خانه سیاست انتصاب طائب در سایه بنزین گران؛ آماده‌باش برای یک آبان تازه؟

هم وطن گزارش می دهد؛

انتصاب طائب در سایه بنزین گران؛ آماده‌باش برای یک آبان تازه؟

بازگشت حسین طائب، چهره شناخته‌شده امنیتی جمهوری اسلامی، به رأس سازمان بسیج در شرایطی اتفاق افتاده که کشور همزمان با تبعات جنگ، بحران اقتصادی، سقوط قدرت خرید و موجی از نارضایتی اجتماعی روبه‌رو است.

گروه سیاسی / ماهور ایرانی
 
بازگشت حسین طائب، چهره شناخته‌شده امنیتی جمهوری اسلامی، به رأس سازمان بسیج در شرایطی اتفاق افتاده که کشور همزمان با تبعات جنگ، بحران اقتصادی، سقوط قدرت خرید و موجی از نارضایتی اجتماعی روبه‌رو است. این انتصاب وقتی حساس‌تر می‌شود که افزایش قیمت بنزین بار دیگر به یکی از نگرانی‌های جدی جامعه تبدیل شده و رقم‌هایی تا ۸۷هزار و ۲۰۰ تومان مطرح شده است؛ هرچند اجرای این افزایش فعلاً به تعویق افتاده است. در چنین شرایطی،بازگرداندن چهره‌ای که سابقه فرماندهی بسیج در سال‌های منتهی به اعتراضات ۱۳۸۸ و نقش‌آفرینی در ساختار امنیتی جمهوری اسلامی را دارد، این پرسش را به وجود می‌آورد که آیا حکومت خود را نه برای حل ریشه‌های بحران اقتصادی، بلکه برای مواجهه امنیتی با پیامدهای احتمالی آن آماده می‌کند. تجربه آبان ۹۸ نشان داد که افزایش قیمت بنزین در ایران می‌تواند ظرف چند ساعت به بحرانی سیاسی و اجتماعی تبدیل شود و تجربه اعتراضات دی ۱۴۰۴ نیز نشان داد که انباشت فشار اقتصادی، ظرفیت انفجاری جامعه را همچنان حفظ کرده است. در این میان، بازگشت طائب به بسیج و تأکید بر تقویت «شبکه اطلاعات مردمی» می‌تواند نشانه‌ای معنادار از اولویت یافتن کنترل اجتماعی در جمهوری اسلامی جدید باشد.
 
بازگشت حسین طائب به رأس سازمان بسیج مستضعفین را نمی‌توان صرفاً یک جابه‌جایی مدیریتی در ساختار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی دانست. انتصاب او در میان نخستین احکام رهبر جدید جمهوری اسلامی، آن هم در شرایطی که کشور از جنگ و بحران‌های امنیتی و اجتماعی عبور کرده، بیش از هر چیز حامل یک پیام سیاسی و امنیتی است: بازگرداندن یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های امنیتی سال‌های گذشته به قلب ساختار قدرت.
 
طائب برای افکار عمومی چهره‌ای ناشناخته نیست. نام او طی دو دهه گذشته با سازمان اطلاعات سپاه، برخورد با مخالفان و منتقدان، پرونده‌های امنیتی، اعتراضات پس از انتخابات ۱۳۸۸ و منازعات درونی جریان اصولگرا گره خورده است. به همین دلیل، انتقال او از سازمان اطلاعات سپاه به بسیج را نمی‌توان صرفاً یک مأموریت اداری تازه تلقی کرد؛ به‌خصوص آنکه بسیج در جمهوری اسلامی تنها یک نیروی نظامی و سازمانی نیست و در حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و امنیتی نیز نقش گسترده‌ای دارد.
 
اهمیت این انتصاب زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم طائب پیش‌تر نیز فرمانده بسیج بوده است. او در سال‌های منتهی به اعتراضات ۱۳۸۸ در رأس این نیرو قرار داشت و بسیج در جریان سرکوب اعتراضات آن سال یکی از اصلی‌ترین بازوهای برخورد با معترضان بود. اکنون همان چهره پس از سال‌ها حضور در رأس سازمان اطلاعات سپاه، بار دیگر به سازمانی بازگشته که شبکه آن مستقیماً با جامعه و بدنه اجتماعی کشور در ارتباط است.
 
این بازگشت را می‌توان بخشی از تلاش برای بازتعریف نقش بسیج در دوران پس از جنگ دانست. در حکمی که به مجتبی خامنه‌ای نسبت داده شده، بر شعارهایی مانند «هر ایرانی، یک بسیجی» و همچنین تقویت «شبکه اطلاعات مردمی» تأکید شده است. اگر این ادبیات را در کنار تجربه سال‌های گذشته قرار دهیم، تصویری نگران‌کننده‌تر شکل می‌گیرد؛ زیرا بسیج صرفاً قرار نیست نیرویی برای حضور در عرصه نظامی یا فرهنگی باشد، بلکه قرار است به شبکه‌ای گسترده‌تر برای رصد جامعه و انتقال اطلاعات به ساختار امنیتی تبدیل شود.
 
تجربه جنگ نیز به این رویکرد معنا می‌دهد. در جریان جنگ ۱۲ روزه، مقام‌های جمهوری اسلامی بارها از شهروندان خواستند موارد مشکوک را گزارش کنند و حتی از میلیون‌ها گزارش مردمی سخن گفته شد. اکنون قرار گرفتن فردی با سابقه طولانی در ساختار اطلاعاتی در رأس بسیج می‌تواند نشانه آن باشد که این سازوکار قرار است از یک بسیج مقطعی و اضطراری به یک شبکه دائمی‌تر تبدیل شود.
 
حسین طائب پیش از رسیدن به ریاست سازمان اطلاعات سپاه، مسیر متفاوتی را از وزارت اطلاعات و ساختارهای امنیتی طی کرده بود. سابقه فعالیت او در سپاه تهران و قم و سپس حضور در وزارت اطلاعات، او را به یکی از مدیران امنیتی با تجربه در ساختار جمهوری اسلامی تبدیل کرد. روایت‌های منتشرشده درباره دوران فعالیت او در وزارت اطلاعات نیز نشان می‌دهد که طائب از همان سال‌ها درگیر پرونده‌های حساس سیاسی و امنیتی بوده است.
 
برخی گزارش‌ها، آغاز ارتباط نزدیک او با مجتبی خامنه‌ای را به سال‌های جنگ ایران و عراق نسبت می‌دهند و بعدها نیز نام طائب در روایت‌های مختلف از حلقه‌های امنیتی نزدیک به بیت رهبری تکرار شد. محمد سرافراز، رئیس پیشین صداوسیما، نیز در روایت‌های خود از شورایی محرمانه سخن گفته بود که برای رسیدگی به پرونده‌های حساس تشکیل شده و مجتبی خامنه‌ای و حسین طائب در آن حضور داشته‌اند.

ادعاهای مطرح‌شده درباره نقش طائب در انتقال گزارش‌های امنیتی و اطلاعاتی به مجتبی خامنه‌ای، در صورت صحت، اهمیت رابطه این دو را بسیار فراتر از یک همکاری سازمانی معمولی نشان می‌دهد.
 
اما کارنامه طائب تنها به ارتباطات امنیتی محدود نمی‌شود. او یکی از چهره‌های اصلی ساختار اطلاعاتی سپاه در دوره‌ای بود که این سازمان به یکی از قدرتمندترین نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی تبدیل شد. بازداشت فعالان سیاسی، برخورد با دو تابعیتی‌ها،پرونده‌سازی علیه چهره‌های سیاسی و مداخله در منازعات جناحی، از جمله موضوعاتی است که منتقدان در سال‌های ریاست او بر سازمان اطلاعات سپاه مطرح کرده‌اند. بسیاری از این موارد از سوی منتقدان یا رسانه‌ها به عنوان اتهام مطرح شده و همه آنها الزاماً به اثبات قضایی نرسیده‌اند، اما مجموعه این روایت‌ها تصویری مشخص از جایگاه طائب در ساختار امنیتی جمهوری اسلامی ساخته است.
 
حتی محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهوری پیشین، در اظهاراتی تند علیه طائب او را به «پرونده‌سازی» متهم کرده بود. این اظهارات زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کندکه بدانیم طائب در سال‌های مختلف درگیر منازعات قدرت میان جریان‌های سیاسی و امنیتی جمهوری اسلامی بوده است.
 
نام او همچنین با انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۴ و رقابت‌های پشت پرده میان اصولگرایان مطرح شد. روایت‌هایی درباره ارتباط او با مجتبی خامنه‌ای و حمایت اولیه از محمدباقر قالیباف و سپس تغییر جهت به سوی محمود احمدی‌نژاد منتشر شده است. طائب در جمهوری اسلامی صرفاً یک مدیر امنیتی نبوده و در بسیاری از مقاطع در نقطه اتصال امنیت، سیاست و رقابت‌های قدرت قرار داشته است.
 
اوج اهمیت سیاسی نام طائب اما به سال ۱۳۸۸ بازمی‌گردد. او در زمان اعتراضات پس از انتخابات ریاست‌جمهوری فرمانده بسیج بود؛ نیرویی که نقش مهمی در برخورد با معترضان داشت. به همین دلیل بازگشت او به همان سازمان، آن هم در شرایطی که جمهوری اسلامی بار دیگر با بحران اعتماد عمومی و نارضایتی اجتماعی مواجه است، نمی‌تواند از نظر سیاسی بی‌معنا باشد.
 
برای منتقدان حکومت، طائب یکی از نمادهای همان ساختار امنیتی است که در سال‌های گذشته به جای پاسخ سیاسی به اعتراضات، عمدتاً از ابزارهای امنیتی و انتظامی استفاده کرده است. بنابراین بازگشت او به بسیج این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا رهبر جدید جمهوری اسلامی در مواجهه با جامعه، مسیر مصالحه و کاهش تنش را انتخاب کرده یا به سمت تقویت ساختارهای کنترل و مراقبت اجتماعی رفته است.
 
کارنامه طائب در سازمان اطلاعات سپاه نیز بخش دیگریاز این تصویر را تکمیل می‌کند. در دوره ریاست او، سازمان اطلاعات سپاه به بازیگری بسیار پرنفوذ در عرصه سیاسی ایران تبدیل شد و در پرونده‌های مختلف با نزدیکان محمود احمدی‌نژاد، دولت حسن روحانی و فعالان سیاسی و اجتماعی درگیر شد. همین گستردگی فعالیتباعث شد مخالفان طائب او را نه یک مدیر اطلاعاتی صرف، بلکه یکی از بازیگران اصلی مهندسی امنیتی فضای سیاسی کشور بدانند.
 
فایل صوتی منتشرشده از گفت‌وگوی فرماندهان ارشد سپاه در سال‌های گذشته نیز ابعاد دیگری از این منازعات را آشکار کرد. در این فایل درباره اختلافات داخلی سپاه، پرونده‌های اقتصادی، هلدینگ یاس، مناسبات سیاسی فرماندهان و نقش حسین طائب در این صف‌بندی‌ها سخن گفته شده است. اصالت فایل از سوی منابع نزدیک به سپاه تأیید شد، هرچند بخش‌هایی از ادعاهای مطرح‌شده در آن همچنان محل مناقشه است.
 
اهمیت این فایل در آن بود که برای نخستین بار تصویری عریان‌تر از رقابت‌های درونی ساختار امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی ارائه کرد؛ ساختاری که در روایت رسمی، یکپارچه و منسجم معرفی می‌شود اما در پشت درهای بسته، با رقابت بر سر نفوذ، پرونده‌های اقتصادی و تعیین حدود قدرت فرماندهان مواجه بوده است.
 
نام طائب در همین منازعات در کنار نام محمدباقر قالیباف نیز مطرح شد. ادعاهای مربوط به پرونده‌های اقتصادی بنیاد تعاون سپاه و هلدینگ یاس، از جمله مواردی بود که در آن فایل صوتی به آنها اشاره شد. با این حال، درباره میزان نقش و مسئولیت افراد مختلف در این پرونده‌ها روایت‌های متعارضی وجود دارد و نباید ادعاهای مطرح‌شده در فایل را به‌تنهایی به عنوان واقعیت اثبات‌شده تلقی کرد.
 
با این همه، حتی فارغ از صحت یا عدم صحت تمام اتهامات و روایت‌های مطرح‌شده درباره طائب، سابقه او یک نکته روشن را نشان می‌دهد: او از ساختار قدرت حذف نشده بود. برکناری‌اش از سازمان اطلاعات سپاه در تیر ۱۴۰۱ پایان فعالیت امنیتی و سیاسی او نبود و اکنون بازگشتش به رأس بسیج نشان می‌دهد که جایگاه او در شبکه قدرت همچنان حفظ شده است.
 
این انتصاب همچنین می‌تواند نشانه‌ای از نوع نگاه رهبر جدید جمهوری اسلامی به مسئله امنیت داخلی باشد.

اگر قرار بود پس از یک دوره جنگ و بحران، پیام اصلی حکومت کاهش فشار امنیتی و باز کردن فضای سیاسی باشد، انتخاب چهره‌ای با سابقه طائب برای یکی از گسترده‌ترین شبکه‌های سازمانی جمهوری اسلامی،دست‌کم در سطح نمادین، پیام دیگری ارسال می‌کند.
 
پیام این انتصاب می‌تواند این باشد که جمهوری اسلامی جدید، برخلاف تصور برخی ناظران، قرار نیست از ابزارهای امنیتی گذشته فاصله بگیرد؛ بلکه ممکن است همان ابزارها را با سازماندهی تازه و تحت مدیریت چهره‌هایی آشنا برای ساختار قدرت بازسازی کند.
 
از این منظر، بازگشت حسین طائب بیش از آنکه بازگشت یک فرمانده بازنشسته به صحنه باشد، می‌تواند بازگشت یک منطق سیاسی باشد؛ منطقی که اعتراض را پیش از آنکه یک مسئله سیاسی و اجتماعی بداند، مسئله‌ای امنیتی تلقی می‌کند و برای کنترل آن به شبکه‌هایاطلاعاتی، بسیج اجتماعی و نظارت گسترده متوسل می‌شود.
 
اگر چنین برداشتی درست باشد، انتصاب طائب تنها درباره سرنوشت بسیج نیست؛ درباره تصویری است که رهبر جدید جمهوری اسلامی از آینده حکومت ترسیم می‌کند. حکومتی که در نخستین گام‌های خود، به جای فاصله گرفتن از چهره‌های امنیتی سال‌های پرتنش گذشته، یکی از شناخته‌شده‌ترین آنها را دوباره به میدان آورده است.
 
در چنین شرایطی، پرسش اصلی دیگر این نیست که چرا حسین طائب دوباره به بسیج بازگشته است. پرسش مهم‌تر این است که چرا ساختار جدید قدرت، در نخستین ماه‌های شکل‌گیری خود، به چنین چهره‌ای برای مدیریت رابطه حکومت با جامعه نیاز پیدا کرده است. پاسخ به این پرسش می‌تواند بخش مهمی از مسیر جمهوری اسلامی در دوران رهبری مجتبی خامنه‌ای را روشن کند؛ مسیری که تاکنون بیش از آنکه نشانه‌ای از گشایش سیاسی داشته باشد، نشانه‌هایی از باز آرایی و تقویت ساختار امنیتی حکومت را به نمایش گذاشته است.
 
بازگشت حسین طائب به فرماندهی بسیج، در شرایطی رخ می‌دهد که تجربه آبان ۱۳۹۸ و اعتراضات دی ۱۴۰۴همچنان یکی از جدی‌ترین نقاط مناقشه میان جامعه و ساختار امنیتی جمهوری اسلامی است. این انتصاب زمانی حساس‌تر می‌شود که افزایش قیمت بنزین بار دیگربه یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های اقتصادی و اجتماعی تبدیل شده و حتی طرح افزایش قیمت تا سطوحی مانند ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان مطرح شده است؛ طرحی که اجرای آن به تعویق افتاده، اما اصل نگرانی درباره پیامدهای اجتماعی و تورمی آن همچنان پابرجاست.
 
در آبان ۱۳۹۸، افزایش ناگهانی قیمت بنزین جرقه اعتراضاتی را زد که به سرعت از اعتراض معیشتی به بحرانی سیاسی و سراسری تبدیل شد. درباره نقش حسین طائب در آن سرکوب روایت‌های مختلفی منتشر شده و او در شمار چهره‌های امنیتی مؤثر جمهوری اسلامی در برخورد با اعتراضات قرار گرفته است؛ اما آنچه تردید چندانی درباره آن وجود ندارد، سابقه طولانی طائب در ساختار امنیتی و نقش او در مدیریت و هدایت سازمان‌های اطلاعاتی و بسیج در مقاطع مختلف اعتراضات است.
 
حالا همان چهره‌ای که نامش با یکی از سخت‌ترین دوره‌های برخورد امنیتی با اعتراضات گره خورده، دوباره به رأس بسیج بازگشته است؛ آن هم در شرایطی کاملاً متفاوت با سال ۱۳۹۸. امروز بحران اقتصادی عمیق‌ترشده، قدرت خرید بخش بزرگی از جامعه فرسوده شده و کشور همزمان با پیامدهای جنگ و نااطمینانی امنیتی دست‌وپنجه نرم می‌کند. در چنین شرایطی، هر شوک جدیدبه قیمت سوخت می‌تواند بسیار فراتر از یک تصمیم اقتصادی عمل کند و به محرکی برای اعتراضات اجتماعی تبدیل شود.
 
تجربه دی ۱۴۰۴ نیز نشان داد که مسئله دیگر فقط بنزین نیست. اعتراضات آن دوره از فشارهای اقتصادی، کاهش قدرت خرید و افزایش قیمت‌ها آغاز شد اما در مدت کوتاهی به بحرانی سیاسی و گسترده تبدیل شد. گزارش‌های منتشرشده از آن اعتراضات، از گسترش آن به ده‌ها شهر و برخورد شدید امنیتی حکایت دارد.
 
در چنین فضایی، بازگرداندن طائب به بسیج پرسش سنگینی را ایجاد می‌کند: آیا حکومت خود را برای مواجهه با موج تازه‌ای از اعتراضات احتمالی آماده می‌کند؟
 
این پرسش زمانی جدی‌تر می‌شود که در مأموریت جدیدطائب بر «تقویت شبکه اطلاعات مردمی» تأکید شده است. چنین عبارتی اگر در کنار تجربه اعتراضات گذشته و ساختار گسترده بسیج قرار گیرد، می‌تواند این برداشت را ایجاد کند که مأموریت بسیج دیگر فقط حضور نظامی یا فعالیت فرهنگی نیست و حکومت می‌خواهد ظرفیت این نهاد را برای رصد جامعه، شناسایی معترضان و کنترل سریع اعتراضات افزایش دهد.
 
اگر افزایش قیمت بنزین دوباره به مرحله اجرا برسد، آن هم در شرایطی که اقتصاد ایران تحت فشار شدید قرار دارد و جامعه هنوز آثار اعتراضات دی ۱۴۰۴ را پشت سر نگذاشته است، خطر تکرار سناریوی آبان ۹۸ یا حتیشکل شدیدتری از آن را نمی‌توان نادیده گرفت. در این میان، حضور طائب در رأس بسیج این شائبه را تقویت می‌کند که حکومت از هم‌اکنون به جای تمرکز بر کاهش عوامل نارضایتی، خود را برای مدیریت امنیتی پیامدهای آن آماده می‌کند.

این نگرانی زمانی جدی‌تر می‌شود که به تجربه آبان ۹۸نگاه کنیم. افزایش قیمت بنزین در آن مقطع در نهادی متشکل از سران سه قوه تصویب و با تأیید علی خامنه‌ای اجرایی شد و سپس اعتراضات گسترده‌ای در کشور شکل گرفت. بنابراین نسبت دادن تصمیم گرانی بنزین یا کل مسئولیت سرکوب به یک فرد، تصویر دقیقی از ساختار تصمیم‌گیری آن دوره ارائه نمی‌دهد. با این حال، نقش نیروهای امنیتی و بسیج در سرکوب آن اعتراضات بخشی جدایی‌ناپذیر از روایت آبان خونین است.
 
اکنون مسئله اصلی این است که اگر افزایش قیمت سوخت دوباره اجرا شود، واکنش جامعه چه خواهد بود و حکومت با چه ابزاری با آن برخورد خواهد کرد. جامعه‌ای که در دی ۱۴۰۴ نشان داد ظرفیت انفجار اجتماعی در آن بسیار بالاست، ممکن است در برابر شوک اقتصادی بعدی واکنشی متفاوت و حتی شدیدتر نشان دهد.
 
در این سناریو، بسیج به فرماندهی طائب می‌تواند به یکی از مهم‌ترین ابزارهای حکومت برای کنترل خیابان تبدیل شود؛ به‌خصوص اگر مأموریت «شبکه اطلاعات مردمی»به معنای گسترش نظارت محلی و شناسایی سریع کانون‌های اعتراض تفسیر شود. به همین دلیل، انتصاب طائب را می‌توان از زاویه‌ای دیگر نیز خواند: جمهوری اسلامی شاید بیش از آنکه برای حل بحران اقتصادی آماده شود، خود را برای پیامد امنیتی بحران اقتصادی آماده می‌کند.
 
این تفاوت بسیار مهم است. اگر حکومت افزایش قیمت بنزین را یک تصمیم اقتصادی می‌داند، بازگشت یک چهره امنیتی مانند طائب به رأس بسیج در همان مقطع می‌تواند این پرسش را ایجاد کند که آیا در پشت تصمیم اقتصادی، محاسبات امنیتی نیز وجود دارد.
 
حتی اگر چنین ارتباطی وجود نداشته باشد، نفس همزمانی این دو اتفاق برای افکار عمومی قابل توجه است. از یک سو سخن از افزایش قیمت بنزین و فشار اقتصادی است و از سوی دیگر، یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های امنیتی جمهوری اسلامی با سابقه طولانی در مدیریت ساختارهای اطلاعاتی، مسئول سازمانی می‌شود که گسترده‌ترین شبکه سازمان‌یافته در میان مردم را در اختیار دارد.
 
این همان نقطه‌ای است که بازگشت طائب را از یکان تصاب معمولی فراتر می‌برد. طائب فقط به بسیج بازنگشته است؛ او در شرایطی بازگشته که جامعه ایران یک بار در آبان ۹۸ بر سر بنزین به خیابان آمد و چند سال بعد در دی ۱۴۰۴، بحران اقتصادی دوباره به اعتراض سراسری تبدیل شد. اکنون اگر شوک دیگری از ناحیه قیمت سوخت وارد شود، پرسش این خواهد بود که آیا حکومت قصد دارد پیش از آنکه اعتراض شکل بگیرد، شبکه امنیتی خود را فعال کند.
 
و اگر پاسخ مثبت باشد، بازگشت طائب می‌تواند یکی از مهم‌ترین نشانه‌های تغییر اولویت‌های جمهوری اسلامی جدید باشد: نه کاهش نارضایتی، بلکه آماده‌سازی برای کنترل آن؛ نه حل بحران اجتماعی، بلکه مهار خیابان؛ و نه باز کردن مسیر گفت‌وگو با جامعه، بلکه تقویت شبکه‌ای که بتواند کوچک‌ترین جرقه اعتراض را پیش از تبدیل شدن به آتش گسترده شناسایی و خاموش کند.
 
در این صورت، قیمت بنزین دیگر فقط یک عدد روی تابلوی جایگاه‌ها نخواهد بود. می‌تواند به نقطه برخورد دوباره میان بحران اقتصادی و ساختار امنیتی جمهوری اسلامی تبدیل شود؛ و بازگشت حسین طائب به بسیج، در چنین شرایطی، این نگرانی را ایجاد می‌کند که حکومت برای اعتراض بعدی نه با بسته اقتصادی، بلکه با نسخه‌ای امنیتی‌تر از گذشته آماده شده باشد.
 
اکنون مسئله فقط این نیست که بنزین چه زمانی و با چه قیمتی گران خواهد شد؛ مسئله این است که حکومت برای روزی که این تصمیم بار دیگر مردم را به خیابان بکشاند، چه چیزی را آماده کرده است. بازگشت حسین طائب به رأس بسیج، آن هم در شرایطی که جامعه زیر فشار شدید اقتصادی قرار دارد و هنوز خاطره آبان ۹۸ و اعتراضات دی ۱۴۰۴ زنده است، این شائبه را تقویت می‌کند که بخشی از حاکمیت به جای کاستن از زمینه‌های نارضایتی، در حال بازسازی ابزارهای مهار آن است. اگر افزایش قیمت بنزین دوباره اجرا شود و موج تازه‌ای از اعتراضات شکل بگیرد، طائب با سابقه طولانی امنیتی و بسیجی که شبکه‌ای گسترده در سراسر کشور دارد، می‌تواند به یکی از مهم‌ترین چهره‌های مواجهه حکومت با خیابان تبدیل شود. به همین دلیل، انتصاب او را نمی‌توان تنها یک تغییر مدیریتی دانست؛ این انتصاب می‌تواند پیامی درباره مسیر جمهوری اسلامی در دوران جدیدباشد: حکومتی که در برابر بحران اقتصادی، به جای اعتمادسازی و کاهش فشار بر جامعه، ممکن است بیش از گذشته روی سازماندهی امنیتی و کنترل اعتراضات حساب باز کرده باشد. اگر چنین باشد، افزایش احتمالی قیمت بنزین تنها یک تصمیم اقتصادی نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند آزمونی تعیین‌کننده برای این پرسش باشد که جمهوری اسلامی جدید قرار است با نارضایتی مردم گفت‌وگو کند یا بار دیگر در برابر آن، بسیج را به خیابان بفرستد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن