اختصاصی گروه اقتصادی/محمدرضا گلسار
ایران امروز نشان داده که نمیخواهد هیچ صنعتی رشد کند، حتی اگر آن صنعت بیش از ۳۰ میلیون نفر مخاطب داشته باشد و ۴ میلیون نفر در آن حرفهای باشند. بله، درست خواندید: 30 میلیون گیمر، هزاران استودیو کوچک و بزرگ و بازیکنانی که با مهارت و خلاقیت خود میتوانند اقتصاد دیجیتال کشور را به حرکت درآورند، در کشوری زندگی میکنند که اینترنتش حتی نمیتواند حداقل نیازهای آنها را تامین کند. این وضعیت نه تصادفی است و نه گذرا؛ بلکه نتیجه سالها سیاستگذاری غلط، فیلترینگ بیهدف و بیتدبیری در حوزه زیرساختهای دیجیتال است. در تمام دنیا، صنعت بازیهای ویدیویی به عنوان یک حوزه پولساز و استراتژیک شناخته میشود. در کره جنوبی، ژاپن و ایالات متحده، دولتها نه تنها از استودیوهای بازی حمایت میکنند، بلکه بستر اینترنت و قوانین کسبوکار دیجیتال را به گونهای طراحی میکنند که بازیکنان حرفهای و آماتور بتوانند آزادانه و مطمئن فعالیت کنند و درآمد داشته باشند. در جمهوری اسلامی اما، حتی تصور چنین حمایتی خندهدار است. وقتی سیاست فیلترینگ اجرا میشود، گیمرها در اولین ضربه آسیب میبینند: حسابها مسدود میشوند، دسترسیها محدود میشود و حتی امنیت مالیشان به خطر میافتد. ابزارهای فیلترشکن تنها یک «پچ موقت» هستند؛ وقتی اینترنت برای بیش از یک ماه قطع میشود، این پچها عملاً هیچ کارایی ندارند.
از سوی دیگر آمارهای رسمی نشان میدهد که در تنها ۲۰ روز قطعی اینترنت، صنعت بازیهای ویدیویی ایران حدود ۵۰۰ میلیارد تومان ضرر کرده است. این عدد یک فاجعه است. کسبوکارهای کوچک، فریلنسرها، استودیوهای مستقل، همه و همه قربانی تصمیمات غیرمسوولانهاند. در کشورهای دیگر، چنین اختلالی ممکن است تنها باعث تغییر برنامه زمانی یک تورنمنت شود؛ اما در جمهوری اسلامی، به معنی ورشکستگی، از دست رفتن درآمد و کاهش انگیزه نسل دیجیتال است. به عنوان مثال استودیویهای کوچک بازیسازی که پروژههای بینالمللی دارند، برای یک روز قطعی اینترنت مجبور به تعلیق پروژهها و از دست دادن اسپانسرها میشوند. این یعنی پولی که باید وارد اقتصاد کشور شود، عملاً دود میشود.
از طرفی این محدودیتها تنها مالی نیستند؛ اجتماعی هم هستند. نسل جوان ایران با استعدادهای دیجیتال بالا، به جای تمرکز روی برنامهنویسی، طراحی بازی یا توسعه محتوا، صرفاً با مشکل اتصال به اینترنت و نگرانی از بن شدن حسابها مواجه است. بنابراین نتیجه این میشود که خلاقیتها خاموش میشوند و نخبگان به کشورهای دیگر مهاجرت میکنند. مصداق عینی آن هم این است که بسیاری از بازیکنان حرفهای ایرانی برای شرکت در مسابقات بینالمللی مجبورند از کشور خارج شوند یا هویت دیجیتال خود را پنهان کنند تا حسابهایشان بن نشود. این یعنی ایران نه تنها فرصت رشد اقتصادی از صنعت بازی را از دست میدهد، بلکه استعدادهایش را هم از دست میدهد. به عنوان مثال در حوزه eSports، برگزاری تورنمنتهای آنلاین نیازمند اینترنت پایدار و امنیت داده است. در ایران، حتی مسابقات محلی به دلیل اختلالات و قطعی اینترنت متوقف میشوند و بازیکنان حرفهای نمیتوانند درآمد خود را تضمین کنند. در کشورهای دیگر، این تورنمنتها میلیونها دلار گردش مالی دارند و صنعت گردشگر دیجیتال و تبلیغات را فعال میکنند. ایران اما در این زمینه کاملاً عقب است و این عقبماندگی نه تنها مالی، بلکه فرهنگی و استراتژیک است.
به هر حال این بحران قابل پیشبینی بود، زیرا هیچ زیرساخت واقعی برای توسعه اینترنت و صنعت دیجیتال وجود ندارد. مسوولان فقط تایید میکنند که اینترنت «خوب نیست»، اما هیچ برنامه عملی ندارند. حتی اگر برنامهای هم وجود داشته باشد، قدرت اجرایی برای تحقق آن در دست سیاستگذاران نیست. واقعیت این است که مسوولان در ایران انتخاب کردهاند که به جای توسعه و حمایت، مانع ایجاد کنند و فرصتها را نابود کنند. محدودیتها، نبود زیرساخت و سیاستگذاری غلط باعث شده که مردم هزینه بدهند و مسوولان هیچگاه پاسخگو نباشند. این وضعیت نه یک مشکل کوتاهمدت، بلکه یک بحران بلندمدت است که نسلهای آینده را با عقبافتادگی دیجیتال مواجه میکند. به بیان روشنتر، اگر نگاه به اینترنت و بازیهای ویدیویی در ایران تغییر نکند، به یک میدان ناکارآمد و ناامن برای فعالیت تبدیل میشود. جوانان و کسبوکارها یا مهاجرت میکنند یا صبر میکنند تا فرصتها از دست برود. در نهایت، هزینه این بیتدبیری را مردم میدهند، نه کسانی که مسوول تصمیمگیری هستند و این بیتدبیری، خود بزرگترین بحران اقتصادی و فرهنگی ایران در دهه اخیر است.