سردبیر/ یارا خاتمی
طبق تقویم دقیقا یک روز و چند ساعت مانده تا چهارشنبه سوری، شاید خیلی ها بگویید چهارشنبه چه سوری، آن هم در میان دود و آتش و بمباران؛ اما گفتم شاید بد نباشد برای رهایی ذهن از اتفاق ها و صداهایی که گاه می گویند صدای پدافند است گاه میگویند صدای پهپاد، آیین چهارشنبه سوری را با هم مرور کنیم و یادی کنیم از روزهایی که فارغ از غم دنیا و دور از جنگ با چه ذوقی این روزها را میگذارندیم و به دنبال خرید شب عید و سفره هفت سین و ماهی قرمز و ماهی برای سفره ناهار و شام و…. بودیم اما حالا هم میتوانیم زیر صدای هواپیماهای آمریکا اسراییلی دور هم جمع شویم، حرف بزنیم حرف بزنیم و حرف بزنیم و به قول امروزها تراپی کنیم.
برای نسل جوانی که شاید نداند که دقیقا چهارشنبه سوری از کجا آمده باید عرض کنم که چهارشنبهسوری جشنی ایرانی است که در آخرین سهشنبه شب سال برگزار میشود. واژه «سور» در زبان پهلوی به معنای «سرخ» آمده و در فارسی عامیانه نیز به معنای جشن و شادی به کار میرود؛ بنابراین چهارشنبهسوری را میتوان «چهارشنبه سرخ» یا «جشن چهارشنبه» معنا کرد که اشارهای مستقیم به افروختن آتش دارد.
درباره خاستگاه این آیین دیدگاههای مختلفی مطرح شده است. برخی پژوهشگران آن را مرتبط با جایگاه والای آتش در آیین زرتشتی و سنتهای ایران باستان میدانند و آن را همریشه با جشنهایی همچون جشن سده معرفی میکنند. در مقابل، برخی دیگر معتقدند شکل کنونی این جشن پس از ورود اسلام به ایران تثبیت شده و تحتتأثیر باورهای مربوط به نحسی روز چهارشنبه در فرهنگ عربی گسترش یافته است.
با وجود اختلافنظرها درباره منشأ دقیق آن، چهارشنبهسوری امروزه بهعنوان نمادی از شادی، همبستگی اجتماعی و امید به آینده در فرهنگ ایرانی شناخته میشود.
جالب است بدانید که در قدیم آیینهای این جشن با امروز زمین تا آسمان فرق داشت و از صدای ترقه و بمبهایی که این سالها ترکیده میشود و هر سال هم کلی کشته و زخمی و دست و پا قطع شده دارد خبری نبود.
مثلا یکی از آن رسمها که خیلی هم طرفدار داشت ،پریدن از روی آتش بود به تعبیری مهمترین رسم این شب، افروختن آتش با هیزمهای خشک و پریدن از روی آن است. شرکتکنندگان هنگام پریدن، جملاتی مانند «زردی من از تو، سرخی تو از من» را بر زبان میآورند تا بیماری و غم را به آتش بسپارند و تندرستی و نشاط را از آن بگیرند.
یک رسم جذاب دیگر قاشقزنی بود
در این رسم، جوانان با پوشاندن چهره خود، با قاشق به کاسه یا قابلمه میکوبند و به در خانهها میروند. صاحبخانه نیز با دادن آجیل، شیرینی یا پول از آنان پذیرایی میکند.
تهیه و تقسیم آجیل نذری که معمولاً شامل خشکبارهایی مانند گردو، کشمش و کنجد است، از دیگر سنتهای این شب بهشمار میرود. باور عمومی بر این است که خوردن این آجیل باعث گشایش در کارها میشودو بعضی ها هم اعتقاد زیادی به پخت آش و مراسم خانوادگی داشتند، در بسیاری از مناطق، خانوادهها آش نذری میپزند و میان همسایگان تقسیم میکنند و بعد هم دور هم مینشینند حافظ می خوانند و فال میگیرند.
حالا در این روزها میتوانیم به جای ایجاد صداهای ناشی از ترقه و مواد منفجره که باعث رعب و وحشت مردم میشود دوباره این رسمها را زنده کنیم، دور همجمع شویم و برای رسیدن به روزهای طلایی و آینده ای روشن برای ایران عزیز دعا کنیم.