مهدی ذاکریان
آگوستین قدیس از نام آشنایان علوم سیاسی در کتاب اعترافات، بزرگترین گناه را دوری از عشق پروردگار و عدم درک توحید میداند. راست است که هر اعتراضی، اعتراف به گناهی است برای بازگشت به زندگی بهتر! او چنین کرد و ایرانیان نیز چنین کردند! وانگهی متخصصان مدیریت بحران های سیاسی، هر اعتراضی را اعتراف به خطاهای حکمرانی و بیان واقعیت یک جامعه می دانند. اگر این دو مولفهی اعتراف به گناه و اعتراض به خطا را پارادیم اعتراضات کنونی بدانیم:
۱. اعتراف جمع وسیعی از ایرانیان نسبت به دستاوردهای بی نظیر ایران طی نیمه نخست ۱۳۰۰ خورشیدی است.
۲. رویگردانی از حکمرانی است که با وعده جمهوریت(تعیین سرنوشت توسط اراده مردم) و عدالت اسلامی، سبب حکمرانی سیاه و روزگار نابسامان ایرانیان شده اند.
گناه اول ناسپاسی نسبت به دستاوردهای اقتصادی، فرهنگی، حقوقی و بین المللی بود و دوم، اعتراض به حکمرانان کنونی در انباشت فساد، اختلاس، رانت، ناشایستگی، انزوای بین المللی، نقض گسترده حقوق بشر و ….
به باورم حضور خیل عظیمی از مردم در اعتراضات دی ماه به رغم تهدید به سرکوب، بیانگر خرد جمعی ایرانیان در تایید مشروطیت(محدود و پاسخگو کردن قدرت) و اراده اعتراض به شیوهی حکمرانی بود.
چندین هزار نفر در این اعتراض و اعتراف؛ به ناحق جان خود را در راه آزادی و اعتلای میهن از دست دادند. این امر خود بیانگر ناتوانی و ناشایستگی حکمرانان جمهوری اسلامی در حفاظت و صیانت از جان مردم است و اتفاقا تأییدی دوباره بر همان اعتراضات مردمی!