محمدرضا گلسار
قرار بود فیبر نوری، اینترنت را ارزانتر، سریعتر و در دسترستر کند؛ اما حالا برای بسیاری از کاربران، اولین چیزی که از این فناوری به چشم میآید، قبضی است که هر بار سنگینتر از قبل میشود. در بازاری که مردم دیگر توان تحمل موج تازهای از افزایش هزینهها را ندارند، کافی است حجم بستهها کوچکتر شود تا بدون آنکه کسی رسماً از گرانی سخن بگوید، هزینه واقعی استفاده از اینترنت بالا برود. اتفاقی که در بستههای جدید اینترنت ثابت شرکت مخابرات ایران رخ داده، بیش از آنکه یک بازنگری فنی در تعرفهها باشد، این پرسش را مطرح میکند که آیا میتوان با حفظ برچسب قیمت، هزینه نهایی را از جیب مشترک برداشت؟
شرکت مخابرات ایران بهتازگی از سبد جدید سرویسهای اینترنت مبتنی بر فیبر نوری «تانوما» رونمایی کرده و اعلام کرده است که این سرویسها با بازنگری در حجم ترافیک و در قالب قراردادهای پیشپرداخت و پسپرداخت در اختیار مشترکان قرار میگیرد. بر اساس اعلام این شرکت، بستههای پیشپرداخت در دورههای یک، سه، شش و دوازدهماهه عرضه میشوند و برای قراردادهای بلندمدت نیز تخفیفهایی در نظر گرفته شده است. همچنین سرویسهای پسپرداخت با هزینهای حدود ۱۰ درصد بیشتر نسبت به نمونههای پیشپرداخت ارائه میشوند. نکتهای که مخابرات بر آن تأکید کرده، ثابت ماندن قیمتها در کنار بازنگری حجم ترافیک است؛ اما بررسی جزئیات تعرفههای جدید، روایت متفاوتی را پیش روی کاربران قرار میدهد.
آنچه بیش از هر چیز مورد انتقاد قرار گرفته، نه افزایش اسمی قیمتها بلکه تغییر ساختار بستههاست؛ تغییری که در نهایت مشترک را مجبور میکند برای دریافت همان میزان خدمات گذشته، پول بیشتری پرداخت کند. این شیوه قیمتگذاری اگرچه در ظاهر با عنوان «عدم افزایش تعرفه» معرفی میشود، اما در عمل تفاوت چندانی با گران شدن سرویس ندارد، زیرا معیار اصلی برای مشترک، هزینهای است که در پایان ماه از جیب او پرداخت میشود، نه صرفاً عدد درجشده روی جدول تعرفهها. بررسی بستههای جدید تانوما نشان میدهد در برخی سرویسها هزینه مؤثر استفاده از اینترنت نسبت به گذشته تا دو برابر یا حتی بیشتر افزایش یافته است. بهعنوان نمونه، سرویس یکماهه ۵۴۰ گیگابایتی که پیش از این با قیمتی در حدود ۶۵۰ هزار تومان در اختیار کاربران قرار داشت، اکنون تنها در قالب قراردادهای بلندمدت و با حداقل سرعت ۱۰۰ مگابیت بر ثانیه عرضه میشود و هزینه ماهانه آن از دو میلیون تومان فراتر رفته است. همچنین بسته ۴۲۰ گیگابایتی که پیشتر با قیمتی حدود ۴۶۰ هزار تومان قابل خرید بود، اکنون در قالب قرارداد سهماهه با بهایی نزدیک به یک میلیون و ۴۴۰ هزار تومان ارائه میشود و نسخه یکماهه ۴۵۰ گیگابایتی آن نیز حدود ۹۰۰ هزار تومان قیمتگذاری شده است. این ارقام نشان میدهد اگرچه ساختار بستهها تغییر کرده، اما نتیجه نهایی برای بسیاری از مشترکان، افزایش محسوس هزینه استفاده از اینترنت است.
این تغییرات تنها به سرویسهای فیبر نوری محدود نشده و کاربران اینترنت ADSL نیز با شرایط مشابهی روبهرو هستند. در برخی از بستههای این بخش، قیمت اسمی ثابت مانده اما حجم ترافیک کاهش یافته است. به عنوان مثال، بسته سهماهه ۱۶ مگابیت که پیش از این ۳۶۰ گیگابایت حجم داشت، اکنون با ۲۵۵ گیگابایت عرضه میشود؛ یعنی بیش از ۱۰۰ گیگابایت از حجم آن حذف شده است. در نتیجه، کاربری که قصد داشته باشد همان الگوی مصرف گذشته را حفظ کند، ناچار است حجم اضافه خریداری کند و همین موضوع هزینه نهایی استفاده از سرویس را از حدود ۳۰۰ هزار تومان به نزدیک ۵۰۰ هزار تومان میرساند. بنابراین، حتی بدون تغییر در قیمت پایه، هزینه واقعی اینترنت برای مشترک حدود ۵۰ درصد افزایش یافته است.
این نوع سیاست قیمتگذاری، سالهاست در بازارهای مختلف با عنوان «کوچکسازی محصول» یا «گرانسازی پنهان» شناخته میشود؛ روشی که در آن به جای افزایش مستقیم قیمت، میزان خدمات یا حجم محصول کاهش پیدا میکند تا مصرفکننده در نهایت هزینه بیشتری برای دستیابی به همان سطح مصرف قبلی پرداخت کند. تفاوت این روش با افزایش رسمی تعرفه تنها در نحوه ارائه آن است و از منظر اقتصادی، فشار مالی واردشده به مصرفکننده تفاوت چندانی ندارد. به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان معتقدند شفافیت در اعلام تغییرات تعرفهای، مهمتر از حفظ ظاهری قیمتهاست و شرکتها باید بهجای استفاده از عبارات تبلیغاتی، تأثیر واقعی این تصمیمها بر هزینه خانوارها را نیز توضیح دهند.
البته نمیتوان این واقعیت را نادیده گرفت که هزینه توسعه و نگهداری شبکههای ارتباطی، بهویژه در حوزه فیبر نوری، طی سالهای اخیر افزایش یافته است.
رشد نرخ ارز، افزایش قیمت تجهیزات، هزینههای نگهداری شبکه و سرمایهگذاری برای توسعه زیرساختها، فشار قابل توجهی بر اپراتورها وارد کرده است. از این منظر، نیاز شرکتهای ارائهدهنده خدمات اینترنتی به اصلاح مدل درآمدی، موضوعی قابل درک است. اما مسئله اصلی اینجاست که این اصلاحات نباید بدون شفافیت و به بهای کاهش قدرت خرید مشترکان انجام شود. کاربران انتظار دارند اگر قرار است هزینه بیشتری پرداخت کنند، این افزایش بهصورت شفاف اعلام شود و در مقابل، کیفیت، سرعت و پایداری خدمات نیز به همان نسبت ارتقا یابد. البته با وجود تمام این انتقادها، همچنان اینترنت ثابت از نظر هزینه هر گیگابایت، نسبت به اینترنت همراه مقرونبهصرفهتر است و اختلاف قابل توجهی میان قیمت هر گیگابایت در این دو بخش وجود دارد. اما این مزیت زمانی معنا پیدا میکند که خانوارها توان پرداخت هزینه اولیه بستهها را داشته باشند. در شرایطی که درآمد بخش قابل توجهی از جامعه با سرعت افزایش هزینههای زندگی همگام نیست، حتی خدماتی که همچنان نسبت به گزینههای دیگر ارزانتر محسوب میشوند نیز ممکن است از سبد مصرف بسیاری از خانوادهها حذف شوند.
بنابراین مسئله اصلی نه تغییر چند عدد در جدول تعرفهها، بلکه شیوهای است که این تغییرات به افکار عمومی ارائه میشود. وقتی یک شرکت تأکید میکند «قیمتها افزایش نیافته»، اما مشترک برای استفاده از همان میزان اینترنت گذشته ناچار است صدها هزار تومان بیشتر هزینه کند، طبیعی است که این ادعا با واقعیت زندگی مردم همخوانی نداشته باشد. شاید از نظر محاسبات اداری، تعرفهها ثابت مانده باشند، اما از نگاه خانوادهای که هر ماه با فشار تورم، کاهش قدرت خرید و افزایش هزینههای ضروری دستوپنجه نرم میکند، تفاوتی میان افزایش مستقیم قیمت و کاهش حجم خدمات وجود ندارد؛ هر دو به یک نتیجه ختم میشوند: «پرداخت بیشتر از جیب مردم». در شرایطی که اعتماد عمومی به سیاستهای قیمتگذاری بیش از هر زمان دیگری نیازمند شفافیت است، پنهان کردن افزایش هزینهها پشت تغییر ساختار بستهها، نهتنها از بار انتقادات نمیکاهد، بلکه این تصور را تقویت میکند که بار دیگر سادهترین راه برای جبران هزینهها، انتقال فشار مالی به مصرفکننده انتخاب شده است؛ مصرفکنندهای که دیگر نه توان تحمل گرانیهای پیدرپی را دارد و نه انتظار دارد افزایش هزینههایش با بازی در اعداد و واژهها توجیه شود.