خانه بین الملل جنگ، انتخابات و قیمتِ ناامنی

جنگ، انتخابات و قیمتِ ناامنی

احتمال بازگشت جنگ به ایران دیگر یک سناریوی انتزاعی نیست. آماده‌سازی‌های نظامی، اظهارات تهدیدآمیز و تبادل پیام‌های پنهان دیپلماتیک نشان می‌دهد منطقه در آستانه‌ای شکننده ایستاده است.

یادداشت سردبیر| حسین زمان

احتمال بازگشت جنگ به ایران دیگر یک سناریوی انتزاعی نیست. آماده‌سازی‌های نظامی، اظهارات تهدیدآمیز و تبادل پیام‌های پنهان دیپلماتیک نشان می‌دهد منطقه در آستانه‌ای شکننده ایستاده است. اما خطر اصلی فقط شلیک موشک نیست؛ خطر اصلی آن است که جنگ به ابزاری برای مدیریت انتخابات، فشار اقتصادی و بازتعریف قدرت تبدیل شود.

وضعیت امروز


گزارش‌های متعدد حاکی‌اند آمریکا و اسرائیل طرح‌هایی برای عملیاتی «کوتاه اما شدید» علیه ایران تدوین کرده‌اند؛ اهدافی مانند تأسیسات هسته‌ای، زیرساخت انرژی و توان موشکی و پهپادی ایران در فهرست احتمالی قرار دارد. در همین حال، دونالد ترامپ گفته هنوز حمله‌ای امروز انجام نمی‌شود، اما گزینه نظامی را از میز خارج نکرده و هم‌زمان از امکان توافق سخن گفته است.
ایران نیز می‌گوید پیام‌هایی میان تهران و واشنگتن در جریان است و به دیپلماسی «باز» است؛ اما مقام‌های نظامی‌اش تهدید کرده‌اند هر حمله تازه‌ای با پاسخی شدیدتر از گذشته روبه‌رو خواهد شد. این وضعیت، توازنی ناپایدار است: نه جنگ قطعی است، نه صلح.

جنگ به‌مثابه ابزار سیاسی


انتقاد اصلی به این صحنه آن است که زمان‌بندی احتمالی عملیات، بیش از حد با تقویم انتخاباتی گره خورده است. اسرائیل ۲۷ اکتبر و آمریکا ۳ نوامبر انتخابات دارند و برخی گزارش‌ها از پنجره زمانی پس از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا برای احتمال حمله سخن می‌گویند. وقتی تصمیم جنگ و صلح در سایه رقابت انتخاباتی گرفته شود، خطر اینکه منطق امنیت ملی قربانی محاسبات داخلی شود، جدی است.
این نکته فقط درباره واشنگتن و تل‌آویو صادق نیست. در تهران نیز هرگونه واکنش نظامی باید با دقت سنجیده شود؛ پاسخ تهاجمی می‌تواند بهانه‌ای برای تشدید حمله، تحریم‌های گسترده‌تر و فشار بر اقتصاد فرسوده ایران فراهم کند. جنگ برای هیچ‌یک از طرف‌ها «راه‌حل» نیست؛ برای مردم ایران و منطقه، هزینه مستقیم است.

هزینه‌ای که همه می‌پردازند


تجربه ماه‌ها درگیری نشان داده که حمله به ایران فقط یک مسئله دوجانبه نیست. دورهای پیشین حملات، قیمت انرژی و تورم جهانی را بالا برده، امنیت خاورمیانه را تضعیف کرده و ذخایر موشک‌های ضدموشک آمریکا را تحت فشار گذاشته است. تنگه هرمز نیز همچنان نقطه‌ای حساس و مورد مناقشه است؛ هر بحران در این آبراه می‌تواند به شوک نفتی، تورم و ناامنی دریایی در سطح جهانی بینجامد.
برای ایران، پیامد انسانی و اقتصادی جنگ از هر محاسبه راهبردی مهم‌تر است: آسیب به زیرساخت‌ها، فرسایش بیشتر قدرت خرید مردم، مهاجرت سرمایه و انسان، و عمیق‌تر شدن شکاف میان دولت و جامعه. جنگ ممکن است حاکمان را موقتاً متحد کند، اما جامعه را فقیرتر، ناامن‌تر و خسته‌تر می‌کند.

آنچه باید گفته شود


مسئولان ایران باید از دو خطا پرهیز کنند: نخست، کوچک‌شمردن خطر و فروختن «ما در امانیم» به مردم؛ دوم، تبدیل تهدید خارجی به بهانه برای سرکوب داخلی، محدودکردن فضای عمومی و پنهان‌کردن ضعف‌های اقتصادی و مدیریتی. امنیت ملی بدون امنیت شهروندان معنا ندارد.
در مقابل، واشنگتن و تل‌آویو نیز باید بدانند که حمله تازه، حتی اگر «محدود» نامیده شود، لزوماً به امتیاز دیپلماتیک نمی‌انجامد. فشار نظامی می‌تواند اقتصاد را زخمی‌تر کند، اما اراده سیاسی، ثبات داخلی و راه‌حل پایدار را نمی‌سازد.

احتمال جنگ واقعی است، اما سرنوشت‌ساز نیست؛ آنچه سرنوشت‌ساز است، انتخاب میان منطق جنگ و منطق گفت‌وگوست. دیپلماسی نباید به نمایشی برای کسب زمان تبدیل شود و تهدید هم نباید جایگزین سیاست شود. در این لحظه، مسئولیت تاریخی همه طرف‌ها به‌ویژه تهران، واشنگتن و تل‌آویو این است که از تبدیل خاورمیانه به میدان آزمون قدرت جلوگیری کنند؛ زیرا اولین و آخرین بازنده هر جنگ، مردم هستند.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن