، «سبد معیشت» و «دستمزد واقعی» دیده می‌شود؛ اما در زندگی روزمره، به شکل حذف تدریجی اقلام از سفره، عقب‌افتادن درمان، چشم‌پوشی از آموزش بهتر برای کودکان و اضطراب دائمی از فردا بروز می‌کند. طی سال‌های اخیر، شکاف میان دستمزد و هزینه‌های زندگی عمیق‌تر شده است. حداقل دستمزد اسمی افزایش یافته، اما تورم به‌ویژه در بخش خوراکی‌ها و مسکن با سرعتی بیشتر پیش رفته و قدرت خرید را تحلیل برده است. نتیجه آن‌که دستمزد واقعی، یعنی قدرت خریدی که پس از کسر اثر تورم باقی می‌ماند، در بسیاری از خانوارهای کارگری کاهش یافته است. این کاهش، نخست خود را در اقلام «غیرضروری» نشان می‌دهد؛ اما وقتی تورم مزمن می‌شود، نوبت به ضروری‌ترین‌ها می‌رسد: پروتئین، لبنیات، میوه و حتی کیفیت نان.

اقتصاددانان از «ناامنی غذایی» سخن می‌گویند؛ وضعیتی که در آن دسترسی پایدار به غذای کافی و مغذی مختل می‌شود. در سال‌های اخیر، تورم خوراکی‌ها در مقاطعی از تورم عمومی پیشی گرفته و سبد غذایی خانوارهای کم‌درآمد را کوچک‌تر کرده است. کاهش مصرف گوشت قرمز و لبنیات در دهک‌های پایین، افزایش سهم نان و کربوهیدرات‌های ارزان در رژیم غذایی، و جایگزینی اقلام باکیفیت با نمونه‌های ارزان‌تر، نشانه‌های این جابه‌جایی اجباری است. وقتی هزینه مسکن در کلان‌شهرها جهش می‌کند، سهم خوراکی‌ها از درآمد کاهش می‌یابد و خانواده‌ها برای ماندن در خانه، از سفره می‌زنند. این معامله‌ای است که سلامت امروز را در برابر سرپناه فردا می‌گذارد.

معاوضه به جای معامله؛ وقتی بازار آنلاین آینه سفره‌های خالی می‌شود

یکی از نشانه‌های اجتماعی این فرسایش معیشتی، ظهور و افزایش آگهی‌هایی است که در آنها افراد وسایل خانه، لوازم شخصی یا حتی اسباب‌بازی کودکان را با اقلام خوراکی معاوضه می‌کنند. در پلتفرم‌هایی مانند ، آگهی‌هایی دیده می‌شود که در آن فروشنده اعلام کرده تلویزیون قدیمی، دوچرخه کودک، کالسکه یا وسایل آشپزخانه را با برنج، روغن یا گوشت معاوضه می‌کند. این پدیده صرفاً یک انتخاب تجاری یا شکل تازه‌ای از دادوستد نیست؛ نشانه‌ای از تغییر اولویت‌ها در شرایط فشار اقتصادی است.

در اقتصاد، وقتی پول کارکرد اصلی خود—به‌عنوان واسطه مبادله باثبات—را از دست می‌دهد یا ارزش آن به‌سرعت کاهش می‌یابد، اشکال غیررسمی مبادله تقویت می‌شوند. معاوضه مستقیم کالا با کالا، در ظاهر ساده است، اما در بطن خود حامل یک پیام است: «نیاز فوری به غذا، بر هر دارایی دیگری اولویت دارد.» وقتی خانواده‌ای اسباب‌بازی کودک را در برابر چند کیلو برنج می‌گذارد، این تنها یک معامله نیست؛ بازتاب جابه‌جایی اضطراری در سبد مصرف است. دارایی‌های غیرنقدی به غذای روز تبدیل می‌شوند.

جامعه‌شناسان این وضعیت را نشانه «اقتصاد بقا» می‌دانند؛ اقتصادی که در آن تصمیم‌ها نه بر مبنای بهبود کیفیت زندگی، بلکه برای عبور از امروز گرفته می‌شوند. گسترش چنین آگهی‌هایی نشان می‌دهد که فشار معیشتی دیگر محدود به حاشیه شهر نیست و به لایه‌های گسترده‌تری از جامعه سرایت کرده است. بازار آنلاین، در این معنا، به آینه‌ای از وضعیت واقعی سفره‌ها بدل شده است.

گسترش سوءتغذیه در ایرانی‌ها 

پیامد این وضعیت، تنها گرسنگی به معنای کلاسیک آن نیست؛ بلکه سوءتغذیه‌ای است که بی‌صدا پیش می‌رود. کودکی که صبحانه کافی ندارد، تمرکز کمتری در کلاس دارد؛ نوجوانی که پروتئین کافی دریافت نمی‌کند، با افت توان جسمی و ذهنی روبه‌رو می‌شود. سوءتغذیه، سرمایه انسانی را تضعیف می‌کند و چرخه فقر را بازتولید. آنچه زمانی به مناطق محروم نسبت داده می‌شد، امروز در مدارس مناطق شهری نیز دیده می‌شود.

ریشه‌های این بحران را باید در ترکیبی از عوامل ساختاری جست‌وجو کرد: تورم مزمن و کاهش ارزش پول ملی که هزینه واردات و مواد اولیه را بالا برده؛ رشد اقتصادی ناپایدار که فرصت‌های شغلی پایدار ایجاد نکرده؛ و نظام حمایتی‌ای که ارزش واقعی آن در برابر تورم تحلیل رفته است. در چنین شرایطی، حتی طبقه متوسط نیز در برابر یک بیماری، یک بیکاری یا یک افزایش ناگهانی اجاره، آسیب‌پذیر است.

سقوط قدرت خرید؛ دستمزد ۶۶ دلاری و غصه نان

در نهایت کاهش مداوم ارزش پول ملی و جهش‌های پی‌درپی تورم، قدرت خرید کارگران ایرانی را به سطحی رسانده که بنا بر برخی برآوردها، دستمزد دلاری آنان به حدود ۶۶ دلار در ماه سقوط کرده و قدرت خرید واقعی‌شان به کمتر از یک‌سوم دهه گذشته رسیده است؛ رقمی که بیش از آنکه یک شاخص اقتصادی باشد، بازتابی از بحران معیشتی است. وقتی مزد اسمی با نرخ تورم همگام نمی‌شود و ارزش آن در برابر ارزهای خارجی کاهش می‌یابد، «دستمزد واقعی» تحلیل می‌رود و سفره کوچک‌تر می‌شود. در چنین شرایطی، هزینه اقلام پایه‌ای مانند نان، برنج، لبنیات و پروتئین سهم بزرگ‌تری از درآمد ماهانه را می‌بلعد و خانواده‌های کارگری ناچارند میان پرداخت اجاره، درمان یا تغذیه یکی را در اولویت بگذارند. سقوط ارزش دلاری مزد نه‌فقط نشانه‌ای از تضعیف قدرت خرید داخلی، بلکه بیانگر کاهش توان مقایسه‌پذیری درآمد کارگران ایرانی با استانداردهای منطقه‌ای و جهانی است؛ وضعیتی که «غصه نان» را از یک استعاره به واقعیتی روزمره بدل کرده است.

وجود میلیون‌ها نفر در فقر مطلق، هشداری است که تنها با آمار پاسخ داده نمی‌شود. این رقم به معنای آن است که بخشی از جامعه از حداقل‌های بقا محروم است و بخش بزرگ‌تری نیز در آستانه آن قرار دارد. اگر روند کنونی مهار نشود، پیامدها صرفاً اقتصادی نخواهد بود؛ از فرسایش سرمایه انسانی و افزایش نابرابری گرفته تا بی‌ثباتی اجتماعی. کنترل پایدار تورم، بازسازی قدرت خرید از مسیر رشد اقتصادی واقعی، و تقویت حمایت‌های هدفمند اجتماعی، پیش‌شرط بازگشت امنیت غذایی است. در غیر این صورت، نه‌تنها سفره‌ها کوچک‌تر می‌شوند، بلکه امید به فردا نیز باریک‌تر خواهد شد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن