خانه یادداشت‌ها نسخه تکراری برای بحران‌های جدید؛ اصلاحات چه دارد که ارائه نکرده است؟

نسخه تکراری برای بحران‌های جدید؛ اصلاحات چه دارد که ارائه نکرده است؟

سخنان اخیر آذر منصوری در نشست جبهه اصلاحات استان اصفهان، اگر چه حاوی هشدارهای مهمی درباره وضعیت کشور بود، اما یک حقیقت را نیز آشکار ساخت: جریان اصلاح‌طلبی همچنان با ابهام و سردرگمی راهبردی دست‌به‌گریبان است. منصوری از اینکه «کشور در بحران‌های مختلف فرو رفته» سخن گفت و هشدار داد «مردم هنگام خرید نیز اطمینان ندارند فردا همان کالا را بتوانند تهیه کنند.» او پرسشی اساسی طرح کرد که: «با وجود امکانات گسترده، چرا حاکمیت قادر به حل مشکلات نیست؟» این تأکیدات درست است؛ اما مشکل در جای دیگری نهفته است. مردم از اصلاح‌طلبان می‌پرسند: شما چه برنامه‌ای دارید که تا امروز اجرا نشده است؟ نسخه اصلاحات ساختاری چیست که در دو دهه گذشته ارائه نشده باشد؟

یادداشت مهمان هم‌وطن/ مصطفی آب‌روشن/ جامعه شناس

سخنان اخیر آذر منصوری در نشست جبهه اصلاحات استان اصفهان، اگر چه حاوی هشدارهای مهمی درباره وضعیت کشور بود، اما یک حقیقت را نیز آشکار ساخت: جریان اصلاح‌طلبی همچنان با ابهام و سردرگمی راهبردی دست‌به‌گریبان است.
منصوری از اینکه «کشور در بحران‌های مختلف فرو رفته» سخن گفت و هشدار داد «مردم هنگام خرید نیز اطمینان ندارند فردا همان کالا را بتوانند تهیه کنند.» او پرسشی اساسی طرح کرد که: «با وجود امکانات گسترده، چرا حاکمیت قادر به حل مشکلات نیست؟» این تأکیدات درست است؛ اما مشکل در جای دیگری نهفته است. مردم از اصلاح‌طلبان می‌پرسند: شما چه برنامه‌ای دارید که تا امروز اجرا نشده است؟ نسخه اصلاحات ساختاری چیست که در دو دهه گذشته ارائه نشده باشد؟
وقتی منصوری می‌گوید «اصلاحات تنها راه حل مشکلات کشور است»، این گزاره بدون ارائه مدل اجرایی، چیزی بیش از یک شعار تکرارشونده نیست. جامعه از جریان اصلاحات عمل می‌خواهد، نه تکرار مفاهیم مبهمی که سال‌هاست شنیده است.
او در بخش دیگری از سخنانش، با انتقاد از سیاست‌های فرهنگی گفت: «در شرایط بحران اقتصادی، آیا حجاب یا پلمب کافه‌ها اولویت کشور است؟» این نقد کاملاً بجاست. اما پرسش جدی‌تر آن است که اصلاح‌طلبان در سال‌های حضور خود در قدرت چه قدم مؤثری برای تثبیت آزادی‌های اجتماعی برداشتند؟ چرا نسل امروز اصلاح‌طلبان را در دفاع از حقوق مدنی قاطع و بی‌تعارف نمی‌بیند؟
در حوزه راهبرد انتخاباتی نیز منصوری گفت: «در انتخاباتی شرکت می‌کنیم که رقابتی و اثرگذار باشد. هیأت‌های نظارت حق ندارند این اثرگذاری را محدود کنند.» و سپس تأکید کرد: «فهرست انتخاباتی باید پیش از بررسی هیأت نظارت تعیین شود.»
این سخنان خوش‌بینانه است، اما آیا اصلاح‌طلبان در جایگاهی هستند که شرط بگذارند؟ اگر این شروط پذیرفته نشد چه؟ آیا باز هم شاهد مشارکت منفعلانه‌ای خواهیم بود که تنها مشروعیت‌بخش ساختار باشد؟ یا تحریمی بی‌برنامه که جز عقب‌نشینی بیشتر نتیجه‌ای نداشته باشد؟
نکته دیگری که باید با صراحت به آن پرداخته شود، دوگانه متناقض «حمایت همراه با انتقاد» از دولت است. منصوری گفت: «از حمایت انجام شده دفاع می‌کنیم، اما این دولت باید مطالبات مردم را برآورده کند.» پرسش اینجاست: این حمایت دقیقاً تا چه زمانی ادامه خواهد یافت؟ آیا اصلاح‌طلبان حاضرند هزینه انتقاد را تا مرز تغییر سیاست‌ها یا حتی فاصله‌گیری رسمی پرداخت کنند؟ یا قرار است همچنان در وضعیتی خاکستری بمانند که نه دولت را تحت فشار واقعی قرار دهد و نه اعتماد اجتماعی را بازسازی کند؟
اصلاح‌طلبان امروز باید یک واقعیت تلخ را بپذیرند: بخش مهمی از جامعه آن‌ها را نه نیرویی مؤثر برای تغییر، بلکه جزئی از وضع موجود می‌دانند. این بدبینی حاصل یک روز و یک انتخابات نیست؛ حاصل مجموعه‌ای از عقب‌نشینی‌ها، مصالحه‌گری‌های بی‌حساب و غیاب خودانتقادی شفاف در برابر مردم است.
هیچ‌یک از این موارد در سخنان منصوری دیده نشد. اصلاح‌طلبان هنوز نمی‌پذیرند که سهمی مستقیم در شکل‌گیری همین وضعیتی دارند که امروز نقدش می‌کنند. اگر قرار است اصلاحات به‌عنوان یک «بدیل سیاسی» باقی بماند، باید شجاعت اعتراف به اشتباه و تجدیدنظر اساسی در شیوه سیاست‌ورزی خود را داشته باشد. جامعه امروز حوصله خاکستری‌ها و نیمه‌موضع‌ها را ندارد.
اصلاحات اگر همچنان بخواهد با کلیات و هشدارهای تکراری سخن بگوید، نتیجه‌اش چیزی نیست جز حذف تدریجی از صحنه سیاست. این جریان یا باید جسورتر شود و طرحی نو در اندازد، یا باید بپذیرد که جایگاه تاریخی‌اش در آستانه یک عقب‌نشینی جدی قرار گرفته است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن