خانه پیشنهاد هم‌وطن بازداشتی که فراتر از یک پرونده قضایی است

بازداشت زیباکلام؛ نشانه‌ای از انزوای آشکار مسعودپزشکیان

بازداشتی که فراتر از یک پرونده قضایی است

در سیاست، همه بازداشت‌ها یک معنا ندارند. برخی صرفاً در چارچوب یک پرونده قضایی یا امنیتی قابل تحلیل‌اند، اما برخی دیگر، فارغ از سرنوشت شخص بازداشت‌شده، به نشانه‌ای از تغییر موازنه قدرت، جابه‌جایی وزن بازیگران سیاسی و آشکار شدن شکاف‌های درون حاکمیت تبدیل می‌شوند. بازداشت دکتر صادق زیباکلام را باید در زمره دسته دوم قرار داد.

در سیاست، همه بازداشت‌ها یک معنا ندارند. برخی صرفاً در چارچوب یک پرونده قضایی یا امنیتی قابل تحلیل‌اند، اما برخی دیگر، فارغ از سرنوشت شخص بازداشت‌شده، به نشانه‌ای از تغییر موازنه قدرت، جابه‌جایی وزن بازیگران سیاسی و آشکار شدن شکاف‌های درون حاکمیت تبدیل می‌شوند. بازداشت دکتر صادق زیباکلام را باید در زمره دسته دوم قرار داد.

اهمیت این رخداد صرفاً در بازداشت یک استاد دانشگاه یا یک تحلیلگر سیاسی شناخته‌شده نیست؛ بلکه در این واقعیت نهفته است که این اتفاق در زمانی رخ می‌دهد که دولت مسعود پزشکیان بیش از هر زمان دیگری باپرسش‌هایی درباره میزان نفوذ سیاسی، قدرت چانه‌زنی و توان اثرگذاری خود در ساختار جمهوری اسلامی روبه‌رو شده است.

اگر در نخستین ماه‌های ریاست‌جمهوری پزشکیان هنوز این تصور وجود داشت که او می‌تواند به تدریج بخشی از مطالبات اصلاح‌طلبان را نمایندگی کند یا دست‌کم از شدت برخوردها با این جریان بکاهد، امروز بسیاری از همان حامیان اولیه با دیده تردید به دولت او می‌نگرند. بازداشت صادق زیباکلام، برای آنان صرفاً خبر بازداشت یک استاد دانشگاه نیست؛ بلکه نمادی از این واقعیت است که رئیس‌جمهوری که با حمایت آنان به قدرت رسید، اکنون حتی قادر نیست از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های نزدیک به اردوگاه سیاسی خود نیز حمایت مؤثری کند.

به همین دلیل، این مقاله استدلال می‌کند که اهمیت اصلی بازداشت زیباکلام نه در شخص او، بلکه در پیامی است که درباره موقعیت سیاسی مسعود پزشکیان مخابره می‌کند؛ رئیس‌جمهوری که به نظر می‌رسد بیش از هر زمان دیگری در ساختار قدرت تنها مانده است.

صادق زیباکلام؛ چرا بازداشت او اهمیت دارد؟
برای فهم معنای سیاسی این رویداد، ابتدا باید جایگاه صادق زیباکلام را شناخت.
در چهار دهه گذشته، کمتر استاد علوم سیاسی در ایران به اندازه صادق زیباکلام در فضای عمومی شناخته شده است. او تنها یک استاد دانشگاه نبود؛ بلکه به یکی ازمعدود دانشگاهیانی تبدیل شد که توانست میان فضای آکادمیک، رسانه و افکار عمومی پلی پایدار ایجاد کند.

زیباکلام سال‌ها در دانشگاه تهران به تدریس علوم سیاسی پرداخت و نسل‌های متعددی از دانشجویان علوم انسانی با کلاس‌ها، کتاب‌ها و سخنرانی‌های او آشنا شدند. آثارش درباره تاریخ معاصر ایران، انقلاب اسلامی، سیاست خارجی، روابط ایران و غرب و مسائل توسعه، بارها تجدید چاپ شد و در شمار پرفروش‌ترین آثار سیاسی فارسی قرار گرفت. او همچنین سال‌ها در رسانه‌های رسمی، مطبوعات و برنامه‌های تلویزیونی حضور داشت و به یکی از شناخته‌شده‌ترین مفسران سیاسی ایران تبدیل شد.

اما آنچه جایگاه زیباکلام را از بسیاری دیگر متمایز می‌کند، صرفاً سابقه دانشگاهی او نیست؛ بلکه نوع موضع‌گیری سیاسی اوست.

برخلاف بسیاری از منتقدان جمهوری اسلامی که از بیرون ساختار سخن می‌گویند، زیباکلام همواره خود را منتقدی درون‌ساختاری معرفی کرده است. او از اصل جمهوری اسلامی دفاع می‌کرد، اما هم‌زمان سیاست‌های داخلی و خارجی، محدودیت‌های سیاسی، نحوه اداره اقتصاد، روابط با غرب و عملکرد برخی نهادهای حاکمیتی را به صراحت نقد می‌کرد.

همین ویژگی باعث شد که او برای بخش قابل توجهی از جامعه دانشگاهی و جریان اصلاح‌طلب، نماد امکان نقد از درون ساختار باشد؛ شخصیتی که نه در جایگاه اپوزیسیون برانداز قرار می‌گرفت و نه حاضر بود از نقدسیاست‌های رسمی چشم بپوشد.
به همین دلیل، هرگونه برخورد با زیباکلام، صرفاً برخورد با یک فرد تلقی نمی‌شود؛ بلکه برای بسیاری از ناظران، نشانه‌ای از محدودتر شدن فضای فعالیت برای همان طیفی است که همچنان به اصلاح در چارچوب نظام باور دارد.

زیباکلام و پزشکیان؛ یک پیوند سیاسی فراتر از روابط شخصی
اهمیت بازداشت زیباکلام زمانی بیشتر آشکار می‌شود که جایگاه او در انتخابات ریاست‌جمهوری اخیر نیز مورد توجه قرار گیرد.

زیباکلام از جمله چهره‌هایی بود که آشکارا از مسعودپزشکیان حمایت کرد. او در مقاطع مختلف، پزشکیان را گزینه‌ای مناسب‌تر از رقبای اصولگرایش معرفی کرد و از مشارکت در انتخابات دفاع نمود. البته این حمایت صرفاً حمایت از یک فرد نبود؛ بلکه بازتاب نگاه بخشی از جریان اصلاح‌طلب و دانشگاهی بود که معتقد بود حتی اگر امکان تحقق اصلاحات گسترده وجود نداشته باشد، روی کار آمدن پزشکیان می‌تواند از شدت تنش‌های سیاسی، امنیتی و اجتماعی بکاهد.

این حمایت، برای پزشکیان نیز اهمیت ویژه‌ای داشت. او نه دارای یک حزب قدرتمند بود و نه شبکه‌ای منسجم از نیروهای سیاسی در اختیار داشت. بخش مهمی از اعتبار اجتماعی و سیاسی او، از حمایت شخصیت‌های دانشگاهی، روشنفکران و اصلاح‌طلبانی ناشی می‌شد که حاضر شدند دوباره از صندوق رأی دفاع کنند.

در چنین شرایطی، بازداشت یکی از شاخص‌ترین حامیان فکری این جریان، تنها به معنای بازداشت یک استاد دانشگاه نیست؛ بلکه به معنای آسیب دیدن همان سرمایه سیاسی است که پزشکیان با اتکا به آن وارد پاستور شد.

چرا بازداشت زیباکلام بیش از آنکه درباره او باشد، درباره پزشکیان است؟
در جمهوری اسلامی، میزان قدرت یک رئیس‌جمهور را تنها با اختیارات قانونی او نمی‌سنجند. نفوذ واقعی هر رئیس‌جمهور را می‌توان در میزان توانایی او برای حفظ سرمایه سیاسی، دفاع از نیروهای نزدیک به خود و اثرگذاری بر روندهای کلان سیاسی مشاهده کرد.

از این منظر، بازداشت صادق زیباکلام یک آزمون سیاسی برای دولت پزشکیان است.
اگر رئیس‌جمهوری که با حمایت جریان اصلاح‌طلب به قدرت رسیده، نتواند حتی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های فکری همان جریان حمایت سیاسی مؤثری کند، این پرسش به طور طبیعی شکل می‌گیرد که وزن واقعی او در ساختار قدرت تا چه اندازه است.
نکته مهم‌تر آن است که افکار عمومی نیز دقیقاً همین برداشت را انجام می‌دهد. مردم معمولاً از جزئیات اختلاف‌های درون ساختار قدرت اطلاع ندارند؛ اما نتیجه را مشاهده می‌کنند. نتیجه‌ای که در چنین رخدادهایی دیده می‌شود، این است که رئیس‌جمهور نه‌تنها قادر به تحقق وعده‌های اصلی خود نیست، بلکه حتی در برابر فشارهایی که متوجه نزدیک‌ترین حامیانش می‌شود نیز قدرت چندانی برای اثرگذاری ندارد.
به همین دلیل، بازداشت زیباکلام را می‌توان بیش از آنکه یک پرونده امنیتی یا قضایی دانست، نشانه‌ای از کاهش سرمایه سیاسی مسعود پزشکیان تلقی کرد.
این دقیقاً همان نقطه‌ای است که اهمیت این رخداد را از سطح یک خبر روزمره فراتر می‌برد و آن را به نمادی از وضعیت کنونی دولت تبدیل می‌کند؛ دولتی که با شعار وفاق آغاز شد، اما اکنون با پرسشی اساسی روبه‌روست: آیا هنوز از ظرفیت و نفوذ لازم برای حمایت از نزدیک‌ترین نیروهای سیاسی و فکری خود برخوردار است؟

پزشکیان؛ چگونه معمار انزوای سیاسی خود شد؟
اگر بازداشت صادق زیباکلام را نشانه‌ای از کاهش وزن سیاسی دولت بدانیم، پرسش مهم‌تر این است که چگونه مسعود پزشکیان به چنین نقطه‌ای رسید؟
پاسخ را نمی‌توان صرفاً در رقابت‌های معمول قدرت یافشار جریان‌های رقیب جست‌وجو کرد. بخش مهمی از وضعیت کنونی، حاصل شیوه سیاست‌ورزی خود رئیس‌جمهور است. پزشکیان در طول ماه‌های گذشته، به جای آنکه ائتلاف سیاسی حامی خود را تقویت کند، به تدریج آن را فرسوده کرد؛ روندی که امروز آثار آن به‌وضوح قابل مشاهده است.
او در جریان انتخابات، خود را نامزد «وفاق» معرفی کرد؛ مفهومی که قرار بود شکاف میان نیروهای سیاسی را کاهش دهد و بخشی از سرمایه اجتماعی از دست‌رفته را بازگرداند. اما پس از تشکیل دولت، بسیاری از حامیانش احساس کردند «وفاق» در عمل به معنای چشم‌ پوشی از مطالبات جریان اصلاح‌طلب و پرهیز از دفاع سیاسی ازهمان نیروهایی است که زمینه پیروزی او را فراهم کردند.
این برداشت، به مرور فاصله میان رئیس‌جمهور و پایگاه سیاسی‌اش را افزایش داد.


اصلاح‌طلبانی که دیگر از پزشکیان دفاع نمی‌کنند
در نخستین ماه‌های پس از انتخابات، بخش بزرگی از جریان اصلاح‌طلب همچنان تلاش می‌کرد از دولت حمایت کند. استدلال آنان این بود که رئیس‌جمهور بامحدودیت‌های ساختاری روبه‌روست و برای اجرای برنامه‌های خود به زمان نیاز دارد.
اما این حمایت به تدریج کاهش یافت.
دلیل این تغییر، تنها ناکامی دولت در تحقق وعده‌های اقتصادی یا مدیریتی نبود؛ بلکه بسیاری از فعالان اصلاح‌طلب معتقد بودند دولت حتی در حوزه‌هایی که انتظار می‌رفت موضعی روشن داشته باشد نیز سکوت اختیار کرده یا مواضعی متناقض اتخاذ کرده است.
در محافل سیاسی، بارها این انتقاد مطرح شد که پزشکیان در بزنگاه‌های حساس، از اتخاذ مواضع روشن خودداری می‌کند؛ گاه از اصلاح‌طلبان فاصله می‌گیرد، گاه به اصولگرایان پیام همراهی می‌دهد و در نهایت، هیچ‌یک از دو اردوگاه او را به عنوان نماینده واقعی خود نمی‌پذیرند.
همین رفتارهای متناقض، غیرقابل پیش‌بینی و فاقد انسجام سیاسی، موجب شد حتی بخشی از نزدیک‌ترین حامیان رئیس‌جمهور نیز به تدریج از او فاصله بگیرند.


از دست رفتن آخرین حامیان
در سیاست، رئیس‌جمهور زمانی دچار انزوا می‌شود کهنه مخالفانش به او اعتماد داشته باشند و نه حامیانش حاضر باشند برای او هزینه بدهند.
به نظر می‌رسد پزشکیان امروز به چنین نقطه‌ای نزدیک شده است.
بخش مهمی از اصلاح‌طلبان دیگر مانند گذشته از عملکرد دولت دفاع نمی‌کنند. برخی سکوت را ترجیح داده‌اند وبرخی دیگر، آشکارا از عملکرد دولت انتقاد می‌کنند. این وضعیت، پزشکیان را از مهم‌ترین پشتوانه سیاسی خود محروم کرده است.
در چنین فضایی، بازداشت صادق زیباکلام معنایی دوچندان پیدا می‌کند.
زیباکلام صرفاً یک استاد دانشگاه نیست؛ او نماد بخشی از جریان فکری و سیاسی است که از پزشکیان حمایت کرد و رأی دادن به او را توجیه می‌کرد.

هنگامی که چنین شخصیتی با فشارهای قضایی و امنیتی روبه‌رومی‌شود و دولت نیز واکنش سیاسی مؤثری نشان نمی‌دهد، این پیام به افکار عمومی منتقل می‌شود که رئیس‌جمهور حتی قادر به حمایت از آخرین و وفادارترین حامیان خود نیز نیست.
از این منظر، بازداشت زیباکلام بیش از آنکه پایان یک پرونده باشد، نماد پایان یک سرمایه سیاسی است.


فشار بر اصلاح‌طلبان؛ روندی که متوقف نشد
یکی از مهم‌ترین وعده‌های ضمنی حامیان پزشکیان این بود که روی کار آمدن او می‌تواند فضای سیاسی را تاحدی تعدیل کند و از شدت برخوردها با نیروهایاصلاح‌طلب بکاهد.
اما تحولات ماه‌های اخیر، چنین برداشتی را با تردید جدی روبه‌رو کرده است.
بازداشت صادق زیباکلام تنها یکی از این تحولات است. در همین دوره، برخوردهای قضایی و امنیتی با دیگر چهره‌های نزدیک به جریان اصلاح‌طلب نیز ادامه یافت. ازجمله، بازداشت موسوی و همچنین طرح اتهام همکاری با ایالات متحده علیه دکتر صادق زیباکلام، از نگاه بسیاری از ناظران، در امتداد همان روندی ارزیابی شد که نشان می‌دهد فشار بر این جریان نه‌تنها متوقف نشده، بلکه همچنان ادامه دارد.
از منظر سیاسی، اهمیت این تحولات در آن است که همگی در دوره ریاست‌ جمهوری پزشکیان رخ داده‌اند؛ رئیس‌جمهوری که بخش مهمی از مشروعیت انتخاباتی خود را از حمایت همین جریان به دست آورد.
این واقعیت، انتقادهای اصلاح‌طلبان را نیز تشدید کرده است. آنان می‌پرسند اگر دولت حتی نتواند از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های حامی خود حمایت کند، تفاوت وضعیت کنونی با گذشته در چیست؟


معمار انزوای خود
البته تمام مسئولیت این وضعیت را نمی‌توان به رقبای سیاسی یا ساختار قدرت نسبت داد.
پزشکیان نیز در شکل‌گیری شرایط کنونی سهمی تعیین‌کننده داشته است.
منتقدان او معتقدند رئیس‌جمهور طی ماه‌های گذشته بارها فرصت‌های سیاسی خود را از دست داده است؛ گاه با سکوت در بزنگاه‌های حساس، گاه با اتخاذ مواضعی که نه حامیانش را راضی کرد و نه منتقدانش را، و گاه با ناتوانی در ایجاد یک راهبرد روشن برای اداره ائتلاف سیاسی خود.
نتیجه این روند آن بود که پزشکیان، به جای گسترش پایگاه سیاسی خود، همان سرمایه اولیه را نیز به تدریج از دست داد.
به بیان دیگر، اگر امروز از انزوای سیاسی رئیس‌جمهور سخن گفته می‌شود، این انزوا تنها محصول فشار رقبا نیست؛ بلکه تا حد زیادی حاصل تصمیمات، رفتارها وشیوه سیاست‌ورزی خود اوست.
شاید بتوان گفت مهم‌ترین اشتباه پزشکیان آن بود که تصور می‌کرد حفظ تعادل میان همه بازیگران سیاسی، بدون حفظ پایگاه اجتماعی و سیاسی خود، امکان‌پذیر است. اما سیاست، بیش از هر چیز، بر پایه حفظ ائتلاف‌ها و سرمایه سیاسی استوار است. هنگامی که آن سرمایه فرسوده شود، حتی رئیس‌جمهور نیز به تدریج تنها می‌ماند.
و بازداشت صادق زیباکلام، بیش از هر رویداد دیگری، این تنهایی را به نمایش گذاشت.

انزوای رئیس‌جمهور؛ از برداشت سیاسی تا واقعیت قدرت
در هر نظام سیاسی، قدرت یک رئیس‌جمهور را تنها با اختیاراتی که قانون برای او تعریف کرده است، نمی‌سنجند. معیار مهم‌تر، میزان نفوذ او در ساختار تصمیم‌گیری، توانایی‌اش در دفاع از نیروهای نزدیک به خود و قدرتش در حفظ ائتلاف سیاسی‌ای است که او رابه قدرت رسانده است.
از این منظر، آنچه امروز درباره مسعود پزشکیان موردتوجه قرار گرفته، صرفاً عملکرد دولت او نیست؛ بلکه این پرسش است که آیا رئیس‌جمهور همچنان از همان وزن سیاسی ابتدای دوره ریاست‌جمهوری خود برخوردار است یا خیر.
در ماه‌های اخیر، گزارش‌ها و تحلیل‌های متعددی دربارهاختلاف‌نظر رئیس‌جمهور با برخی چهره‌های ارشد نهادهای امنیتی منتشر شده است. همچنین، گزارش‌هایی در فضای رسانه‌ای و سیاسی مطرح شده که از دشواری او در برگزاری یا دریافت برخی دیدارها با رهبر جمهوری اسلامی حکایت دارند. صرف‌نظر از صحت یا جزئیات این گزارش‌ها، نفس انتشار و تکرار آنها درفضای سیاسی، خود به شکل‌گیری یک برداشت مهم انجامیده است؛ اینکه موقعیت سیاسی رئیس‌جمهور نسبت به آغاز دوره مسئولیتش تضعیف شده است.
در سیاست، گاهی خودِ برداشت عمومی، به اندازه واقعیت اهمیت پیدا می‌کند. هنگامی که این تصور شکل بگیرد که رئیس‌جمهور دیگر از قدرت چانه‌زنی گذشته برخوردار نیست، رفتار سایر بازیگران نیز بر اساس همین برداشت تغییر می‌کند.


کاهش حمایت سیاسی؛ واقعیت یا برداشت؟
همزمان با انتشار این گزارش‌ها، فشار جریان‌های اصولگرای تندرو نیز بر دولت افزایش یافته است. به‌ویژه جبهه پایداری، در ماه‌های گذشته انتقادهای خود ازعملکرد پزشکیان را آشکارتر کرده و در موضوعات مختلف، از سیاست داخلی تا انتصابات و رویکرد دولت، مواضعی تند اتخاذ کرده است.
در مقابل، اصلاح‌طلبان نیز دیگر با انسجام گذشته ازدولت دفاع نمی‌کنند.

همین وضعیت باعث شده است پزشکیان در موقعیتی قرار گیرد که از یک سو با فشار منتقدان اصولگرا مواجه باشد و از سوی دیگر، بخش مهمی از حامیان اولیه خودرا نیز از دست داده باشد.

زیباکلام؛ آینه‌ای برای سنجش وزن سیاسی پزشکیان
اگر بازداشت صادق زیباکلام را در این چارچوب تحلیل کنیم، اهمیت آن بیش از پیش آشکار می‌شود.
زیباکلام تنها یک استاد دانشگاه یا یک تحلیلگر سیاسی نیست؛ او یکی از نمادهای جریان اصلاح‌طلبی در ایران واز چهره‌هایی است که آشکارا از پزشکیان حمایت کرد و از مشارکت در انتخابات دفاع نمود.
به همین دلیل، برخورد با او صرفاً یک پرونده شخصی تلقی نمی‌شود، بلکه به آزمونی برای سنجش میزان نفوذسیاسی رئیس‌جمهور تبدیل می‌شود.
اگر دولت نتواند از یکی از شناخته‌شده‌ترین حامیان فکری و سیاسی خود دفاع کند، این پرسش به وجود می‌آید که تا چه اندازه قادر است از سایر نیروهای نزدیک به خود حمایت کند؟
به همین دلیل است که بازداشت زیباکلام، بیش از آنکه درباره شخص او باشد، درباره موقعیت سیاسی پزشکیان سخن می‌گوید.

از وعده وفاق تا واقعیت انزوا
مسعود پزشکیان با وعده وفاق، گفت‌وگو و کاهش شکاف‌های سیاسی وارد رقابت‌های انتخاباتی شد. بسیاری از اصلاح‌طلبان و چهره‌های دانشگاهی نیز با همین امید از او حمایت کردند؛ امیدی که بر این تصور استوار بود که دولت جدید بتواند از شدت تقابل‌های سیاسی و امنیتی بکاهد و فضای متفاوتی ایجاد کند.
اما گذر زمان نشان داد تحقق چنین وعده‌ای، یا با موانع جدی روبه‌رو بوده یا دولت نتوانسته است ابزارهای لازم برای تحقق آن را به کار گیرد.
در نتیجه، رئیس‌جمهوری که قرار بود نقطه اتصال جریان‌های مختلف باشد، به تدریج با کاهش حمایت درهر دو سوی معادله روبه‌رو شد؛ نه توانست اعتماد کامل بخش‌های اثرگذار ساختار قدرت را جلب کند و نه توانست اعتماد و انگیزه حامیان اولیه خود را حفظ کند.
این وضعیت، او را در موقعیتی قرار داده است که بسیاری از ناظران از آن با عنوان «انزوای سیاسی» یاد می‌کنند.

جمع‌بندی؛ بازداشت زیباکلام، نماد تنهایی یک رئیس‌جمهور
بازداشت دکتر صادق زیباکلام را می‌توان از منظرهای مختلف حقوقی، امنیتی یا سیاسی تحلیل کرد. اما اگراین رخداد را در بستر تحولات یک سال گذشته قرار دهیم، معنای دیگری نیز پیدا می‌کند.
این رویداد تنها درباره سرنوشت یک استاد دانشگاه نیست؛ بلکه درباره رابطه میان یک رئیس‌جمهور و جریان سیاسی‌ای است که او را به قدرت رساند. هنگامی که یکی از برجسته‌ترین و شناخته‌شده‌ترین حامیان آن جریان با فشارهای قضایی و امنیتی روبه‌رو می‌شود و دولت قادر نیست نشانه‌ای از حمایت مؤثر از خود بروز دهد، این پیام به جامعه منتقل می‌شود که رئیس‌جمهور بخش مهمی از قدرت سیاسی و ظرفیت اثرگذاری خود را ازدست داده است.
شاید به همین دلیل باشد که بازداشت زیباکلام را نمی‌توان صرفاً یک خبر روزانه دانست. این رویداد، آینه‌ای است که وضعیت امروز دولت مسعود پزشکیان را بازتاب می‌دهد؛ دولتی که با وعده وفاق آغاز شد، امااکنون بیش از هر زمان دیگری با مسئله تنهایی سیاسی، فرسایش سرمایه اجتماعی و کاهش پشتوانه حامیان خود روبه‌رو است.
اگر این روند ادامه یابد، ممکن است تاریخ از دولت مسعودپزشکیان نه به عنوان دولتی که توانست شکاف‌های سیاسی را ترمیم کند، بلکه به عنوان دولتی یاد کند که به تدریج مهم‌ترین سرمایه خود، یعنی اعتماد نزدیک‌ترین حامیانش، را از دست داد. در این چارچوب، بازداشت صادق زیباکلام صرفاً یک پرونده نیست؛ بلکه نشانه‌ای از انزوای آشکار رئیس‌جمهوری است که بسیاری معتقدند، با تصمیمات، مواضع و رفتارهای سیاسی خود، بیش ازهر عامل دیگری در شکل‌گیری این انزوا نقش داشته است.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن