خانه اقتصاد به جای حذف چهار صفر، لطفا دزدی نکنید!

هموطن از تاثیرات استفاده از ریال جدید بر معیشت مردم گزارش می‌دهد

به جای حذف چهار صفر، لطفا دزدی نکنید!

در روزگاری که سفره‌های مردم هر روز کوچک‌تر می‌شود، چه صفرها بمانند و چه حذف شوند، درد معیشت همان است.

اختصاصی گروه اقتصادی / فرهاد فربودی

در روزگاری که سفره‌های مردم هر روز کوچک‌تر می‌شود، چه صفرها بمانند و چه حذف شوند، درد معیشت همان است. مردم می‌گویند پیش از آنکه صفر از روی اسکناس‌ها پاک شود، بهتر است دست‌های آلوده از جیب ملت کوتاه شود؛ بهتر است به جای تغییر ظاهر پول، دزدی و چپاول متوقف شود تا شاید امیدی واقعی به بهبود اوضاع شکل بگیرد. حذف چهار صفر شاید صفحه‌ای از دفتر حسابداری دولت را مرتب‌تر کند، اما دفتر زندگی مردم با تورم، فساد و بی‌اعتمادی خط‌خطی شده است. این تضاد میان سیاست‌گذاری‌های صوری و واقعیت نفس‌گیر معیشت، اکنون بیش از پیش خود را نشان می‌دهد.

تقدیم لایحه بودجه ۱۴۰۵ با «ریال جدید» بیشتر از آنکه نشانه اصلاح ساختاری اقتصاد تلقی شود، برای بسیاری از مردم یادآور تجربه‌های تکراری تغییر نام‌ها و قالب‌ها بدون دگرگونی در محتواست. تغییر واحد پولی، در ذات خود ابزاری فنی برای ساده‌سازی محاسبات و کاهش حجم عددهای بزرگ در حسابداری است؛ اما در فضای اقتصادی‌ای که تورم مزمن به یک واقعیت تثبیت‌شده بدل شده، این اقدام بیشتر به آرایش ظاهری تابلویی می‌ماند که تصویر فروپاشی قدرت خرید مردم را پنهان نمی‌کند.

واکنش‌های عمومی نشان می‌دهند که جامعه این سیاست را نه به عنوان اصلاحات اقتصادی، که به عنوان تغییر صورت مسأله تلقی کرده است. مردم به درستی می‌پرسند وقتی قیمت‌ها هر روز بالا می‌رود، وقتی حقوقشان از نیمه ماه کم می‌آورد، وقتی پس‌انداز عملاً معنای خود را از دست داده، حذف صفر چگونه می‌تواند تغییری در کیفیت زندگی ایجاد کند؟

تجربه کشورهایی مانند ترکیه نشان داده است که حذف صفر تنها زمانی پایدار می‌ماند که تورم مهار شود. در غیر این صورت، صفرهای حذف‌شده دوباره و دوباره بازمی‌گردند و اسکناس‌ها باز هم متورم می‌شوند. همین نگرانی در میان مردم ایران نیز فراگیر است: اگر ریشه تورم خشکانده نشود، حذف صفر تنها آغاز دور جدیدی از افزایش قیمت‌ها و کاهش قدرت خرید با مقیاس تازه است.

این نگرانی فقط یک قضاوت احساسی نیست؛ تورم در ایران نه یک حادثه مقطعی، بلکه محصول ساختارهای معیوب مالیه عمومی، کسری مزمن بودجه، وابستگی به درآمدهای ناپایدار و سیاست‌های پولی انبساطی است. تا زمانی که کسری بودجه با استقراض از بانک مرکزی جبران می‌شود و پایه پولی با سرعت رشد می‌کند، هر نامی بر واحد پول گذاشته شود، ارزش آن فرسایش خواهد یافت.

یکی از پیام‌های پررنگ واکنش‌های مردمی، حس عمیق فاصله میان تصمیم‌های اقتصادی و واقعیت معیشت است. مردم احساس می‌کنند تصمیم‌ها بیشتر برای «زیبا شدن اعداد» گرفته می‌شود تا برای «بهبود زندگی». در چنین فضایی طبیعی است که حذف صفر، به نمادی از همین فاصله تبدیل شود؛ فاصله‌ای که سال‌هاست میان اتاق‌های دربسته تصمیم‌سازی و بازار شلوغ روزمره مردم کشیده شده است.

در این میان، آنچه عصبانیت اجتماعی را تشدید می‌کند، نه فقط فشار اقتصادی، بلکه احساس بی‌عدالتی است؛ این حس که فساد ساختاری، رانت، دست‌اندازی به منابع عمومی و چپاول دارایی‌های عمومی همچنان ادامه دارد و هزینه آن از جیب کسانی پرداخت می‌شود که درآمد ثابت دارند و هر روز فقیرتر می‌شوند. از نگاه مردم، تا زمانی که این چرخه شکسته نشود، هیچ واحد پولی و هیچ عنوان اداری‌ای نمی‌تواند وضعیت را بهبود بخشد.

برای آنکه حذف صفر به یک اصلاح واقعی بدل شود، پیش‌نیازهایی لازم است: انضباط مالی دولت، شفافیت بودجه، مبارزه جدی و عملی با فساد، استقلال نسبی سیاست پولی، تقویت تولید و کاهش وابستگی به درآمدهای رانتی. در نبود این پیش‌شرط‌ها، حذف صفر بیشتر به تغییر فونت و قالب اعداد شبیه است تا اصلاح ساختاری.

ریشه بسیاری از بحران‌های اقتصادی ایران نه در واحد شمارش پول، که در نحوه خرج‌کرد و توزیع آن است. مردم وقتی از دزدی و چپاول سخن می‌گویند، به زبان ساده همان موضوعی را بیان می‌کنند که اقتصاددانان آن را «فساد سیستمی و ناکارآمدی نهادی» می‌نامند. فساد، منابعی را که باید صرف سرمایه‌گذاری و توسعه شود می‌بلعد و اعتماد اجتماعی را می‌خورد. تا این چرخه اصلاح نشود، حذف صفر از اسکناس‌ها صرفاً صورت‌مسأله‌ای را بازنویسی می‌کند که پاسخ آن همچنان غلط خواهد ماند.

بخش دیگری از واکنش‌ها به موضوع سردرگمی در واحد پولی جدید بازمی‌گردد. برای دهه‌ها، مردم در عمل از تومان استفاده کرده‌اند، حتی زمانی که واحد رسمی ریال بوده است. اکنون با معرفی ریال جدید و قِران، نگرانی درباره دوگانگی تازه در محاسبات روزمره افزایش یافته است. تجربه نشان داده عادت‌های پولی و زبانی جامعه به آسانی تغییر نمی‌کند.

اگر سیاست حذف صفر با آموزش عمومی، ساده‌سازی نظام قیمت‌گذاری و هماهنگی کامل نظام بانکی و تجاری همراه نباشد، این سردرگمی می‌تواند حتی هزینه‌های تراکنش را افزایش دهد و خطاهای محاسباتی را بیشتر کند. این موضوع باز هم به احساس مردم دامن می‌زند که تصمیم‌ها بیشتر روی کاغذ گرفته می‌شود تا با در نظر گرفتن رفتار واقعی مردم در بازار.

اقتصاد تنها مجموعه‌ای از اعداد و شاخص‌ها نیست؛ اقتصاد با احساس امنیت، امید و اعتماد عمومی گره خورده است. واکنش‌های احساسی مردم به خبر ریال جدید، نشانه فروریختن سرمایه اجتماعی و اعتماد به سیاست‌گذاران است. وقتی مردم باور ندارند که تصمیم‌ها برای بهبود زندگی آنها گرفته می‌شود، حتی سیاست‌های درست نیز با مقاومت اجتماعی روبه‌رو خواهد شد.

از همین روست که باید بر یک مطالبه اخلاقی و اجتماعی تاکید کرد: پیش از حذف صفرها، باید دست‌هایی که منابع عمومی را می‌برند کوتاه شود. مردم می‌گویند اگر فساد مهار شود، اگر شفافیت حاکم شود و اگر منابع به سمت تولید و اشتغال هدایت شود، حتی با همین واحد پول فعلی نیز می‌توان سبک زندگی بهتری داشت. برعکس، اگر فساد پابرجا بماند، حتی با ریال جدید و اسکناس نو نیز فقر، بی‌عدالتی و ناامیدی ادامه خواهد یافت.

یکی از خطاهای رایج در سیاست‌گذاری اقتصادی، تبدیل ابزارها به هدف است. حذف صفر ابزاری فنی است، نه هدف توسعه اقتصادی. هدف باید ثبات قیمت‌ها، قدرت خرید پایدار، محیط امن سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی فراگیر باشد. اگر این اهداف در مرکز توجه قرار نگیرد، هرگونه تغییر شکلی در پول ملی به تنهایی بی‌اثر خواهد بود.

اقتصاد ایران بیش از هر چیز به انضباط و شفافیت نیاز دارد؛ به مسئولانی که پاسخگو باشند، به بودجه‌ای که منابع و مصارفش روشن باشد، به نظام بانکی‌ای که به تولید خدمت کند نه به سفته‌بازی. در این منظومه، حذف صفر اگر هم اجرا شود، تنها یک جزء کوچک و مکمل است، نه عصای جادویی.

واکنش‌های مردمی به ریال جدید، صرفاً مخالفت با یک تغییر ظاهری نیست؛ آینه‌ای است که بی‌اعتمادی، خستگی و فرسودگی اقتصادی جامعه را بازتاب می‌دهد. مردم سال‌هاست با تورم دست‌وپنجه نرم می‌کنند، قدرت خریدشان آب رفته و فاصله طبقاتی پیش چشمشان عمیق‌تر شده است. در چنین شرایطی طبیعی است که هر سیاستی که بوی نمایش بدهد، با تردید و طعنه مواجه شود.

پیام روشن است: اگر قرار است تغییری واقعی رخ دهد، باید از ریشه‌ها آغاز کرد؛ از مهار تورم، اصلاح بودجه، شفافیت مالی و مبارزه عملی و بدون تعارف با فساد. حذف صفر از اسکناس‌ها شاید دفترها را مرتب‌تر کند، اما تا زمانی که دزدی و چپاول منابع ملی متوقف نشود، دفتر زندگی مردم همچنان پر از خط قرمزهای تورمی خواهد بود.

اقتصاد ایران بیش از «ریال جدید» به «اعتماد جدید» نیاز دارد؛ اعتمادی که با شعار و تغییر نام به دست نمی‌آید، بلکه با اصلاحات سخت، تصمیم‌های شجاعانه و احترام به حق مردم برای زندگی شرافتمندانه ساخته می‌شود.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن