عباس عبدی
ماجرای خطوط سفید، یكی از محصولات اینترنت و شفافیت است. محصولی حتی فرعی است و اصلیهای آن در راه است. مدتی پیش با یكی از كارشناسان اینترنت و هوش مصنوعی درباره واقعیت حوزه خصوصی و با وجود اینترنت گفتوگو میكردم، گفت: در یك كلام، با وجود گوشی هوشمند و اینترنت هیچ چیز مخفی و حفاظت شده وجود نخواهد داشت. افشای آن دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد. ماجرای خطوط سفید در توییتر هم خیلی چیزها را روشن كرد؛ از جمله اینكه برخلاف ادعاهای رسمی در دفاع از فیلترینگ دهها و صدها هزار خط فیلتر نیستند در حالی كه اكثریت مردم نااهل دانسته شدهاند. در واقع اكنون بیش از گذشته بطلان این سیاست نادرست و ریاكارانه آشكار شده است. به ویژه در مورد كسانی كه سینهچاك فیلترینگ هستند. وزارت ارتباطات مطابق قانون دسترسی به اطلاعات باید وضعیت خطوط تلفن اعضای شورای عالی فضای مجازی و نیز كارگروهها و كاركنان این شورا و حتی خانوادههای آنان را اعلام كند. تا آنجا كه شنیدهام به احتمال فراوان خطوط اغلب آنان سفید است، و این نهایت رفتار ریاكارانه است. این درخواست را میتوان درباره همه مسوولان دولتی به ویژه مخالفان رفع فیلترینگ هم داشت. اگر تلگرام نیز مشابه توییتر این شفافسازی را انجام دهد این فرآیند قدری كاملتر میشود. ولی آنچه مخالفان آزادی اینترنت نمیدانند همان است كه در ابتدا از قول یك كارشناس گفتم. باید فرض را بر این بگذارید كه همهچیزها یا آشكار است یا به زودی آشكار میشود و بر این اساس رفتار و استدلال كنید. در همین ماجرا دست تجزیهطلب خودساخته! یا ایرانی طرفدار استقلال اسكاتلند! رو شده و انتظار میرود این ماجرا باز هم ادامه یابد. در ماجرای اخیر برخی منتقدین به درستی به مساله اصلی پرداختند. این ریاكاری وحشتناك كه برای سایبریهای خود و حتی تجزیهطلب و سلطنتطلب دست ساخته محدودیت را رفع میكنند ولی مردم را همچنان در محدودیت قرار دادهاند. آقای پزشكیان هم اگر نمیتوانند فیلترینگ را رفع كنند حداقل میتوانند به وزارت ارتباطات دستور دهند كه همه این موارد را فیلتر كنند. فكر نمیكنم تن دادن به این وضع لازمه وفاق است.
با این حال بد نیست كه در اینجا سابقه موضوع مربوط به خودم را دقیقا توضیح دهم. در حوادث ۹۸ و با توجه به انتشار پیاپی مطالب در كانالم، خبرنگار سایت جماران جویای وضعیت فیلترینگ خط من شد و در ۴ آذر ۱۳۹۸ در این باره مصاحبه كردم و خبرنگار در ابتدای خبر خود نوشت: در زمانی كه اینترنت در كشور قطع بود برخی از افراد دسترسی آزاد به آن داشتند. از جمله عباس عبدی رییس هیاتمدیره روزنامهنگاران استان تهران كه تقریبا هر روز كانال «آینده » خود را با یادداشتها و تحلیلهایش درباره حوادث جاری كشور به روز میكرد و در این فضای بیتحلیلی؛ برای افراد خارج از كشور و كسانی كه در داخل دسترسی داشتند قابل استفاده بود. از این رو درصدد برآمدیم كه چگونگی دسترسی وی را جویا شوید.
در این گفتوگو دقیقا توضیح دادم كه از سال ۱۳۹۷ از این اینترنت استفاده میكنم. سابقه ماجرا این است كه پس از فیلتر تلگرام، در دیماه سال ۱۳۹۶ كه به مدت یك هفته بود، به همت وزارت ارتباطات، تلگرام دوباره در دسترس قرار گرفت، ولی دیری نپایید كه در اردیبهشت سال ۱۳۹۷ تلگرام دوباره فیلتر شد. فیلتر تلگرام از این جهت مهم بود كه یك شبكه مهم ارتباطی و خبری بود. خیلیها به واتساپ كه فیلتر نبود آمدند، ولی مطلقاً كارایی تلگرام را نداشت و با موفقیتی همراه نبود. ضمن اینكه مردم به این سكو عادت كرده بودند. با توجه به اهمیت تداوم حضور روزنامهنگاران در این سكو، انجمن صنفی در پی حل مساله، حداقل برای روزنامهنگاران و فعالان فضای مجازی برآمد. در نهایت و با پیگیری دولت، نهادهای مربوط قانع شدند كه ۱۶۰۰۰ نفر از فعالان این حوزه شامل روزنامهنگاران، فعالان مجازی و مرتبط با این حوزه، مشمول این محدودیت نشوند. اغلب روزنامهنگاران كه ثبتنام كرده بودند از محدودیت مستثنا شدند. همین امر در اطلاعرسانیهای اتفاقات بعدی نیز نقش مهمی داشت. توجه كنیم كه امتیازی به اینها داده نشده است بلكه حقی كه از دیگران و با فیلترینگ سلب شده به اینها بازگردانده شده بود. مساله هم فقط فیلتر تلگرام بود و نه چیز دیگر. خط همه مردم و آنان آزاد بود، بعدا آنها را بستند. جالب است بسیاری از روزنامهنگاران از اینترنت مجانی استفاده میكنند ولی اعتراضی هم ندارند كه چرا از چنین امكانی بهرهمند هستد؟ امتیازی كه نبوده و برقرار شده.
دلیلش هم روشن است چون این امتیاز مالی را به صفت روزنامهنگاری و حرفهای به آنان میدادند مثل خدماتی كه در صندوق هنر به فعالان هنر و روزنامهنگاری و نویسندگی میدهند. در این گفتوگوی عمومی خود گفتم كه خطم فیلتر نیست، ولی برخی میگویند كه باید مشكل فیلترینگ را درك كرد تا با آن مخالف بود. اولا همه ما وضعیت فیلترینگ را درك كردهاند اگر درك نكرده بودند كه دنبال رفع آن نمیرفتند ولی معتقدم اگر استارلینك هم داشته باشیم یا حتی از اینترنت استفاده هم نكنیم، وظیفه داریم كه فیلترینگ را محكوم كنیم. همچنان كه درباره همه تبعیضهای دیگر همچنین میكنیم در حالی كه اغلب و بهطور مستقیم شامل ما نمیشوند. طبیعی است این سفید بودن خط موجب فراموشی فیلترینگ نمیشد. كافی است كه كلمات مرتبط با موضوع را در كانال بنده جستوجو كنید مجموعا و در این چند سال حدود 100 نوشتهام در نقد این موضوع و مرتبط با آن است بدون اینكه خطم فیلتر باشد. نه فقط فیلترینگ بلكه در مورد همه تبعیضهای دیگر هم كه نقد مینویسم خودم درگیر آنها نیستم. اطمینان دارم كه اگر خطم فیلتر بود بسیار كمتر مینوشتم چون حس شخصی به دست میداد.
روشن است كه آزادی دستیابی به اینترنت حقی عمومی است. ابتدا هم در دولت احمدینژاد كه اینترنت و شبكههای اجتماعی رایج شد، برای دانشگاهها با ظرفیت و سرعت بالاتری اختصاص دادند و برای مردم در سرعت كم بود. كسی هم معترض دانشگاهها نشد كه چرا از سرعت بالا استفاده میكنید، حق آنان بود. در مقابل معترض این شدند كه چرا برای مردم عادی این سرعت كم است؟ در واقع مشكل اصلی محدودیت سرعت كم برای مردم بود و نه سرعت بالا برای دانشگاهها و بعد هم در دولت روحانی حل شد.
مشكل مهم این است كه تبعیضهای آزاردهنده و خلاف عدالت در كشور زیاد است. همیشه سعی داشتهام كه درباره این موارد بنویسم مكرر هم بنویسم. بدترین و ریشه تمام آنها اقدامات رد صلاحیت افراد برای انتخاباتهای سیاسی و حتی مدنی بوده است. خودم هم در مجلس ششم رد شدم ولی هیچگاه در ذهنم نبود كه چون من رد شدهام پس دیگران حق ندارند به مجلس بروند. اگر اینگونه نگاه كنیم كه سیاست و زندگی بنبست میشود. یكی از بدترین تبعیضها ممنوعیت حضور زنان در ورزشگاهها بود، كه مردان آزاد بودند و زنان ممنوع، هنوز هم به صورتهای گوناگون هست. آیا كسی میگوید كه مردان نروند، چون زنان را راه نمیدهند؟ یا ندادن گواهینامه موتورسواری به زنان هم همین است. یا بدتر از همه سهمیههای كنكور كه فاجعهبار است یا تبعیض در گزینشهای استخدامی، تا دلتان بخواهد با چنین تبعیضهایی مواجه هستیم. یكی از تبعیضهای بد محدودیت شدید در دادن امتیاز نشریه است. ولی برخی از افرادی كه از این امتیاز و در واقع رانت استفاده كردندخدمات مهمی به آزادی كردند. آیا بهتر نیست كه اصل این تبعیضات را محكوم كنیم تا بگوییم كه گواهینامه نگیر، به ورزشگاه و به دانشگاه نرو یا استخدام نشو، یا نشریه نگیر. البته روشن است كه در این میان هم بسیاری از افراد به ناحق استفاده میكنند كه باید آنان را محكوم كرد. برای مثال استفادهكننده روزنامهنگار نیست، و مهمتر در برابر این رفع محدودیت تعهداتی سپرده از جمله دفاع از محدودیت!! یا اقدام به فضاسازی غیر اخلاقی در توییتر و انتشار شایعه و… طبعاً اینها را باید بهشدت محكوم كرد. آن نمایندهای كه به دروغ میگوید فیلترشكن استفاده میكند، گر چه همین كارش هم خلاف است، و در عین حال اساساً فیلتر نیست، باید رسوا شود.
وزارت ارتباطات روحانی دنبال گسترش رفع محدودیت از خطوط پزشكان و دانشگاهیان بود كه تقریبا چند میلیون نفر را شامل میشد كه مانع شدند و این راه گسترش نیافت. پس از آمدن دولت رییسی ماجرا تغییر كرد. در دوره قبل به هر كسی كه در ساماندهی ثبتنام كرده بود، فیلترش را رفع میكردند. در دوره رییسی سیاست تغییر كرد و تعداد بیشتری از سكوها بسته شد در عوض حجم زیادی خطها سفید شد. پس از ۱۴۰۱ كه محدودیتها بسیار گسترده شد، تقریبا همه خطوط روزنامهنگاران از جمله خط من دوباره دچار فیلترینگ شدند. پس از چند ماه و به دلیل اعتراض، برای هر رسانه چندین خط را مشمول رفع محدودیت كردند. البته در تحریریه اغلب روزنامهها اینترنت بدون فیلتر برای همه همكاران وجود دارد. مشكل اصلی نه مستثنا شدن روزنامهنگاران بلكه وجود تعداد زیاد افرادی است كه هم حامی محدودیت هستند و هم از این محدودیت مستثنا هستند و این فساد اصلی است و با شفافیت موجود دچار بحران شدهاند. مساله مهم عدم شفافیت است كه بخشی از این عدم شفافیت از طرف توییتر رفع شده ولی هنوز اغلب آن مانده است. زمانی بود كه در همین تلگرام نام پزشكان و دانشجویان سهمیهای را مینوشتند، آن كانال را بستند. پس به جای همه اینها بهتر است از شفافیت دفاع شود. امیدواریم همهچیز شفاف شود تا سره از ناسره بازشناسی شود.
باید دانست كه راه زیادی تا رسیدن به شفافیت آخرالزمانی نمانده است.