اختصاصی گروه اجتماعی/رها صدیق
تجمع اعتراضی پرستاران بیمارستان فیاضبخش تهران در روزهای اخیر، بار دیگر پرده از یکی از تاریکترین زوایای نظام سلامت جمهوری اسلامی برداشت، سرکوب مطالبات صنفی با ابزارهای امنیتی و انضباطی. در حالی که مسئولان سازمان نظام پرستاری رسماً اعلام کردهاند هیچ بازداشتی رخ نداده، گزارشهای میدانی و شواهد غیررسمی از احضار، بازجویی و حتی برخوردهای فیزیکی با معترضان حکایت دارد؛ الگویی تکراری که جمهوری اسلامی در مواجهه با هر صدای اعتراضی، از کارگران تا پرستاران، به کار میگیرد. اعتراضی بهحق، پاسخی سرکوبگرانه.
پرستاران فیاضبخش در اعتراض به حجم کاری غیرانسانی، کمبود مزمن نیرو، دستمزدهای نازل و عدم اجرای قوانین مصوب از جمله قانون تعرفهگذاری خدمات پرستاری دست به تجمع زدند. این اعتراض، ادامه موجی است که از سالهای پس از کرونا شکل گرفت و در ماههای اخیر به شهرهای مختلفی از جمله شیراز، مشهد، اراک، اهواز و کرمانشاه کشیده شد. اما آنچه این بار بیش از خود اعتراض جلب توجه کرد، واکنش مدیران بیمارستان و نهادهای بالادستی بود، احضار پرستاران معترض به حراست، تهدید به لغو قرارداد و در برخی موارد، اخراج پنهانی. رئیس سازمان نظام پرستاری اگرچه در مصاحبههای رسمی هرگونه بازداشت را تکذیب کرد، اما تأیید کرد که «تعدادی از پرستاران فراخوانده شدهاند تا موضوع بررسی و علت مشکلات مشخص شود». این همان ادبیات آشناست: به جای پاسخ به مطالبات، صورتمسئله را با ارعاب پاک کن.
۶ میلیارد تومان هزینه، صفر تومان عدالت
آمارها گویای فاجعهای نظاممند است. سالانه حدود پنج هزار پرستار از چرخه خدمت خارج میشوند؛ پرستارانی که آموزش هرکدام بین ۵ تا ۶ میلیارد تومان برای کشور هزینه داشته است. اما به جای جذب و نگهداشت، سیستم طوری طراحی شده که یا مهاجرت کنند یا خانهنشین شوند. محمد شریفیمقدم، دبیرکل خانه پرستار، در این باره میگوید: «در هیچ کشوری، اختلاف کارانه دریافتی یک پزشک با پرستاری که در همان بیمارستان و همان بخش کار میکند، به ۱۰۰ برابر نمیرسد.» قانون تعرفهگذاری خدمات پرستاری که سال ۱۳۸۶ تصویب شد و رهبر جمهوری اسلامی در سال ۱۴۰۰ بر اجرای آن تأکید کرد، هنوز در بیمارستانهای تأمین اجتماعی — از جمله فیاضبخش — اجرا نشده است. نتیجه؟ پرستاری که ۲۴ ساعته از بیمار مراقبت میکند، ماهانه حدود ۵ تا ۱۰ میلیون تومان کارانه میگیرد، در حالی که پزشکی که شاید یک بار بیمار را ویزیت کند، چند صد میلیون تومان دریافت میکند.
اضافهکاری اجباری: بردهداری مدرن در لباس قانون
یکی از دردناکترین ابعاد این بحران، پدیده «اضافهکاری اجباری» است. پرستاران نهتنها مجبورند شیفتهای فشرده و طولانی کار کنند، بلکه نرخ ساعتی اضافهکاریشان به حدود ۲۰ هزار تومان تقلیل یافته است. شریفیمقدم در این باره میگوید: «بیمارستانهای دولتی و عمومی، پرستاران را ناچار میکنند که تنها با ساعتی ۲۰ هزار تومان، اضافهکاری اجباری انجام دهند.» قانون ارتقای بهرهوری کارکنان بالینی نظام سلامت که مصوب ۱۳۸۸ است و قرار بود ساعت کار پرستاران را کاهش دهد، عملاً بایگانی شده است. به جای کاهش ساعت کار، کمبود نیرو باعث شده پرستاران مجبور به انجام شیفتهای اضافی شوند؛ شیفتهایی که نه اختیاری است و نه با نرخ عادلانه پرداخت میشود.
الگوی تکراری سرکوب: از کارگران تا پرستاران
آنچه در فیاضبخش رخ داد، نمونهای کلاسیک از الگوی سرکوب در جمهوری اسلامی است: ابتدا بیتوجهی به مطالبات قانونی، سپس برچسبزنی امنیتی به معترضان، و در نهایت استفاده از ابزارهای انضباطی برای خفه کردن صداها. پرستاری که روزی «مدافع سلامت» نامیده میشد، امروز اگر حقش را بخواهد، «اخلالگر» و «تهدید امنیتی» خوانده میشود. گزارشهای غیررسمی از احضار پرستاران معترض به حراست بیمارستان و حتی برخوردهای فیزیکی حکایت دارد، هرچند مقامات رسمی این موارد را تکذیب میکنند. اما این تکذیبها برای کسی که تاریخچه سرکوب کارگری و صنفی در جمهوری اسلامی را میشناسد، بیاعتبار است. همان الگویی که در مواجهه با معلمان، بازنشستگان و کارگران به کار رفته، اکنون در برابر پرستاران نیز تکرار میشود.
مهاجرت به عنوان اعتراض خاموش
در حالی که مسئولان از «حفظ سرمایه انسانی نظام سلامت» سخن میگویند، واقعیت میدانی چیز دیگری است: پرستاران نهتنها به اروپا و آمریکا، بلکه اکنون به کشورهای حوزه خلیج فارس از جمله امارات، کویت و عمان مهاجرت میکنند؛ جایی که هم قدر حرفهشان را میدانند و هم در امنیت شغلی و اقتصادی زندگی میکنند. برخی از آنها حتی برای خانوادههای خود در ایران پول میفرستند؛ نشانهای تلخ از اینکه حتی در تبعید هم دغدغه معیشت نزدیکان را دارند.
در مقابل، پرستاران داخل ایران مجبورند برای پرداخت قسط و اجاره خانه، چند شیفت در بیمارستان کار کنند و حتی شغل دوم داشته باشند. این وضعیت، نهتنها سلامت پرستاران، بلکه کیفیت خدمات درمانی و امنیت سلامت جامعه را تهدید میکند.
عدالت در شعار، تبعیض در عمل
اسماعیل شریعتی، فعال صنفی حوزه پرستاری، در این باره میگوید: «امروز بیش از هر زمان دیگری، نظام سلامت به عدالت در پرداخت نیاز دارد. قابل پذیرش نیست که اختلافهای بسیار زیاد در پرداختها وجود داشته باشد؛ در حالی که برخی گروهها کارانههای بسیار بالا دریافت میکنند، بسیاری از پرستاران با وجود تحمل بخش عمده بار درمان، تعرفههایی ناچیز در حدود پنج تا ۱۰ میلیون تومان دریافت میکنند.»
او خطاب به دولت و وزارت بهداشت ادامه میدهد: «دولت باید مسیر اصلاح نظام پرداخت در حوزه سلامت را از مجاری قانونی آغاز کند، تبعیضها و ناعدالتیهای موجود را کاهش دهد و شرایطی فراهم سازد که هر فرد متناسب با میزان مسئولیت، سختی کار و خدماتی که ارائه میکند، از حقوق و مزایای عادلانه برخوردار شود.»
بحران مشروعیت در نظام سلامت
اعتراضات پرستاران فیاضبخش و سایر بیمارستانها، تنها یک بحران صنفی نیست؛ بلکه نشانهای از بحران عمیقتر مشروعیت در نظام سلامت جمهوری اسلامی است. وقتی پرستاری که جان مردم را نجات میدهد، برای دریافت حقوق قانونیاش مجبور به اعتراض شود و در پاسخ، با احضار و تهدید مواجه گردد، این سیستم دیگر نه «نظام سلامت»، بلکه «نظام بیعدالتی سلامت» است. جمهوری اسلامی بار دیگر ثابت کرد که در برابر هر مطالبهای، حتی اگر کاملاً قانونی و صنفی باشد، اولویتش حفظ ساختار قدرت است، نه پاسخ به نیازهای مردم. پرستاران فیاضبخش و سایر معترضان، اگرچه امروز ممکن است سرکوب شوند، اما صدای آنها در تاریخ این نظام به عنوان نمادی از مقاومت در برابر بیعدالتی ثبت خواهد شد.