خانه یادداشت‌هاداوود حشمتی دست از مخالفت با شادی مردم بردارید

درباره اعتراض اخیر نرجس سلیمانی

دست از مخالفت با شادی مردم بردارید

اخیراً ابلاغیه‌هایی صادر شده که جشن‌ها و مراسم‌های شادی را در روز ولادت حضرت علی (ع) به دلیل تقارن با سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی ممنوع یا محدود کرده است. این اقدام با واکنش تند و صریح نرجس سلیمانی ، دختر شهید سلیمانی و عضو شورای شهر تهران، مواجه شد. او این تصمیم را «کج سلیقگی» و «ظلم به حقوق شهروندی» دانست.

داوود حشمتی :

اخیراً ابلاغیه‌هایی صادر شده که جشن‌ها و مراسم‌های شادی را در روز ولادت حضرت علی (ع) به دلیل تقارن با سالگرد شهادت حاج قاسم سلیمانی ممنوع یا محدود کرده است. این اقدام با واکنش تند و صریح نرجس سلیمانی ، دختر شهید سلیمانی و عضو شورای شهر تهران، مواجه شد. او این تصمیم را «کج سلیقگی» و «ظلم به حقوق شهروندی» دانست.

حرف او درست و منطقی است. سئوال این است که اساسا  چرا عده ای باید حق داشته باشد برای مردم تصمیم بگیرند چه زمانی شادی کنند و چه زمانی سوگواری را انتخاب کنند؟ قرن‌هاست که مردم ایران روزهای ولادت ائمه را به عنوان ایامی خوش‌یمن برای پیوندهای زندگی، ازدواج و سفرهای زیارتی انتخاب می کردند. حالا یک نهاد سیاسی/اجرایی به خود اجازه می‌دهد این سنت دیرینه را به پای یک مناسبت تقویمی که عمر آن ۶ سال است قربانی کند. این رفتار نه تنها تکریم شهید نیست، بلکه فاصله بین مردم و همین چهره هاست.

اعتراض نرجس سلیمانی، نه یک مخالفت سیاسی، بلکه یک هشدار واقع‌بینانه  است. هشداری که می‌گوید: با اجبار نمی‌توان مردم را به سوگ نشاند و زندگی جاری آنها را مختل کرد. از آن گذشته اعتراض این عضو شورای شهر از دو زاویه قابل تامل و بررسی است:

سیاست‌گذاری بر پایه «اندوه» و ستیز با شادی

در دهه‌های اخیر جریانی در ساختارهای تصمیم‌گیری همیشه کوشیده است تا از «غم» و «اندوه» به عنوان ابزاری برای بسیج توده‌ها و همراهی مردم استفاده کند. گویی در دستگاه فکری این جریان، شادی یک عنصر مزاحم و غیرقابل کنترل است که باید محدود شود.

قربانی کردن سنت برای سیاست 

جشن ولادت المؤمنین (ع) ریشه‌های هزارساله در فرهنگ شیعه و ایرانی دارد. وقتی این جشن بزرگ به پای یک سوگواری ۶ ساله ذبح می‌شود، یک مشکل ذاتی و بنیادین تفکری خاص را با مفهوم «نشاط اجتماعی» نشان می‌دهد.

تصویر تک‌بعدی از مذهب

این دیدگاه، چهره‌های از دین و قهرمانان ملی ارائه می‌دهند که گویی با لبخند و سرور مردم در تضاد هستند. نتیجه این کار، چیزی جز دلزدگی مردم از همه چیز نیست. 

تقدیرِ «فرزند نوح»

نرجس سلیمانی در این ماجرا از زاویه نمایندگی مردم حرف زد، اما این واقعیت است که اگر او فرزند همیشن شهید نبود نمی توانست با این مصوبه مخالفت کند. اگر یک عضو دیگر شورای شهر یا یک فعال مدنی یا سیاسی به این سیاست اعتراض می‌کرد، با برچسب‌های سنگینی چون «ضدیت با مقاومت» یا «توهین به خون شهدا» طرد و سرکوب می‌شد. نرجس سلیمانی اما فعلاً از این اتهام مصون است چراکه خطاب به تصمیم گیران اعلام کرده است که نباید کاسه داغ تر از آش باشند.  

اما دور نیست که او را نیز مانند دیگران با برچسب فرزند نوح مقایسه کنند. برچسبی تکراری که همین جریان شادی ستیز فرزندان دیگران را هم هم با آن برچسب زدند. به نظر میرسید نرجس سلیمانی هم در همان مسیر لغزنده‌ای گام برمی‌دارد که پیش از این فرزندان شهید بهشتی، شهید مطهری، شهید همت و دیگران گام شدند. جریانی که طاقت نقد ندارد، به محض اینکه فرزند کسی از سیاست های آنها انتقاد می کند او را همانند فرزند نوح می خوانند که با «بدان» بنشسته و در نهایت «خاندان نبوتش» گم شده است. 

به زودی نرجس سلیمانی ممکن است در نقاطی قرار گیرد که برای حفظ حرمت نام پدر یا دوری از برچسب های ناروا، ناچار به سکوت شود. این سرنوشتِ تلخِ هر کسی است که بخواهد میان «تقدس‌سازی‌های ابزاری» و «واقعیت‌های زندگی مردم» پلی بزند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن