یادداشت سردبیر/ یارا خاتمی
امروز ششم فروردین و ۲۷ روز جنگ، باورم نمیشود که این روزها را زندگی میکنیم روزهایی پر از استرس، استرس، استرس و هر لحظه به این فک میکنی که آلان که صدای پدافند و جنگنده میاد باید منتظر یک صدای مهیب و در نهایت تخریب و کشته شدن انسانهایی باشی که ناجوانمردانه حق زندگی از آنها گرفته میشود.
بیچاره هموطنانم دلم برای مردمم میسوزد که سالهاست روی خوش ندیدند، فکر میکردند از حوادث ۸۸ بدتر نداریم، ۹۸ را دیدند، فکر میکردند از آبان ۹۸ بدتر نداریم، ۱۴۰۱ را دیدند، باز هم گفتند خوب دیگر از این بدتر نداریم اما جنگ ۱۲ روزه را دیدند و گفتند این دیگر آخرش است اما نبود، واقعا نبود. حتما خودتان حدس زدید که میخواهم از چه زمانی حرف بزنم؛ از ۱۸ و ۱۹ دی از آن دو روزی که تا ابد در حافظه تاریخ خواهد ماند، حتما آیندگان از این دو روز خیلی حرف خواهند زد و حتی نسل کنونی هم آن دو روز و ۴۰ هزار کشته را فراموش نمیکنند.
بی اغراق میگویم زخم عمیق دی ماه آنقدر زیاد است که حالا وسط جنگ میان صدای پدافند و جنگنده باز هم به کشته شدههای دی ماه فکر می کنم نه من همه، گویی این جنگ با همه عظمت و نگرانی و ترسش در ششم فروردین عادی شده، اما ماجراهای دی هیچ وقت عادی نمیشود ، این نتیجه ای است که نه امروز از چندین روز پیش به آن رسیدم و با خودم تکرار می کنم بیچاره مردمم، دلم برای مردمم میسوزد.