ضیاءمصباح
داریوش فروهر ۱۳۰۷ در اصفهان زاده شد. از ۱۵سالگی و پس از آشنایی با شادروان دكتر محمد مصدق، فعالیت سیاسی خود را آغاز كرد و تا پیش از انقلاب بیش از 10 بار بازداشت و زندانی شد.
تجربه ۱۵ سال زندان، او را نمادی از مبارزه ساخت تا آنجا كه برخی دوستانش، زندان را خانه دوم او نامیدند.
شادروان آذر ۱۳۲۷ در ۲۰سالگی عضو گروه مكتب شد كه هسته یك گروه سیاسی ملیگرا و مبارز بود.
گروه مكتب در آبان ۱۳۳۰ تبدیل به حزب ملت ایران شد و داریوش عضو كمیته موقت رهبری آن شد.
او در هفدهم دی همان سال در ۲۳سالگی، پس از «صارمی كلالی» به دبیری حزب ملت ایران انتخاب و به دنبال فعالیتهای سیاسی پس از كودتای ۲۸ مرداد، برای دستگیری زنده یا تحویل مردهاش جایزه تعیین شد.
فروهر در سال 1339 با تشكیل جبهه ملی دوم، اگرچه در زندان بود، به عضویت شورای مركزی جبهه انتخاب شد.
در خرداد ۱۳۵۶ سه تن از سران جبهه ملی؛ كریم سنجابی، داریوش فروهر و شاپور بختیار، نامهای به شاه نوشته و از او خواستند كه برای نجات كشور به «حكومت استبدادی» پایان داده و به اصول مشروطیت تمكین كند.
متن نامه سه امضایی ۲۲ خرداد ۱۳۵۶ به فزایندگی تنگناها و نابسامانیهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی كشور چنان دورنمای خطرناكی را در برابر دیدگان هر ایرانی قرار داده كه امضا كنندگان زیر بنابر وظیفه ملی و دینی در برابر خدا و خلق خدا با توجه به اینكه در مقامات پارلمانی و قضایی و دولتی كشور كسی را كه صاحب تشخیص و تصمیم بوده، مسوولیت و ماموریتی غیر از پیروی از «منویات ملوكانه» داشته باشد…
نمیشناسیم و در حالی كه تمام امور مملكت از طریق صدور فرمانها انجام میشود و انتخاب نمایندگان ملت و انشای قوانین و تأسیس حزب و حتی انقلاب در كف اقتدار شخص اعلیحضرت قرار دارد كه همه اختیارات و افتخارات و بنابر این مسوولیتها را منحصر و متوجه به خود فرمودهاند این مشروحه را علیرغم خطرات سنگین…. تقدیم حضور مینماییم. بنابراین تنها راه بازگشت و رشد ایمان و شخصیت فردی و همكاری ملی و خلاصی از تنگناها و دشواریهایی كه آینده ایران را تهدید میكند ترك حكومت استبدادی، تمكین مطلق به اصول مشروطیت، احیای حقوق ملت، احترام واقعی به قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر، انصراف از حزب واحد، آزادی مطبوعات، آزادی زندانیان و تبعیدشدگان سیاسی و استقرار حكومتی است كه متكی بر اكثریت نمایندگان منتخب از طرف ملت باشد و خود را طبق قانون اساسی مسوول اداره مملكت بداند…..»
شادروان فروهر، ۲۶ دی ۱۳۵۷ و همزمان با خروج شاه از ایران، برای ملاقات با آقای خمینی راهی پاریس شد و ۱۶ روز بعد همراه او به كشور بازگشت. او بلافاصله پس از انقلاب، در ۲۴ بهمن ۱۳۵۷ در كابینه دولت موقت به ریاست شادروان مهدی بازرگان شركت كرد و ابتدا وزیر كار و سپس وزیر سیار و نماینده دولت در امور كردستان شد.
در اسفند ۱۳۵۷ از او خواستند تا به وضعیت كارگران رسیدگی كند، وی در ۳۱ خرداد ۱۳۵۸ در یك كنفرانس مطبوعاتی جدایی خود و حزب ملت ایران را از جبهه ملی ایران اعلام كرد و در اولین دوره انتخابات ریاستجمهوری كاندیدا شد و با ۱۳۳ هزار رأی (۰،۹درصد) پس از ابوالحسن بنیصدر، احمد مدنی و حسن حبیبی در رتبه چهارم قرار گرفت. فروهر در آغاز پاییز ۶۰ به زندان رفت و پنج ماه زندانی مجدد را به كارنامه سیاسیاش پس از انقلاب افزود. این بازداشتِ پنجماهه به كاهش وزن شدید او انجامید و برپایه برخی خبرها، فروهر به دستور مستقیم آقای خمینی آزاد شد، چون هم بند مصطفی خمینی در زندان شاه بود. …..و شرح همراهیهای او در زندان به گوش رهبر رسیده بود. در اوایل دهه هفتاد فروهر كوشید با حزب مردم ایران، جنبش برای آزادی مردم ایران، حزب زحمتكشان ملت ایران (نیروی سوم- منشعبان از بقایی-گروه خلیل ملكی) و حزب ملت ایران «اتحاد حزبها و نیروهای ملی ایران» را تأسیس كند كه با توجه به شرایط روز توفیق نیافت.
در اول آذر ماه ۱۳۷۷ پروانه و داریوش فروهر در خانه شخصی خود «خیابان سعدی، خیابان هدایت، كه عصری از ساعت 16 مراسمی با حضور دخترشان «پرستو»كه همه ساله بدین منظور به وطنش میآید… برگزار میشود ……» طی قتلهای سیاسی (موسوم به قتلهای زنجیرهای) با ضربات متعدد چاقو به قتل رسیدند.
قاتلان به عنوان «دانشجو-خبرنگار» و با عنوان «مصاحبه برای نشریه دانشجویی» به خانهشان رفته بودند….. روانشان شاد.