خانه سیاست ادغام قرارگاه خاتم در ستاد کل نیروهای مسلح/ آیا مجتبی همچون پدرش در حال شخصی سازی ساختارهاست؟

ادغام قرارگاه خاتم در ستاد کل نیروهای مسلح/ آیا مجتبی همچون پدرش در حال شخصی سازی ساختارهاست؟

حکم مجتبی خامنه ای برای علی عبداللهی ، رییس جدید ستادکل نیروهای مسلح در جمهوری اسلامی حاوی عبارتی مهم در غالب تشریح وظایف بود:« پیگیری و تسریع در روند ادغام قرارگاه خاتم الانبیاء مطابق تدبیر رهبر شهید».

گروه سیاسی/ حسن داستانی

حکم مجتبی خامنه ای برای علی عبداللهی ، رییس جدید ستادکل نیروهای مسلح در جمهوری اسلامی حاوی عبارتی مهم در غالب تشریح وظایف بود:« پیگیری و تسریع در روند ادغام قرارگاه خاتم الانبیاء مطابق تدبیر رهبر شهید». ماجرای این ادغام چیست و چه پیامی را در دل خود دارد.

هموطن 24- مجتبی خامنه ای، سومین رهبری و غایب از نظر در جمهوری اسلامی در روزهای اخیر برای 6 فرمانده نظامی احکامی صادر کرد که یکی از آن ها یعنی حکم ریاست ستادکل نیروهای مسلح برای علی عبداللهی حاوی نکته مهمی مبنی بر تغییر فرمانده در عین تغییر ساختار بود.

در حکم عبدللهی مساله پیگیری و تسریع برای «ادغام قرارگاه مرکزی خاتم النبیاء در ستاد کل نیروهای مسلح مطابق با تدبیر رهبری شهید» به عنوان یکی از وظایف و انتظارات فرمانده کل قوا در جمهوری اسلامی از فرمانده قدیم خاتم و رییس جدید ستاد کل نیروهای مسلح قید شده است. اما چرا در شرایط فعلی چنین تصمیمی اتخاذ شده است. به نظر می رسد این تصمیم با چند انگیزه متفاوت اتخاذ شده است.

قرائت های رسمی؛ تمرکز فرماندهی در شرایط اماده باش جنگی

چهره ها و قرائت رسمی در جمهوری اسلامی تلاش دارد تا این تصمیمی را ذیل «متمرکز سازی فرماندهی در شرایط آماده باش کشور برای جنگ» تفسیر کند. به طور مثال محمدصادق علیزاده، روزنامه‌نگار اصولگرا در روزهای اخیر در صداوسیما و در پخش زنده درباره این تصمیم اینگونه گفته است:« از زمان رهبری شهید، بعد از جنگ ۱۲ روزه، حرف و حدیث‌هایی بود مبنی بر اینکه قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء و ستاد کل نیروهای مسلح قرار است در هم ادغام بشوند. و خب هیچ‌وقت جنبه رسمی و علنی پیدا نکرد.الاندر حکم انتصاب جناب عبدالهی از جانب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، یکی از ماموریت‌هاشون — که اجازه بدهید من از رو بخوانم: «تکمیل روند ادغام ستاد کل نیروهای مسلح و قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء مبتنی بر تدبیر امامِ شهید». یعنی آن حرف و حدیث‌ها واقعیت داشت. الان هم که با این حکم منتشر شده، یکی از ماموریت‌های سرلشکر علی عبدالهی، تکمیل این روند ادغام بین قرارگاه خاتم‌الانبیاء و ستاد کل نیروهای مسلح خواهد بود. این دو تا در هم ادغام… یعنی در واقع قرارگاه می‌رود در ستاد کل. متمرکز می‌شوددرون ستاد کل. و حالا تفاوتش فقط این است که در شرایط جنگی، اگر نیازباشد، دستگاه‌های غیرنظامی هم درون قرارگاه تحت امر ستاد کل نیروهای مسلح قرار خواهند گرفت. که خوشبختانه نه در جنگ ۱۲ روزه و نه در جنگ ۴۰ روزه همچین اتفاقی نیفتاد؛ یعنی دستگاه‌های دولتی و اجرایی کار خودشان را می‌کردند و نیروهای نظامی ما هم مشغول امورات خودشان بودند»

نکته مهم را در اینجای بحث مجری یادآوری و درباره فرم هماهنگ سازی جنگی یادآوری می کند که «و خیلی از نهادهای دیگر، مثلاً مثل شهرداری…» و علیزاده نیز پاسخ میدهد:«بله، کل کشور دیگر. حالا شرایط اگر خیلی بحرانی بشود»

در ادبیات نظامی ایران، «ستاد کل نیروهای مسلح» بالاترین ارگان ستادی و هماهنگ‌کننده میان سپاه، ارتش و فراجا است، در حالی که «قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء» وظیفه‌ی برنامه‌ریزی، طراحی و فرماندهی عملیاتی نیروها در زمان جنگ را بر عهده داشته است. علیزاده در صحبت‌های خود با اشاره به حکم انتصاب سرلشکر عبداللهی و استناد به «تدبیر علی خامنه ای» بر رسمی شدن روند ادغام این دو نهاد تأکید می‌کند.

ادبیات رسمی جمهوری اسلامی در لفافه با فرم و ویترینی محترمانه می گوید که منطق اصلی این ادغام، پایان دادن به موازی‌کاری‌های ساختاری و ایجادیک «فرماندهی واحد و متمرکز» است. در چالش‌ها و منازعات نوین، جدایی میان «ستاد برنامه‌ریزی» و «قرارگاه عملیاتی» می‌تواند منجر به کندیدر تصمیم‌گیری و اتلاف زمان واکنش شود. انتقال کامل قرارگاه خاتم به درون ستاد کل، لایه‌های واسطه را حذف کرده و فرماندهی کل را مستقیم‌تر و چابک‌تر می‌سازد.

یکی از محورهای کلیدی در این ادبیات رسمی چگونگی عملکرد این ساختار جدید در دو وضعیت متفاوت است؛ این ادغام سبب می‌شود که تمرکز فرماندهی نه صرفاً یک اقدام مقطعی در زمان نبرد، بلکه یک آرایش دائمی باشد.

در الگوی سنتی، انتقال قدرت از ستاد کل به قرارگاه عملیاتی خاتم در زمان بروز جنگ صورت می‌گرفت. اما بر اساس منطق مطرح‌شده، با حل شدن قرارگاه در ستاد کل، ساختار فرماندهی نیروهای مسلح همواره در حالت «آماده‌باش عملیاتی» و یکپارچه قرار دارد. این تغییر ساختاری نشان‌دهنده‌ی درک تازه از مفهوم «تهدید مداوم» است؛ فرضیه‌ای که بر طبق آن، مرز میان حالت «سلم» و «جنگ» کم‌رنگ شده و ساختار نظامی بایدبه‌طور پیش‌فرض آمادگی هدایت عملیات را در خود نهادینه کند.

بخش قابل توجه دیگر در این ادغان، بحث اختیارات قرارگاه ادغام‌شده نسبت به «دستگاه‌های غیرنظامی و اجرایی» در شرایط بحرانی و جنگی است. طبق این تحلیل، در صورت بروز وضعیت فوق‌العاده، تمام ارگان‌های دولتی،خدماتی (مانند شهرداری‌ها) و ساختارهای اجرایی تحت امر و فرماندهی مستقیم این ستاد یکپارچه قرار خواهند گرفت.

البته همان طور که خود صداوسیما نیز تاکید میکند، در جنگ‌های اخیر (مانند جنگ ۱۲ روزه یا ۴۰ روزه)، نیازی به فعال‌سازی این بند پیدا نشد و دستگاه‌های اجرایی مستقل عمل کردند. اما وجود چنین ترتیبات ساختاری در حکم انتصاب، پیام مشخصی دارد: ایجاد زیرساخت حقوقی و سازمانی برای«دفاع ملی همه‌جانبه» یا «مدیریت یکپارچه بحران». این رویکرد نشان می‌دهد که نهاد رهبری و فرماندهی عالی نظامی، آمادگی برای کنترل تمام‌عیار منابع کشوری را در سناریوهای جنگ سنگین یا بحران‌های حاد منطقه‌ای پیش‌بینی کرده‌اند.

از این بعد تصمیم به این ادغام نشان‌دهنده‌ی حرکت نیروهای مسلح ایران به سوی یک مدل فرماندهی فوق‌متمرکز و نوسازی‌شده است. ادغام قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء در ستاد کل نیروهای مسلح، تنها یک جابه‌جایی روی کاغذ نیست؛ بلکه نشان‌دهنده‌ی تثبیت الگویی است که در آن «سرعت تصمیم‌گیری»، «حذف لایه‌های موازی» و «قابلیت کنترل یکپارچه بخش‌های نظامی و کشوری در شرایط بحران» به اولویت اصلی دکترین دفاعی جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

لایه های پنهان یک تصمیم؛ به نام پدر به کام پسر

ارجاع مداوم کارشناس به «دستور و تدبیر رهبر» و یادآوری شایعات و حرف‌وهدیث‌های پس از جنگ ۱۲ روزه، ابزار مشروعیت‌بخشی به این تغییربزرگ است. اصلاحات در ساختارهای عالی نظامی همواره با مقاومت‌های درونی یا حساسیت‌های سیاسی همراه است. مطرح کردن این ادغام به عنوان مصوبه‌ای تاریخی و تکلیفی بر دوش فرماندهان جدید، دست برتر را به جریان اصلاح‌گر ساختار نظامی می‌دهد تا فرآیند یکپارچه‌سازی را بدون اصطکاک‌های مرسوم سازمانی پیش ببرد.

با این وجود مشخصا انگیزه تاکید بر این که این ادغان ذیل تصمیم علی خامنه ای بوده گویا برای انحراف از قراردادن بار مسئولیت تصمیم بر دوش رهبر تازه جمهوری اسلامی و البته فرمی از مشروعیت بخشی به تصمیم است. پشت این تصویر اما این خود مجتبی خامنه ای است که تصمیم دارد طرحی نو در شظرنج نظامی که طی دهه ها پدرش چینش کرده است بدهد. طرحی که در آن حسین طائب بعد از رانده شدن از بیت و عزل از سازمان اطلاعات سپاه دوباره به راس سازمان بسیج مستضعفین باز می گردد . این طرح میتواند شامل تصمیم مجتبی برای تغییری در تینک تنک فرماندهی نظامی از طریق ادغام قرارگاه مرکزی خاتم در ستاد کل نیروهای مسلح باشد.

مشق رهبری زیر دست پدر

بررسی دقیق سیر تحولات، انتصابات و تصمیم‌گیری‌های کلان در عالی‌ترین سطوح فرماندهی نیروهای مسلح، نشانگر شکل‌گیری اراده ای برای تغییر در ساختار قدرت نظامی کشور است. در این چارچوب، رفتارهای سیاسی و سازمانی مجتبی خامنه‌ای یادآور رویکردی است که پدرش، علی خامنه‌ای، در دهه اول پس از تکیه زدن بر مسند رهبری در پیش گرفت؛ الگویی دقیق و مستمر مبتنی بر «شخصی‌سازی ساختارها»، بازتعریف مأموریت‌ها و بازطراحی تشکیلات نظامی بر اساس رویکرد و شناسنامه دوره جدید.

پس از پایان جنگ هشت‌ساله و در سال‌های نخست دهه ۱۳۷۰، علی خامنه‌ای با چالش تثبیت اقتدار عالی بر نهادهای نظامی و پرکردن خلاءهای ساختاری مواجه بود. در آن مقطع زمانی، استراتژی اصلی رهبری جدید بر اصلاح ساختار نیروهای مسلح، تأسیس نهادهای هماهنگ‌کننده پیشرفته و بازسازی کانون‌های فکر وبازوهای اجرایی سپاه پاسداران استوار شد. هدف اصلی از این دستکاری‌های سازمانی، خروج از انضباط هیجانی دوران جنگ و حرکت به سوی هماهنگ‌سازی کامل تشکیلات نظامی با اولویت‌ها،نیازها و وفاداری‌های مطلق به مرکزیت قدرت بود. ایجاد ستاد کل نیروهای مسلح، تغییر در لایه‌های فرماندهی سپاه و ارتش، و بازتعریف دکترین‌های دفاعی در آن سال‌ها، نهادهای نظامی را به بازوهایی کاملاً هماهنگ با رهبری تبدیل کرد؛ فرایندی که نه تنها اقتدار سیاسی فرماندهی کل قوا را تثبیت نمود، بلکه شالوده نظام نظامی-امنیتی جدیدی را پایه‌ریزی کرد.

امروز نیز تحولات اخیر و تصمیم بر تکمیل روند ادغام «قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء» در «ستاد کل نیروهای مسلح»، بازخوانی زنده همان دکتری نساختارسازی محسوب می‌شود. در تحلیل‌های متعارف و تحلیلی سطح نخست، این ادغام ممکن است پاسخی تاکتیکی به شرایط فوق‌العاده، تهدیدات منطقه‌ای و وضعیت شبه‌جنگی کشور تعبیر شود تا موازی‌کاری‌های عملیاتی میان ستادهای نظامی حذف گردد. اما در لایه‌های عمیق‌تر و تحلیلی، این اقدام گامی فراتکتیکی و نشان‌دهنده یک «اصلاح ساختاری بین‌نسلی» است.

انتقال تمرکز عملیاتی قرارگاه خاتم—به عنوان بالاترین مرکز طراحی و هدایت عملیات‌های جنگی—به درون ستاد کل نیروهای مسلح، لایه‌هایواسطه در روند تصمیم‌گیری نظامی را حذف کرده و یک شبکه فرماندهی یکپارچه، مستقیم و بدون اصطکاک ایجاد می‌کند. این مدل از یکسو چابکی نیروهای مسلح را در واکنش به بحران‌ها افزایش می‌دهد و از سوی دیگر،کنترل و نظارت عالی بر کلیه تصمیمات عملیاتی را در یک نقطه مرجع متمرکز می‌سازد.

این بازطراحی سازمانی، چند پیام استراتژیک و بنیادی را در بر دارد. نخست یکپارچه‌سازی کامل لایه‌های ستادی و عملیاتی. به این معنی که با حل شدن قرارگاه خاتم در ستاد کل، دوگانگی سنتی میان «طراحی ستادی» و «فرماندهی میدان» از بین رفته و تمام ابزارهای دفاعی تحت یک چتر واحد قرار می‌گیرند.

دوم نهادسازی مبتنی بر نگاه دوره جدید. همان‌طور که در سال‌های اولیه رهبری علی خامنه‌ای، تشکیلات نظامی با الگوی فکری جدید نوسازی شدند، مجتبی خامنه‌ای نیز با بازتعریف این نهادها، فرم و هندسه نیروهای مسلح را متناسب با الزامات عصر جدید شکل می‌دهد.

سومین پیام را میتوان افزایش قابلیت مهار بخش‌های غیرنظامی در بحران دانست. متمرکز شدن تمامی اختیارات قرارگاه عملیاتی در ستاد کل، زیرساخت سازمانی لازم برای هدایت یکپارچه تمامی منابع نظامی و حتیارگان‌های کشوری را در سناریوهای بحران شدید فراهم می‌آورد.

بنابراین ادغام قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیاء در ستاد کل نیروهای مسلح را نباید صرفاً در قالب یک جابه‌جایی اداری یا تصمیم تاکتیکی برای مدیریت یک بحران مقطعی ارزیابی کرد. این تصمیم، بخشی از یک نقشه راه کلان‌تر برای بازتعریف دکترین دفاعی و بازآرایی شطرنج قدرت نظامی است. مجتبی خامنه‌ای با بهره‌گیری از همان نسخه‌ای که پدرش در دهه هفتاد برای تحکیم پایه‌های اقتدار و نوسازی تشکیلات نظامی اجرا کرد، در حال پیاده‌سازی الگویی است که مرکزیت فرماندهی را تثبیت کرده و نهادهای نظامی را برای مواجهه با چالش‌های پیچیده آینده کاملاً بازسازی می‌کند. او سال های طولانی برای چنین روزهایی مشق رهبری کرده است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن