اختصاصی گروه اقتصادی/محمدرضا گلسار
فرض کنید در کشوری خیابانها چالهچاله است، بزرگراهها نیمهکاره رها شدهاند و مسیرهای اصلی هر از گاهی به دلایل نامعلوم بسته میشود. بعد همان مسوولانی که این وضعیت را ساختهاند، با لبخند درباره واردات خودروهای پیشرفته و مسابقه سرعت صحبت میکنند. طبیعی است که مردم به این وضعیت اعتراض داشته باشند. چون میدانند بدون جاده، هیچ ماشینی نمیتواند به مقصد برسد. وضعیت اینترنت در ایران دقیقاً به همین شکل است. زیرساخت ارتباطی، همان جاده اقتصاد و جامعه امروز است. اما به جای آنکه این جاده را هموار، ایمن و پایدار کنند، مدام روی آن مانع میگذارند و بعد از «پیشرفت» سخن میگویند. بنابراین مسئله این است که در سطح کلان، باور عمیقی به توسعه اینترنت وجود ندارد. اگر باور وجود داشت، اینترنت هرگز به یک کلید خاموش و روشن در اتاق تصمیمگیری تبدیل نمیشد. هیچ حکومتی که اینترنت را ستون فقرات توسعه بداند، گزینه قطع طولانیمدت آن را حتی بهعنوان سناریوی قابل بررسی مطرح نمیکند.
بر همین اساس روایت وزیر ارتباطات در نشست با رسانههای تخصصی فناوری اطلاعات پرده از تصمیمی برمیدارد که در صورت اجرا، پیامدهای آن بهمراتب ویرانگرتر است. سید ستار هاشمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، در این جلسه اعلام کرده که در مقطعی از بحران دیماه، تصمیم اولیه نهادهای امنیتی بر این بوده که اینترنت کشور تا اردیبهشت سال ۱۴۰۵ یا دستکم تا شب عید نوروز در وضعیت قطع باقی بماند. بنابراین نفس چنین تصمیمی نشان میدهد اینترنت هنوز در ذهن سیاستگذار، یک ابزار قابل مهار است. این نگاه، ریشه بسیاری از تناقضها است. از یک سو در سخنرانیها از آینده دیجیتال، نوآوری و تحول صحبت میشود. از سوی دیگر، دسترسی آزاد و پایدار به اینترنت به یک امتیاز مشروط تبدیل شده است و هر زمان ممکن است سرعت کاهش یابد، کیفیت افت کند یا مسیرهای ارتباطی محدود شوند. این بیثباتی مزمن، بازتاب اولویتی دیگر را نشان میدهد.
کشورهایی که به توسعه فناوری دست یافتهاند، پیش از هر چیز اینترنت را جدی گرفتهاند. در کره جنوبی، سرمایهگذاری در زیرساخت پهنای باند یک پروژه ملی بود. در استونی، دولت دیجیتال تبدیل به یک ساختار اجرایی شد. تفاوت آنها با ایران فقط در منابع مالی نیست؛ در نگرش است. آنها اینترنت را فرصت دیدند. در ایران، اینترنت اغلب بهعنوان مسئله امنیتی تعریف میشود. بنابراین وقتی یک پدیده را امنیتی تعریف کنید، طبیعی است که توسعهاش در اولویتها جایی نداشته باشد. در چنین چارچوبی، کنترل مهمتر از کیفیت میشود. دسترسی محدود، قابلپذیرشتر از دسترسی آزاد است و نتیجه آن اینترنتی میشود که رسماً «وصل» است، اما عملاً فرسوده و کمکیفیت عمل میکند. کاربر برای یک ارتباط ساده باید چندین لایه واسطه را طی کند و کسبوکارها برای یک خدمت عادی با موانع زیادی روبهرو هستند. این وضعیت فقط یک پیام سیاسی دارد. پیام این است که اولویت، گسترش بیقیدوشرط دسترسی نیست. اگر توسعه اینترنت واقعاً هدف بود، سیاستها در جهت حذف موانع طراحی میشدند، نه تثبیت آنها. سادهترین نشانه اعتقاد به توسعه، پایداری است. زیرساختی که هر لحظه ممکن است محدود شود، زیرساخت توسعه نیست؛ زیرساخت اضطراری است.
نکته مهم دیگر، اثرات روانی و اجتماعی این بیثباتی است. جامعهای که به اینترنت ناپایدار عادت میکند، به نااطمینانی عادت میکند و برنامهریزی بلندمدت دشوار میشود. سرمایهگذار داخلی مردد میشود. متخصص فناوری به آینده خود شک میکند. همچنین مهاجرت نخبگان تنها به اختلاف درآمد مربوط نیست؛ به احساس بنبست نیز مربوط است. وقتی احساس شود مسیر رشد بسته است، طبیعی است که افراد به دنبال جادهای هموارتر بگردند.
برگردیم به همان مثال جاده در اول گزارش؛ اگر خیابانها را ببندید و بعد از کیفیت خودرو حرف بزنید، افکار عمومی متوجه تناقض میشود. امروز نیز وقتی اینترنت با اختلالهای طولانی، کاهش کیفیت و فیلترینگ گسترده همراه است، سخن گفتن از پیشرفت دیجیتال بیشتر شبیه تبلیغ است تا برنامه. زیرساخت مقدم بر محصول است. تا زمانی که جاده ساخته نشود، ماشین به کار نمیآید. برخی ممکن است بگویند شرایط خاص، تصمیمهای خاص میطلبد. اما وقتی «شرایط خاص» به وضعیتی دائمی تبدیل شود، دیگر استثنا نیست؛ قاعده است. اینترنت در ایران سالهاست در وضعیت استثنایی زندگی میکند. این استثنا به روال تبدیل شده است و روالی که بر محدودسازی بنا شود، به توسعه منجر نمیشود. بنابراین مسئله به یک انتخاب راهبردی بازمیگردد . آن هم این است که آیا اینترنت را بهعنوان حق دسترسی و زیرساخت حیاتی میپذیریم یا همچنان آن را ابزاری برای مدیریت مقطعی میدانیم؟ پاسخ فعلی در عمل روشن است.
وقتی اینترنت میتواند برای روزها یا هفتهها مختل شود و بازگشت به کیفیت مطلوب تضمین نشود، یعنی توسعه در اولویت نیست. هیچ کشوری با اینترنت نیمهجان، به قله فناوری نرسیده است. هیچ جامعهای با دسترسی محدود، به آگاهی گسترده دست نیافته است. اگر اینترنت را جدی نگیرید، توسعه رخ نمیدهد. واقعیت شاید تلخ باشد، اما انکارش چیزی را تغییر نمیدهد و هر وعدهای درباره پیشرفت، روی همان جادهایست که هنوز ساخته نشده است.