یادداشت سردبیر/ یارا خاتمی
امروز یعنی چهارشنبه هشتم بهمن ماه 1404 زمانی این یادداشت را برایتان می نویسم که قیمت دلار 158 هزار تومان، طلا گرمی 20 میلیون و سکه تمام 202 میلیون تومان قیمت گذاری شد!. شنیدن این قیمت ها طوری مردم را در بهت و شوک برده گویی که اصحاب کهف از غار بیرون آمدند با این فرق که آنها واقعا 300 سال خوابیدند و وقتی بیدار شدند با تغییر قیمت ها روبرو شدند و ما در جمهوری اسلامی حتی فرصت یک ساعت خواب راحت هم نداریم و خوابیدن 300 سال بماند پیشکشمان.
در همین روز چهارشنبه کذایی بازهم خبر آمد که دسترسی مردم به اینترنت کمی آزادتر شده، هر چند که شب پیش هم وزیر قطع ارتباطات! این خبر را داده بود و همین کافی بود که آدم هایی امثال عبدالله گنجی از این فرصت استفاده کنند و ماهی خودش را بگیرد و در توییتر نوشت: فکر کردیم آرامش نسبی دو هفته ای دلار به خاطر تغییر رئیس بانک مرکزی است، نگو مربوط به بسته شدن تلگرام بود!. مدیر مسوول پیشین همشهری در حالی این جمله نوشته که هنوز بسیاری از مردم به اینترنت بین المللی دسترسی ندارند اما گنجی در توییتر فعالیت می کند و توییت می زند و گویا از این افزایش قیمت خیلی هم ناراضی نیست و به دنبال زیر بغل مار می گردد؛ غافل از اینکه شرایط کنونی کشور زحمت دوستان و همکیشان او مانند حمید رسایی و امیرحسین ثابتی است که بارها و بارها از تریبون مجلس هر چه خواستند گفتند و هر چه خواستند بردند و حالا که وقت عمل است سکوت کردند.
ساعت حدود دو و نیم بعدازظهر است و زمانی که داشتم این یادداشت کوتاه را برایتان می نوشتم، شنیدم که بازاری ها دوباره مغازه ها را بستند و رفتند خانه، آنها اعلام کردند با این قیمت لحظهای دلار نه خرید می کنند نه چیزی می فروشند و همین کافی بود دوباره موجی از نگرانی همراه با ترس از آینده بر سرمان آوار شود.
این روزها هر کسی از من می پرسد چه می شود؟ ترامپ حمله می کند یا نه یک جواب دارم؛ نمی دانم. این نمی دانم را از روی قصد و قرض نمی گوییم واقعا نمی دانم، هیچ چشم اندازی برای فردا هم ندارد چه برسد به آینده.
باز هم می گویم کاش رسایی و امیرحسین ثابتی به جای سکوت حرف بزنند و کاش عبدالله گنجی به جای نمک ریختن روی زخم مردم به دنبال پیدا کردن مرهم باشد؛ آقای گنجی بردن فضای کشور به سمت اعمال محدودیت بیشتر اینترنت، زندگی مردم را به بحران بیشتر می برد کاش قبل از توییت کردن و اظهارنظرهای این چنینی کمی فکر کنید، می دانم که آینده ایران و ایرانیان برایتان اهمیت ندارد اما کاش ….