تحریریه اقتصادی هموطن
خبر ادغام بانک آینده در بانک ملی، هر چند برای بخش عمدهای از جامعه اهمیت داشت، اما شوکی به مردم وارد نکرد؛ زیرا این نخستین بار نیست که چنین اتفاقی در ساختار بحرانی بانکی کشور رخ میدهد. ورود قاضیالقضات به ماجرای بانک آینده و ادغام آن در کمتر از ۲۴ ساعت، نشان از یک واقعیت دارد: سیستم نابسامان بانکی ایران در آستانهی بحرانی است که دیگر نمیتوان آن را با آمارسازی و پنهانکاری پوشاند.
تحلیلگران اقتصادی معتقدند که ورشکستگی خزنده بانکها، بدهیهای انباشتهی دولت و حمله سایبری اخیر، یک حقیقت تلخ را نشان میدهد: پول مردم در نظامی گرفتار شده که هم بیمار است و هم درمان ندارد.
امروز در لایههای نظام بانکی ایران زخمهایی مزمن وجود دارد که نیاز به درمان فوری دارند، اما چگونه وقتی وامهای معوقه پرداخت نمیشوند، بدهکاران بدون پاسخگویی زندگی میکنند و نهادهای نظارتی تنها روی کاغذ فعالاند؟ زیرساخت فناوری هم در سال ۲۰۲۵ نه تنها توسعه نیافته، بلکه نسبت به دهه پیش عقبتر است؛ هر چند بخشی از این عقبماندگی به سیاستهای داخلی و بینالمللی اشتباه گره خورده است.
بانکها دیگر صرفاً «مؤسسه مالی» نیستند، بلکه به خزانه پنهان دولت تبدیل شدهاند؛ دولتی که کسری بودجهاش را با سپردههای مردم جبران میکند.
جالب است بدانید که کمتر از یک روز پس از خبر ادغام بانک آینده، گفته شد که چند بانک دیگر مانند دی، ایران زمین و سرمایه هم ممکن است به سرنوشت مشابه دچار شوند. هر چند این خبر رسمی نیست، اما نشان میدهد سرمایه آنها یا منفی شده یا به قدری پایین آمده که در صورت برداشت گسترده سپردهها (Bank Run) قادر به پرداخت به مشتریان نخواهند بود.
کارشناسان اقتصادی مقصر این وضعیت را بانک مرکزی و شخص فرزین میدانند؛ هر چند او در دو روز گذشته به عنوان منتقد وارد شده و حتی صحبتهای او پس از اعلام خبر، حاوی کنایهای به غلامحسین اژهای بود که از نگاه خبرنگاران دور نماند.
بحران امروز یکشبه ایجاد نشده است؛ سالها سیاست پولی بیمحابا، تبدیل بانکها به حیات خلوت قدرت و سکوت رسانهها در برابر فساد ساختاری، ما را به این نقطه رسانده است. اما میتوان از همین نقطه آغاز کرد؛ با شفافیت، گفتن حقیقت و مطالبه پاسخگویی.
نکته مهم این است که بانکها شاید بتوانند برای مدتی ورشکستگی را پنهان کنند، اما اعتماد عمومی — وقتی از دست برود — دیگر بازنمیگردد.