خانه پیشنهاد هم‌وطن شطرنج خونین در خاورمیانه؛ کیشِ سرداران و ماتِ نظام / چرا حذف فرماندهان، «امید ملی» را زنده می‌کند؟

هموطن گزارش می‌دهد

شطرنج خونین در خاورمیانه؛ کیشِ سرداران و ماتِ نظام / چرا حذف فرماندهان، «امید ملی» را زنده می‌کند؟

اختصاصی گروه سیاسی/آوا مهرگانی  

تایید خبر حذف علیرضا تنگسیری، فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران، توسط منابع رسمی اسرائیل، فراتر از یک پیروزی تاکتیکی در تقابل نظامی میان ائتلاف بین‌المللی و جمهوری اسلامی است. این واقعه، واجد ابعاد راهبردی عمیقی است که مستقیماً با سرنوشت سیاسی ایران گره خورده است. در تحلیل این رویداد، باید از سطح اخبار روزمره عبور کرد و به لایه‌های زیرین «سیاست حذف مهره‌ها» و تأثیر شگرف آن بر روان‌شناسی اجتماعی جامعه معترض ایران نگریست.جنگ جاری که از نهم اسفندماه و با ضربه حیثیتی به راس هرم قدرت در همان آغاز عملیات  – حذف علی خامنه‌ای- کلید خورد، نشان‌دهنده یک چرخش تاریخی در پارادایم مواجهه با رژیم تهران است. اگر در دهه‌های گذشته، استراتژی غرب بر مهار تنش و مدارای مسلحانه متمرکز بود، امروز جهان به این نتیجه رسیده است که صلح پایدار در خاورمیانه، تنها از مسیر جراحی پیوندهای اصلی قدرت در تهران می‌گذرد. 

توهم بازدارندگی؛درسی که جمهوری اسلامی از «جنگ ۱۲ روزه» نگرفت

در جریان «جنگ ۱۲ روزه» میان ایران و اسرائیل، نخستین ترک‌های جدی بر بدنه زنگ‌زده بازدارندگی رژیم نمایان شد. در آن بازه زمانی کوتاه، جهان شاهد بود که پروپاگاندای نظامی جمهوری اسلامی در برابر تکنولوژی‌های نفوذ و هوش مصنوعی، کارایی خود را به کلی از دست داده است. اما درس بزرگ آن نبرد، نه در عرصه فنی، بلکه در مفهوم «اقتدار فروپاشیده» بود.

حذف فرماندهان ارشد و میانی در آن مقطع ثابت کرد که دستگاه اطلاعاتی رژیم از درون دچار حفره‌های عظیمی است. امروز، کشته شدن تنگسیری به عنوان مرد شماره یک نیروی دریایی سپاه، تکرار همان سناریو در ابعادی وسیع‌تر و با پیامدهایی مرگبارتر است. این حذف‌های زنجیره‌ای، پیامی مستقیم به بدنه نظامی و نیروهای وفادار به نظام دارد و روشن می‌کند که وفاداری بدنه هواداران و نیروهای میانی نمی‌تواند ضامن بقای ساختاری باشد که قدرت حفاظت از سران خود را ندارد. 

شادی در خیابان؛ رفراندومی در دل جنگ

واقعیت غیرقابل کتمان این است که امروز فرماندهان سیاسی و نظامی جمهوری اسلامی یکی پس از دیگری حذف می‌شوند و برخلاف ادعاهای رسانه‌های دولتی، بخش بزرگی از ملت از این روند نه تنها نگران نیستند، بلکه ابراز خوشحالی می‌کنند. انتشار گسترده تصاویر و پیام‌های شادمانی در شبکه‌های اجتماعی پس از مرگ چهره‌های کلیدی نظام (از لایه اول تا مهره‌هایی چون لاریجانی و دیگران)، در حقیقت یک رفراندوم خودجوش است. این واکنش جامعه، پیامی روشن برای بازیگران بین‌المللی، به‌ویژه دونالد ترامپ دارد. او که پیش‌تر وعده داده بود «کمک در راه است»، اکنون باید بداند که مؤثرترین کمک به مردم ایران،  نه هدف قرار دادن خاک ایران، بلکه هدف قراردادن اشغالگران ایران است. چراکه افکار عمومی ایران امروز هوشمندتر از هر زمان دیگری، میان منافع ملی و بقای رژیم تفکیک قائل است. 

 چرا جراحی هدفمند بهتر از جنگ کلاسیک است؟

جمهوری اسلامی به عنوان یک رژیم پادگانی و رانت‌خوار، بقای خود را به گروگان گرفتن زیرساخت‌های ملی گره زده است و در این میان، دو الگوی عملیاتی وجود دارد که یکی تله نظام و دیگری کابوس آن است. 

1. تهدید زیرساخت‌ها (تله‌ی نظام):

 هرگونه تهدید علیه پالایشگاه‌ها، بنادر ملی، یا آثار باستانی، دقیقاً همان چیزی است که اتاق فکرهای نظام برای بقای خود به آن نیاز دارند. این اقدامات به جمهوری اسلامی اجازه می‌دهد تا با استفاده از ناسیونالیسم تدافعی، خود را پشت پرچم ایران پنهان کرده و از مردم به عنوان سپرانسانی استفاده کند. این مسیر، بحران مشروعیت نظام را زیر سایه بحران امنیت ملی دفن می‌کند.

2. ترورهای هدفمند (کابوس نظام): 

حذف فیزیکی کسانی چون تنگسیری که نامشان با باج‌گیری دریایی، مسدود کردن گلوگاه‌های اقتصادی و سرکوب معترضان گره خورده، تأثیری کاملاً معکوس دارد. این اقدام، «ماشین سرکوب» را تضعیف و «ماشین امید» مردم را تقویت می‌کند. وقتی هزینه‌ی جنگ‌طلبی مستقیماً بر سر بانیان جنگ فرود می‌آید، جامعه احساس می‌کند که عدالت در حال اجراست.

 مرز میان ملت ایران و فرقه حاکم

حذف تنگسیری ضربه‌ای مهلک به بازوی باج‌گیری رژیم در آب‌های آزاد بود؛ کسی که مسئول مستقیم ناامن‌سازی تنگه هرمز و تهدید تجارت جهانی به حساب می‌آمد. این نوع عملیات‌های جراح‌گونه، مرز میان ملت ایران و فرقه حاکم را پررنگ‌تر می‌کند. این به جامعه پیام می‌دهد که جهان میان دشمنی با رژیم سرکوبگر و احترام به تمامیت ارضی ایران، تمایزی قاطع قائل است. استمرار این روند، موازنه قدرت را به نفع «خیابان» تغییرخواهد داد. مردمی که شاهد فروریختن هیمنه پوشالی سرداران هستند، با جسارتی مضاعف برای بازپس‌گیری میهن خود گام برخواهند داشت.

ترس، از دل مردم به دل فرماندهان نقل مکان کرده است.

در انتظار صبح سپید

امروز بیش از هر زمان دیگری روشن است که راه رهایی ایران از ویرانی زیرساخت‌های ملی نمی‌گذرد. مسیر نجات، از خلع سلاح و حذف فیزیکی کسانی می‌گذرد که بقای شخصی و جناحی خود را در گرو نابودی آینده یک ملت تعریف کرده‌اند. هدف گرفتن فرماندهان سپاه و سیاست‌گذاران پشت‌پرده، آغازی است برای بازگشت امنیت به خلیج فارس و بازگشت امید به قلب میلیون‌ها معترضی که صبح سپید آزادی را در افق تضعیف حداکثری و فروپاشی ساختار جمهوری اسلامی جستجو می‌کنند. شب سیاه جنگ، با حذف تاریکی‌طلبان، زودتر به صبح خواهد رسید.

آخرین اخبار ایران و جهان

پیشنهاد هم‌وطن