خانه یادداشت‌هاآذر منصوری از زخم‌های جنگ تا ضرورت صلح و توسعه

 سیستان و بلوچستان را دریابیم

از زخم‌های جنگ تا ضرورت صلح و توسعه

سال گذشته، درست یک روز پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه، برای شرکت در نشست هفته تشکیلاتی حزب اتحاد به زاهدان رفتم. قرار بود پس از پایان نشست به تهران بازگردم، اما تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل، معادلات را تغییر داد و جنگی آغاز شد که اگرچه پس از ۱۲ روز به آتش‌بسی موقت رسید، مناقشه‌ای که بستر آن را فراهم کرده بود، همچنان ادامه دارد و این روز ها نیز نگرانی از شروع مجدد آن بیشتر شده است.

آذر منصوری

سال گذشته، درست یک روز پیش از آغاز جنگ ۱۲ روزه، برای شرکت در نشست هفته تشکیلاتی حزب اتحاد به زاهدان رفتم. قرار بود پس از پایان نشست به تهران بازگردم، اما تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل، معادلات را تغییر داد و جنگی آغاز شد که اگرچه پس از ۱۲ روز به آتش‌بسی موقت رسید، مناقشه‌ای که بستر آن را فراهم کرده بود، همچنان ادامه دارد و این روز ها نیز نگرانی از شروع مجدد آن بیشتر شده است.

در فرصتی که پیش از آغاز جنگ فراهم شد، به اتفاق چند تن از دوستان حزبی، سری به یکی از بازارهای زاهدان زدیم. دیدن زندگی مردم، ظرفیت‌های این استان پهناور و در عین حال محرومیت‌هایی که با وجود موقعیت راهبردی و مرزهای گسترده‌اش با آن دست‌به‌گریبان است، مرا به فکر نوشتن یادداشتی درباره ضرورت توسعه سیستان‌وبلوچستان انداخت. جنگ اما مجال نداد؛ گویی بار دیگر مسئله‌ای حیاتی در هیاهوی مناقشه‌ها به حاشیه رفت.

امروز، با گذشت ماه‌ها از آن سفر، نه‌تنها ضرورت پرداختن به توسعه این استان کمتر نشده، بلکه با گسترش تحرکات گروه‌های مسلح و وقوع ترورها، اهمیت آن دوچندان شده است. مقابله با خشونت و تروریسم ضرورتی انکارناپذیر است، اما امنیت پایدار را نمی‌توان تنها با ابزارهای نظامی و انتظامی تأمین کرد. امنیت زمانی ریشه‌دار می‌شود که مردم، خود را در سرنوشت کشور سهیم بدانند، از فرصت‌های برابر برخوردار باشند و توسعه را در زندگی روزمره خود لمس کنند.

سیستان‌وبلوچستان با طولانی‌ترین مرزهای کشور، موقعیت ممتاز تجاری و ترانزیتی، ظرفیت‌های بندری، معدنی و انسانی، می‌تواند یکی از کانون‌های مهم توسعه ایران باشد. بااین‌حال، سال‌ها محرومیت، بیکاری، کمبود زیرساخت‌ها و احساس تبعیض، فاصله‌ای میان ظرفیت‌های این سرزمین و واقعیت زندگی بخشی از مردم آن ایجاد کرده است. پر کردن این فاصله، لطف به این منطقه نیست، بلکه ضرورتی برای منافع ملی و امنیت پایدار ایران است.

البته که نمی‌توان از زخم عمیق جمعی برآمده از فاجعه جمعه خونین زاهدان در سی‌ام شهریور ۱۴۰۱ و حوادث اطراف مسجد مکی سخن نگفت؛ زخمی که آثار آن همچنان در حافظه مردم باقی است. ترمیم این زخم، به رسمیت شناختن رنج خانواده‌های قربانیان، شنیدن صدای مردم و بازسازی اعتماد عمومی را می‌طلبد. تلاش‌های مهندس بیحار استاندار سخت‌کوش سیستان‌وبلوچستان برای نزدیک کردن فاصله‌ها و ترمیم شکاف‌های اجتماعی، در صورتی که با حمایت جدی دولت و اختیارات و منابع کافی همراه شود، می‌تواند گامی مؤثر در این مسیر باشد.

همچنین ظرفیت اجتماعی و مذهبی مولوی عبدالحمید را نباید نادیده گرفت. در جامعه‌ای با تنوع قومی و مذهبی ایران، شخصیت‌های مورد اعتماد مردم می‌توانند در تقویت گفت‌وگو، کاهش تنش‌ها و جلوگیری از گسترش خشونت نقشی مؤثر ایفا کنند. به نظرم بهره‌گیری از این ظرفیت‌ها، به رسمیت شناختن سرمایه های اجتماعی کشور و توان آنها در ترمیم شکاف دولت_ملت است.

با توجه به واقعیت هایی که غیرقابل انکار است و بخشی از آن گفته شد،ایران امروز بیش از همیشه به پایان جنگ و حرکت به سوی صلحی پایدار نیاز دارد؛ صلحی که تنها به توقف درگیری نظامی محدود نماند و در داخل نیز با کاهش تبعیض، تقویت اعتماد عمومی و فراهم کردن زمینه مشارکت همه ایرانیان همراه شود. بنابراین ادامه مناقشه خارجی، منابع و فرصت‌های کشور را فرسوده می‌کند و امکان پرداختن به مسائل انباشته‌شده جامعه را کاهش می‌دهد.

توسعه پایدار، توزیع عادلانه فرصت‌ها و به رسمیت شناختن تنوع اجتماعی، مکمل یکدیگرند و هیچ‌یک را نمی‌توان به آینده‌ای نامعلوم موکول کرد. ایران برای عبور از بحران‌های امروز، به جای بازتولید چرخه خشونت و ناامنی، به صلح، اعتماد و اراده‌ای ملی برای توسعه نیاز دارد؛ اراده‌ای که سیستان‌وبلوچستان باید یکی از مهم‌ترین میدان‌های تحقق آن باشد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن