خانه پیشنهاد هم‌وطن هموطن بررسی می‌کند؛ازدواج کمتر، تولد کمتر؛ زنگ خطر جمعیتی بلندتر شد

هموطن بررسی می‌کند؛ازدواج کمتر، تولد کمتر؛ زنگ خطر جمعیتی بلندتر شد

اختصاصی گروه اجتماعی/ رها صدیق: معاون بهداشت وزارت بهداشت با انتشار تازه‌ترین آمارهای جمعیتی، عملاً تصویری روشن از شکست سیاست‌های سال‌های اخیر در مهار بحران ازدواج و فرزندآوری ارائه کرده است؛ آماری که نشان می‌دهد تعداد تولدها در سال ۱۴۰۴ برای نخستین‌بار به زیر ۹۰۰ هزار نفر رسیده، ازدواج‌ها کاهش یافته و کشور بیش از هر زمان دیگری در مسیر شتاب‌گرفته سالمندی قرار گرفته است. این ارقام نه فقط یک خبر آماری، بلکه سندی است از فروپاشی تدریجی امید اجتماعی، بی‌اثر شدن شعارهای پر سر و صدا و عقب‌نشینی واقعیت از سیاست‌های رسمی.

آمارهایی که این بار از زبان معاون بهداشت وزارت بهداشت منتشر شده، چیزی فراتر از یک هشدار معمولی جمعیتی است. وقتی گفته می‌شود در سال ۱۴۰۳ حدود ۴۷۰ هزار و ۳۷۲ ازدواج ثبت شده، اما این رقم در سال ۱۴۰۴ به ۴۳۱ هزار و ۶۶۴ مورد رسیده است، معنایش فقط یک افت عددی نیست؛ معنایش این است که تشکیل خانواده در ایران هر سال دشوارتر، پرهزینه‌تر و دورتر از دسترس‌تر می‌شود. در همان بازه، تولدها هم از ۹۷۹ هزار و ۹۲۹ به ۸۹۲ هزار و ۲۶۸ مورد کاهش یافته‌اند. یعنی ورودی نسل جدید، که باید موتور تداوم جمعیت باشد، برای نخستین‌بار به زیر ۹۰۰ هزار نفر سقوط کرده است. این افت را نمی‌شود به یک عامل واحد فروکاست. اقتصاد نخستین و مهم‌ترین متهم این پرونده است. جوانی که با درآمد ناپایدار، اجاره‌خانه سنگین، تورم افسارگسیخته و آینده شغلی مبهم روبه‌روست، ازدواج را نه یک انتخاب طبیعی، بلکه یک ریسک بزرگ می‌بیند. در چنین شرایطی، حرف زدن از فرزندآوری بیشتر شبیه مطالبه‌گری از گروهی است که پیشاپیش از حداقل‌های زندگی محروم شده‌اند. خانواده‌سازی در ایران امروز نه به‌خاطر کمبود میل، بلکه به‌خاطر فقدان امنیت اقتصادی به تعویق می‌افتد.

سازوکارهای بی فایده
اما بحران فقط اقتصادی نیست. مسئله عمیق‌تر از آن است که با چند وام و بسته تشویقی حل شود. در سال‌های اخیر، سبک زندگی نسل جدید تغییر کرده، ورود به بازار کار دیرتر شده، سن ازدواج بالا رفته و اولویت‌های فردی نسبت به گذشته پررنگ‌تر شده‌اند. تحصیلات طولانی‌تر، نیاز به استقلال بیشتر، و ترس از وابستگی مالی یا عاطفی، باعث شده ازدواج از یک مرحله بدیهی در زندگی جوانان، به تصمیمی پیچیده و پر از تردید تبدیل شود. به بیان دیگر، جامعه نه فقط فقیرتر، که محتاط‌تر و بی‌اعتمادتر هم شده است.

از سوی دیگر، آمار طلاق نیز اگرچه در ظاهر از ۱۹۷ هزار و ۷۷۸ به ۱۸۰ هزار و ۷۲۱ مورد کاهش یافته، اما این کاهش را نباید به حساب بهبود وضعیت خانواده گذاشت. این یک خطای تحلیلی رایج است. وقتی تعداد ازدواج‌ها پایین می‌آید، طبیعی است که تعداد طلاق هم در همان مسیر نزولی قرار بگیرد. بنابراین افت طلاق، در اینجا نشانه ثبات و آرامش نیست؛ نشانه کم شدن ورودی ازدواج است. یعنی مسئله، کم شدن جدایی‌ها نیست، بلکه کم شدن اصل ازدواج است. جامعه‌ای که کمتر ازدواج می‌کند، الزاماً خانواده پایدارتر ندارد؛ بلکه ممکن است فقط از مرحله تشکیل خانواده عقب‌نشینی کرده باشد.

تجردهای واقعی
در این میان، بحث «تجردهای واقعی» یا بهتر بگوییم تجردهای طولانی‌مدت، اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. مجرد بودن امروز برای بخش بزرگی از جوانان دیگر یک وضعیت موقت و گذرا نیست. این تجرد، محصول مستقیم ساختار اقتصادی، نااطمینانی اجتماعی و افق مبهم آینده است. بسیاری از جوانان در سن ازدواج هستند، اما نه توان مالی برای آغاز زندگی دارند، نه چشم‌انداز روشن برای ادامه آن. نتیجه این وضعیت، انباشت جمعیتی از افرادِ به‌تعویق‌افتاده است؛ نسلی که از همان نقطه شروع زندگی خانوادگی، عقب مانده است.

اینجا دقیقاً همان نقطه‌ای است که سیاست‌های رسمی باید پاسخ بدهند، اما در عمل ناتوان مانده‌اند. سال‌هاست از «جوانی جمعیت» سخن گفته می‌شود، اما در واقعیت، شرایطی که جوان را به ازدواج و فرزندآوری ترغیب کند، فراهم نشده است. وام‌های ناکافی، مشوق‌های پراکنده، وعده‌های تکراری و شعارهای تبلیغاتی نمی‌توانند جای مسکن، شغل و امنیت را بگیرند. نمی‌شود از جوانی که آینده‌اش نامعلوم است خواست خانواده‌ای پایدار بسازد و چند فرزند بیاورد. سیاست جمعیتی بدون حل اقتصاد، چیزی جز فشار اخلاقی بر یک نسل فرسوده نیست.

زنگ خطر کاهش ولادت‌ها
کاهش ولادت‌ها فقط یک عدد نگران‌کننده نیست؛ زنگ خطری است برای آینده ساختار اجتماعی و اقتصادی ایران. وقتی تولدها از یک میلیون به زیر ۹۰۰ هزار سقوط می‌کنند، یعنی کشور در حال از دست دادن شتاب طبیعی بازتولید جمعیت است. این روند، اگر ادامه پیدا کند، در سال‌های آینده خودش را به شکل سالمندی شتاب‌گرفته، کمبود نیروی کار جوان، فشار مضاعف بر صندوق‌های بازنشستگی، افزایش نیازهای درمانی و کاهش توان اقتصادی دولت نشان خواهد داد.

به عبارت روشن‌تر، بحران امروز جمعیت، بحران فردای بودجه و بازار کار است.از این زاویه، خبر تازه معاون بهداشت وزارت بهداشت فقط یک گزارش آماری نیست؛ اعترافی است به شکست یک مسیر سیاستی. سال‌ها هشدار داده شد که اگر هزینه تشکیل خانواده پایین نیاید، اگر شغل پایدار ایجاد نشود، اگر مسکن از دسترس خارج بماند و اگر امید اجتماعی ترمیم نشود، نتیجه چیزی جز افت ازدواج، کاهش تولد و تشدید سالمندی نخواهد بود. امروز همین اتفاق در حال رخ دادن است. سیاست‌گذار به‌جای حل مسئله، فقط آن را گزارش می‌کند.

در نهایت آنچه در این آمارها دیده می‌شود، یک روند ساده و عادی نیست، بلکه نشانه هم‌زمان سه بحران است: کاهش ازدواج، کاهش تولد و گسترش تجردهای طولانی‌مدت. این سه روند، به‌جای آن‌که جدا از هم دیده شوند، باید به‌عنوان اجزای یک بحران واحد فهمیده شوند؛ بحرانی که ریشه‌اش در اقتصاد، ناکارآمدی سیاستی و فرسایش اعتماد اجتماعی است. اگر این روند متوقف نشود، ایران نه‌فقط با کاهش جمعیت، بلکه با بحران عمیق‌تری در نیروی کار، رفاه و آینده اجتماعی روبه‌رو خواهد شد.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن