اختصاصی گروه سیاسی/ سپهر بابایی
برگزاری رویداد هنری «روایت رحمت» در تهران، همزمان با هفته وحدت، در نگاه اول میتواند صرفاً یک برنامه فرهنگی دیگر در تقویم رسمی جمهوری اسلامی باشد. اما این رویداد، وقتی در کنار ساختار بودجه فرهنگی و مذهبی جمهوری اسلامی قرار میگیرد، پرسش بزرگتری را مطرح میکند: حکومت ایران منابع عمومی را برای چه نوع فرهنگی هزینه میکند و چه کسی درباره این انتخابها تصمیم میگیرد؟
«روایت رحمت» از چهارشنبه چهارم تا شنبه هفتم شهریور در محوطه تئاتر شهر برگزار میشود و هنرمندانی از حوزههای موسیقی، تئاتر و هنرهای تجسمی در آن حضور دارند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی این برنامه را در ارتباط با هفته وحدت و هزار و پانصدمین سال ولادت پیامبر اسلام معرفی کرده است.
بحث بر سر برگزاری یک رویداد مذهبی یا هنری نیست. مسئله اصلی نسبت میان بودجه عمومی، فرهنگ رسمی و انتخابهای ایدئولوژیک حکومت است.
صدها میلیارد تومان برای نهادهای دینی
یکی از نقاط قابل توجه در بودجه هر ساله جمهوری اسلامی، اعتبار اختصاصیافته به مجموعهای از نهادهای حوزوی و تبلیغاتی است. بر اساس بررسیهای منتشرشده از لایحه بودجه سال ۱۴۰۵، ۹ نهاد اصلی حوزوی حدود ۳۱ هزار میلیارد تومان اعتبار دریافت میکنند.
در میان این ردیفها، مرکز خدمات حوزههای علمیه حدود ۱۶.۴هزار میلیارد تومان و شورای عالی حوزههای علمیه حدود ۷.۴۵هزار میلیارد تومان اعتبار دارند. برای سازمان تبلیغات اسلامی و مجموعههای زیرمجموعه آن نیز در لایحه دولت حدود ۶.۷۷ هزار میلیارد تومان پیشبینی شده است.
این ارقام تنها زمانی معنا پیدا میکنند که پرسیده شود: در کشوری که با کسری بودجه، تورم، کاهش قدرت خرید و بحران معیشتی دستوپنجه نرم میکند، اولویت اختصاص منابع عمومی چیست؟
البته مقایسه ساده بودجه نهادهای دینی با کل بودجه کشور میتواند گمراهکننده باشد. همه این ارقام الزاماً از یک محل تأمین نمیشوند و همه آنها نیز صرفاً «تبلیغ مذهبی» نیستند. اما اصل مسئله پابرجاست: بخشی قابل توجه از منابع عمومی به نهادهایی اختصاص مییابد که مأموریت آنها با آموزش دینی، تبلیغ مذهبی و سیاستگذاری فرهنگی رسمی جمهوری اسلامی پیوند دارد.
از سوی دیگر، بسیاری از نهادهای فرهنگی مستقل، هنرمندان و فعالان عرصه فرهنگ با محدودیتهای اقتصادی و دشواری دسترسی به منابع روبهرو هستند. بنابراین سؤال فقط این نیست که «چقدر پول برای فرهنگ هزینه میشود»؛ سؤال مهمتر این است که چه کسی تعیین میکند کدام فرهنگ شایسته دریافت پول عمومی است؟
فرهنگ برای جامعه یا فرهنگ برای نظام؟
رویداد «روایت رحمت» نمونهای از پیوند مستقیم سیاست فرهنگی رسمی با مناسبتهای مذهبی است. این برنامه با مشارکت حوزههای مختلف هنری برگزار میشود، اما چارچوب و مناسبت آن از سوی ساختار رسمی فرهنگی جمهوری اسلامی تعریف شده است.
این مدل سیاستگذاری سالهاست یکی از ویژگیهای فرهنگ رسمی ایران است: حکومت نهتنها برای فرهنگ بودجه اختصاص میدهد، بلکه در بسیاری موارد موضوع، چارچوب و پیام مطلوب آن فرهنگ را نیز تعیین میکند.
مشکل از جایی آغاز میشود که بودجه عمومی به ابزاری برای تقویت یک قرائت خاص از فرهنگ تبدیل شود، در حالی که بخش بزرگی از جامعه ممکن است چنین اولویتهایی را انتخاب نکرده باشد.
در یک نظام فرهنگی سالم، دولت میتواند از هنر حمایت کند؛ اما حمایت دولتی نباید به معنای تبدیل هنرمند به مجری سیاست فرهنگی حکومت باشد. معیار تخصیص بودجه باید تا حد امکان شفاف، قابل سنجش و مستقل از وفاداری ایدئولوژیک باشد.
پرسش ساده است: اگر دولت برای تولید یک برنامه مذهبی، جشنواره یا رویداد ایدئولوژیک منابع عمومی دارد، چرا هنرمند مستقلی که میخواهد تئاتر، موسیقی یا فیلمی خارج از چارچوب رسمی تولید کند، باید برای مجوز و تأمین مالی با موانع بیشتری روبهرو شود؟
مسئله حق انتخاب فرهنگی است
منتقدان جمهوری اسلامی معمولاً وقتی درباره بودجه نهادهای مذهبی صحبت میکنند، با این پاسخ مواجه میشوند که «دین بخشی از فرهنگ ایران است». این گزاره در اصل قابل انکار نیست. دین بخشی از تاریخ و فرهنگ ایران است؛ همانطور که موسیقی، ادبیات، سینما، هنرهای تجسمی، میراث پیشااسلامی و فرهنگهای متنوع قومی و محلی نیز بخشی از فرهنگ ایراناند.
اما پول عمومی نباید به معنای اولویت مطلق یک بخش از فرهنگ بر سایر بخشها باشد.
مسئله زمانی جدیتر میشود که حکومت همزمان از یک سو میلیاردها تومان برای نهادهای دینی و تبلیغاتی اختصاص دهد و از سوی دیگر، برای فعالیتهای فرهنگی خارج از چارچوب رسمی محدودیت ایجاد کند.
حتی در خود بودجه فرهنگی، این پرسش وجود دارد که منابع تا چه اندازه به تولید واقعی هنر و تا چه اندازه به ساختارهای اداری و تبلیغاتی اختصاص مییابد. برای نمونه، در بودجه ۱۴۰۵ رقم ۷۰۰میلیارد تومان برای حمایت از بازیهای رایانهای در نظر گرفته شده؛ در حالی که کارشناسان درباره فاصله سرمایهگذاری داخلی با ابعاد بازار بازی و حضور گسترده محصولات خارجی هشدار دادهاند.
در چنین شرایطی، مسئله «روایت رحمت» دیگر فقط یک رویداد چهارروزه در تئاتر شهر نیست. این برنامه میتواند بهانهای برای طرح یک پرسش بنیادی درباره سیاست فرهنگی جمهوری اسلامی باشد: آیا دولت قرار است حامی فرهنگ متنوع یک جامعه باشد یا تأمینکننده مالی فرهنگ مورد تأیید حکومت؟
اگر جمهوری اسلامی واقعاً به فرهنگ اهمیت میدهد، پاسخ این پرسش باید در اعداد بودجه، سازوکار توزیع منابع و میزان آزادی هنرمندان دیده شود؛ نه فقط در تعداد جشنوارهها و رویدادهای رسمی.
در نهایت، بحث بر سر مخالفت با دین یا برگزاری مراسم مذهبی نیست. بحث بر سر پول عمومی و حق انتخاب مردم است. مالیات و منابع ملی متعلق به همه شهروندان است؛ از دیندار و روحانی گرفته تا هنرمند مستقل، نویسنده، فیلمساز، موزیسین و شهروندی که اساساً علاقهای به فرهنگ رسمی حکومت ندارد.
«روایت رحمت» میتواند یک برنامه هنری باشد؛ اما بودجهای که پشت چنین سیاست فرهنگی قرار دارد، یک مسئله سیاسی است. پرسش نهایی نیز ساده است: در ایران امروز، حکومت برای فرهنگ هزینه میکند یا برای ساختن فرهنگی که خودش میخواهد مردم داشته باشند؟