خانه یادداشت‌ها از مرگ اصلاحات تا تداوم توجیه گری و پارادایم بقاءطلبی

از مرگ اصلاحات تا تداوم توجیه گری و پارادایم بقاءطلبی

محمدعلی علیان، فعال مدنی

 خانم نرگس محمدی فعال حقوق بشر و برنده جایزه صلح نوبل، طی یادداشتی در شبکه اجتماعی ایکس اظهار داشت: “اصلاحات سالهاست که مرده است و زمان اصلاحات سالهاست که گذشته”. در واقع به عقیده ایشان جدال اصلی در عرصه سیاسی امروز ایران میان “بقاءطلبان” و “پایان خواهان” سیستم استبدادی است.
ظاهراً این اظهارات خانم محمدی که منطبق بر واقعیت های جامعه و برآیند افکار عمومی است به مذاق اصلاحطلبانی که طی ۳ دهه گذشته علیرغم همراهی نسبی بدنه اجتماعی، دستاوردهای ملموسی نداشتند خوش نیامده، نسبت به اعلام موضع صریح ایشان واکنش نشان دادند. در یکی از این دست واکنش ها، مشاور یکی از نشریات اصلاحطلب با انتقاد از لحن صریح و کلام قاطع و بی چون و چرای خانم محمدی مدعی شد که: این ادبیات شمار بسیاری از کنشگران صحنه سیاسی ایران را آزار می دهد و برازنده برنده جایزه صلح نوبل نیست!
البته ایشان توضیحات بیشتری در نقد اعلام موضع خانم محمدی و یا شرح و بسط موضوع ارائه نکرده است و مشخص نکرده است که از منظر ایشان و همفکرانشان ” شمار بسیاری از کنشگران صحنه سیاسی ایران که از اعلام مرگ جریان اصلاحات آزرده شده اند” چه کسانی هستند و به چه طیفی تعلق دارند؟ خود ایشان چندی قبل در واکنش به نامه گروهی از زندانیان سیاسی در خصوص شرایط وخیم زندان های تهران بزرگ و قرچک ضمن شماتت آنان، زندانیان به ستوه آمده را به خویشتنداری و فاصله گرفتن از ادبیات گزنده و واژه های تحریک آمیز دعوت کردند! گروه دیگری از اصلاحطلبان موسوم به روزنه گشا که قائل به مشارکت در انتخابات به هر کیفیت ممکن هستند، در بیانیه موسوم به ۱۹۱ امضایی اندکی پس از جنگ ۱۲ روزه، ضمن تخطئه مطالبات مدنی، سیاسی و اقتصادی شهروندان، “همبستگی ملی را ذیل فرماندهی واحد” قابل تحقق دانستند که در واقع به معنای نفی عاملیت مستقل شهروندان و تعریف یک سازوکار مهندسی و کانالیزه شده برای کنشگری آنان بود!
بدنیست که احزاب، گروهها، چهره ها و رسانه های اصلاحطلب بجای آزرده شدن پاسخ دهند که طی ۳ دهه گذشته در زمینه عملی کردن وعده های خود چه دستاوردی داشتند؟ آیا توانستند در حوزه سیاست خارجی، استیفای حقوق مدنی و سیاسی شهروندان، لغو نظارت استصوابی در انتخابات و کاهش تبعیض، پیگیری اصلاح رویگردهای دستگاه قضایی و امنیتی و استقلال آنها، مدیریت یکپارچه بنگاههای اقتصادی کشور، کنترل و کاهش دخالت نظامیان در اقتصاد، فرهنگ، ورزش و رسانه و…دستاورد قابل ذکری داشته باشند؟ اگر جامعه در زمینه استیفای حقوق شهروندی خود و انتخاب سبک آزادانه زندگی دستاوردهای پایدار و برگشت ناپذیری هم داشته عمدتاً به همت مقاومت کنشگران مدنی به دست آمده است و نباید آن را به پای دولت ها و احزاب اصلاحطلب فاکتور کرد!
بهتر است بخشی از اصلاحطلبان و اعتدالگرایان نزدیک به ساختار قدرت بجای تخطئه کردن کنشگری فعالان مدنی، سیاسی و فرهنگی مستقل تحت عنوان آرمانگرایی و درواقع برای توجیه کردن رویکردهای محافظه کارانه و بی اثر خود، دلایل استقبال آحاد جامعه و روشنفکران را از بیانیه موسوم به پیشنهاد برگزاری رفراندوم و تشکیل مجلس موسسان مورد واکاوی قرار دهند و بجای متهم کردن دیگران به رادیکالیسم کور به آسیب شناسی عدم توفیقات خود طی ۳ دهه گذشته بپردازند. در شرایط فعلی و بنا به یادداشت خانم محمدی، بواقع مردم زمین بازی را از پارادایم دوقطبی کاذب اصلاحطلب و غیراصلاحطلب عوض کرده اند و کسانی را که صراحت کلام دارند و با ریشه های ایجاد وضع موجود مرزبندی می کنند، ارج می نهند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن