خانه یادداشت ویژه هموطن آب جنگ از آسیاب افتاد؟ بازگشت حاکمیت به تنظیمات کارخانه با تشدید بازداشت‌های فله‌‎ای!

آب جنگ از آسیاب افتاد؟ بازگشت حاکمیت به تنظیمات کارخانه با تشدید بازداشت‌های فله‌‎ای!

اختصاصی هم وطن/ گروه سیاسی سید امیر موسوی
 
در حالی که تازه بیش از 150 روز از حمله اسرائیل به خاک ایران گذشته، گویی درهای حاکمیت به همان پاشنه‌های قبلی بازگشته و اهالی هسته سخت قدرت که علی‌الظاهر، آب‌های جنگ و شرایط بحرانی مترتب از ناحیه آن بر بنیان‌های حکمرانی خود را از آسیاب وضعیت کنونی، افتاده می‌بینند، شعارهای پرطمطراق اتحاد ملی، انسجام میهنی، همه برای ایران، ای ایران بخوان و اقسام سرودهای حماسی را به قفسه خاطرات منتقل کرده‌اند و باز به خوی پیشین خود رجوع کرده‌اند.
لابد می‌پرسید؛ چطور؟ پاسخ به این سوال، مستلزم مروری تیتروار بر ماوقعی است که از بامداد دوم تیرماه و آتش بس با نتانیاهو بر کشور و عرصه عمومی آن از ناحیه اقدامات حاکمیت کشور گذشته است. با حمله ارتش اسرائیل به کشور بود که به یکباره، «ایران» در گفتمان عمومی ارکان نظام از صدر تا ذیل آن، هایلایت شد و کوچه و خیابان و بیلبردهای شهری و نهایتا، قاب رنگ و رو رفته تلویزیون دولتی مملکت، پر شد از شعارهای ملی و میهنی و تاکید بر لزوم اهتمام همه آحاد ملت بر وطن و حفاظت از آن!
از رهبری نظام که تا همین آخرین پیام تبریک نوروزی خود نیز حتی از اشاره‌ای لفظی به وطن و وطن‌پرستی و بگویید؛ قرار دادن یک تنگ ماهی و سبزه هفت‌سین در مقابل دوربین تحفظ به خرج می‌داد تا گروه‌ها، طیف‌ها و رسانه‌های اصولگرا و اقلیت ایدئولوژی‌زده هواخواه‌شان که هر بار برای هر اتفاقی در خارج از مرزهای وطن، سینه چاک کرده و راهپیمایی حکومتی با خرج بیت‌المال برگزار کردند و به وقت همدردی با هموطنان خودشان که شد، رو برگرداندند که نه خانی آمده و نه خانی رفته!
انگار نه انگار که همین چندی پیش، بنرهای عریض و طویل اشعار وطن‌پرستانه زاکانی و اهالی بلدیه، در و دیوارهای پایتخت مملکت را قرق کرده و انواع مجسمه‌ها و نمادهای هخامنشی و ساسانی و دیگر پادشاهان تاریخ دیرپای ایران، ملعبه و دستاویز این قماش و نزاع برای بقای‌شان شده بود. انگار نه انگار که همین چند صباح قبل، مداح هفت‌تیرکشی که هر بار در هر بزنگاهی ردای مرشدی سیاست‌ورز بر تن کرده و با رکیک‌ترین الفاظ، هموطنان خود را برای مطالبه حقوق بدیهی‌شان می‌نواخت به یکباره، ای ایران ایرانش به فرموده گل کرده بود و سر از ایستگاه‌های صلواتی راهپیمایی‌های حکومتی درمی‌آورد!
حالا اما، ظاهرا و همانطور که پیش‌تر اشاره داشتم، آب‌های تشویش از جنگ دوباره و فروپاشی با دخالت بیگانه از آسیاب فروافتاده و حضرات و مامورین خوفیه و امنیه‌شان، دوباره شمشیر عناد با جامعه را تیز کرده‌اند. از انواع بدرفتاری‌های غیرانسانی و ضد حقوق بشری با زندانیان جنگ‌زده آواره در زندان‌های تهران بزرگ و زندان زنان قرچک بگیر تا احضاریه‌ها و تماس‌های امنیتی با فعالین سیاسی و مدنی به مضحک‌ترین و بی‌پایه‌ترین بهانه‌ها.
از بستن و بگیر و ببند رسانه‌هایی نظیر انتخاب، رکنا، آسیا، دیدارنیوز و روزنامه هم‌میهن گرفته تا احضار دم به دم خبرنگاران و روزنامه‌نگاران به فلان دستگاه امنیتی و بهمان مرجع قضائی! رفتارهایی که صدای انجمن صنفی روزنامه‌نگاران استان تهران را هم درآورد و این انجمن با صدور بیانیه‌ای نوشت؛ «انجمن صنفی روزنامه‌نگاران توقیف و تحدید رسانه‌های مستقل به دلیل فشارهای گوناگون و به شیوه‌های غیرقانونی و خارج از رویه‌های متعارف را محکوم می‌کند و از دولت و به‌ویژه آن بخش از آن که عهده‌دار ارتباط با رسانه‌هاست می‌خواهد که بر مواضع قانونی و دفاع از انتشار رسانه‌های مستقل بایستد؛ چیزی که متاسفانه اثر نمایانی از آن رفتار دولت به چشم نمی‌خورد.»
آقایان تازه از پستو به بیرون آمده، حال به تشویش هیجان‌زده‌ای، یک بار هوس حجاب‌بانی دوباره به سرشان می‌زند و بنای کندن پوست از سر بی‌حجاب‌ها کرده-اظهارات سردار حسن‌نیا، فرمانده سابق نظامی در استان مازندران-و یک بار، در صفحات مجازی خوانندگان زن و دختر این سرزمین را به شکل مشمئزکننده‌ای به یکباره تخته می‌کنند. یک بار خبر از تجهیز و ساماندهی 80 هزار آمر به معروف از پستوهای حکومت به مانند تازیانه‌ای بر روان جامعه فرود می‌آید و یک بار با بازداشت یک زندانی عزادار و مصلح چون مصطفی تاجزاده، آن هم با قشون‌کشی ده‌ها نفری، عقده‌های فروخرده شکست‌های شرم‌‎آور امنیتی پیشین در تجاوز دوازده روزه رژیم اسرائیل به خاک مملکت را خالی می‌کنند.
دومینوی این بازگشت به تنظیمات کارخانه و برگشتن حضرات به اصل دگرآزارشان، حالا به بازداشت‌های فله‌ای دلسوزان، فعالین و کنشگران سیاسی، اجتماعی رسیده است.
یک بار، خبر از بازداشت علیرضا سرلک، پسرعمومی امید سرلک جوان تازه جان داده لرستانی با ضرب و شتم فراوان به گوش می‌رسد و یک بار محمد مالجو، محقق و کنشگر مستقل از سوال، جواب‌های برادران به ستوه آمده و اعلام می‌کند که توان جسمی و فکری برای احضار دوباره ندارد.
روزی، خبر از وضعیت نگران‌کننده طاهر نقوی، وکیل محبوس در زندان اوین رو صفحات خبری نقش می‌بنند و دوباره همان روز، مخاطبین با وضعیت نگران‌کننده جسمی آیدا نجف‌لو به دلیل شکستگی ستون فقرات روبرو می‌شوند. یک بار خبر بازداشت‌های سریالی شهروندان بهایی، نقل محافل سیاسی و مدنی است و دگر بار، خبر بازداشت پرویز صداقت، اقتصاددان برجسته!
از بازداشت‌های شتاب‌زده و بی‌حساب و کتاب نویسندگان و مترجمانی نظیر شیرین کریمی، نویسنده، مهسا اسدالله، جامعه‌شناس، مهرنوش عبداللهی و مینو روزه‌دار فعالین مدنی گرفته تا بازداشت هانیه شریعتی، تکواندوکار به دلیل انجام حرکات ورزشی نمایشی، بدون حجاب اجباری! اخیرا هم که خبر آمده که کیوان مهتدی، فعال سیاسی و نویسنده که پیش‌تر نیز سابقه زندان سیاسی در کارنامه داشته و همسر آنیشا اسداللهی، نویسنده محبوس در زندان زنان قرچک است، بازداشت شده و الحمدلله که حضرات، باز یکی دیگر از مشکلات ملک و مملکت را به این منوال حل کرده‌اند، لابد!
آقایانی که همین چند صباح پیش، ارتش بیگانه، بیش از سی نفر از فرماندهان تراز اول مملکت‌شان را در چند ساعت مورد اصابت قرار داده و بیخ گوش‌شان در نزدیکی پایتخت، شرکت ساخت ریزپرنده برای زدن دانشمندان هسته‌ای و نیروهای نظامی‌ تاسیس کرده بود به جای شرم و دست کم، چند مدتی دست بر داشتن از اذیت و آزار مردم و صد البته، واکاوی چرایی وقوع این شکست مفتضحانه امنیتی، باز قدم در مسیری گذاشته‌اند که تنها آن را بلدند و لاغیر! برخوردهای فله‌ای یا به زعم خودشان، گازانبری با دانشجو، فعال سیاسی و مدنی و روزنامه‌نگاران.
روش و رویکرد نخ نما و آزموده‌ای که کارنامه مردودی‌اش خیلی پیش از این‌ها به آدرس‌شان ارسال شد و اگر در خانه کس بود، همین یک فقره بس بود!

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن