سید حسین سید وکیلی (دانشجوی دکتری مدیریت رسانه)
در عصری که همه از «مرگ تمرکز» و پادشاهیِ ویدیوهای ۱۵ ثانیهای حرف میزنند، یک ویدیوی ۳ ساعته با دکور ساده و دوربین ثابت، یوتیوب فارسی را تکان میدهد.
بیایید از کلیشهی «کی برد؟» عبور کنیم و به زبانِ اعداد گوش دهیم؛ اعدادی که داستان جالب تری را روایت میکنند.
۱. شورش علیه استانداردها (نرخ لایک)
طبق رصد ما، این ویدیو با عبور از مرز ۷۸۰,۰۰۰ بازدید، قوانین «اقتصاد توجه» را به چالش کشید.
در یوتیوب، بهطور استاندارد از هر ۱۰۰۰ بازدیدکننده، حدود ۴۰ نفر دکمه لایک را میزنند (۴٪).
اما در این ویدیو؟ این عدد به زیر ۱٪ سقوط کرده است! (حدود ۷۵۰۰ لایک). مخاطب انگار فراموش کرده تشویق کند؛ او برای کار دیگری آمده است.
۲. ظهورِ ارتشهای سایبری خودجوش (نرخ کامنت)
وقتی به آمار کامنتها نگاه میکنیم، راز ماجرا فاش میشود. استاندارد جهانی کامنت حدود ۰.۵٪ است، اما اینجا با نرخ حیرتانگیز ۲.۳٪ مواجهیم (بیش از ۱۸,۰۰۰ کامنت)؛ یعنی ۴.۶ برابر بیشتر از حالت عادی!
این شکاف عمیق بین «لایکِ پایین» و «کامنتِ بالا» یک پیام روشن دارد:
ما با یک محتوای «ایدئولوژیک» و «قطبی ساز» طرف هستیم.بخش کامنتها دیگر محل «نظرسنجی» نیست؛ تبدیل به سنگر شده است. مخاطب این ویدیو، «بیننده» نیست؛ یک سرباز است که آمده تا با کامنت گذاشتن، از هویت و باورِ زخمیشدهاش دفاع کند.
۳. پارادوکسِ زمان؛ افسانهی «مرگ تمرکز»
طول ویدیو ۳ ساعت و ۷ دقیقه است. در دنیای تیکتاک و ریلز، انتشار چنین محتوایی یعنی «خودکشی رسانهای».اما تحلیل رفتار کاربران نشان میدهد که «نرخ نگهداشت» (Retention Rate) در این ویدیو از الگوهای معمول تبعیت نمیکند. ارجاعات متعدد در کامنتها به دقایق پایانی و بحثهای فنی، نشان میدهد که ما با پدیدهی «تماشای عمیق» روبهرو هستیم.
مخاطب ایرانی ثابت کرد که اگر محتوا بتواند «تضاد» (Conflict) ایجاد کند، نهتنها ۱۵ ثانیه، بلکه ۱۸۰ دقیقه هم پای آن مینشیند. او حوصله دارد، به شرطی که احساس کند در حال تماشای یک نبرد واقعی است، نه یک نمایش.
این مناظره ثابت کرد که:
۱. دوران محتوای طولانی نمرده است؛ سوختِ آن «تضاد» است.
۲. اگر روی گسلهای هویتی مخاطب دست بگذارید، آنها خودشان به «رسانه» شما تبدیل میشوند.
۳.انتشارات دانشگاه آکسفورد اصطلاح «Rage bait» را بهعنوان کلمه سال ٢٠٢۵ معرفی کرد؛ محتوایی که عمداً برای تحریک خشم کاربران طراحی میشوند.